←پانویس
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
استاد عقّاد آنگاه که از [[امام]] {{ع}} سخن میگوید اظهار میدارد: اگر ما به میلاد [[عقیده]] و [[روح]] دقت کنیم تحقیقا درمییابیم که آن بزرگوار، [[مسلمان]] به [[دنیا]] آمده است؛ زیرا وی دیده بر اسلام گشود و هرگز با [[پرستش]] [[بتها]] آشنایی نداشت، او در خانهای که خاستگاه رسالت [[اسلامی]] بود [[تربیت]] یافت و نحوه [[عبادت]] را قبل از اینکه از [[پدر]] و مادرش بیاموزد، از [[نماز]] [[نبیّ اکرم]] {{صل}} و [[همسر]] پاکدامنش آموخت<ref>عبقریة الامام علی از عباس محمود عقاد، ص۴۳؛ علامه امینی در کتاب الغدیر، ج۳، ص۲۲۰ بیش از ۶۶ روایت بر پیشی داشتن اسلام امام علی {{ع}} بر دیگر صحابه، یادآور شده است.</ref><ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۲]] ص ۶۸.</ref> | استاد عقّاد آنگاه که از [[امام]] {{ع}} سخن میگوید اظهار میدارد: اگر ما به میلاد [[عقیده]] و [[روح]] دقت کنیم تحقیقا درمییابیم که آن بزرگوار، [[مسلمان]] به [[دنیا]] آمده است؛ زیرا وی دیده بر اسلام گشود و هرگز با [[پرستش]] [[بتها]] آشنایی نداشت، او در خانهای که خاستگاه رسالت [[اسلامی]] بود [[تربیت]] یافت و نحوه [[عبادت]] را قبل از اینکه از [[پدر]] و مادرش بیاموزد، از [[نماز]] [[نبیّ اکرم]] {{صل}} و [[همسر]] پاکدامنش آموخت<ref>عبقریة الامام علی از عباس محمود عقاد، ص۴۳؛ علامه امینی در کتاب الغدیر، ج۳، ص۲۲۰ بیش از ۶۶ روایت بر پیشی داشتن اسلام امام علی {{ع}} بر دیگر صحابه، یادآور شده است.</ref><ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۲]] ص ۶۸.</ref> | ||
==[[نخستین مسلمان]]<ref>این سؤال را بیشتر مفسران به تناسب آیه {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} [«و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰] مطرح کردهاند.</ref>== | |||
همه متفقاً گفتهاند نخستین کسی که از [[زنان]] [[مسلمان]] شد «[[خدیجه]]» [[همسر]] [[وفادار]] و [[فداکار]] [[پیامبر]]{{صل}} بود، و اما از مردان، همۀ [[دانشمندان]] و [[مفسران شیعه]] به اتفاق گروه عظیمی از [[دانشمندان اهل سنت]] «علی»{{ع}} را نخستین کسی از مردان میدانند که [[دعوت پیامبر]]{{صل}} را پاسخ گفت. | |||
[[شهرت]] این موضوع در میان دانشمندان [[اهل تسنن]] به حدی است که جمعی از آنها ادعای [[اجماع]] و اتفاق بر آن کردهاند. | |||
از جمله «[[حاکم نیشابوری]]»<ref>مستدرک علی الصحیحین، کتاب معرفت، ص۲۲.</ref> چنین میگوید: «هیچ مخالفتی در میان [[تاریخنویسان]] در این مسأله وجود ندارد، که [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} نخستین کسی است که [[اسلام]] آورده، تنها در [[بلوغ]] او به هنگام [[پذیرش اسلام]] [[اختلاف]] دارند»<ref>تفسیر قرطبی، ج۵، ص۳۰۷۵.</ref>. | |||
«[[ابن عبدالبر]]»<ref>استیعاب، ج۲، ص۴۵۷.</ref> چنین مینویسد: «در این مسأله اتفاق است که خدیجه نخستین کسی بود که [[ایمان به خدا]] و پیامبر{{صل}} آورد، و او را در آنچه آورده بود [[تصدیق]] کرد، سپس علی{{ع}} بعد از او همین کار را انجام داد»<ref>الغدیر، ج۳، ص۲۳۷.</ref>. | |||
«[[ابوجعفر اسکافی]] معتزلی» مینویسد: «عموم [[مردم]] نقل کردهاند که [[افتخار]] [[سبقت]] در اسلام مخصوص علی بن ابیطالب{{ع}} است»<ref>الغدیر، ج۳، ص۲۳۷.</ref>. | |||
گذشته از این، [[روایات]] فراوانی از پیامبر{{صل}} و نیز از خود علی{{ع}} و [[صحابه]] در این باره نقل شده است که به حد [[تواتر]] میرسد و ذیلاً چند [[حدیث]] را به عنوان نمونه میآوریم: | |||
# پیامبر{{صل}} فرمود: نخستین کسی که در کنار [[حوض کوثر]] بر من وارد میشود، نخستین کسی است که اسلام آورده، و او علی بن ابیطالب{{ع}} است»<ref>حدیث فوق طبق نقل الغدیر در مستدرک حاکم، ج۲، ص۱۳۶؛ استیعاب، ج۲، ص۴۵۷؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۲۵۸ آمده است.</ref>. | |||
#گروهی از دانشمندان اهل سنت از پیامبر{{صل}} نقل کردهاند که پیامبر{{صل}} دست علی{{ع}} را گرفت و فرمود: «این اولین کسی است که به من [[ایمان]] آورده، و اولین کسی است که در [[قیامت]] با من [[مصافحه]] میکند و این [[صدیق اکبر]] است»<ref>در همان مدرک این حدیث از طبرانی و بیهقی و میثمی در مجمع و حافظ گنجی در کفایه و اکمال و کنز العمال نقل شده است.</ref>. | |||
# [[ابو سعید خدری]] از [[پیامبر]]{{صل}} چنین نقل میکند که دست به میان شانههای علی{{ع}} زد و فرمود: «ای علی هفت صفت ممتاز داری که احدی در [[قیامت]] نمیتواند دربارۀ آنها با تو [[گفتگو]] کند، تو نخستین کسی هستی که به [[خدا]] [[ایمان]] آوردی، و از همه نسبت به [[پیمانهای الهی]] باوفاتری، و در [[اطاعت فرمان خدا]] پابرجاتری»..<ref>این حدیث طبق نقل الغدیر در کتاب «حلیة الاولیاء»، ج۱، ص۶۶ نقل شده است.</ref>. | |||
همانگونه که اشاره کردیم دهها [[روایت]] در کتب مختلف [[تاریخ]] و [[تفسیر]] و [[حدیث]]، در این باره از پیامبر{{صل}} و دیگران نقل شده است<ref>علاقمندان میتوانند برای توضیح بیشتر به الغدیر، ج۳، ص۲۲۰ تا ۲۴۰ و کتاب احقاق الحق، ج۳، ص۱۱۴ تا ۱۲۰ مراجعه نمایند.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۴۳.</ref> | |||
==[[تحریف]] تاریخ== | |||
گروهی که نتوانستهاند [[سبقت]] علی{{ع}} را در ایمان و [[اسلام]] [[انکار]] کنند به عللی که ناگفته پیدا است [[کوشش]] دارند آن را به نحو دیگری انکار، یا کم اهمیت جلوه دهند، و بعضی دیگر کوشش دارند که به جای او [[ابوبکر]] را بگذارند که او [[اولین مسلمان]] است. | |||
گاهی میگویند علی{{ع}}در آن هنگام ده ساله بود و طبعاً نابالغ، بنابراین اسلام او به عنوان اسلام یک [[کودک]] تأثیری در قوت و [[قدرت]] جبهۀ [[مسلمین]] در برابر [[دشمن]] نداشت<ref>این سخن را فخر رازی در تفسیرش ذیل آیۀ ۱۰۰ از سوره توبه آورده است.</ref>. | |||
و این براستی عجیب است و در واقع ایرادی است بر شخص پیامبر{{صل}} زیرا میدانیم هنگامی که در [[یوم الدار]] پیامبر{{صل}}، اسلام را به [[عشیره]] و طایفۀ خود عرضه داشت هیچکس آن را نپذیرفت جز علی{{ع}} که برخاست و اعلام اسلام نمود، پیامبر{{صل}} اسلامش را پذیرفت، و حتی اعلام کرد که تو [[برادر]] و [[وصی]] و خلیفۀ [[منی]]!. | |||
و این حدیث را که گروهی از [[حافظان حدیث]] از [[شیعه]] و [[سنی]] در کتب [[صحاح]] و مسانید، و همچنین گروهی از [[مورخان]] [[اسلام]] نقل کرده و بر آن تکیه نمودهاند نشان میدهد که نه تنها [[پیامبر]]{{صل}} اسلام علی{{ع}} را در آن سن و سال کم، پذیرفت بلکه او را به عنوان [[برادر]] و [[وصی]] و [[جانشین]] خود معرفی نمود<ref>این حدیث به عبارات مختلف نقل شده و آنچه در بالا آوردیم عبارتی است که ابوجعفر اسکافی در کتاب «نهج العثمانیه» و «برهان الدین در انبیاء نجباء الأنباء» و ابن اثیر در «کامل» و بعضی دیگر نقل کردهاند (برای توضیح بیشتر بد الغدیر، ج۲، ص۲۷۸ تا ۲۸۶ مراجعه کنید).</ref>. | |||
و گاهی به این تعبیر که [[خدیجه]] [[نخستین مسلمان]] از [[زنان]] و [[ابوبکر]] نخستین مسلمان از مردان و علی{{ع}} نخستین مسلمان از [[کودکان]] بود، خواستهاند از اهمیت آن بکاهند<ref>این تعبیر را مفسر معروف و متعصب، نویسندة المنار ذیل آیه ۱۰۰ از سوره توبه ذکر کرده است.</ref> در حالی که اولاً همانگونه که گفتیم کمی سن علی{{ع}} در آن [[روز]] به هیچ وجه از اهمیت موضوع نمیکاهد، به خصوص اینکه [[قرآن]] دربارۀ [[حضرت یحیی]] صریحاً میگوید: «ما [[فرمان]] را به او در حال [[کودکی]] دادیم»<ref>{{متن قرآن|يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}} «ای یحیی، کتاب (آسمانی) را با توانمندی بگیر! و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛» سوره مریم، آیه ۱۲.</ref>. و دربارۀ [[عیسی]]{{ع}} ما نیز میخوانیم که در حال کودکی به سخن آمد و به آنها که دربارۀ او گرفتار [[شک و تردید]] بودند گفت: «من [[بنده]] خدایم، [[کتاب آسمانی]] به من داده، و مرا پیامبر قرار داده است»<ref>{{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا}} «(نوزاد) گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است» سوره مریم، آیه ۳۰.</ref>. | |||
هنگامی که اینگونه [[آیات]] را با [[حدیثی]] که از پیامبر{{صل}} در بالا نقل کردیم که او علی{{ع}} را وصی و [[خلیفه]] و جانشین خود قرار داد ضمیمه کنیم روشن میشود که این سخن گفتار تعصبآمیزی بیش نیست. | |||
ثانیاً این موضوع از نظر [[تاریخی]] مسلم نیست که ابوبکر سومین نفری باشد که اسلام را پذیرفته است، بلکه در بسیاری از کتب [[تاریخ]] و [[حدیث]] [[اسلام آوردن]] گروه دیگری را قبل از او ذکر کردهاند. | |||
این بحث را با ذکر این نکته پایان میدهیم که علی{{ع}} در سخنانش بارها به این موضوع که من اولین [[مؤمن]] و [[اولین مسلمان]] و نخستین [[نمازگزار]] با پیامبرم اشاره نموده و موقعیت خود را روشن ساخته است، و این موضوع در بسیاری از کتب از آن حضرت نقل شده. | |||
به علاوه [[ابن ابی الحدید]] از دانشمند معروف [[ابوجعفر اسکافی]] معتزلی نقل میکند اینکه بعضی میگویند [[ابوبکر]] [[سبقت]] در [[اسلام]] داشته اگر صحیح باشد چرا خودش در هیچ مورد به این موضوع بر [[فضیلت]] خود [[استدلال]] نکرده است، و نه هیچیک از هواداران او از [[صحابه]] چنین ادعائی را کردهاند<ref>الغدیر، ج۳، ص۲۴۰.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۴۴.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||