←آشنایی اجمالی
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == آشنایی اجمالی == أبومحمد قیس بن ربیع اسدی کوفی از رجال ابوداوود، ترمذی و ابنماجه است<ref>ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۸، ص۳۵۰، ح۶۹۸.</ref>. بسیاری از عالمان بزرگ حدیثی...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[قیس بن ربیع اسدی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
== آشنایی اجمالی == | == آشنایی اجمالی == | ||
[[أبومحمد قیس بن ربیع اسدی کوفی]] از [[رجال]] [[ابوداوود]]، [[ترمذی]] و [[ابنماجه]] است<ref>ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۸، ص۳۵۰، ح۶۹۸.</ref>. بسیاری از [[عالمان]] بزرگ [[حدیثی]] نیز از وی [[روایت]] کردهاند. محدّثانی همچون: [[سفیان ثوری]]، [[شعبه بن حجاج]]، [[عبدالرزاق بن همام]]، [[ابونعیم فضل بن دکین]]، [[ابوداوود طیالسی]]، [[معاذ بن معاذ]] و دیگران<ref>ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۸، ص۳۵۰؛ تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۷، ح۴۹۰۳؛ تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۴۵۲، ح۶۹۳۸.</ref> و در میان این [[راویان]] و عالمان بزرگ [[اهلبیت]] اشخاصی همچون سفیان ثوری، شعبه، ابوولید طیالسی و دیگران وی را توثیق کردهاند. | [[أبومحمد قیس بن ربیع اسدی کوفی]] از [[رجال]] [[ابوداوود]]، [[ترمذی]] و [[ابنماجه]] است<ref>ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۸، ص۳۵۰، ح۶۹۸.</ref>. بسیاری از [[عالمان]] بزرگ [[حدیثی]] نیز از وی [[روایت]] کردهاند. محدّثانی همچون: [[سفیان ثوری]]، [[شعبه بن حجاج]]، [[عبدالرزاق بن همام]]، [[ابونعیم فضل بن دکین]]، [[ابوداوود طیالسی]]، [[معاذ بن معاذ]] و دیگران<ref>ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۸، ص۳۵۰؛ تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۷، ح۴۹۰۳؛ تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۴۵۲، ح۶۹۳۸.</ref> و در میان این [[راویان]] و عالمان بزرگ [[اهلبیت]] اشخاصی همچون سفیان ثوری، شعبه، ابوولید طیالسی و دیگران وی را توثیق کردهاند. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
بنابراین روشن شد که هیچ دلیلی بر ردّ احادیث قیس بن ربیع وجود ندارد و وی نیز از نظر [[عالمان]] رجالی ثقه و [[صدوق]] است<ref>ر. ک: تقریب التهذیب، ج۲، ص۳۳، ح۵۵۹۰؛ معرفة الثقات، ج۲، ص۲۲۰، ح۱۵۳۰.</ref>. از سویی در شرح حال وی اتّهام به [[جهل]]، [[کذب]]، [[تحریف]] و تصحیف [[روایات]] نیز وجود ندارد تا [[حکم]] به [[ضعف]] وی نماییم. و از سویی دیگر، تنها اشکالی که به وی وارد کردهاند ضعف در محافظه است، اما با این وجود بر [[صداقت]] او تأکید دارند<ref>ر. ک: میزان الاعتدال، ج۳، ص۳۹۳، ح۶۹۱۱.</ref>؛ یعنی وی [[دروغگو]] نبوده و عمداً به تحریف روایات دست نمیزده است، اما امکان دارد به جهت ضعف وی در [[حفظ]] روایات، در اواخر عُمْر روایاتی را [[اشتباه]] خوانده باشد. همچنین چند نقطه تاریک دیگر درباره قیس بیان شده است که هیچ یک از آنها موجب [[طعن]] در اعتبار وی و روایات او نمیگردد. مثلاً در احوالات او نوشتهاند: {{عربی|"كان قيس بْن الربيع عالما بالحديث، ولكنه ولي المدائن، فقتل رجلا فيما بلغني، فنفر الناس عنه"}}<ref>تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۴۵۵. مزی نیز مطلبی را به همین مضمون آورده است؛ ر. ک: تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۳۳.</ref>؛ | بنابراین روشن شد که هیچ دلیلی بر ردّ احادیث قیس بن ربیع وجود ندارد و وی نیز از نظر [[عالمان]] رجالی ثقه و [[صدوق]] است<ref>ر. ک: تقریب التهذیب، ج۲، ص۳۳، ح۵۵۹۰؛ معرفة الثقات، ج۲، ص۲۲۰، ح۱۵۳۰.</ref>. از سویی در شرح حال وی اتّهام به [[جهل]]، [[کذب]]، [[تحریف]] و تصحیف [[روایات]] نیز وجود ندارد تا [[حکم]] به [[ضعف]] وی نماییم. و از سویی دیگر، تنها اشکالی که به وی وارد کردهاند ضعف در محافظه است، اما با این وجود بر [[صداقت]] او تأکید دارند<ref>ر. ک: میزان الاعتدال، ج۳، ص۳۹۳، ح۶۹۱۱.</ref>؛ یعنی وی [[دروغگو]] نبوده و عمداً به تحریف روایات دست نمیزده است، اما امکان دارد به جهت ضعف وی در [[حفظ]] روایات، در اواخر عُمْر روایاتی را [[اشتباه]] خوانده باشد. همچنین چند نقطه تاریک دیگر درباره قیس بیان شده است که هیچ یک از آنها موجب [[طعن]] در اعتبار وی و روایات او نمیگردد. مثلاً در احوالات او نوشتهاند: {{عربی|"كان قيس بْن الربيع عالما بالحديث، ولكنه ولي المدائن، فقتل رجلا فيما بلغني، فنفر الناس عنه"}}<ref>تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۴۵۵. مزی نیز مطلبی را به همین مضمون آورده است؛ ر. ک: تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۳۳.</ref>؛ | ||
قیس بن ربیع از عالمان [[حدیث]] بوده است؛ اما وی [[فرماندار | قیس بن ربیع از عالمان [[حدیث]] بوده است؛ اما وی [[فرماندار مدائن]] نیز بوده است. وی در دوران حکومتش شخصی را کشت، در نتیجه [[مردم]] از او رویگردان شدند. | ||
نقطه ضعف دیگری که برای قیس بیان شده، [[اتهام]] به [[تشیع]] است. [[ذهبی]] از [[احمد بن حنبل]] نقل میکند که او [[شیعه]] بوده است<ref>میزان الاعتدال، ج۳، ص۳۹۳، ح۶۹۱۱. همچنین ر. ک: الکامل (ابن عدی)، ج۶، ص۳۹، ح۱۵۸۶.</ref>. با این حال ذهبی به [[راستگویی]] او [[اذعان]] و اعتراف دارد<ref>میزان الاعتدال، ج۳، ص۳۹۳.</ref>. | نقطه ضعف دیگری که برای قیس بیان شده، [[اتهام]] به [[تشیع]] است. [[ذهبی]] از [[احمد بن حنبل]] نقل میکند که او [[شیعه]] بوده است<ref>میزان الاعتدال، ج۳، ص۳۹۳، ح۶۹۱۱. همچنین ر. ک: الکامل (ابن عدی)، ج۶، ص۳۹، ح۱۵۸۶.</ref>. با این حال ذهبی به [[راستگویی]] او [[اذعان]] و اعتراف دارد<ref>میزان الاعتدال، ج۳، ص۳۹۳.</ref>. | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
در نتیجه تا اینجا روشن شد روایاتی که در سند آنها قیس بن ربیع، [[حسین اشقر]] و [[حرب بن حسن طحان]] واقع شدهاند، صحیح و غیر قابل خدشه هستند و [[طعن]] و جرح در این [[روایات]] هیچ دلیلی جز [[تعصّب]] و [[عناد]] ندارد. | در نتیجه تا اینجا روشن شد روایاتی که در سند آنها قیس بن ربیع، [[حسین اشقر]] و [[حرب بن حسن طحان]] واقع شدهاند، صحیح و غیر قابل خدشه هستند و [[طعن]] و جرح در این [[روایات]] هیچ دلیلی جز [[تعصّب]] و [[عناد]] ندارد. | ||
اما روایت دیگری که در سند آن خدشه کردهاند، روایتی است که [[طبری]] در [[تفسیر]] خود نقل کرده است. پیشتر [[روایات]] [[تفسیر طبری]] در ذیل [[آیه مودّت]] مطرح شد. وی چهار [[روایت]] در ذیل این [[آیه]] نقل کرده است که در این میان، سند یکی از روایات، به جهت وجود [[یزید بن أبی زیاد]] مورد خدشه قرار گرفته است. البته [[تضعیف]] [[یزید بن ابی زیاد]] نیز به مانند سه [[راوی]] قبل تنها از سر [[تعصّب]] و [[عناد]] است و طبق مبانی رجالی، هیچ دلیلی بر تضعیف وی وجود ندارد | اما روایت دیگری که در سند آن خدشه کردهاند، روایتی است که [[طبری]] در [[تفسیر]] خود نقل کرده است. پیشتر [[روایات]] [[تفسیر طبری]] در ذیل [[آیه مودّت]] مطرح شد. وی چهار [[روایت]] در ذیل این [[آیه]] نقل کرده است که در این میان، سند یکی از روایات، به جهت وجود [[یزید بن أبی زیاد]] مورد خدشه قرار گرفته است. البته [[تضعیف]] [[یزید بن ابی زیاد]] نیز به مانند سه [[راوی]] قبل تنها از سر [[تعصّب]] و [[عناد]] است و طبق مبانی رجالی، هیچ دلیلی بر تضعیف وی وجود ندارد.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]]، ص ۲۰۰.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||