تربیت جوان: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ مارس ۲۰۲۳
(صفحه‌ای تازه حاوی «== مبانی تربیت جوان در نهج البلاغه == {{همچنین|جوان}} آنچه در طلیعه این نامه جلب نظر می‌کند آن است که امام {{ع}} به هنگام بازگشت از صفین در منطقه‌ای به اسم حاضرین دست به نگارش این نامه برده‌است؛ در زمانی که هنوز به وطن برنگشته و رخت جنگ ا...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱: خط ۱:
== مبانی تربیت جوان در نهج البلاغه ==
== مبانی تربیت جوان در نهج البلاغه ==
{{همچنین|جوان}}
{{همچنین|جوان}}
آنچه در طلیعه این [[نامه]] جلب نظر می‌کند آن است که [[امام]] {{ع}} به هنگام بازگشت از [[صفین]] در منطقه‌ای به اسم حاضرین دست به نگارش این [[نامه]] برده‌است؛ در زمانی که هنوز به وطن برنگشته و رخت [[جنگ]] از تن درنیاورده و غبار سفر و خستگی راه از خود نسترده است. این امر حکایت از آن می‌کند که [[امام]] مصمّم بوده است که چیش از فرارسیدن یک پیک اجل، [[نصایح]] حیاتی خویش را به [[فرزند]] جوانش [[ابلاغ]] کند. فراز ابتدایی [[نامه]] به‌خوبی این احساس را منعکس می‌کند: "از پدری [[سال‌خورده]] و [[کهن‌سال]]، معترف به نشیب و فراز زمان، پشت سر گذارنده [[عمر]]،... به فرزندی آرزومند دست‌نایافتنی‌ها و رهرو آنان که رفتند و منزل به دیگران سپردند، نشانه تیر ناخوشی‌ها و گروگان گردش ایام و آماج خدنگ مصیبت‌ها"<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱: {{متن حدیث|مِنَ الْوَالِدِ الْفَانِ الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ الْمُدْبِرِ الْعُمُرِ الْمُسْتَسْلِمِ ... إِلَى الْمَوْلُودِ الْمُؤَمِّلِ مَا لَا يُدْرِكُ السَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ الْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ الْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ الْمَصَائِبِ}}</ref>. حال باید دید پدری [[سال‌خورده]] و [[دانا]] به فرزندی [[جوان]] و بشکفته چه سفارش می‌کند. مسلّماً این سفارش‌ها، دستورالعمل و رهنمودهایی کارگشا برای همه [[جوانان]] خواهد بود. اما اولین سفارش [[حضرت]] به جوانش، رعایت [[تقوای الهی]] است: فرزندم تو را به [[پاسداری از مرزهای الهی]] و هماره در [[خدمت]] و [[اطاعت]] او بودن سفارش می‌کنم<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱: {{متن حدیث|فَإِنِّي أُوصِيكَ بِتَقْوَى اللَّهِ أَيْ بُنَيَّ وَ لُزُومِ أَمْرِهِ}}</ref><ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 268- 269.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} در طلیعه نامه خود به فرزندش [[امام حسن]]ا<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref> جلب نظر می‌کند آن است که [[امام]] {{ع}} به هنگام بازگشت از [[صفین]] در منطقه‌ای به اسم حاضرین دست به نگارش این [[نامه]] برده‌است؛ در زمانی که هنوز به وطن برنگشته و رخت [[جنگ]] از تن درنیاورده و غبار سفر و خستگی راه از خود نسترده است. این امر حکایت از آن می‌کند که [[امام]] مصمّم بوده است که چیش از فرارسیدن یک پیک اجل، [[نصایح]] حیاتی خویش را به [[فرزند]] جوانش [[ابلاغ]] کند. فراز ابتدایی [[نامه]] به‌خوبی این احساس را منعکس می‌کند: "از پدری [[سال‌خورده]] و [[کهن‌سال]]، معترف به نشیب و فراز زمان، پشت سر گذارنده [[عمر]]،... به فرزندی آرزومند دست‌نایافتنی‌ها و رهرو آنان که رفتند و منزل به دیگران سپردند، نشانه تیر ناخوشی‌ها و گروگان گردش ایام و آماج خدنگ مصیبت‌ها"<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱: {{متن حدیث|مِنَ الْوَالِدِ الْفَانِ الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ الْمُدْبِرِ الْعُمُرِ الْمُسْتَسْلِمِ ... إِلَى الْمَوْلُودِ الْمُؤَمِّلِ مَا لَا يُدْرِكُ السَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ الْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ الْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ الْمَصَائِبِ}}</ref>. حال باید دید پدری [[سال‌خورده]] و [[دانا]] به فرزندی [[جوان]] و بشکفته چه سفارش می‌کند. مسلّماً این سفارش‌ها، دستورالعمل و رهنمودهایی کارگشا برای همه [[جوانان]] خواهد بود. اما اولین سفارش [[حضرت]] به جوانش، رعایت [[تقوای الهی]] است: فرزندم تو را به [[پاسداری از مرزهای الهی]] و هماره در [[خدمت]] و [[اطاعت]] او بودن سفارش می‌کنم<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱: {{متن حدیث|فَإِنِّي أُوصِيكَ بِتَقْوَى اللَّهِ أَيْ بُنَيَّ وَ لُزُومِ أَمْرِهِ}}</ref><ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 268- 269.</ref>.


