شیخ مفید: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = [[شیخ مفید در فقه سیاسی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== آشنایی اجمالی == | == آشنایی اجمالی == | ||
[[ابو عبدالله محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی]] معروف به [[شیخ مفید]] و [[ابن معلم]] وی یکی از بزرگان [[شیعه]] و از [[محدثان]] و نوابغ عصر خویش بود که شیعه و [[سنی]] بر [[علم]]، فضل، [[عدالت]]، [[وثاقت]] و [[جلالت]] شأنش [[اتفاق نظر]] دارند. ابوعبداللّه در سال ۳۳۶ یا ۳۳۸ه در [[شهر]] عُکبری، در ده فرسخی [[بغداد]] متولد شد. در [[کودکی]] به همراه پدرش به بغداد رفت و ساکن شد. ابتدا در حوزه درس ابوعبداللّه معروف به «جَعْل» به [[کسب علم]] پرداخت؛ سپس با استاد دیگرش [[ابویاسر غلام ابیجحش]] در مجلس درس [[علی بن عیسی رمّانی معتزلی]] شرکت کرد. <ref>رجال نجاشی، ج ۲، ص۳۲۷ ـ ۳۳۲.</ref> مفید در راه کسب علم و [[دانش]] از استادان زیادی از جمله [[شیخ صدوق]]، [[جعفر بن محمد بن قولویه]] و [[ابوغالب زراری]] بهره برد<ref> مجموعه ورّام، ج ۲، ص۶۲۱.</ref> و در [[علوم]] گوناگون چون [[ادبیات عرب]]، [[فقه]]، [[کلام]]، [[رجال]]، اصول، [[جدل]]، [[شعر]]، [[قرآن]] و [[تفسیر]] تبحر یافت. وی در [[دولت]] [[آل بویه]] با طرفداران هر مسلک و عقیدهای، با جلالت و [[عظمت]] [[مناظره]] میکرد و در پیش [[خلفای عباسی]] مرتبه و جایگاه ویژهای داشت. او فردی [[زاهد]] و کثیرالصدقه بود، [[لباس]] زبر و [[خشن]] میپوشید و [[نماز]] و [[روزه]] بسیار به جا میآورد. همیشه ملازم [[تعلیم]] و [[تدریس]] بود. کتابهای [[مخالفان]] را مطالعه کرده، [[حفظ]] مینمود و با آنان به بحث میپرداخت و در مناظره با گروههایی چون [[حشویه]]، جبّریه، [[معتزله]] و... به [[راحتی]] به آنان چیره میشد. <ref>اعیان الشیعه، ج ۹، ص۴۲۱.</ref> [[لقب]] مفید را از آن رو گرفت که در مناظره در باب [[غدیر خم]] بر استاد خویش علی بن عیسی رمانی [[غلبه]] یافت و از جانب استاد به مفید ملقب شد. <ref>تاریخ الاسلام، ج ۲۸، ص۳۳۲.</ref> [[احمد بن علی نجاشی]]، [[شیخ طوسی]]، [[سید شریف رضی]]، [[سید مرتضی علم الهدی]] و بسیاری از علمای بزرگ شیعه از [[شاگردان]] [[شیخ مفید]] بودند. <ref> مجموعه ورّام، ج ۲، ص۶۲۱.</ref> درباره [[ابن حجر عسقلانی]] گوید: شیخ مفید دانشمند بزرگ شیعه فردی [[پارسا]] و [[فروتن]] و پاسدار [[علم]] بود. گروهی از [[دانشمندان]] از محضرش برخاستند و در [[بزرگداشت]] [[مکتب تشیع]] جایگاهی عالی یافت تا جایی که گفتهاند او بر هر دانشمند بلند قدری [[منت]] دارد. [[ابن حجر]] میافزاید که عضدالدوله برای [[ملاقات]] [[شیخ مفید]] به خانهاش میرفت و هرگاه [[بیمار]] میشد به عیادتش میشتافت. شیخ جز اندکی از شب را نمیخوابید، سپس برمی خواست و به [[نماز]] میایستاد یا مطالعه میکرد یا مشغول [[تلاوت قرآن]] میشد. <ref>اعیان الشیعه، ج ۹، ص۴۲۱.</ref> به گفته [[طبرسی]]، از [[ناحیه مقدسه]] سه [[توقیع]] درباره [[جلالت]] [[شأن]] و بزرگی شیخ مفید صادر گشته و [[حضرت]] او را مشمول [[عنایات]] خاص و [[الطاف]] مخصوص خود قرار داده است. <ref>لسان المیزان، ج ۵، ص۳۶۸.</ref> شیخ مفید پس از [[عضدالدوله دیلمی]] یک بار در [[شورش]] [[بغداد]] که به دلیل [[خلع]] الطائع [[عباسی]] به دست بهاءالدوله دیلمی در گرفته بود، از بغداد [[تبعید]] شد و بار دیگر در ورود ابن سهلان [[سلطان]] الدوله به بغداد به همراه بسیاری دیگر از [[علما]] از بغداد تبعید شد. <ref>الکامل فی التاریخ، ج ۹، ص۱۷۸ و ۳۰۷.</ref> شیخ مفید در سایه [[علوم]] سرشار، [[نبوغ]] کم نظیر و پشت کار خارج از وصفش که همگی زبانزد [[عام و خاص]] بوده است، | [[ابو عبدالله محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی]] معروف به [[شیخ مفید]] و [[ابن معلم]] وی یکی از بزرگان [[شیعه]] و از [[محدثان]] و نوابغ عصر خویش بود که شیعه و [[سنی]] بر [[علم]]، فضل، [[عدالت]]، [[وثاقت]] و [[جلالت]] شأنش [[اتفاق نظر]] دارند. ابوعبداللّه در سال ۳۳۶ یا ۳۳۸ه در [[شهر]] عُکبری، در ده فرسخی [[بغداد]] متولد شد. در [[کودکی]] به همراه پدرش به بغداد رفت و ساکن شد. ابتدا در حوزه درس ابوعبداللّه معروف به «جَعْل» به [[کسب علم]] پرداخت؛ سپس با استاد دیگرش [[ابویاسر غلام ابیجحش]] در مجلس درس [[علی بن عیسی رمّانی معتزلی]] شرکت کرد. <ref>رجال نجاشی، ج ۲، ص۳۲۷ ـ ۳۳۲.</ref> مفید در راه کسب علم و [[دانش]] از استادان زیادی از جمله [[شیخ صدوق]]، [[جعفر بن محمد بن قولویه]] و [[ابوغالب زراری]] بهره برد<ref> مجموعه ورّام، ج ۲، ص۶۲۱.</ref> و در [[علوم]] گوناگون چون [[ادبیات عرب]]، [[فقه]]، [[کلام]]، [[رجال]]، اصول، [[جدل]]، [[شعر]]، [[قرآن]] و [[تفسیر]] تبحر یافت. وی در [[دولت]] [[آل بویه]] با طرفداران هر مسلک و عقیدهای، با جلالت و [[عظمت]] [[مناظره]] میکرد و در پیش [[خلفای عباسی]] مرتبه و جایگاه ویژهای داشت. او فردی [[زاهد]] و کثیرالصدقه بود، [[لباس]] زبر و [[خشن]] میپوشید و [[نماز]] و [[روزه]] بسیار به جا میآورد. همیشه ملازم [[تعلیم]] و [[تدریس]] بود. کتابهای [[مخالفان]] را مطالعه کرده، [[حفظ]] مینمود و با آنان به بحث میپرداخت و در مناظره با گروههایی چون [[حشویه]]، جبّریه، [[معتزله]] و... به [[راحتی]] به آنان چیره میشد. <ref>اعیان الشیعه، ج ۹، ص۴۲۱.</ref> [[لقب]] مفید را از آن رو گرفت که در مناظره در باب [[غدیر خم]] بر استاد خویش علی بن عیسی رمانی [[غلبه]] یافت و از جانب استاد به مفید ملقب شد. <ref>تاریخ الاسلام، ج ۲۸، ص۳۳۲.</ref> [[احمد بن علی نجاشی]]، [[شیخ طوسی]]، [[سید شریف رضی]]، [[سید مرتضی علم الهدی]] و بسیاری از علمای بزرگ شیعه از [[شاگردان]] [[شیخ مفید]] بودند. <ref> مجموعه ورّام، ج ۲، ص۶۲۱.</ref> درباره [[ابن حجر عسقلانی]] گوید: شیخ مفید دانشمند بزرگ شیعه فردی [[پارسا]] و [[فروتن]] و پاسدار [[علم]] بود. گروهی از [[دانشمندان]] از محضرش برخاستند و در [[بزرگداشت]] [[مکتب تشیع]] جایگاهی عالی یافت تا جایی که گفتهاند او بر هر دانشمند بلند قدری [[منت]] دارد. [[ابن حجر]] میافزاید که عضدالدوله برای [[ملاقات]] [[شیخ مفید]] به خانهاش میرفت و هرگاه [[بیمار]] میشد به عیادتش میشتافت. شیخ جز اندکی از شب را نمیخوابید، سپس برمی خواست و به [[نماز]] میایستاد یا مطالعه میکرد یا مشغول [[تلاوت قرآن]] میشد. <ref>اعیان الشیعه، ج ۹، ص۴۲۱.</ref> به گفته [[طبرسی]]، از [[ناحیه مقدسه]] سه [[توقیع]] درباره [[جلالت]] [[شأن]] و بزرگی شیخ مفید صادر گشته و [[حضرت]] او را مشمول [[عنایات]] خاص و [[الطاف]] مخصوص خود قرار داده است. <ref>لسان المیزان، ج ۵، ص۳۶۸.</ref> شیخ مفید پس از [[عضدالدوله دیلمی]] یک بار در [[شورش]] [[بغداد]] که به دلیل [[خلع]] الطائع [[عباسی]] به دست بهاءالدوله دیلمی در گرفته بود، از بغداد [[تبعید]] شد و بار دیگر در ورود ابن سهلان [[سلطان]] الدوله به بغداد به همراه بسیاری دیگر از [[علما]] از بغداد تبعید شد. <ref>الکامل فی التاریخ، ج ۹، ص۱۷۸ و ۳۰۷.</ref> شیخ مفید در سایه [[علوم]] سرشار، [[نبوغ]] کم نظیر و پشت کار خارج از وصفش که همگی زبانزد [[عام و خاص]] بوده است، | ||