ایمان در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ مارس ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '|22px]] 22px پژوهشکده تحقیقات اسلامی، [[فرهنگ شیعه')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۵: خط ۱۵:
# درحدیث دیگری از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که ایشان در مورد آیۀ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref> [[روایت]] می‌کنند که [[پیامبر]]{{صل}} به [[حضرت امیر]]{{ع}} فرمودند: «آیا می‌دانی این [[آیه]] دربارۀ چه کسانی نازل شده است؟ دربارۀ هرکس که به من ایمان آورد و [[تصدیق]] کند و تو را [[دوست]] بدارد و [[خاندان]] تو را پس از تو دوست بدارد و در برابر تو و [[امامان]] پس از تو [[تسلیم]] [[امر]] باشد»<ref>{{متن حدیث|فِی قَوْلِهِ تَعَالَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ{{ع}}تَدْرِی فِیمَنْ نَزَلَتْ قَالَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ فِیمَنْ صَدَّقَ بِی وَ آمَنَ بِی وَ أَحَبَّکَ وَ عِتْرَتَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ سَلَّمَ لَکَ الْأَمْرَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِک‏}}؛ بحار الأنوار، ج ۲۳، ص۳۶۷ ح ۳۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۱۴.</ref>
# درحدیث دیگری از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که ایشان در مورد آیۀ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref> [[روایت]] می‌کنند که [[پیامبر]]{{صل}} به [[حضرت امیر]]{{ع}} فرمودند: «آیا می‌دانی این [[آیه]] دربارۀ چه کسانی نازل شده است؟ دربارۀ هرکس که به من ایمان آورد و [[تصدیق]] کند و تو را [[دوست]] بدارد و [[خاندان]] تو را پس از تو دوست بدارد و در برابر تو و [[امامان]] پس از تو [[تسلیم]] [[امر]] باشد»<ref>{{متن حدیث|فِی قَوْلِهِ تَعَالَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ{{ع}}تَدْرِی فِیمَنْ نَزَلَتْ قَالَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ فِیمَنْ صَدَّقَ بِی وَ آمَنَ بِی وَ أَحَبَّکَ وَ عِتْرَتَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ سَلَّمَ لَکَ الْأَمْرَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِک‏}}؛ بحار الأنوار، ج ۲۳، ص۳۶۷ ح ۳۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۱۴.</ref>


