ختم ولایت: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۲۰۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ مارس ۲۰۲۳
خط ۱۶: خط ۱۶:
* شیخ، تصریح می‌کند که [[خاتم ولایت]] [[عامه]] و مطلقه، [[عیسی]] است، اما خاتم [[ولایت خاصه]] و [[محمدیه]]، کسی است که از جهت اصالت [[خانوادگی]] و [[بخشندگی]]، [[برترین]] [[عرب]] است<ref>شهید مطهری درباره اصالت خانوادگی ابن‌عربی می‌گوید: "محیی‌الدّین مردی عربی [و] نژادش از اولاد حاتم طایی و اهل اندلس بود"؛ ر. ک: انسان کامل، ص۱۶.</ref> که در سال ۵۹۵ او را [[مشاهده]] کرده‌ام و [[نشانه]]"[[ولایت]]" را که [[خدا]] از چشم دیگران پنهان داشته است در [[شهر]] "فاس" بر من آشکار ساخت<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، پاورقی ص۶۳۴.</ref>. وی در فصل پانزدهم [[فتوحات]] پس از بیان اینکه "[[ولایت خاصه]] [[محمدیه]]" نیز باید خاتمی داشته باشد که در نام و [[خلقت]]، همانند [[حضرت محمد]] {{صل}} باشد، تصریح می‌کند که این خاتم، [[مهدی]] [[منتظَر]] که شناخته شده است، نیست، زیرا [[مهدی]] از [[فرزندان]] صوری و [[خاندان]] آن [[حضرت]] است. حال آن‌که [[خاتم ولایت]]، از [[فرزندان]] [[معنوی]] اوست نه از [[فرزندان]] حسّی و صوری او<ref>ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۲، ص۵۰.</ref>. به گفته قیصری، این سخنان اشاره به این است که ابن‌عربی، [[خاتم ولایت]] [[محمدیه]] است و این سخنی درست است، زیرا وی در [[رؤیا]] همین را دیده است<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۱۱۱.</ref>.
* شیخ، تصریح می‌کند که [[خاتم ولایت]] [[عامه]] و مطلقه، [[عیسی]] است، اما خاتم [[ولایت خاصه]] و [[محمدیه]]، کسی است که از جهت اصالت [[خانوادگی]] و [[بخشندگی]]، [[برترین]] [[عرب]] است<ref>شهید مطهری درباره اصالت خانوادگی ابن‌عربی می‌گوید: "محیی‌الدّین مردی عربی [و] نژادش از اولاد حاتم طایی و اهل اندلس بود"؛ ر. ک: انسان کامل، ص۱۶.</ref> که در سال ۵۹۵ او را [[مشاهده]] کرده‌ام و [[نشانه]]"[[ولایت]]" را که [[خدا]] از چشم دیگران پنهان داشته است در [[شهر]] "فاس" بر من آشکار ساخت<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، پاورقی ص۶۳۴.</ref>. وی در فصل پانزدهم [[فتوحات]] پس از بیان اینکه "[[ولایت خاصه]] [[محمدیه]]" نیز باید خاتمی داشته باشد که در نام و [[خلقت]]، همانند [[حضرت محمد]] {{صل}} باشد، تصریح می‌کند که این خاتم، [[مهدی]] [[منتظَر]] که شناخته شده است، نیست، زیرا [[مهدی]] از [[فرزندان]] صوری و [[خاندان]] آن [[حضرت]] است. حال آن‌که [[خاتم ولایت]]، از [[فرزندان]] [[معنوی]] اوست نه از [[فرزندان]] حسّی و صوری او<ref>ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۲، ص۵۰.</ref>. به گفته قیصری، این سخنان اشاره به این است که ابن‌عربی، [[خاتم ولایت]] [[محمدیه]] است و این سخنی درست است، زیرا وی در [[رؤیا]] همین را دیده است<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۱۱۱.</ref>.
