بحث:صحابه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۸۰۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ نوامبر ۲۰۲۵
جز (جایگزینی متن - 'جویریه' به 'جویریه')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: سید جواد هاشمی==
صحابه یا [[اصحاب]]، جمعِ صاحب، کسی که همراه و هم‌دوره با [[پیامبر خدا]]{{صل}} و مدتی با آن [[حضرت]] بوده و او را دیده و از سخنان او شنیده است. به [[یاران پیامبر]]، [[اصحاب]] و صحابه گفته می‌شود و به کسانی که در [[نسل]] بعد بوده و [[پیامبر]] را ندیده‌اند، "[[تابعین]]" گویند. [[صحابه پیامبر]] بودن یک [[افتخار]] است و [[رسول خدا]]{{صل}} [[اصحاب]] خود را [[ستایش]] کرده است. کسانی همچون [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[بلال]]، [[ابن مسعود]]، [[مقداد]]، [[عمار یاسر]]، [[حمزه]]، از [[اصحاب پیامبر]] بوده‌اند و شمار آنان به هزاران نفر می‌رسد. البته برخی از صحابه، [[کارهای ناپسند]] و خلاف داشتند، و بعضی از [[منافقین]] هم در جمع صحابه بودند، پس نمی‌توان همه صحابه را [[عادل]] و بی‌عیب دانست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۳۱.</ref>.
صحابه یا [[اصحاب]]، جمعِ صاحب، کسی که همراه و هم‌دوره با [[پیامبر خدا]]{{صل}} و مدتی با آن [[حضرت]] بوده و او را دیده و از سخنان او شنیده است. به [[یاران پیامبر]]، [[اصحاب]] و صحابه گفته می‌شود و به کسانی که در [[نسل]] بعد بوده و [[پیامبر]] را ندیده‌اند، "[[تابعین]]" گویند. [[صحابه پیامبر]] بودن یک [[افتخار]] است و [[رسول خدا]]{{صل}} [[اصحاب]] خود را [[ستایش]] کرده است. کسانی همچون [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[بلال]]، [[ابن مسعود]]، [[مقداد]]، [[عمار یاسر]]، [[حمزه]]، از [[اصحاب پیامبر]] بوده‌اند و شمار آنان به هزاران نفر می‌رسد. البته برخی از صحابه، [[کارهای ناپسند]] و خلاف داشتند، و بعضی از [[منافقین]] هم در جمع صحابه بودند، پس نمی‌توان همه صحابه را [[عادل]] و بی‌عیب دانست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۳۱.</ref>.


خط ۳۹: خط ۳۸:
*[[شیعه]] نوشته‌های مفصلی در شرح حال صحابه ننوشته است چرا که آن را ضروری نمی‌دانست؛ زیرا با توجه به مبانی [[قرآن]] و [[سنت رسول خدا]]{{صل}} [[استمرار]] [[دین]] بر عهده [[امام علی]]{{ع}} است که [[پیامبر]]{{صل}} [[تعیین]] کرده و [[اصحاب]] نیز همانند دیگران در سایه [[پیروی]] از [[ولایت]] و [[امامت]]، دارای ارج خواهند بود؛ از این رو توجه فراوان به ایشان در مقابل [[قرآن]] و [[پیامبر]]{{صل}} و [[جانشین پیامبر]]{{صل}}، غیر ضروری است ولی مخالفین [[تشیع]] با اتهام‌های ناروا این شیوه معقول و [[استوار]] [[شیعه]] را به عنوان ابزاری برای [[تهمت]] زدن به [[شیعه]] قرار می‌دهند و با [[تحریف]] واقعیت، به [[شیعه]] [[تهمت]] [[مخالفت]] و [[دشمنی]] با صحابه را می‌زنند. [[عالمان]] [[آگاه]] [[شیعه]] برای روشن کردن [[افکار]] و برای [[بزرگداشت]] صحابه بزرگوار، کتاب‌هایی را نوشته‌اند؛ مرحوم [[سید علی خان مدنی شیرازی]] "الدرجات الرفیعه" را نوشت تا هم [[پایبندی]] بسیاری از صحابه به [[دین]] و [[امامت]] و هم حوادث [[صدر اسلام]] را [[یادآوری]] کند، و با همین شیوه، پاسخ بسیاری از [[شبهات]] را داده باشد. سپس مرحوم [[محدث قمی]] "تحفة الاحباب فی نوادر آثار الاصحاب" را نوشت و مرحوم [[عالمی دامغانی]] نیز کتاب "پیغمبر و یاران" را نوشت.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۱۹.</ref>
*[[شیعه]] نوشته‌های مفصلی در شرح حال صحابه ننوشته است چرا که آن را ضروری نمی‌دانست؛ زیرا با توجه به مبانی [[قرآن]] و [[سنت رسول خدا]]{{صل}} [[استمرار]] [[دین]] بر عهده [[امام علی]]{{ع}} است که [[پیامبر]]{{صل}} [[تعیین]] کرده و [[اصحاب]] نیز همانند دیگران در سایه [[پیروی]] از [[ولایت]] و [[امامت]]، دارای ارج خواهند بود؛ از این رو توجه فراوان به ایشان در مقابل [[قرآن]] و [[پیامبر]]{{صل}} و [[جانشین پیامبر]]{{صل}}، غیر ضروری است ولی مخالفین [[تشیع]] با اتهام‌های ناروا این شیوه معقول و [[استوار]] [[شیعه]] را به عنوان ابزاری برای [[تهمت]] زدن به [[شیعه]] قرار می‌دهند و با [[تحریف]] واقعیت، به [[شیعه]] [[تهمت]] [[مخالفت]] و [[دشمنی]] با صحابه را می‌زنند. [[عالمان]] [[آگاه]] [[شیعه]] برای روشن کردن [[افکار]] و برای [[بزرگداشت]] صحابه بزرگوار، کتاب‌هایی را نوشته‌اند؛ مرحوم [[سید علی خان مدنی شیرازی]] "الدرجات الرفیعه" را نوشت تا هم [[پایبندی]] بسیاری از صحابه به [[دین]] و [[امامت]] و هم حوادث [[صدر اسلام]] را [[یادآوری]] کند، و با همین شیوه، پاسخ بسیاری از [[شبهات]] را داده باشد. سپس مرحوم [[محدث قمی]] "تحفة الاحباب فی نوادر آثار الاصحاب" را نوشت و مرحوم [[عالمی دامغانی]] نیز کتاب "پیغمبر و یاران" را نوشت.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۱۹.</ref>