== [[مراتب ایمان]] در [[روایات]] ==
== حقیقت ايمان ==
[[آیات]] و روایات پرشماری بر این [[حقیقت]] که ایمان دارای درجاتی است و قابلیت افزایش و کاهش دارد؛ [[گواهی]] می‌دهند؛ از جمله آنجا که [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ}}<ref>«تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند» سوره فتح، آیه ۴.</ref>.<ref>ر.ک: تفسیر نمونه، ۲۲/ ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا}}<ref>«و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید» سوره انفال، آیه ۲.</ref>، و در روایت هست که: خداوند، ایمان را بر هفت بخش تقسیم کرده است: [[نیکی]]، [[صدق]]، [[یقین]]، [[رضا]]، [[وفا]]، [[علم]] و [[بردباری]]، آن گاه سهم هر کس را از آنها داده است و هر کس همه آنها را در خود گرد آورد، [[مؤمن]] کامل است<ref>بحار الانوار، ۶۶/ ۱۷۵- ۱۵۴.</ref> و در [[روایت]] دیگری این چنین آمده که [[ایمان]] را ده درجه است مانند نردبان که مؤمن یک به یک آنها را طی می‌کند<ref>{{متن حدیث|إِنَ‏ الْإِیمَانَ‏ عَشْرُ دَرَجَاتٍ‏ بِمَنْزِلَةِ السُّلَّمِ‏ یُصْعَدُ مِنْهُ مِرْقَاةً بَعْدَ مِرْقَاةٍ فَلَا یَقُولَنَّ صَاحِبُ الِاثْنَیْنِ لِصَاحِبِ الْوَاحِدِ لَسْتَ عَلَی شَیْ‏ءٍ حَتَّی یَنْتَهِیَ إِلَی الْعَاشِر}} الکافی، ج۲، ص۴۵۵، بحار الانوار، ۶۶/ ۱۶۵.</ref>، بدین‌سان، [[مراتب ایمان]] نزد [[علمای شیعه]]، حقیقتی است پذیرفته شده که قابلیت زیادت و نقصان دارد و همین امر سبب می شود که هر یک از [[مؤمنین]] در درجه و مرتبه ای از ایمان قرار بگیرند، در نتیجه باید گفت که فرد [[مؤمن]] هرگز نباید در یک مرحله از ایمان توقف کند و باید دائماً به سوی درجات بالاتر ایمان پیش برود<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۰۶-۴۰۷.</ref>.
=== رابطه اسلام و ایمان ===
با توجه به [[حدیثی]] از امام صادق{{ع}}: {{متن حدیث|الاسلام یحقن به الدم وتؤدی به الامانه، وتستحل به الفروج والثواب علی الایمان}}<ref>اسلام، خون انسان را محفوظ و ادای امانت او را لازم و ازدواج با او را حلال می کند ولی ثواب بر ایمان است، محمد، کلینی، اصول کافی، ج۴،ص۸۰.</ref>، مشخص می‌شود که اسلام با ایمان متفاوت است و [[اسلام آوردن]] ممکن است [[انگیزه]]‌های مختلفی در بر داشته باشد، حتی انگیزه‌های مادی و [[منافع شخصی]] و [[دنیوی]]، ولی ایمان این چنین نیست و حتماً از انگیزه‌های [[معنوی]] سرچشمه می گیرد برای همین است که [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} می‌فرماید: بر ایمان [[ثواب]] مترتب است و شرط [[قبولی اعمال]] است به خلاف اسلام<ref>ابن جوزي، ابوالفرج؛ الموضوعات، بیروت، دار الکتب العلمیه، ق ۱۴۲۴؛ کلینی، کافی، ج۲، ص۲۴.</ref>، همچنین با نگاه به چهاردهمین [[آیه]] از [[سوره حجرات]]: {{متن قرآن|قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمی‌کند که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه: ۱۴.</ref> و با توجه به این مطلب در [[آیه]] که [[خداوند]] می‌فرماید: [[اعراب]]، به زبان، بر [[یگانگی خدا]] و [[نبوت]] و [[معاد]] [[گواهی]] می‌دادند؛ ولی با این حال خداوند با [[صراحت]] به آنها می‌گوید که شما [[مؤمن]] نیستید، شما فقط مسلمانید، تفاوت [[اسلام]] وایمان مشخص می‌شود به این معنی که اسلام، شکل ظاهری دارد ولی [[ایمان]] یک امر [[واقعی]] وباطنی است وجایگاه آن [[قلب]] [[آدمی]] است نه زبان وظاهر او<ref>مقاله، سید محمد جواد حیدریه، منبع: اختصاصی راسخون.</ref>.<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، انتشارات داوری، ص۵۴.</ref>


== ارکان ایمان از منظر [[روایات]] ==
== ارکان ایمان ==
با بررسی برخی روایات می‌توان گفت که ایمان، [[تصدیق قلبی]]، [[اقرار زبانی]] و عمل به [[طاعات]] است، چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْإِیمَانُ‏ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ‏ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان}}<ref>الکافی، ج۲، ص۷۷.</ref>، اما باید توجه داشت اینکه چرا قاطبۀ علمای شیعه با [[علم]] به روایت‌های مذکور از [[ائمه معصوم]]{{عم}}<ref>{{متن حدیث|الْإِیمَانُ‏ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ‏ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان}}، الکافی، ج۲، ص۷۷.</ref> که ایمان را [[اقرار]] به لسان، تصدیق قلبی و عمل دانسته اند، بر این مطلب تأکید می‌کنند که [[حقیقت]] ایمان، تصدیق قلبی است، به خاطر این مسأله است که ترتب آثار [[ایمانی]] در ظاهر، متوقف است بر اقرار زبانی یا آنچه در [[حکم]] آن است، چنانکه ترتب [[آثار ایمان]] در ظرف واقع متوقف بر عمل به مقتضای آن است. از این‌رو هر چند در [[احادیث]] مذکور سه جزء آمده، اما جزء قوام‌بخش، جزء نخستین است که همان تصدیق قلبی است و دو جزء دیگر بر آن مترتب می‌شود.
با بررسی برخی روایات می‌توان گفت که ایمان، [[تصدیق قلبی]]، [[اقرار زبانی]] و عمل به [[طاعات]] است، چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْإِیمَانُ‏ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ‏ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان}}<ref>الکافی، ج۲، ص۷۷.</ref>، اما باید توجه داشت اینکه چرا قاطبۀ علمای شیعه با [[علم]] به روایت‌های مذکور از [[ائمه معصوم]]{{عم}}<ref>{{متن حدیث|الْإِیمَانُ‏ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ‏ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان}}، الکافی، ج۲، ص۷۷.</ref> که ایمان را [[اقرار]] به لسان، تصدیق قلبی و عمل دانسته اند، بر این مطلب تأکید می‌کنند که [[حقیقت]] ایمان، تصدیق قلبی است، به خاطر این مسأله است که ترتب آثار [[ایمانی]] در ظاهر، متوقف است بر اقرار زبانی یا آنچه در [[حکم]] آن است، چنانکه ترتب [[آثار ایمان]] در ظرف واقع متوقف بر عمل به مقتضای آن است. از این‌رو هر چند در [[احادیث]] مذکور سه جزء آمده، اما جزء قوام‌بخش، جزء نخستین است که همان تصدیق قلبی است و دو جزء دیگر بر آن مترتب می‌شود.
   
   
خط ۲۹: خط ۳۰:
از مجموع [[آیات]]، [[روایات]] و نیز دیدگاه‌های [[دانشمندان شیعه]] بر می‌آید که [[ایمان]] سه پایه دارد: [[باور]] [[قلبی]]، [[اقرار زبانی]] و [[عمل به ارکان]] بدنی<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۷۲-۷۳.</ref>.
از مجموع [[آیات]]، [[روایات]] و نیز دیدگاه‌های [[دانشمندان شیعه]] بر می‌آید که [[ایمان]] سه پایه دارد: [[باور]] [[قلبی]]، [[اقرار زبانی]] و [[عمل به ارکان]] بدنی<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۷۲-۷۳.</ref>.


== ایمان ثابت و ایمان عاریتی ==
== متعلقات ايمان (واجبات ایمان) ==
مراد از متعلقات ایمان، آن چیزی است که باید به آن باور داشت. در روایات آن متعلقاتی که برای ایمان است طبق [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اینطور بیان شده است که: «ایمان یعنی باور داشتن به [[خدا]]، [[روز قیامت]]، [[فرشتگان]]، کتاب، [[پیامبران]]، [[مرگ]]، [[زندگی]] پس از مرگ، [[بهشت و جهنم]]، حساب، [[میزان]]، و قدر [[الهی]] [[خیر و شر]] آن»<ref>{{متن حدیث|الْإِیمَانُ أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلَائِکَةِ وَ الْکِتَابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ الْمَوْتِ وَ الْحَیَاةِ بَعْدَ الْمَوْتِ وَ تُؤْمِنَ بِالْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ الْحِسَابِ وَ الْمِیزَانِ وَ تُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ کُلِّهِ خَیْرِهِ وَ شَرِّه}}؛ ‏ بحارالانوار، ج۵۶، ص۲۶۰.</ref>
 
نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که، متعلقات ایمان تفکیک ناپذیرند و چنین نیست که [[انسان]] به بعضی ایمان بیاورد و به برخی ایمان نیاورد و عنوان [[مؤمن]] بر او [[صدق]] کند، بلکه باید به همه آنها ایمان داشته باشد همانطور که [[خداوند متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ}}<ref>«و (خداوند) به زودی پاداش کسانی را که به خداوند و پیامبرانش ایمان آورده‌اند و میان هیچ یک از آنها فرق نمی‌گذارند؛ خواهد داد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۱۵۲.</ref> و اگر فقط یکی از آنها را قبول نکند از دایره [[ایمان]] خارج است چنانچه [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «اگر شخصی فقط یک [[پیامبر]] مانند [[عیسی بن مریم]]{{ع}} را [[انکار]] کند و همه [[پیامبران]] دیگر را بپذیرد، آن شخص ایمان نیاورده است»<ref>{{متن حدیث|وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَوْ أَنْکَرَ رَجُلٌ- عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ{{ع}}وَ أَقَرَّ بِمَنْ سِوَاهُ مِنَ الرُّسُلِ لَمْ یُؤْمِن‏}}؛ کافی، ج۱، ص۱۸۲.</ref>.<ref>[[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[ایمان - عالمی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۵۶۹-۵۸۵.</ref>
 
