پرش به محتوا

امت در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۵۰۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۳
جز (جایگزینی متن - '\[\[رده\:(.*)\sدر\sفقه\sسیاسی\]\]' به '')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۶: خط ۱۶:


در تعریف "[[ملت]]" چنین آمده است: آیینی که [[خدا]] [[تشریع]] کرده و از طریق [[پیامبران]] به [[مردم]] می‌رسد و آنان را به [[قرب]] [[پروردگار]] می‌رساند. دین یا [[شریعت]] نیز به همان معناست. این اصل معنای [[ملت]] است؛ ولی بعدها این کلمه توسعه یافته و درباره آیین‌ها و ملت‌های [[باطل]] نیز استعمال شده است<ref>محسن معینی، «ملت»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۲۱۵۳-۲۱۵۴.</ref>؛ نظیر {{متن قرآن|لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا}}<ref>«بی‌گمان تو و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند، از شهر خود بیرون خواهیم راند یا آنکه به آیین ما باز گردید» سوره اعراف، آیه ۸۸.</ref>..<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۴۹۲.</ref>
در تعریف "[[ملت]]" چنین آمده است: آیینی که [[خدا]] [[تشریع]] کرده و از طریق [[پیامبران]] به [[مردم]] می‌رسد و آنان را به [[قرب]] [[پروردگار]] می‌رساند. دین یا [[شریعت]] نیز به همان معناست. این اصل معنای [[ملت]] است؛ ولی بعدها این کلمه توسعه یافته و درباره آیین‌ها و ملت‌های [[باطل]] نیز استعمال شده است<ref>محسن معینی، «ملت»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۲۱۵۳-۲۱۵۴.</ref>؛ نظیر {{متن قرآن|لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا}}<ref>«بی‌گمان تو و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند، از شهر خود بیرون خواهیم راند یا آنکه به آیین ما باز گردید» سوره اعراف، آیه ۸۸.</ref>..<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۴۹۲.</ref>
==[[امت عرب]]==
از جمله واژه‌های کلیدی که در سخنان ناسیونالیست‌های [[عرب]] به وفور دیده می‌شود، کلمه امت عرب است که با استفاده از [[قداست]] [[اسلامی]] واژه امت و تکرار آن در قرآن، به منظور القای [[مشروعیت]] [[ناسیونالیزم عرب]] به شنونده و خواننده آثار خود مورد بهره‌برداری قرار می‌دهند و در [[حقیقت]] به این وسیله [[تفسیری]] [[سیاسی]] بر [[آیات]] مربوط به [[امت]] ارائه می‌دهند و آن را به جای [[امت اسلام]] به کار می‌بندند.
در آثار متفکران [[عرب]] چون طنطاوی، شیخ حسن مرصفی، [[سلیم]] [[بستانی]]، نجیب غازوری، عریسی و [[عمر]] فاخوری که به [[تمایلات]] ناسیونالیستی [[شهرت]] دارند، واژه [[امت عرب]] فراوان آمده است<ref>القومیة العربیة و الاسلام، ص۳۴-۳۲.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۸۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۰۲.</ref>
==[[امت واحد]]==
[[قرآن]] [[انسان‌ها]] را با وجود عوامل اختلاف‌انگیز و تمایزها و تفاوت‌های گوناگونی که بین آنها حکمفرماست مجموعه‌ای همگرا و همگون و متشکل و چون کاروانی منسجم و در حال حرکت به سوی [[مصرف]] واحد، تلقی می‌کند و او را به یک [[سازماندهی]] فراگیر [[دعوت]] می‌کند؛ و این حالت را کیفیت نخستین [[جامعه بشری]] و شکل مطلوب و معقول [[آینده بشر]] می‌داند:
# [[مردم]] (در نخستین روزهای [[حیات اجتماعی]]) امت واحد بودند، از آن پس [[خداوند]] [[انبیا]] را برانگیخت<ref>بقره، ۲۱۳.</ref>؛
# انسان‌ها، جز امت واحد نبودند از آن پس [[اختلاف]] کردند<ref>یونس، ۱۹.</ref>؛
#این است امتتان که [[امت واحده]] است و من نیز پروردگارتان؛ پس مرا [[عبادت]] کنید<ref>انبیاء، ۹۲؛ مؤمنون، ۵۲.</ref>.
بر اساس این [[بینش]] و [[اعتقاد]]، [[مسلمان]] موظف است که [[وحدت]] و [[یکپارچگی]] را نخست در [[جامعه]] کوچک‌تر [[جهان اسلام]] تحقق ببخشد و سرانجام آن را به سراسر جامعه بشری گسترش دهد.<ref>[[فقه سیاسی]]، ج۲، ص۱۲۶-۱۲۷</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۰۲.</ref>
==[[امت واحد جهانی]] و [[نظام امامت]]==
سومین طرح جامعی که در زمینه [[نظام حقوقی]] جامعه بشری ارائه شده، [[نظام]] [[امت و امامت]] واحد جهانی است که ریشه در [[تعالیم انبیا]] دارد، ولی [[اسلام]] آن را به صورت جامع تبیین کرده است. در [[جهان‌بینی]] اسلام، کل [[جهان]] یک مجموعه منسجم و به هم پیوسته است و قلمروی هستی، [[مظهر]] یک وحدت بزرگ و نشانه وحدت و یکتایی آفریننده جهان است و در این [[همبستگی]] و [[پیوستگی]] بزرگ، [[تعادل]] و [[تعاون]] و [[نظم]]، جای تصادم و [[تزاحم]] و هر نوع تضادی را گرفته است<ref>تبارک، ۳.</ref>.
قلمروی [[حیات]]، که [[زندگی]] [[انسان]] گوشه‌ای از آن است نیز از این [[قانون]] مستثنا نیست و اصل حیات در این قلمرو وسیع از عنصر آب سرچشمه گرفته است<ref>انبیاء، ۳.</ref>.
انسان نیز که بارزترین نمونه پدیده حیات است، در هستی مرتبط با کل [[جهان]] و هم‌ریشه با تمامی نمودهای حیات است<ref>مؤمنون، ۱۲.</ref>. افراد انسان نیز دارای نهاد واحد و [[سرشت]] همگون و [[فطرت]] مشترک هستند و همه [[انسان‌ها]] از یک پدر و مادر به وجود آمده‌اند<ref>نساء، ۱.</ref>.
بر اساس این [[بینش]]، [[اسلام]] [[جامعه بشری]] را مجموعه [[واحدی]] می‌داند که در فطرت و [[تفکر]] و [[هدف]] همگون هستند و تمامی [[اختلاف‌ها]] و تفرقه‌ها و عوامل جدایی را عرضی و ناشی از خصلت‌های منفی و به دور از [[مقام]] و [[منزلت]] بشری می‌شمارد {{متن قرآن|هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ}}<ref>«این امّت شماست، امّتی یگانه و من پروردگار شمایم بنابراین مرا بپرستید» سوره انبیاء، آیه ۹۲.</ref>.
همین [[اختلاف]] نشأت‌گرفته از خصلت‌های بد در [[زندگی اجتماعی]]، موجب شد که [[خداوند]] برای بازگرداندن [[جوامع بشری]] به [[امت واحده]] که حالت نخستین آن بود، [[انبیا]] را برانگیزاند تا در پرتو [[تعالیم آسمانی]] آنان [[بشریت]] از هگذر [[وحدت]] بزرگ (امت واحده)، [[راه تکامل]] را سریع‌تر بپیماید و در این مسیر پرمخاطره [[هدایت]] شود.
[[قرآن]] در این زمینه به [[صراحت]] می‌گوید:
{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ}}<ref>«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>.
در [[بینش]] [[قرآنی]] [[اختلاف]] از ظلم‌هاست، و [[ظلم‌ها]] نیز در عمل بر اثر [[پدیده اجتماعی]] [[افزون‌طلبی]] و [[استخدام]] موجودات و انسان‌های دیگر به وجود آمد. ولی [[فطرت]] و [[روح]] و [[فکر]] و [[هدف]] مشترک [[آدمی]] همواره [[جامعه بشری]] را به همگونی و [[وحدت]] فرا می‌خواند و از این رو [[جایگاه رسالت]] همه [[انبیا]] نیز که فطرت و فکر و خواسته [[مردم]] بود، یکسان بوده و همه [[پیامبران]] به یک [[دین]] و یک راه و یک مقصد [[دعوت]] می‌کردند.
{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref>.
[[اسلام]] با چنین دیدی دین را به طور متعدد ([[ادیان]]) مطرح نمی‌کند و آن را به صورت مفرد و برنامه [[تکامل]] فردی و [[اجتماعی]] همه [[جوامع بشری]] می‌داند و اساس تعلیمات دین را بر وحدت نوعی [[جوامع]] [[استوار]] می‌کند؛ زیرا اگر جوامع انواع مختلف بودند و هر کدام مقصد و راهی را می‌طلبیدند ناگزیز ماهیت ادیان و راه [[انبیاء]] نیز مختلف و متعدد می‌بود<ref>جامعه و تاریخ، ص۴۵-۴۶.</ref>.
بنابراین [[اندیشه]] [[فلسفی]] دین در همه زمان‌ها و در همه منطقه‌ها و در زبان همه پیامبران [[راستین]] [[الهی]]، یک محتوا داشته و [[اختلاف شرایع آسمانی]] از نوع تفاوت و [[نقص]] و کمال است. چنین جهانی‌بینی از [[جهان]]، [[انسان]] و [[جامعه]]، [[مبین]] وحدت ارگانیک جهان و [[اتحاد]] نوع انسان و همگونی و [[همسویی]] [[جامعه انسانی]] است.
اسلام بر اساس این بینش، [[آینده]] جوامع بشری را نیز [[تفسیر]] می‌کند، و بنا بر نظریه اصالت فطرت و [[یگانگی]] [[فطری]] [[انسان‌ها]] و این که وجود [[اجتماعی]] [[انسان]] و [[زندگی]] جمعی او و [[جامعه]]، وسیله‌ای است که [[فطرت]] نوعی انسان آن را برای وصول به [[کمال نهایی]] خود [[انتخاب]] کرده است، حرکت [[آینده]] [[جوامع]] و [[تمدن‌ها]] و [[فرهنگ‌ها]] را به سوی [[یگانگی]] و ادغام می‌داند، و با [[رشد]] انسان و بارور شدن استعدادهای وی و به فعلیت رسیدن همه ارزش‌های امکانی او، رسیدن به [[جامعه واحد]] [[تکامل]] یافته را مرحله نهایی [[زندگی اجتماعی]] می‌داند<ref>جامعه و تاریخ، ص۴۵-۴۶.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۴۹-۵۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۰۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۱: خط ۴۸:
# [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژه‌نامه فقه سیاسی''']]
# [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژه‌نامه فقه سیاسی''']]
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']]
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۳۷۲

ویرایش