== [[اصحاب]] ==
«صحابه»، به مسلمانانی گفته می‌شود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را [[ملاقات]] کرده‌اند و تا پایان عمر به او [[ایمان]] داشته‌اند. بنابر اعتقاد اهل سنت، همه صحابه [[عادل]] بوده‌اند و چنانچه عملی خلاف [[عدالت]] از آنان سرزده باشد، به سبب خطای در [[اجتهاد]] بوده است؛ ولی از نظرگاه [[شیعه]]، صحابه از این لحاظ با دیگر [[مسلمانان]] فرقی ندارند و عدالت هر یک از آنها باید به طریق معتبر ثابت شود. برای [[زنان]] نیز تعبیر صحابیات به کار رفته است.


== [[عدالت صحابه]]==
کتاب فرهنگ قرآن در تعریف صحابه چهار دیدگاه را بازگوی می‌کند.
== [[سنت صحابه]]==
# [[صحابی]] کسی است که یک یا دو سال، [[پیامبر]]{{صل}} را [[درک]] کرده است و در یک یا دو [[غزوه]]، آن حضرت را [[همراهی]] کرده باشد.
# هر فرد بالغی که پیامبر{{صل}} را دیده باشد و با درک و فهم خودش [[دین اسلام]] را پسندیده باشد و [[مسلمان]] شده باشد، صحابی است؛ گرچه مدت [[زمان]] همراهی او با پیامبر{{صل}} ساعتی از [[روز]] باشد.
# هر شخصی که مصاحب آن حضرت بوده است، چه یک ماه چه یک روز و چه یک [[ساعت]]، همین که او را دیده باشد، صحابی است.
# در عرف، صحابی به کسی اطلاق می‌شود که مدت زمان زیادی مصاحب پیامبر{{صل}} بوده باشد<ref>فرهنگ قرآن، ج۱۸، ص۳۲۶؛ اسد الغابه فی معرفة صحابه، ج۱، ص۱۳.</ref>.
 
پس از آن‌که [[خلیفه دوم]]، [[مغیره]] را از [[حکومت بصره]] عزل کرد و [[ابوموسی]] را به جای او قرار داد، گروهی از انصار پیامبر{{صل}} را نیز به همراه او به [[بصره]] گسیل داشت. دینوری در الاخبار الطوال تعداد آنها را ده نفر ذکر کرده است و [[انس بن مالک]] و براء بن مالک را از جمله این افراد معرفی کرده است<ref>الاخبار الطوال، ص۱۵۲.</ref>. اما مورخان دیگر مانند [[طبری]] و [[ابن خلدون]] و [[ابن اثیر]]، تعداد همراهان ابوموسی را ۲۹ نفر نوشته‌اند و از انس بن مالک و [[عمران بن حصین]] و هشام بن عامر به‌عنوان [[صحابی]] یاد می‌کنند که با [[ابوموسی]] به [[بصره]] کوچ کردند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۱۸۸۱؛ العبر، ج۱، ص۵۳۵: کامل، ج۸، ص۳۷۴.</ref>. و از دیگر همراهان او نامی به میان نیاورده‌اند<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص۳۱۷.</ref>.
 