== خاستگاه هاى ايمان ==
 
== پايدارى ايمان ==
=== ایمان ثابت و ایمان عاریتی ===
با توجه به [[کلام امیرمؤمنان]] [[علی]]{{ع}}، ایمان از حیث دوام و بقا، به ثابت و عاریتی تقسیم می‌‌شود: نوعی از ایمان، [[ایمانی]] است مستقرّ که در عمق [[دل‌ها]] [[ثابت]] و برقرار است و نوع دیگر ایمانی که به صورت عاریه تا [[زمان]] معیّنی میان دل‌ها و سینه‌ها در نوسان است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۹.</ref>. ایمان ثابت، ایمانی است که به حد [[ملکات]] [[نفسانی]] رسیده و در اعماق [[جان]] ریشه دوانده، اما ایمان عاریتی به این درجه از ثبوت نرسیده است و هرلحظه ممکن است از [[دل]] برون رود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۱۵۸.</ref>.
با توجه به [[کلام امیرمؤمنان]] [[علی]]{{ع}}، ایمان از حیث دوام و بقا، به ثابت و عاریتی تقسیم می‌‌شود: نوعی از ایمان، [[ایمانی]] است مستقرّ که در عمق [[دل‌ها]] [[ثابت]] و برقرار است و نوع دیگر ایمانی که به صورت عاریه تا [[زمان]] معیّنی میان دل‌ها و سینه‌ها در نوسان است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۹.</ref>. ایمان ثابت، ایمانی است که به حد [[ملکات]] [[نفسانی]] رسیده و در اعماق [[جان]] ریشه دوانده، اما ایمان عاریتی به این درجه از ثبوت نرسیده است و هرلحظه ممکن است از [[دل]] برون رود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۱۵۸.</ref>.


== [[متعلقات ایمان]] در روایات ==
== درجات و مراتب ايمان ==
مراد از متعلقات ایمان، آن چیزی است که باید به آن باور داشت. در روایات آن متعلقاتی که برای ایمان است طبق [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اینطور بیان شده است که: «ایمان یعنی باور داشتن به [[خدا]]، [[روز قیامت]]، [[فرشتگان]]، کتاب، [[پیامبران]]، [[مرگ]]، [[زندگی]] پس از مرگ، [[بهشت و جهنم]]، حساب، [[میزان]]، و قدر [[الهی]] [[خیر و شر]] آن»<ref>{{متن حدیث|الْإِیمَانُ أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلَائِکَةِ وَ الْکِتَابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ الْمَوْتِ وَ الْحَیَاةِ بَعْدَ الْمَوْتِ وَ تُؤْمِنَ بِالْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ الْحِسَابِ وَ الْمِیزَانِ وَ تُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ کُلِّهِ خَیْرِهِ وَ شَرِّه}}؛ ‏ بحارالانوار، ج۵۶، ص۲۶۰.</ref>
[[آیات]] و روایات پرشماری بر این [[حقیقت]] که ایمان دارای درجاتی است و قابلیت افزایش و کاهش دارد؛ [[گواهی]] می‌دهند؛ از جمله آنجا که [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ}}<ref>«تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند» سوره فتح، آیه ۴.</ref>.<ref>ر.ک: تفسیر نمونه، ۲۲/ ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا}}<ref>«و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید» سوره انفال، آیه ۲.</ref>، و در روایت هست که: خداوند، ایمان را بر هفت بخش تقسیم کرده است: [[نیکی]]، [[صدق]]، [[یقین]]، [[رضا]]، [[وفا]]، [[علم]] و [[بردباری]]، آن گاه سهم هر کس را از آنها داده است و هر کس همه آنها را در خود گرد آورد، [[مؤمن]] کامل است<ref>بحار الانوار، ۶۶/ ۱۷۵- ۱۵۴.</ref> و در [[روایت]] دیگری این چنین آمده که [[ایمان]] را ده درجه است مانند نردبان که مؤمن یک به یک آنها را طی می‌کند<ref>{{متن حدیث|إِنَ‏ الْإِیمَانَ‏ عَشْرُ دَرَجَاتٍ‏ بِمَنْزِلَةِ السُّلَّمِ‏ یُصْعَدُ مِنْهُ مِرْقَاةً بَعْدَ مِرْقَاةٍ فَلَا یَقُولَنَّ صَاحِبُ الِاثْنَیْنِ لِصَاحِبِ الْوَاحِدِ لَسْتَ عَلَی شَیْ‏ءٍ حَتَّی یَنْتَهِیَ إِلَی الْعَاشِر}} الکافی، ج۲، ص۴۵۵، بحار الانوار، ۶۶/ ۱۶۵.</ref>، بدین‌سان، [[مراتب ایمان]] نزد [[علمای شیعه]]، حقیقتی است پذیرفته شده که قابلیت زیادت و نقصان دارد و همین امر سبب می شود که هر یک از [[مؤمنین]] در درجه و مرتبه ای از ایمان قرار بگیرند، در نتیجه باید گفت که فرد [[مؤمن]] هرگز نباید در یک مرحله از ایمان توقف کند و باید دائماً به سوی درجات بالاتر ایمان پیش برود<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۰۶-۴۰۷.</ref>.
 
== آثار و بركات ايمان ==
{{اصلی|آثار ایمان}}
[[پروردگار]] [[مهربان]] آثار [[دنیوی]] و أخروی فراوانی مانند [[برتری]] دعای [[مؤمن]]، [[صلابت]]، [[دفع بلایا]]، [[نجات در دنیا و آخرت]] و [[آرامش]] و [[امنیت]] را برای ایمان قرار داده است تا دلهای افراد را نسبت به ایمان و [[تسلیم]] در برابر [[حق]] متمایل سازد.
=== برتری دعای مؤمن ===
[[امام زین العابدین]]{{ع}} در خصوص [[دعا کردن]] مؤمن می فرمایند: مؤمن کسی است که دعای او بدون یکی از این سه اثر نیست، یا برایش [[ذخیره]] می‌گردد، یا در [[دنیا]] برآورده می‌شود و یا بلائی از او (به واسطه [[دعا]] کردنش) که می خواست به او برسد بگردانده می‌شود<ref>{{متن حدیث|المؤمنُ مِن دُعائهِ ‏على ثلاثٍ: إمّا أن يُدَّخَرَ لَهُ، و إمّا أن يُعَجَّلَ لَهُ، و إمّا أن يُدْفَعَ عَنهُ بَلاءٌ يُريدُ أن يُصِيبَهُ}}، حسین بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص۲۸۷.</ref>.
 
=== صلابت ===
از ویژگی‌های فردی که [[نور ایمان]] در وجودش تجلی یافته است، صلابت است، در این خصوص [[امام کاظم]] {{ع}} می‌‍فرمایند: {{متن حدیث|ان المؤمن اعزمن الجبل، الجبل یستفل بالمعاول، و المؤمن لا یستفل دینه بشیء}}<ref>مشکاة الأنوار في غرر الأخبار، ج ۱، ص۸۹.</ref>، در اینجا [[امام]]{{ع}} می‌فرمایند که مؤمن از [[کوه]] سخت‌تر است؛ چراکه کوه با ضربات تیشه شکاف بر می‌دارد اما [[دین]] مؤمن با هیچ چیز شکاف نمی‌خورد.
 
=== دفع بلایا ===
با توجه به [[روایات]] مصومین {{ع}} یکی از بزرگترین آثار [[اجتماعی]] [[ایمان]]، [[دفع بلایا]] از [[جامعه]] به واسطه [[ایمان]] است،؛ چراکه در روایات متعدد از [[معصومین]] {{ع}} اینطور آمده که [[خداوند]] جامعه‌ای را که در آن افراد با ایمان حضور داشته باشند [[عذاب]] نمی‌کند، و یا در برخی روایات آمده که گاهی خداوند شهری را به واسطه وجود یک [[مؤمن]] از نابودی نگاه می‌دارد<ref>محمد، کلینی، اصول کافی، ج ۵، ص۶۹.</ref>.
 
=== نجات در دنیا و آخرت ===
در [[حدیثی]] از [[امام صادق]] {{ع}} آمده: خداوند مؤمن را از [[فتنه]] ها و حوادث [[دنیا]] در [[امان]] قرار نداده است، ولی او را از [[گمراهی]] در دنیا و [[بدبختی]] در [[آخرت]] [[نجات]] می‌دهد<ref>{{متن حدیث|لَمْ یؤمِنْ اللهُ مؤمنٌ مِنْ هزاهِزِ الدُّنیا، وَلكنِّهُ آمَنَهُ مِنْ العُمی فیها وَالشّقاءٍ فِی الآخرةِ، اصول كافی، ج ۵، ص۸۹}}.</ref>.
 
===[[آرامش]] و [[امنیت]] ===
نتیجه نهایی ایمان داشتن، آرامش و امنیت در جامعه است. جامعه‌ای که همه افراد آن با یکدیگر [[روابط]] صحیح، و بدور از [[گناه]] و [[ظلم]] دارند چطور ممکن است که امنیت و [[آرامش]] نداشته باشند، در اینباره امام صادق {{ع}} می‌فرمایند: برای هر کس، چیزی است که با او آرامش می‌یابد ومؤمن به [[برادر]] مؤمنش آرامش می‌یابد همانطور که پرنده به همنوع خود آرامش می یابد<ref>محمد حکیمی، الحیاه، ج۱،ص۲۶۸.</ref>.


نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که، متعلقات ایمان تفکیک ناپذیرند و چنین نیست که [[انسان]] به بعضی ایمان بیاورد و به برخی ایمان نیاورد و عنوان [[مؤمن]] بر او [[صدق]] کند، بلکه باید به همه آنها ایمان داشته باشد همانطور که [[خداوند متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ}}<ref>«و (خداوند) به زودی پاداش کسانی را که به خداوند و پیامبرانش ایمان آورده‌اند و میان هیچ یک از آنها فرق نمی‌گذارند؛ خواهد داد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۱۵۲.</ref> و اگر فقط یکی از آنها را قبول نکند از دایره [[ایمان]] خارج است چنانچه [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «اگر شخصی فقط یک [[پیامبر]] مانند [[عیسی بن مریم]]{{ع}} را [[انکار]] کند و همه [[پیامبران]] دیگر را بپذیرد، آن شخص ایمان نیاورده است»<ref>{{متن حدیث|وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَوْ أَنْکَرَ رَجُلٌ- عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ{{ع}}وَ أَقَرَّ بِمَنْ سِوَاهُ مِنَ الرُّسُلِ لَمْ یُؤْمِن‏}}؛ کافی، ج۱، ص۱۸۲.</ref>.<ref>[[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[ایمان - عالمی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۵۶۹-۵۸۵.</ref>


== [[اسلام]] و ایمان از منظر [[روایات]] ==
== ارزش ايمان·(فضیلت ایمان) ==
با توجه به [[حدیثی]] از امام صادق{{ع}}: {{متن حدیث|الاسلام یحقن به الدم وتؤدی به الامانه، وتستحل به الفروج والثواب علی الایمان}}<ref>اسلام، خون انسان را محفوظ و ادای امانت او را لازم و ازدواج با او را حلال می کند ولی ثواب بر ایمان است، محمد، کلینی، اصول کافی، ج۴،ص۸۰.</ref>، مشخص می‌شود که اسلام با ایمان متفاوت است و [[اسلام آوردن]] ممکن است [[انگیزه]]‌های مختلفی در بر داشته باشد، حتی انگیزه‌های مادی و [[منافع شخصی]] و [[دنیوی]]، ولی ایمان این چنین نیست و حتماً از انگیزه‌های [[معنوی]] سرچشمه می گیرد برای همین است که [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} می‌فرماید: بر ایمان [[ثواب]] مترتب است و شرط [[قبولی اعمال]] است به خلاف اسلام<ref>ابن جوزي، ابوالفرج؛ الموضوعات، بیروت، دار الکتب العلمیه، ق ۱۴۲۴؛ کلینی، کافی، ج۲، ص۲۴.</ref>، همچنین با نگاه به چهاردهمین [[آیه]] از [[سوره حجرات]]: {{متن قرآن|قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمی‌کند که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه: ۱۴.</ref> و با توجه به این مطلب در [[آیه]] که [[خداوند]] می‌فرماید: [[اعراب]]، به زبان، بر [[یگانگی خدا]] و [[نبوت]] و [[معاد]] [[گواهی]] می‌دادند؛ ولی با این حال خداوند با [[صراحت]] به آنها می‌گوید که شما [[مؤمن]] نیستید، شما فقط مسلمانید، تفاوت [[اسلام]] وایمان مشخص می‌شود به این معنی که اسلام، شکل ظاهری دارد ولی [[ایمان]] یک امر [[واقعی]] وباطنی است وجایگاه آن [[قلب]] [[آدمی]] است نه زبان وظاهر او<ref>مقاله، سید محمد جواد حیدریه، منبع: اختصاصی راسخون.</ref>.<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، انتشارات داوری، ص۵۴.</ref>
با نگاه به برخی از [[احادیث]] همچون [[کلام]] [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}}: {{متن حدیث|الایمان اعلی غایه}}، مشخص می‌شود که ایمان والاترین مقصد برای انسان‌هاست و چرا اینچنین نباشد در حالی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در تبیین این مقصد والا اینطور می‌فرمایند که: بهترین چیزی که [[انسان‌ها]] می توانند با آن به [[خدای سبحان]] نزدیک شوند، [[ایمان]] به او و [[پیامبر]] {{صل}} او و [[جهاد]] در راه اوست، همانا که جهاد قلّه بلند [[اسلام]] و [[یکتا]] دانستن [[خدا]] براساس [[فطرت انسانی]] است.<ref>{{متن حدیث|إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلی الله سبحانه وتعالی، الایمان به وبرسوله والجهاد فی سبیله، فإنّه ذروه الاسلام وکلمه الاخلاص فإنها الفطره}}.</ref>.<ref>مقاله، سید محمد جواد حیدریه منبع:اختصاصی راسخون.</ref>


== نشانه‌های ایمان در [[روایات]] ==
== نشانه‌های ایمان (ويژگى هاى مؤمن)==
با توجه به [[کلام]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]]، [[نشانه‌ها]] و شاخصه‌های شخص با ایمان در چهار چیز است:
با توجه به [[کلام]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]]، [[نشانه‌ها]] و شاخصه‌های شخص با ایمان در چهار چیز است:
# '''ظاهر عمومی و چهره''': [[شادمانی]] مؤمن در رخسار اوست و [[اندوه]] وی در دلش<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۳۳.</ref>.
# '''ظاهر عمومی و چهره''': [[شادمانی]] مؤمن در رخسار اوست و [[اندوه]] وی در دلش<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۳۳.</ref>.
خط ۴۸: خط ۷۴:


البته با توجه به روایات، [[ایمان]] شاخصه‌های دیگری هم دارد، همچون [[حدیثی]] که از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} منقول است: [[انسان]] مؤمن نیست مگر آنکه دلش بازبانش یکی باشد وزبانش با دلش و گفتارش با کردارش ناسازگار نباشد<ref>{{متن حدیث|إن الرجل لایکون مؤمنا حتی یکون قلبه مع لسانه سواء ویکون لسانه مع قلبه سواء ولایخالف قوله عمله}}، محمد، محمدی ری شهری، همان، ص۳۶۵.</ref>.
البته با توجه به روایات، [[ایمان]] شاخصه‌های دیگری هم دارد، همچون [[حدیثی]] که از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} منقول است: [[انسان]] مؤمن نیست مگر آنکه دلش بازبانش یکی باشد وزبانش با دلش و گفتارش با کردارش ناسازگار نباشد<ref>{{متن حدیث|إن الرجل لایکون مؤمنا حتی یکون قلبه مع لسانه سواء ویکون لسانه مع قلبه سواء ولایخالف قوله عمله}}، محمد، محمدی ری شهری، همان، ص۳۶۵.</ref>.
== [[فضیلت]] [[ایمان]] در [[روایات]] ==
با نگاه به برخی از [[احادیث]] همچون [[کلام]] [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}}: {{متن حدیث|الایمان اعلی غایه}}، مشخص می‌شود که ایمان والاترین مقصد برای انسان‌هاست و چرا اینچنین نباشد در حالی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در تبیین این مقصد والا اینطور می‌فرمایند که: بهترین چیزی که [[انسان‌ها]] می توانند با آن به [[خدای سبحان]] نزدیک شوند، [[ایمان]] به او و [[پیامبر]] {{صل}} او و [[جهاد]] در راه اوست، همانا که جهاد قلّه بلند [[اسلام]] و [[یکتا]] دانستن [[خدا]] براساس [[فطرت انسانی]] است.<ref>{{متن حدیث|إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلی الله سبحانه وتعالی، الایمان به وبرسوله والجهاد فی سبیله، فإنّه ذروه الاسلام وکلمه الاخلاص فإنها الفطره}}.</ref>.<ref>مقاله، سید محمد جواد حیدریه منبع:اختصاصی راسخون.</ref>


== اصناف [[مؤمنین]] ==
== اصناف [[مؤمنین]] ==
خط ۶۷: خط ۹۰:
[[گناهان]] و موارد متعدد دیگری نیز در [[کلام]] [[معصومین]]{{ع}} به عنوان آفت [[ایمان]] شمرده شده است، از جمله: [[دوروئی]]<ref>عبدالواحد، امدی، غررالحکم ،ص ۷۵، {{متن حدیث|الایمان بریء من النفاق}}، ایمان از دو روئی به دور است.</ref>، [[مکر]]<ref>همان ،ص ۹۷، {{متن حدیث|المکر والغلّ مجانبا للایمان}}، مکر وکینه از ایمان به دورند.</ref>، [[سوءظن]]<ref>حسین جلالی، مجموعه الاخبار، ص ۲۱۵.</ref>، [[بداخلاقی]]<ref>محمد باقر، مجلسی، بحار الانوار، ج ۶۴، ص۳۰۱.</ref> و موارد متعدد دیگر<ref>[[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[ایمان - عالمی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۵۶۹-۵۸۵.</ref>.
[[گناهان]] و موارد متعدد دیگری نیز در [[کلام]] [[معصومین]]{{ع}} به عنوان آفت [[ایمان]] شمرده شده است، از جمله: [[دوروئی]]<ref>عبدالواحد، امدی، غررالحکم ،ص ۷۵، {{متن حدیث|الایمان بریء من النفاق}}، ایمان از دو روئی به دور است.</ref>، [[مکر]]<ref>همان ،ص ۹۷، {{متن حدیث|المکر والغلّ مجانبا للایمان}}، مکر وکینه از ایمان به دورند.</ref>، [[سوءظن]]<ref>حسین جلالی، مجموعه الاخبار، ص ۲۱۵.</ref>، [[بداخلاقی]]<ref>محمد باقر، مجلسی، بحار الانوار، ج ۶۴، ص۳۰۱.</ref> و موارد متعدد دیگر<ref>[[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[ایمان - عالمی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۵۶۹-۵۸۵.</ref>.


== [[آثار ایمان]] ==
== زيان هاى بى ايمانى ==
[[پروردگار]] [[مهربان]] آثار [[دنیوی]] و أخروی فراوانی مانند [[برتری]] دعای [[مؤمن]]، [[صلابت]]، [[دفع بلایا]]، [[نجات در دنیا و آخرت]] و [[آرامش]] و [[امنیت]] را برای ایمان قرار داده است تا دلهای افراد را نسبت به ایمان و [[تسلیم]] در برابر [[حق]] متمایل سازد.
 
=== برتری دعای مؤمن ===
[[امام زین العابدین]]{{ع}} در خصوص [[دعا کردن]] مؤمن می فرمایند: مؤمن کسی است که دعای او بدون یکی از این سه اثر نیست، یا برایش [[ذخیره]] می‌گردد، یا در [[دنیا]] برآورده می‌شود و یا بلائی از او (به واسطه [[دعا]] کردنش) که می خواست به او برسد بگردانده می‌شود<ref>{{متن حدیث|المؤمنُ مِن دُعائهِ ‏على ثلاثٍ: إمّا أن يُدَّخَرَ لَهُ، و إمّا أن يُعَجَّلَ لَهُ، و إمّا أن يُدْفَعَ عَنهُ بَلاءٌ يُريدُ أن يُصِيبَهُ}}، حسین بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص۲۸۷.</ref>.
 
=== صلابت ===
از ویژگی‌های فردی که [[نور ایمان]] در وجودش تجلی یافته است، صلابت است، در این خصوص [[امام کاظم]] {{ع}} می‌‍فرمایند: {{متن حدیث|ان المؤمن اعزمن الجبل، الجبل یستفل بالمعاول، و المؤمن لا یستفل دینه بشیء}}<ref>مشکاة الأنوار في غرر الأخبار، ج ۱، ص۸۹.</ref>، در اینجا [[امام]]{{ع}} می‌فرمایند که مؤمن از [[کوه]] سخت‌تر است؛ چراکه کوه با ضربات تیشه شکاف بر می‌دارد اما [[دین]] مؤمن با هیچ چیز شکاف نمی‌خورد.
 
=== دفع بلایا ===
با توجه به [[روایات]] مصومین {{ع}} یکی از بزرگترین آثار [[اجتماعی]] [[ایمان]]، [[دفع بلایا]] از [[جامعه]] به واسطه [[ایمان]] است،؛ چراکه در روایات متعدد از [[معصومین]] {{ع}} اینطور آمده که [[خداوند]] جامعه‌ای را که در آن افراد با ایمان حضور داشته باشند [[عذاب]] نمی‌کند، و یا در برخی روایات آمده که گاهی خداوند شهری را به واسطه وجود یک [[مؤمن]] از نابودی نگاه می‌دارد<ref>محمد، کلینی، اصول کافی، ج ۵، ص۶۹.</ref>.
 
=== نجات در دنیا و آخرت ===
در [[حدیثی]] از [[امام صادق]] {{ع}} آمده: خداوند مؤمن را از [[فتنه]] ها و حوادث [[دنیا]] در [[امان]] قرار نداده است، ولی او را از [[گمراهی]] در دنیا و [[بدبختی]] در [[آخرت]] [[نجات]] می‌دهد<ref>{{متن حدیث|لَمْ یؤمِنْ اللهُ مؤمنٌ مِنْ هزاهِزِ الدُّنیا، وَلكنِّهُ آمَنَهُ مِنْ العُمی فیها وَالشّقاءٍ فِی الآخرةِ، اصول كافی، ج ۵، ص۸۹}}.</ref>.
 
===[[آرامش]] و [[امنیت]] ===
نتیجه نهایی ایمان داشتن، آرامش و امنیت در جامعه است. جامعه‌ای که همه افراد آن با یکدیگر [[روابط]] صحیح، و بدور از [[گناه]] و [[ظلم]] دارند چطور ممکن است که امنیت و [[آرامش]] نداشته باشند، در اینباره امام صادق {{ع}} می‌فرمایند: برای هر کس، چیزی است که با او آرامش می‌یابد ومؤمن به [[برادر]] مؤمنش آرامش می‌یابد همانطور که پرنده به همنوع خود آرامش می یابد<ref>محمد حکیمی، الحیاه، ج۱،ص۲۶۸.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش