حکومت بصره: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۹۶۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۹ فوریهٔ ۲۰۲۳
خط ۱۷: خط ۱۷:
او عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب است. مادرش [[ام‌الفضل]]، [[لبابه کبری]] دختر [[حارث بن حزن هلالیه]] و کنیه‌اش [[ابوالعباس]] است. عبدالله، پسرعموی [[پیامبر]]{{صل}} و [[حضرت علی]]{{ع}} و پسرخاله خالد بن ولید بود. او سه سال قبل از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} و درحالی‌که [[بنی‌هاشم]] در شعب بودند، به [[دنیا]] آمد. او مدعی است که دو بار [[جبرئیل]] را در محضر پیامبر{{صل}} دیده است و پیامبر نیز دو بار برای [[علم]] و [[حکمت]] او [[دعا]] کرده است<ref>اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۸.</ref>.
او عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب است. مادرش [[ام‌الفضل]]، [[لبابه کبری]] دختر [[حارث بن حزن هلالیه]] و کنیه‌اش [[ابوالعباس]] است. عبدالله، پسرعموی [[پیامبر]]{{صل}} و [[حضرت علی]]{{ع}} و پسرخاله خالد بن ولید بود. او سه سال قبل از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} و درحالی‌که [[بنی‌هاشم]] در شعب بودند، به [[دنیا]] آمد. او مدعی است که دو بار [[جبرئیل]] را در محضر پیامبر{{صل}} دیده است و پیامبر نیز دو بار برای [[علم]] و [[حکمت]] او [[دعا]] کرده است<ref>اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۸.</ref>.
ابن‌عباس هنگام [[رحلت پیامبر]]{{صل}} ۱۳ سال داشت و از کسانی بود که [[خلفا]] به‌ویژه [[خلیفه دوم]] و سوم، در [[مشکلات]] از نظرات وی استفاده می‌کردند. او در [[جنگ‌های امام علی]]{{ع}} حضور داشت و پس از [[جنگ جمل]]، [[کارگزار]] آن حضرت در [[بصره]] شد<ref>اسدالغابه، ج۳، ص۱۹۰.</ref>. او در [[سال ۶۸ هجری]]، در [[طائف]] در هفتاد یا ۷۱ سالگی درحالی‌که به دلیل [[بیعت نکردن]] با زبیریان در [[تبعید]] [[ابن‌زبیر]] بود، درگذشت و [[محمد حنفیه]] که چهار سال از او بزرگ‌تر بود بر او [[نماز]] خواند و او را [[دفن]] کرد<ref>الاستیعاب، ج۲، ص۹۳۴.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۵۱.</ref>
ابن‌عباس هنگام [[رحلت پیامبر]]{{صل}} ۱۳ سال داشت و از کسانی بود که [[خلفا]] به‌ویژه [[خلیفه دوم]] و سوم، در [[مشکلات]] از نظرات وی استفاده می‌کردند. او در [[جنگ‌های امام علی]]{{ع}} حضور داشت و پس از [[جنگ جمل]]، [[کارگزار]] آن حضرت در [[بصره]] شد<ref>اسدالغابه، ج۳، ص۱۹۰.</ref>. او در [[سال ۶۸ هجری]]، در [[طائف]] در هفتاد یا ۷۱ سالگی درحالی‌که به دلیل [[بیعت نکردن]] با زبیریان در [[تبعید]] [[ابن‌زبیر]] بود، درگذشت و [[محمد حنفیه]] که چهار سال از او بزرگ‌تر بود بر او [[نماز]] خواند و او را [[دفن]] کرد<ref>الاستیعاب، ج۲، ص۹۳۴.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۵۱.</ref>
=====[[نصب]] [[ابن عباس]] به حکومت بصره=====
[[ابن‌خلدون]] در [[تاریخ]] خود آورده است: پس از [[جنگ جمل]] که همه [[بصریان]] با [[امیرالمؤمنین]] [[بیعت]] کردند، [[عبدالرحمن بن ابی‌بکره]] برای بیعت نزد حضرت آمد. [[امام]]{{ع}} با کنایه از او پرسید: عمویت زیاد باز هم [[منتظر]] [[فرصت]] نشسته است؟ عبدالرحمن گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] او در بستر [[بیماری]] افتاده است و از [[شادکامی]] شما بسیار مسرور و خوشحال است. حضرت به همراه [[ابوبکره]] به [[خانه]] زیاد رفت. زیاد با دیدن حضرت عذر آورد که [[بیمار]] بوده است و نتوانسته در [[جنگ]] شرکت کند. ابن‌خلدون می‌نویسد که امام به زیاد پیشنهاد داد تا از طرف او [[حاکم بصره]] باشد؛ اما زیاد آن را نپذیرفت و [[ابن‌عباس]] را معرفی کرد. این سخن ابن‌خلدون خالی از اشکال و ابهام نیست؛ زیرا در [[بصره]] که کانون [[فتنه]] بوده است و از نظر [[عمر]]، شهری است که [[شیطان]] در آن تخم‌ریزی کرده است، خردمندانه این است که فردی [[انتخاب]] شود که هم از نظر [[سیاسی]] و هم از نظر [[دینی]] دارای [[وجاهت]] شایان‌توجهی باشد. پس آن حضرت، ابن‌عباس را [[والی بصره]] انتخاب کرد و زیاد را بر [[خراج]] و [[بیت‌المال]] گماشت<ref>العبر، ج۱، ص۶۰۹.</ref>.
بنا بر نقل [[شیخ مفید]]، حضرت در میان [[مردم بصره]] به [[خطبه]] ایستاد و بعد از [[حمد]] و [[ثنای الهی]] فرمود: «ای مردم بصره، همانا من [[عبدالله بن عباس]] را [[حاکم]] بر شما قرار دادم. به سخنان او گوش فرادهید و امرش را [[اطاعت]] کنید؛ چراکه او، [[امر خداوند]] و رسولش را اطاعت می‌کند. اگر در امر شما چیزی انجام داد یا حقی را ضایع نمود من را با خبر کنید تا او را از [[حکمرانی]] بر شما [[عزل]] کنم و من امیدوارم که او را [[پرهیزکار]] و با [[تقوا]] بیابم و من او را بر شما تولیت ندادم؛ مگر اینکه درباره او این چنین [[گمان]] کرده‌ام و خدا از ما و شما بگذرد»<ref>بررسی واقعه دزدی عبدالله بن عباس از بیت‌المال، سایت راسخون.</ref>.
[[امیرالمؤمنین]] هنگامی که [[ابن‌عباس]] را [[حاکم بصره]] کرد به وی فرمود:
تو را به [[تقوای الهی]] سفارش می‌کنم و به [[عدل]] ورزیدن نسبت به کسانی که [[خداوند]] تو را [[سرپرست]] آنان قرار داده است. بر [[مردم]] به واسطه چهره و [[دانش]] و فرمانت فراخی گیر. تو را از [[گناه]] برحذر می‌دارم؛ چراکه گناه، [[قلب]] و [[حق]] را می‌میراند. بدان آنچه تو را به [[خدا]] نزدیک می‌کند از [[آتش]] دور می‌دارد و آنچه تو را به آتش نزدیک می‌کند، از خدا دور می‌سازد. خدا را بسیار به یاد آور و از جمله غافلان مباش<ref>امامت و سیاست، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۴۹.</ref>


==== [[عثمان بن حنیف انصاری]] ====
==== [[عثمان بن حنیف انصاری]] ====
۱۲۹٬۸۷۷

ویرایش