ولایت تشریعی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
جز (جایگزینی متن - 'کلیه' به 'کلیه') |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
=== [[ولایت فقیه]] === | === [[ولایت فقیه]] === | ||
این اصطلاح ترکیبی از دو کلمۀ «ولایت» و «[[فقیه]]» است. بدین جهت ابتدا باید معنای هر کدام را مشخص نمود و آنگاه تعریفی از آن به دست آورد. همانطوریکه در بحث لغوی بیان شد، واژه «ولایت» معانی متعددی دارد ولی در این ترکیب، معنای [[سرپرستی]]<ref>مقصود از واژه «ولایت» در بحث ولایت فقیه، آخرین معنای مذکور یعنی «سرپرستی» است. جوادی آملی، عبد الله، ولایت فقیه، ص۱۲۲.</ref> و [[حکومت]] آن مراد است که با عالم تشریعیات [[ارتباط]] دارد؛ یعنی [[حاکمیت]] فقیه به [[نیابت از امام]] [[معصوم]] {{ع}} بر [[جامعۀ اسلامی]]. بنابراین مفاهیم دیگر آن همچون [[محبت]]، [[نصرت]]، [[مودت]]، سرپرستی و [[ولایت تکوینی]]، اصلاً محل بحث نیست<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[حکیمانهترین حکومت (کتاب)|حکیمانهترین حکومت]]، ص۳۹ ـ ۴۶.</ref>. واژه «فقیه» از ریشه «[[فقه]]» گرفته شده که به معنای [[فهم]] و [[دانایی]] است<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۳، مادۀ فقه.</ref>. مقصود از «فقیه» در بحث ولایت فقیه، [[مجتهد]] جامع الشرایطی است که دارای این سه ویژگی باشد: «[[اجتهاد]] مطلق»، «[[عدالت مطلق]]»، و «[[قدرت]] [[مدیریت]] و [[استعداد]] [[رهبری]]»<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[ولایت فقیه - جوادی آملی (کتاب)|ولایت فقیه]]، ص۱۳۶.</ref>. در مجموع ولایت فقیه به معنای [[حاکمیت فقیه جامعالشرایط]] بر [[جامعه اسلامی]] و [[سرپرستی]] کلیه [[شؤون زندگی اجتماعی]]، توسط ایشان است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۲۲۳؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص۱۸۴.</ref>. | این اصطلاح ترکیبی از دو کلمۀ «ولایت» و «[[فقیه]]» است. بدین جهت ابتدا باید معنای هر کدام را مشخص نمود و آنگاه تعریفی از آن به دست آورد. همانطوریکه در بحث لغوی بیان شد، واژه «ولایت» معانی متعددی دارد ولی در این ترکیب، معنای [[سرپرستی]]<ref>مقصود از واژه «ولایت» در بحث ولایت فقیه، آخرین معنای مذکور یعنی «سرپرستی» است. جوادی آملی، عبد الله، ولایت فقیه، ص۱۲۲.</ref> و [[حکومت]] آن مراد است که با عالم تشریعیات [[ارتباط]] دارد؛ یعنی [[حاکمیت]] فقیه به [[نیابت از امام]] [[معصوم]] {{ع}} بر [[جامعۀ اسلامی]]. بنابراین مفاهیم دیگر آن همچون [[محبت]]، [[نصرت]]، [[مودت]]، سرپرستی و [[ولایت تکوینی]]، اصلاً محل بحث نیست<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[حکیمانهترین حکومت (کتاب)|حکیمانهترین حکومت]]، ص۳۹ ـ ۴۶.</ref>. واژه «فقیه» از ریشه «[[فقه]]» گرفته شده که به معنای [[فهم]] و [[دانایی]] است<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۳، مادۀ فقه.</ref>. مقصود از «فقیه» در بحث ولایت فقیه، [[مجتهد]] جامع الشرایطی است که دارای این سه ویژگی باشد: «[[اجتهاد]] مطلق»، «[[عدالت مطلق]]»، و «[[قدرت]] [[مدیریت]] و [[استعداد]] [[رهبری]]»<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[ولایت فقیه - جوادی آملی (کتاب)|ولایت فقیه]]، ص۱۳۶.</ref>. در مجموع ولایت فقیه به معنای [[حاکمیت فقیه جامعالشرایط]] بر [[جامعه اسلامی]] و [[سرپرستی]] کلیه [[شؤون زندگی اجتماعی]]، توسط ایشان است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۲۲۳؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص۱۸۴.</ref>. | ||
==ولایت تشریعی در [[اندیشه]] [[اسلامی]]== | |||
تردیدی نیست که به [[حکم عقل]] و نقل، ولایت تشریعی [[حقیقی]] و بالاستقلال با تمام اقسام و معانی آن، مخصوص و منحصر در ذات [[خداوند متعال]] است و خداوند متعال را در این مورد، که از آن به [[توحید در تشریع]] کنند، [[شریک]] و همتایی نیست. از آنجا که [[خداوند]] [[خالق]] تمام هستی است، به حکم عقل [[مالکیت]] حقیقی تمام اشیا از آن خداست. ازاینرو تنها او [[حق]] [[جعل]] و وضع [[حکم]] و [[تکلیف]] و [[وظایف]] [[بندگان]] را دارد. پس کسی غیر از [[خدا]] مستقلاً و فینفسه حق حکم یا امر [[لازمالاتباع]] ندارد<ref>مؤمن، ولایة ولی المعصوم{{عم}}، ص۸۱ و ۹۱.</ref>. | |||
[[آیات]] و [[روایات]] فراوانی نیز بر توحید در تشریع و اختصاص [[تشریع]] به خداوند دلالت دارند. آیاتی مانند {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ}}<ref>«داوری جز با خداوند نیست» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref>، {{متن قرآن|أَلَا لَهُ الْحُكْمُ}}<ref>«آگاه باشید که داوری با اوست» سوره انعام، آیه ۶۲.</ref>، {{متن قرآن|فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ}}<ref>«اینک داوری با خداوند فرازمند بزرگ است» سوره غافر، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَحْكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ}}<ref>«آیا نیندیشیدهاند که ما به سرزمین (کفر) میآییم؛ از پیرامونهای آن میکاهیم؟ و خداوند داوری میکند و داوریاش بازدارندهای ندارد و او حسابرسی سریع است» سوره رعد، آیه ۴۱.</ref> و...<ref>{{متن قرآن|وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}} «و اوست خداوند، هیچ خدایی جز او نیست، سپاس او راست در جهان نخستین و بازپسین و فرمان او راست و به سوی او بازگردانده میشوید» سوره قصص، آیه ۷۰؛ {{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}} «و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده میشوید» سوره قصص، آیه ۸۸؛ {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} «و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref> صراحتاً دلالت دارند که [[حق]] [[حکم]] (حکم [[تشریعی]]) منحصر در خداست و شریکی برای او نیست<ref>طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۱۱۶.</ref>. شکی نیست که جمیع [[قوانین]] و [[وظایف]] مقرره برای [[مردم]] از مصادیق حکم است. پس به حکم [[آیه]] کسی غیر [[خدا]] حق [[جعل]] و وضع آنها را ندارد<ref>ولایة ولی المعصوم، ص۸۶. از دیگر آیاتی که برای توحید در تشریع تمسک شده است، این آیه است: {{متن قرآن|أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} [«آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴]؛ برخی قائلند مراد از امر، معنای عرفی آن، یعنی دستور و فرمان است و مفاد آیه این است که آمری غیر از خدا نیست و غیر خدا حقی برای امر کردن ندارد. البته مراد تنها امر در مقابل نهی نیست، بلکه امر به معنای عام آن، یعنی جعل تکلیف و وظیفه بندگان - در قالب امر یا نهی - است. پس آیه دلالت میکند که جعل قانون و وظیفه بهصورت مطلق از آن خداست. (مؤمن، ولایة ولی المعصوم، ص۸۴ و ۸۵؛ ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۲۰۶ و ۲۰۷) البته در تفسیر «امر» در آیه شریفه میان مفسران اختلافنظر وجود دارد و تفسیرهای مختلفی ارائه شده است. (ر.ک: حقی، روح البیان، ج۳، ص۱۷۶؛ آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۳۷۸؛ فیض، تفسیر الصافی، ج۲، ص۲۰۶؛ طبرسی، جوامع الجامع، ج۱، ص۴۴۲).</ref>. | |||
اما با این وجود، در [[آیات]] فراوانی حکم و [[حق تشریع]] به غیر خدا نسبت و اعطا شده است<ref>در برخی از آیات به اعطای حکم و علم به انبیا اشاره شده است؛ مثل یوسف: ۲۲؛ قصص: ۱۴؛ انبیاء: ۷۴، ۷۸ و ۷۹؛ شعراء: ۲۱؛ مریم: ۱۲؛ انعام: ۸۹؛ جاثیه: ۱۵ و.... حکم در این آیات به همان معنایی است که در آیات انحصار حق تشریع در خداوند است؛ یعنی حکم در این آیات اعم از حکم صادره در باب قضاوت و حکم کلی عام و قانون الهی است. اقتضای اطلاق آیات مذکور این است حق حکم در هر دو مورد (قضاوت و قوانین کلی) برای انبیا ثابت باشد. (ولایة ولی المعصوم، ص۹۴ و ۹۵؛ طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۱۱۶) پس مراد از اعطای حکم به انبیا، حق تشریع و جعل احکام به دست خودشان است. پس آنها از سوی خداوند حاکم بر مردم هستند. (ولایة ولی المعصوم، ص۹۸).</ref>. از آنجا که [[تشریع]] آنان اعطا و [[لطف خدا]] و به [[اذن]] و امر او و تحت [[سلطه]] اوست؛ لذا منافاتی با [[توحید در تشریع]] و تقنین ندارد؛ زیرا این اعطا، خود اِعمال [[حق]] انحصاری تشریع خداست<ref>مؤمن، ولایة ولی المعصوم، ص۹۲.</ref>. بنابراین جمع میان این دو دسته [[آیات]] این است که [[حق تشریع]] به طور [[استقلال]] و اولاً و بالذات، تنها از آنِ [[خدای سبحان]] است و غیر او کسی مستقل در آن نیست؛ اگر هم کسی دارای چنین مقامی باشد، خدای سبحان به او ارزانی داشته است و به [[اراده]] و [[مشیت]] و اذن اوست. از همین روست که [[خدای تعالی]] خود را {{متن قرآن|أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«و تو داورترین داورانی» سوره هود، آیه ۴۵.</ref> و {{متن قرآن|خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«بهترین داوران است» سوره اعراف، آیه ۸۷.</ref> نامیده است؛ زیرا لازمه اصالت و استقلال و [[اولویت]] همین است<ref>طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۱۱۶.</ref>. | |||
بنابراین ولایت تشریعی غیر [[خدا]] ([[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}}) در صورتی که به اذن و [[مشیت الهی]] و تابع [[ولایت الهی]] باشد، هیچ اشکالی ندارد و آیاتی از [[قرآن]] بر آن [[گواهی]] میدهند. البته تردیدی نیست که [[خداوند]] [[جعل]] و تشریع تمام [[قوانین]] و [[احکام]] را به غیر خود (پیامبر{{صل}} یا ائمه{{عم}}) اعطا نکرده است و اینگونه ولایت تشریعی قطعاً [[باطل]] است و [[عقل]] و نقل هم آن را [[تأیید]] میکنند<ref>صافی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۶.</ref>؛ بلکه بطلان چنین [[ولایت]] و تفویضی از ضروریات است<ref>صافی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۸.</ref>.<ref>[[رضا باذلی|باذلی، رضا]]، [[ولایت تشریعی ائمه (مقاله)|مقاله «ولایت تشریعی ائمه»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۶ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۶]]، ص ۲۲۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۶۵: | خط ۷۲: | ||
# [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژهنامه فقه سیاسی''']] | # [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژهنامه فقه سیاسی''']] | ||
# [[پرونده:1100672.jpg|22px]] [[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|'''نظام سیاسی اسلام''']] | # [[پرونده:1100672.jpg|22px]] [[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|'''نظام سیاسی اسلام''']] | ||
# [[پرونده:IM009895.jpg|22px]] [[رضا باذلی|باذلی، رضا]]، [[ولایت تشریعی ائمه (مقاله)|مقاله «ولایت تشریعی ائمه»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۶ (کتاب)|'''موسوعه رد شبهات ج۱۶''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||