←نصب ابن عباس به حکومت بصره
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
بصره یکی از شهرهای مهم و بزرگ و بندری [[عراق]] در کنار اروند رود (شط العرب) و نزدیک خرمشهر و دارای کشتزارها و نخلستانهای بسیار است<ref>درباره بنای بصره و تاریخچه و جغرافیای آن ر. ک. دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۲ به بعد، عنوان بصره</ref>. معنای لغوی بصره، [[زمین]] سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. بصره در سال ۱۴ [[هجری]]، در زمان [[عمر بن خطاب]] بنا شد. [[امام علی]] {{ع}} در زمان [[خلافت]] خویش با [[شورشیان]] بصره جنگید و آن درگیری به [[جنگ جمل]] [[شهرت]] یافت. امروز، [[مردم بصره]] اغلب [[شیعه]] [[اثناعشریه|اثنی عشری]]اند و بخشی هم اخباری<ref>ر.ک: دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۷۸.</ref> | بصره یکی از شهرهای مهم و بزرگ و بندری [[عراق]] در کنار اروند رود (شط العرب) و نزدیک خرمشهر و دارای کشتزارها و نخلستانهای بسیار است<ref>درباره بنای بصره و تاریخچه و جغرافیای آن ر. ک. دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۲ به بعد، عنوان بصره</ref>. معنای لغوی بصره، [[زمین]] سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. بصره در سال ۱۴ [[هجری]]، در زمان [[عمر بن خطاب]] بنا شد. [[امام علی]] {{ع}} در زمان [[خلافت]] خویش با [[شورشیان]] بصره جنگید و آن درگیری به [[جنگ جمل]] [[شهرت]] یافت. امروز، [[مردم بصره]] اغلب [[شیعه]] [[اثناعشریه|اثنی عشری]]اند و بخشی هم اخباری<ref>ر.ک: دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۷۸.</ref> | ||
==[[نصب]] [[ابن عباس]] به | ==[[نصب]] [[ابن عباس]] به حکومت بصره== | ||
[[ابنخلدون]] در [[تاریخ]] خود آورده است: پس از [[جنگ جمل]] که همه [[بصریان]] با [[امیرالمؤمنین]] [[بیعت]] کردند، [[عبدالرحمن بن ابیبکره]] برای بیعت نزد حضرت آمد. [[امام]]{{ع}} با کنایه از او پرسید: عمویت زیاد باز هم [[منتظر]] [[فرصت]] نشسته است؟ عبدالرحمن گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] او در بستر [[بیماری]] افتاده است و از [[شادکامی]] شما بسیار مسرور و خوشحال است. حضرت به همراه [[ابوبکره]] به [[خانه]] زیاد رفت. زیاد با دیدن حضرت عذر آورد که [[بیمار]] بوده است و نتوانسته در [[جنگ]] شرکت کند. ابنخلدون مینویسد که امام به زیاد پیشنهاد داد تا از طرف او [[حاکم بصره]] باشد؛ اما زیاد آن را نپذیرفت و [[ابنعباس]] را معرفی کرد. این سخن ابنخلدون خالی از اشکال و ابهام نیست؛ زیرا در [[بصره]] که کانون [[فتنه]] بوده است و از نظر [[عمر]]، شهری است که [[شیطان]] در آن تخمریزی کرده است، خردمندانه این است که فردی [[انتخاب]] شود که هم از نظر [[سیاسی]] و هم از نظر [[دینی]] دارای [[وجاهت]] شایانتوجهی باشد. پس آن حضرت، ابنعباس را [[والی بصره]] انتخاب کرد و زیاد را بر [[خراج]] و [[بیتالمال]] گماشت<ref>العبر، ج۱، ص۶۰۹.</ref>. | [[ابنخلدون]] در [[تاریخ]] خود آورده است: پس از [[جنگ جمل]] که همه [[بصریان]] با [[امیرالمؤمنین]] [[بیعت]] کردند، [[عبدالرحمن بن ابیبکره]] برای بیعت نزد حضرت آمد. [[امام]]{{ع}} با کنایه از او پرسید: عمویت زیاد باز هم [[منتظر]] [[فرصت]] نشسته است؟ عبدالرحمن گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] او در بستر [[بیماری]] افتاده است و از [[شادکامی]] شما بسیار مسرور و خوشحال است. حضرت به همراه [[ابوبکره]] به [[خانه]] زیاد رفت. زیاد با دیدن حضرت عذر آورد که [[بیمار]] بوده است و نتوانسته در [[جنگ]] شرکت کند. ابنخلدون مینویسد که امام به زیاد پیشنهاد داد تا از طرف او [[حاکم بصره]] باشد؛ اما زیاد آن را نپذیرفت و [[ابنعباس]] را معرفی کرد. این سخن ابنخلدون خالی از اشکال و ابهام نیست؛ زیرا در [[بصره]] که کانون [[فتنه]] بوده است و از نظر [[عمر]]، شهری است که [[شیطان]] در آن تخمریزی کرده است، خردمندانه این است که فردی [[انتخاب]] شود که هم از نظر [[سیاسی]] و هم از نظر [[دینی]] دارای [[وجاهت]] شایانتوجهی باشد. پس آن حضرت، ابنعباس را [[والی بصره]] انتخاب کرد و زیاد را بر [[خراج]] و [[بیتالمال]] گماشت<ref>العبر، ج۱، ص۶۰۹.</ref>. | ||