هر چند دوران جوانی به‌سبب [[شور و هیجان]] و انرژی فراوانش اقتضائات خاصّ خود را دارد و نمی‌توان [[جوان]] را با فرد [[میان‌سال]] و یک [[آدم]] جاافتاده مقایسه کرد، بلکه باید به او اجازه [[تفریح]] و تحرّک و [[نشاط]] داد و فرصت اشتباه را در [[حق]] او به رسمیت [[شناخت]]، ولی هیچ‌یک از این‌ها [[دلیل]] نمی‌شود که این دوره حساس و مهم را به بطالت و [[معصیت]] گذراند. به‌همین جهت از دید [[امام علی]] {{ع}}، [[تقوا]] در این دوره سرلوحه برنامه‌های یک [[مسلمان]] است. سفارش دیگر [[حضرت]] ناظر به امر [[باطن]] و [[فکر]] و [[دل]] [[آدمی]] است. [[جوان]] در این دوره [[شادابی]]، علاوه بر رشد معنوی، باید در کسب [[دانش]] و [[حکمت]] نیز کوشا باشد: [[دل]] قوی دار و آن را با [[دانش]] غرق [[نور]] کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱: {{متن حدیث|وَ قَوِّهِ بِالْيَقِينِ وَ نَوِّرْهُ بِالْحِكْمَةِ}}</ref>. [[وظیفه]] دیگر عبرت‌گرفتن از گذشتگان و [[درس‌آموختن]] از پیشگاه [[تاریخ]] است. [[تاریخ]] زندگی [[اقوام]] و [[ملل]] چنانچه به‌راستی [[روایت]] شود، آینه‌ای فراروی آینده [[جوانان]] است: در آینه [[تاریخ]] بنگر و سرگذشت پیشینیان را ورق بزن و آنچه از تلخی‌ها و شیرینی‌ها بدیشان رسیده به یادآور<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱: {{متن حدیث|وَ اعْرِضْ عَلَيْهِ أَخْبَارَ الْمَاضِينَ وَ ذَكِّرْهُ بِمَا أَصَابَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِنَ الْأَوَّلِينَ}}</ref>.
هر چند دوران جوانی به‌سبب [[شور و هیجان]] و انرژی فراوانش اقتضائات خاصّ خود را دارد و نمی‌توان [[جوان]] را با فرد [[میان‌سال]] و یک [[آدم]] جاافتاده مقایسه کرد، بلکه باید به او اجازه [[تفریح]] و تحرّک و [[نشاط]] داد و فرصت اشتباه را در [[حق]] او به رسمیت [[شناخت]]، ولی هیچ‌یک از این‌ها [[دلیل]] نمی‌شود که این دوره حساس و مهم را به بطالت و [[معصیت]] گذراند. به‌همین جهت از دید [[امام علی]] {{ع}}، [[تقوا]] در این دوره سرلوحه برنامه‌های یک [[مسلمان]] است. سفارش دیگر [[حضرت]] ناظر به امر [[باطن]] و [[فکر]] و [[دل]] [[آدمی]] است. [[جوان]] در این دوره [[شادابی]]، علاوه بر رشد معنوی، باید در کسب [[دانش]] و [[حکمت]] نیز کوشا باشد: [[دل]] قوی دار و آن را با [[دانش]] غرق [[نور]] کن<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱: {{متن حدیث|وَ قَوِّهِ بِالْيَقِينِ وَ نَوِّرْهُ بِالْحِكْمَةِ}}</ref>. [[وظیفه]] دیگر عبرت‌گرفتن از گذشتگان و [[درس‌آموختن]] از پیشگاه [[تاریخ]] است. [[تاریخ]] زندگی [[اقوام]] و [[ملل]] چنانچه به‌راستی [[روایت]] شود، آینه‌ای فراروی آینده [[جوانان]] است: در آینه [[تاریخ]] بنگر و سرگذشت پیشینیان را ورق بزن و آنچه از تلخی‌ها و شیرینی‌ها بدیشان رسیده به یادآور<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱: {{متن حدیث|وَ اعْرِضْ عَلَيْهِ أَخْبَارَ الْمَاضِينَ وَ ذَكِّرْهُ بِمَا أَصَابَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِنَ الْأَوَّلِينَ}}</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش