عصمت قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۲۷۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۲ ژانویهٔ ۲۰۲۳
جز (جایگزینی متن - 'تحریف ناپذیری' به 'تحریف‌ناپذیری')
خط ۴۳: خط ۴۳:
# [[عصمت]] در [[کلام]] [[قرآنی]] به جهت اینکه هیچگونه تغییر و دگرگونی را وارد بر [[قرآن]] نمی‌داند، موجب [[برتری]] و تقدم این [[کلام]] بر کلام‌های دیگر [[دینی]] می‌‌شود، در واقع تمام کلام‌های [[دینی]] وابسته به قرآنند و اعتبار و عدم اعتبار خودشان از [[آیات قرآن]] را می‌‌گیرند و نقش اصلی آنها [[تبیین]] و [[تفسیر قرآن]] است؛ چنانکه [[پیامبر]] در یکی از خطبه‌های آخر [[عمر]] [[شریف]] خود فرمودند: «هر [[سنت]] و [[حدیثی]] اگر مخالف [[قرآن]] باشد آن [[کلام]] [[باطل]] و مردود است»<ref> {{متن حدیث|کلَّ سُنَّةٍ وَ حَدَثٍ وَ کلَامٍ خَالَفَ الْقُرْآنَ فَهُوَ رَدٌّ وَ بَاطِلٌ}}؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۸۶.</ref>.<ref>ر. ک: [[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن]]؛ ص ۵ـ۷.</ref>
# [[عصمت]] در [[کلام]] [[قرآنی]] به جهت اینکه هیچگونه تغییر و دگرگونی را وارد بر [[قرآن]] نمی‌داند، موجب [[برتری]] و تقدم این [[کلام]] بر کلام‌های دیگر [[دینی]] می‌‌شود، در واقع تمام کلام‌های [[دینی]] وابسته به قرآنند و اعتبار و عدم اعتبار خودشان از [[آیات قرآن]] را می‌‌گیرند و نقش اصلی آنها [[تبیین]] و [[تفسیر قرآن]] است؛ چنانکه [[پیامبر]] در یکی از خطبه‌های آخر [[عمر]] [[شریف]] خود فرمودند: «هر [[سنت]] و [[حدیثی]] اگر مخالف [[قرآن]] باشد آن [[کلام]] [[باطل]] و مردود است»<ref> {{متن حدیث|کلَّ سُنَّةٍ وَ حَدَثٍ وَ کلَامٍ خَالَفَ الْقُرْآنَ فَهُوَ رَدٌّ وَ بَاطِلٌ}}؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۸۶.</ref>.<ref>ر. ک: [[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن]]؛ ص ۵ـ۷.</ref>


== لوازم عصمت قرآن ==
عصمت قرآن از هرگونه [[خطا]] و [[انحرافی]] لوازمی را به دنبال دارد:
# احتیاج به [[تفسیر]] در [[قرآن]]: [[لزوم عصمت]] در [[قرآن]]، ما را بی [[نیاز]] از [[تفسیر]] آن نمی‌کند؛ چراکه به هیچ عنوان نمی‌توان بدون [[تبیین]] و [[تفسیر]] توسط [[پیامبر]] و [[جانشینان]] [[معصوم]] به [[حقیقت]] واقعی این [[کلام]] [[مقدس]] [[دست]] پیدا کرد<ref>ر. ک: [[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون داده‌ای آن]]؛ ص ۵ـ۷.</ref>.
# [[عامه]] پسند بودن [[قرآن]]: [[قرآن]] در عین اینکه یک [[کلام]] [[معصومانه]] است یعنی بدون [[خطا]] و [[تحریف]] است اما به صورت [[عامه]] پسند و بدون هیچ پیچیدگی ظاهری نازل شده است؛ همین امر عاملی شد تا عده ای به این [[باور]] برسند که زبان [[قرآنی]] زبان بشری همراه با [[محدودیت]] [[تاریخی]] ـ [[فرهنگی]] آن زمان است، لذا [[پیامبر]] به وسیلۀ [[پیام]] [[وحی]] غیر از [[باورها]] و تصورات [[فرهنگی]] روزگار خودش، چیز اضافه ای برای [[بشر]] نیاورده است<ref>ابوزید، نصرحامد، مفهوم النص، ص۳۴؛ مفهوم پوشیده و مبهم وحی، ترجمه محمدتقی کرمی، نقد و نظر شماره ۱۲ ص۳۴۵.</ref>. این ادعا به دو [[دلیل]] قابل [[پذیرش]] نیست:
## با نگاهی به [[خالق]] و گویندۀ [[قرآن]] روشن می‌‌شود چنین [[خالق]] با عظمتی نمی‌تواند کلامش محدود به [[کلامی]] بشری و محصور در تنگناهای محیطی، [[فرهنگی]] و [[تاریخی]] باشد.
## براساس آیۀ {{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ}}<ref>«در حال و آینده آن، باطل راه ندارد» سوره فصلت، آیه ۴۲.</ref> در می‌‌یابیم [[قرآن]] از [[عقاید]]، [[افکار]]، [[آداب]] و [[فرهنگ]] [[باطل]] به دور است؛ اما به جهت امکان تفاهم با [[مردم]]، از واژگان عرفی آنان استفاده کرده است؛ این امر (کاربست واژگان رایج در میان [[مردم]]) لزوماً به معنای [[پذیرش]] [[فرهنگ]] آنان نیست، بلکه می‌تواند صرفاً از باب هم سویی در کاربرد واژگان رایج در عرف آن زمان و به زبان آن عرف باشد چنانکه چنین امری در همۀ زبان‌ها امری رایج و مرسوم است<ref>ر. ک: [[محمد هادی معرفت|معرفت، محمد هادی]]، شبهات وردود، ص ۱۱۰-۱۱۳ و نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، ص۱۴۷-۱۴۸.</ref>.
== [[تحریف‌ناپذیری قرآن]] ==
== [[تحریف‌ناپذیری قرآن]] ==
{{اصلی|تحریف‌ناپذیری در قرآن}}
{{اصلی|تحریف‌ناپذیری در قرآن}}
۱۳٬۸۶۰

ویرایش