پوپولیسم: تفاوت میان نسخه‌ها

۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ ژانویهٔ ۲۰۲۳
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== «پوپولیسم»، از واژه لاتین popularis»» یا «populous»<ref>دانشنامه در علم سیاست، ص۳۰۵.</ref> به معنای توده مردم یا عامه گرفته شده است<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۲۶۴.</ref>. نظریه...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱۷: خط ۱۷:
این نوع از پوپولیسم در طول [[تاریخ]] [[حیات]] خود، در عرصه‌های مختلف [[اجتماع]] - به خصوص نحله‌های [[فکری]] [[افراطی]] نظیر [[فاشیسم]] و نازیسم - به صورت پنهان یا آشکار حضور و [[نفوذ]] داشته است. این طرز [[فکر]]، به دلیل داشتن وجوه اشتراک بسیار با [[افکار]] تندروانه و عوام‌پسندانه گروه‌های مختلف، [[توانایی]] تداخل و اشتراک فکری را با این گروه‌ها دارد. [[تفکر]] پوپولیسم با نفوذ به رده‌های بالای [[مدیریتی]] گروه‌های فکری، [[قدرت]] را به تدریج قبضه کرده و نیروی مردم را با شعارهای تهییج‌کننده خود - البته برای مدت زمانی کوتاه - در راه نیل به اهداف خود به کار می‌گیرد. در [[حقیقت]] عوامل زیادی موجب پیدایش پوپولیسم در [[جوامع]] امروز می‌شود<ref>پوپولیسم مذهبی، ص۱۰.</ref>. به [[عقیده]] پل تاگارت، پوپولیسم، واکنش به [[اندیشه‌ها]] و روش‎های [[نظام‌های سیاسی]] مبتنی بر [[نمایندگی]] است و در مقابل [[احساس]] وقوع [[بحران]]، به [[تجلیل]] پنهان یا آشکار از کانون آرمانی خود می‌پردازد. با این همه، به دلیل فقدان ارزش‌های بنیادی، از [[عوام]] بیشتر تأثیر می‌پذیرد و در هر محیطی ویژگی‌های محیط پیرامون خود را می‌پذیرد و در عمل پدیده‌ای گذراست<ref>پوپولیسم (حسن مرتضوی)، ص۳۵.</ref>.
این نوع از پوپولیسم در طول [[تاریخ]] [[حیات]] خود، در عرصه‌های مختلف [[اجتماع]] - به خصوص نحله‌های [[فکری]] [[افراطی]] نظیر [[فاشیسم]] و نازیسم - به صورت پنهان یا آشکار حضور و [[نفوذ]] داشته است. این طرز [[فکر]]، به دلیل داشتن وجوه اشتراک بسیار با [[افکار]] تندروانه و عوام‌پسندانه گروه‌های مختلف، [[توانایی]] تداخل و اشتراک فکری را با این گروه‌ها دارد. [[تفکر]] پوپولیسم با نفوذ به رده‌های بالای [[مدیریتی]] گروه‌های فکری، [[قدرت]] را به تدریج قبضه کرده و نیروی مردم را با شعارهای تهییج‌کننده خود - البته برای مدت زمانی کوتاه - در راه نیل به اهداف خود به کار می‌گیرد. در [[حقیقت]] عوامل زیادی موجب پیدایش پوپولیسم در [[جوامع]] امروز می‌شود<ref>پوپولیسم مذهبی، ص۱۰.</ref>. به [[عقیده]] پل تاگارت، پوپولیسم، واکنش به [[اندیشه‌ها]] و روش‎های [[نظام‌های سیاسی]] مبتنی بر [[نمایندگی]] است و در مقابل [[احساس]] وقوع [[بحران]]، به [[تجلیل]] پنهان یا آشکار از کانون آرمانی خود می‌پردازد. با این همه، به دلیل فقدان ارزش‌های بنیادی، از [[عوام]] بیشتر تأثیر می‌پذیرد و در هر محیطی ویژگی‌های محیط پیرامون خود را می‌پذیرد و در عمل پدیده‌ای گذراست<ref>پوپولیسم (حسن مرتضوی)، ص۳۵.</ref>.


به هر روی، پوپولیسم با [[توده]] [[مردم]] سر و کار دارد و در [[حقیقت]] جنبشی توده‎ای است؛ اما به دلیل نداشتن [[تشکل]] منسجم و [[هدف]] مشخص و [[واقعی]]، این [[جنبش‌ها]] منسجم‌تر و دارای [[تشکیلات منظم]] بعدی هستند که در ادامه، منویات خود را [[اعمال]] می‌کنند. در نگرش پوپولیستی، جهت‌گیری [[افکار]] [[عامه]]، به منظور واداشتن [[حکومت]] به پذیرش منویات مردم، چشمگیر است. در پوپولیسم، [[اراده]] جهت‌دار توده مردم نسبت به [[عدالت‌خواهی]]، نقشی بارز دارد و ساز و کار این اراده جهت‌دار، مؤثرتر و [[برتر]] از مکانیسم‌های سازمان‌های مختلف است و [[حکومت‌ها]] به طور مستقیم و غیرمستقیم، تحت فشار و تأثیر خواست عامه مردم واقع می‌شوند<ref>پوپولیسم (حسن مرتضوی)، ص۳۵.</ref>.
به هر روی، پوپولیسم با [[توده]] [[مردم]] سر و کار دارد و در [[حقیقت]] جنبشی توده‎‌ای است؛ اما به دلیل نداشتن [[تشکل]] منسجم و [[هدف]] مشخص و [[واقعی]]، این [[جنبش‌ها]] منسجم‌تر و دارای [[تشکیلات منظم]] بعدی هستند که در ادامه، منویات خود را [[اعمال]] می‌کنند. در نگرش پوپولیستی، جهت‌گیری [[افکار]] [[عامه]]، به منظور واداشتن [[حکومت]] به پذیرش منویات مردم، چشمگیر است. در پوپولیسم، [[اراده]] جهت‌دار توده مردم نسبت به [[عدالت‌خواهی]]، نقشی بارز دارد و ساز و کار این اراده جهت‌دار، مؤثرتر و [[برتر]] از مکانیسم‌های سازمان‌های مختلف است و [[حکومت‌ها]] به طور مستقیم و غیرمستقیم، تحت فشار و تأثیر خواست عامه مردم واقع می‌شوند<ref>پوپولیسم (حسن مرتضوی)، ص۳۵.</ref>.
برخی تحلیل گران در بحث [[رهبری امام]] و شیوه بی‌بدیل ایشان در [[سازماندهی]] توده [[عظیم]] مردم در [[انقلاب اسلامی ایران]]، معتقدند که [[انقلاب اسلامی]] به دلیل نداشتن طرح و برنامه مشخص و روشن برای [[آینده]] و مبهم بودن [[غایت]] حرکت برای مردم و حتی برای [[رهبران]]، یک حرکت پوپولیستی بود<ref>هراس بنیادین، ص۱۱۱-۱۰۹.</ref>. در حالی که برنامه‌ها و اهداف [[امام]] از برپایی [[نهضت]]، اموری مبهم و آرزوهای بلند و دور و درازی نبود که دست‌نیافتنی و آرمانی باشد؛ زیرا نمونه عملی برنامه‌هایی که در نظر امام بود، در زمان‌های گذشته کما بیش محقق شده بود. عمده اشکالاتی که امام به [[رژیم]] [[حاکم]] داشت به عدم توجه به [[قوانین]] [[شرعی]] و [[اسلامی]] در برنامه‌ریزی‌های [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] [[دولت]] و [[وابستگی به بیگانگان]] بازمی‌گشت. پس امام با طرح [[نظریه ولایت فقیه]] در اواخر دهه ۱۳۴۰ در [[نجف]] و چاپ آن به صورت جزوه و کتاب در [[ایران]]، [[معتقد]] بود که تعامل [[دیانت]] و [[سیاست]] به معنای [[تدبیر]] [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]] بر اساس [[احکام]] و [[دستورات]] [[شرع]]، بسیاری از [[مشکلات]] موجود ایران را حل می‌کند. این تعامل در برخی دوران‌ها در عمل اتفاق افتاده بود و نتایج فراوانی داشت. یکی از این نمونه‌ها ایران دوران [[صفویه]] است. در زمانی که [[حکومت]] صفویه به [[انحطاط]] کشیده نشده بود و رابطه [[دین]] و [[دولت]] رابطه‌ای مثبت بود و [[حاکمان]] وقت، خود را مجری دستورات [[فقهی]] [[علما]] می‌دانستند، نتایجی از این تعامل به دست آمد که ایران را از نظر [[اقتصادی]]، [[سیاست بین‌الملل]]، [[علوم عقلی]]، [[هنر]] و معماری، [[تأمین اجتماعی]]، [[امنیت]] داخلی در اوج قرار داد و می‌توان این دوران را دوران طلایی و اوج [[تمدن اسلامی]] دانست<ref>مشکله هویت ایرانیان امروز، ص۲۰.</ref>.
برخی تحلیل گران در بحث [[رهبری امام]] و شیوه بی‌بدیل ایشان در [[سازماندهی]] توده [[عظیم]] مردم در [[انقلاب اسلامی ایران]]، معتقدند که [[انقلاب اسلامی]] به دلیل نداشتن طرح و برنامه مشخص و روشن برای [[آینده]] و مبهم بودن [[غایت]] حرکت برای مردم و حتی برای [[رهبران]]، یک حرکت پوپولیستی بود<ref>هراس بنیادین، ص۱۱۱-۱۰۹.</ref>. در حالی که برنامه‌ها و اهداف [[امام]] از برپایی [[نهضت]]، اموری مبهم و آرزوهای بلند و دور و درازی نبود که دست‌نیافتنی و آرمانی باشد؛ زیرا نمونه عملی برنامه‌هایی که در نظر امام بود، در زمان‌های گذشته کما بیش محقق شده بود. عمده اشکالاتی که امام به [[رژیم]] [[حاکم]] داشت به عدم توجه به [[قوانین]] [[شرعی]] و [[اسلامی]] در برنامه‌ریزی‌های [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] [[دولت]] و [[وابستگی به بیگانگان]] بازمی‌گشت. پس امام با طرح [[نظریه ولایت فقیه]] در اواخر دهه ۱۳۴۰ در [[نجف]] و چاپ آن به صورت جزوه و کتاب در [[ایران]]، [[معتقد]] بود که تعامل [[دیانت]] و [[سیاست]] به معنای [[تدبیر]] [[امور اجتماعی]] و [[سیاسی]] بر اساس [[احکام]] و [[دستورات]] [[شرع]]، بسیاری از [[مشکلات]] موجود ایران را حل می‌کند. این تعامل در برخی دوران‌ها در عمل اتفاق افتاده بود و نتایج فراوانی داشت. یکی از این نمونه‌ها ایران دوران [[صفویه]] است. در زمانی که [[حکومت]] صفویه به [[انحطاط]] کشیده نشده بود و رابطه [[دین]] و [[دولت]] رابطه‌ای مثبت بود و [[حاکمان]] وقت، خود را مجری دستورات [[فقهی]] [[علما]] می‌دانستند، نتایجی از این تعامل به دست آمد که ایران را از نظر [[اقتصادی]]، [[سیاست بین‌الملل]]، [[علوم عقلی]]، [[هنر]] و معماری، [[تأمین اجتماعی]]، [[امنیت]] داخلی در اوج قرار داد و می‌توان این دوران را دوران طلایی و اوج [[تمدن اسلامی]] دانست<ref>مشکله هویت ایرانیان امروز، ص۲۰.</ref>.


۸۰٬۱۲۹

ویرایش