==[[اصحاب پیامبر]]==
[[اصحاب]]، جمع [[صحابه]] است. صحابه در اصطلاح، کسی است که [[پیامبر]]{{صل}} را [[ملاقات]] کرده و به او [[ایمان]] آورده و با [[اعتقاد]] به [[اسلام]] از [[دنیا]] رفته است.
[[اهل سنت]] همه صحابه را بدون استثناء، [[عادل]] می‌دانند و هیچ کسی از آنها را به [[فسق]] و [[گناه]] نمی‌توان متهم کرد. آنها معتقدند [[صحابه پیامبر]]{{صل}} در موارد متعدد به [[اجتهاد]] خود عمل می‌کردند؛ زیرا همه آنها به دلیل [[همنشینی]] با پیامبر{{صل}} [[اهل]] اجتهاد بودند. نیز معتقدند امکان دارد که در برخی از موارد در اجتهاد خود دچار [[اشتباه]] و [[لغزش]] هم شده باشند، ولی هیچگاه آنها از سر عمد و [[علم]]، [[مرتکب گناه]] و خلاف نمی‌شدند. در نگاه اهل سنت، همه صحابه افزون بر [[عدالت]]، دارای اجتهاد نیز بودند. لازمه این اعتقاد این است که صحابه یک نوع مصونیت [[دینی]] دارند و باید درصدد توجیه و [[تأویل]] کارهای آنها باشیم و در صورت عدم توجیه، با [[چشم‌پوشی]] و [[سکوت]] از کنار آن بگذریم.
اما [[شیعه]] می‌گوید با این که [[صحابی پیامبر]] بودن یک [[افتخار]] است و هیچ‌گاه نمی‌توان تمجیدها و تأییدهای [[آیات قرآن]] و خدمات ارزنده و مجاهدت‌های صحابه را در [[تحکیم]] و تثبیت اسلام نادیده گرفت، ولی به هیچ وجه نمی‌توان آنها را هم‌سنگ و هم‌سطح پنداشت؛ همان‌گونه که نمی‌توان [[فضیلت]] عدالت و اجتهاد را برای همه آنها مطلق در نظر گرفت. به نظر شیعه، این اعتقاد نمی‌تواند درست باشد که صرف دیدار پیامبر{{صل}} همچون کیمیایی، شخص را مصونیت دائمی ببخشد و او را از هرگونه [[انتقاد]] برکنار دارد.
درباره جایگاه صحابه از جهت [[زمان]] و مکان [[مسلمان]] شدن و نیز مشارکت در کارهای مهم، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. [[ابن سعد]] در طبقات، آنان را بر پنج طبقه می‌داند:
 
طبقه اول: اهل [[بدر]] از [[مهاجران]] و [[انصار]].
 
طبقه دوم: کسانی که در بدر بوده، ولی پیش از بدر مسلمان شده و در [[جنگ احد]] و پس از آن در جنگ‌های دیگر حضور داشته‌اند همانند: [[مهاجران به حبشه]].
 
طبقه سوم: کسانی که در [[جنگ خندق]] و پس از آن بوده‌اند.
 
طبقه چهارم: کسانی که در [[فتح مکه]] بوده و پس از آن به [[اسلام]] گرویده‌اند.
 
طبقه پنجم: کسانی که به هنگام [[رحلت پیامبر]]{{صل}} کم سن بوده‌اند<ref>طبقات ابن سعد، ج۱، ص۸.</ref>.
 
البته [[حاکم نیشابوری]] در تقسیمی دیگر، [[اصحاب]] را بر ۱۲ طبقه می‌داند.
[[پیروان اهل بیت]] و [[شیعه]] هر چند در مفهوم [[صحابه]] با [[اهل سنت]] اختلافی ندارند، و هر کسی که [[پیامبر]]{{صل}} را دیده و به او [[ایمان]] آورده است از اصحاب آن حضرت می‌دانند، ولی می‌گویند این مفهوم آن چنان فراگیر است که [[مؤمن]] و [[منافق]] و [[عادل]] و [[فاسق]] را دربرمی‌گیرد. از این رونمی‌پذیرند که همه اینان عادل باشند چنان که اهل سنت معتقدند بلکه هر یک از صحابه را با ترازوی کردارش، به‌ویژه پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌سنجند تا ببینند چه اندازه بر [[دین]] پیامبر{{صل}} پایبند مانده و به [[انحراف]] نگراییده است. [[علامه شرف‌الدین]] می‌گوید: [[همنشینی]] پیامبر{{صل}} هر چند [[فضیلت]] است، ولی بی‌شک دلیلی بر [[عصمت]] آنان نیست. بنابراین، صحابه از جهت مصون ماندن از [[خطا]] و [[گناه]]، مانند دیگر مردمان‌اند که افراد مورد [[اعتماد]]، عادل و [[پاکیزه]] از [[گناهان]] در میان آنان فراوان است و [[گناهکار]]، [[متجاوز]] و مجهول‌الحال نیز در میان آنان یافت می‌شود<ref>اجتهاد در مقابل نص، ص۴۹۱.</ref>.
نظریه شیعه درباره صحابه برگرفته از [[کتاب خدا]] و [[سنت نبوی]] است. در [[قرآن]]، [[خداوند]] گروهی از اصحاب را منافق می‌شمارد و جمعی را [[اهل]] [[شک]] و عده‌ای را به نام آزاردهندگان [[رسول خدا]]{{صل}} و برخی را که به [[ارتداد]] خواهند‌گرایید، نام می‌برد. در [[سنت]] نیز آمده است که (به اعتراف [[بخاری]] در صحیح خود) شماری از صحابه به قهقرا و [[عصر جاهلیت]] باز خواهند گشت و شمار آنان آن قدر است که پیامبر{{صل}} فرمود:
«[[روز قیامت]] بر سر [[حوض کوثر]] وارد می‌شوند، ولی آنان را دور می‌کنند. می‌گویم اینان اصحاب من هستند، به من جواب داده می‌شود که تو می‌دانی، پس از تو چه [[بدعت‌ها]] که نکردند و آنان را دور می‌کنند. افراد [[نجات]] یابنده جز به تعداد شترهای جا مانده از کاروان نخواهد بود»<ref>صحیح بخاری، ج۷، ص۲۶۵.</ref>.
 
درباره [[عدالت]] نداشتن همه [[صحابه]]، بهترین [[شاهد]]، [[تاریخ]] است. مواردی که خود [[اصحاب]] از کرده‌های خویش در [[هراس]] بوده‌اند و اعتراف داشتند که پس از [[پیامبر]]{{صل}} به [[خطا]] و [[انحراف]] رفته‌اند، یا این که برخی از صحابه، دیگری را به [[کذب]] و [[دروغ]] و [[نفاق]] و حتی [[کفر]] متهم کرده‌اند. اشخاصی مانند [[خالد بن ولید]]، [[مغیرة بن شعبه]]، [[معاویة بن ابوسفیان]]، [[براء بن عازب]]، [[انس بن مالک]]، [[ابو درداء]]، [[معاویة بن حدیج]]، [[بسر بن ارطاة]]، [[ولید بن عقبه]]، [[قدامة بن مظعون]]<ref>عدالت صحابه از دیدگاه تشیع و تسنن، علی باقر شیخانی، مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۳، ص۱۲۰.</ref>.
برخلاف تهمت‌هایی که برخی [[جاهلان]] به [[پیروان اهل بیت]] می‌زنند و آنان را [[دشمن]] [[صحابه پیامبر]]{{صل}} و [[دشنام]] دهنده به آنان می‌دانند، [[شیعه]] برای اصحاب [[مخلص]] و [[وفادار]]، [[احترام]] بسیاری قائل است، به‌ویژه اصحابی که [[پیمان]] خود را با پیامبر{{صل}} نگسستند و پس از او نیز به سیره‌اش وفادار ماندند. کسانی مانند [[ابورافع قبطی]] ([[غلام]] [[رسول الله]])، [[ابوذر غفاری]]، [[ابوایوب انصاری]]، [[بلال بن رباح حبشی]] (مؤذن پیامبر)، [[جابر بن عبدالله انصاری]]، [[حجر بن عدی کندی]]، [[حذیفه بن یمان]]، [[خباب بن ارت]]، [[خزیمه بن ثابت]]، [[سلمان فارسی]]، [[عمار بن یاسر]]، [[عبدالله بن عباس]]، [[عدی بن حاتم طایی]]، [[مقداد بن اسود کندی]] و...<ref>منتهی الامال، ج۱، ص۲۳۱ و ۲۲۲ و ۲۲۹ و ۳۷۰ و ۲۳۰ و ۲۳۳ و ۲۳۹ و ۲۲۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹.</ref>


==پانویس==
==پانویس==
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش