ابن حبان: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'تاریخ نگاران' به 'تاریخنگاران'
جز (جایگزینی متن - 'صاحب نظران' به 'صاحبنظران') |
جز (جایگزینی متن - 'تاریخ نگاران' به 'تاریخنگاران') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
ابن حبان مقدمات [[علوم]] را در بُست از [[ابواحمد اسحاق بن ابراهیم]] و [[ابوالحسن محمد بن عبداللّه بن جنید]] و دیگران فرا گرفت<ref>معجم البلدان، ج ۱، ص۴۱۵.</ref> و سپس برای تکمیل [[دانش]] خود در سال ۳۰۰ هجری به [[نیشابور]] رفت. این سرآغاز سفرهای [[علمی]] وی بوده است. <ref>انباه الرواة، ج ۳، ص۱۲۲.</ref> در نیشابور از [[ابوالعباس محمد بن اسحاق بن سرّاج]] و دیگران استماع [[حدیث]] کرد<ref>تاریخ الاسلام، ج ۲۶، ص۱۱۲.</ref> و در جستجوی حدیث به بسیاری از شهرهای [[خراسان]] و ماوراءالنهر، [[عراق]]، [[حجاز]]، [[شام]] و [[مصر]] [[سفر]] کرد و چنان که نوشتهاند مسافت طولانی و حوزه گستردهای از شاش تا اسکندریه را پیمود.<ref>الانساب، ج ۱، ص۳۴۹.</ref> [[مشایخ]] او به گفته خود وی بیش از دو هزار تن بودهاند. <ref> تذکره الحفاظ، ج ۳، ص۹۲۱.</ref> نام [[شهرها]] و شیوخ وی را یاقوت به تفصیل یاد کرده است.<ref>معجم البلدان، ج ۱، ص۴۱۵ ـ ۴۱۶.</ref> وی پس از سفرهای طولانی در سال ۳۳۴ هجری به نیشابور رفت و جمع بسیاری از او [[نقل حدیث]] کردند. ابن حبان بار دیگر در سال ۳۳۷ به نیشابور رفت و در باب الرازیّین خانقاهی بنا کرد و در آنجا کتابهای خویش را [[تدریس]] میکرد. مدتی نیز در [[سمرقند]] [[فقه]] تدریس میکرد. <ref>الانساب، ج ۱، ص۳۴۹.</ref> | ابن حبان مقدمات [[علوم]] را در بُست از [[ابواحمد اسحاق بن ابراهیم]] و [[ابوالحسن محمد بن عبداللّه بن جنید]] و دیگران فرا گرفت<ref>معجم البلدان، ج ۱، ص۴۱۵.</ref> و سپس برای تکمیل [[دانش]] خود در سال ۳۰۰ هجری به [[نیشابور]] رفت. این سرآغاز سفرهای [[علمی]] وی بوده است. <ref>انباه الرواة، ج ۳، ص۱۲۲.</ref> در نیشابور از [[ابوالعباس محمد بن اسحاق بن سرّاج]] و دیگران استماع [[حدیث]] کرد<ref>تاریخ الاسلام، ج ۲۶، ص۱۱۲.</ref> و در جستجوی حدیث به بسیاری از شهرهای [[خراسان]] و ماوراءالنهر، [[عراق]]، [[حجاز]]، [[شام]] و [[مصر]] [[سفر]] کرد و چنان که نوشتهاند مسافت طولانی و حوزه گستردهای از شاش تا اسکندریه را پیمود.<ref>الانساب، ج ۱، ص۳۴۹.</ref> [[مشایخ]] او به گفته خود وی بیش از دو هزار تن بودهاند. <ref> تذکره الحفاظ، ج ۳، ص۹۲۱.</ref> نام [[شهرها]] و شیوخ وی را یاقوت به تفصیل یاد کرده است.<ref>معجم البلدان، ج ۱، ص۴۱۵ ـ ۴۱۶.</ref> وی پس از سفرهای طولانی در سال ۳۳۴ هجری به نیشابور رفت و جمع بسیاری از او [[نقل حدیث]] کردند. ابن حبان بار دیگر در سال ۳۳۷ به نیشابور رفت و در باب الرازیّین خانقاهی بنا کرد و در آنجا کتابهای خویش را [[تدریس]] میکرد. مدتی نیز در [[سمرقند]] [[فقه]] تدریس میکرد. <ref>الانساب، ج ۱، ص۳۴۹.</ref> | ||
[[شاگردان]] بسیاری داشت که ازآن میان میتوان به [[ابوعبدالله بن منده اصفهانی]]، [[ابوعبداللّه بن بیّع حاکم نیشابوری]] و [[ابوعبداللّه محمد بن احمد بن غنجار]] اشاره کرد. [[ذهبی]] به نقل از [[ابوسعید ادریس]] گفته است ابن حبان افزون بر فقه و حدیث، به دانش [[طب]]، [[نجوم]] و انواع [[فنون]] [[آگاه]] بود.<ref> سیر اعلام النبلاء، ج ۱۶، ص۹۴.</ref> تراجم نویسان و [[ | [[شاگردان]] بسیاری داشت که ازآن میان میتوان به [[ابوعبدالله بن منده اصفهانی]]، [[ابوعبداللّه بن بیّع حاکم نیشابوری]] و [[ابوعبداللّه محمد بن احمد بن غنجار]] اشاره کرد. [[ذهبی]] به نقل از [[ابوسعید ادریس]] گفته است ابن حبان افزون بر فقه و حدیث، به دانش [[طب]]، [[نجوم]] و انواع [[فنون]] [[آگاه]] بود.<ref> سیر اعلام النبلاء، ج ۱۶، ص۹۴.</ref> تراجم نویسان و [[تاریخنگاران]]، از [[ابن حبان]] دو چهره متفاوت و گاه متضاد ترسیم کردهاند؛ برخی وی را [[ثقه]]، حافظی بزرگوار<ref>الاکمال، ج ۱، ص۴۳۳.</ref> و عالم به متون و اسانید [[حدیث]] دانستهاند؛ <ref>معجم البلدان، ج ۱، ص۴۱۵.</ref> اما دسته دیگر، چهرهای منفی از وی به دست دادهاند. <ref> میزان الاعتدال، ج ۳، ص۵۰۷.</ref> ابن حبان از [[صاحبنظران]] [[علم حدیث]] و [[رجال]] است و در این دو [[علم]]، آرای ویژهای دارد. | ||
وی مورد توجه [[امیران]] و [[حاکمان]] [[خراسان]] بود، و بارها به سمت [[قضاوت]] گماشته شده است. به گفته [[سمعانی]]، او در [[سمرقند]] و نسا و شهرهای دیگر خراسان به قضاوت پرداخته است. ابن حبان به سال ۳۵۴ هجری در بُست درگذشت و در صفهای که نزدیک [[خانه]] خود بنا کرده بود، به [[خاک]] سپرده شد. <ref>الانساب، ج ۱، ص۳۴۹.</ref> | وی مورد توجه [[امیران]] و [[حاکمان]] [[خراسان]] بود، و بارها به سمت [[قضاوت]] گماشته شده است. به گفته [[سمعانی]]، او در [[سمرقند]] و نسا و شهرهای دیگر خراسان به قضاوت پرداخته است. ابن حبان به سال ۳۵۴ هجری در بُست درگذشت و در صفهای که نزدیک [[خانه]] خود بنا کرده بود، به [[خاک]] سپرده شد. <ref>الانساب، ج ۱، ص۳۴۹.</ref> | ||