* او با توجه به رؤیایی که دیده است [[جایگاه]] خود را در میان [[اولیا]] همانند [[جایگاه پیامبر خاتم]] {{صل}} در میان دیگر [[پیامبران]] می‌داند. به گفته وی در سال ۵۹۹ در [[خواب]] دیده است که [[کعبه]] را که از خشت‌های طلا و نقره بنا شده، تماشا می‌کند، در یک ردیف از دیوار بینِ رکنِ [[یمانی]] و رکنِ شامی، جای خشتی از نقره و در ردیف دیگر، جای خشتی از طلا را خالی می‌بیند. آن‌گاه خود را می‌بیند که مانند دو خشت طلا و نقره، در جای خالی آن دو خشت قرار می‌گیرد. از [[خواب]] بیدار می‌شود و [[خدا]] را [[سپاس]] می‌کند و در [[تأویل]] آن می‌گوید: "من در نوع خود همچون [[رسول خدا]] {{صل}} در میان [[پیامبران]] {{عم}} هستم و بسا که [[ولایت]] به من ختم می‌گردد و این کار بر [[خدا]] سخت نباشد". [[خواب]] خود را برای یکی از [[عالمان]] می‌گوید، او نیز همان‌گونه تعبیر می‌کند<ref>ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۱، ص۳۱۹.</ref>. تمام [[دلایل]] شیخ بر [[خاتم ولایت]] بودن خود، رؤیای یادشده و [[دلیل]] وی بر [[نفی]] [[خاتم ولایت]] بودن [[حضرت مهدی]] {{ع}} انتساب حسّی و صوری وی به [[خاندان پیامبر]] {{صل}} است؛ چنان‌که وی هیچ دلیلی بر ختم [[ولایت مطلقه]] [[حضرت عیسی]] {{ع}} ارائه نکرده است. از این رو می‌توان پرسید: مگر انتساب حسّی به [[خاندان پیامبر]] {{صل}} [[مانع]] ختم [[ولایت]] است؟ از آنجا که [[عقل]] و [[نقل]] و [[کشف]] هیچ‌گونه دلالتی بر این امر ندارد، پس این سخن، ادعایی بدون [[دلیل]] است. از این گذشته همان‌گونه که [[حضرت مهدی]] {{ع}} از [[فرزندان]] حسّی و صوری [[پیامبر]] است، از [[فرزندان]] [[معنوی]] او نیز هست؛ به همین سبب بزرگانِ [[اهل]] [[معرفت]]، وی را از اولیای [[محمدیه]] می‌دانند. [[صاحب ولایت]] [[محمدیه]] بودن، حتی اگر [[خاتم ولایت]] هم نباشد، این نشان را دارد که از [[فرزندان]] [[معنوی]] [[حضرت ختمی مرتبت]] {{صل}} است<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۴۶۴.</ref><ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۵۱-۵۹.</ref>.
* او با توجه به رؤیایی که دیده است [[جایگاه]] خود را در میان [[اولیا]] همانند [[جایگاه پیامبر خاتم]] {{صل}} در میان دیگر [[پیامبران]] می‌داند. به گفته وی در سال ۵۹۹ در [[خواب]] دیده است که [[کعبه]] را که از خشت‌های طلا و نقره بنا شده، تماشا می‌کند، در یک ردیف از دیوار بینِ رکنِ [[یمانی]] و رکنِ شامی، جای خشتی از نقره و در ردیف دیگر، جای خشتی از طلا را خالی می‌بیند. آن‌گاه خود را می‌بیند که مانند دو خشت طلا و نقره، در جای خالی آن دو خشت قرار می‌گیرد. از [[خواب]] بیدار می‌شود و [[خدا]] را [[سپاس]] می‌کند و در [[تأویل]] آن می‌گوید: "من در نوع خود همچون [[رسول خدا]] {{صل}} در میان [[پیامبران]] {{عم}} هستم و بسا که [[ولایت]] به من ختم می‌گردد و این کار بر [[خدا]] سخت نباشد". [[خواب]] خود را برای یکی از [[عالمان]] می‌گوید، او نیز همان‌گونه تعبیر می‌کند<ref>ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۱، ص۳۱۹.</ref>. تمام [[دلایل]] شیخ بر [[خاتم ولایت]] بودن خود، رؤیای یادشده و [[دلیل]] وی بر [[نفی]] [[خاتم ولایت]] بودن [[حضرت مهدی]] {{ع}} انتساب حسّی و صوری وی به [[خاندان پیامبر]] {{صل}} است؛ چنان‌که وی هیچ دلیلی بر ختم [[ولایت مطلقه]] [[حضرت عیسی]] {{ع}} ارائه نکرده است. از این رو می‌توان پرسید: مگر انتساب حسّی به [[خاندان پیامبر]] {{صل}} [[مانع]] ختم [[ولایت]] است؟ از آنجا که [[عقل]] و [[نقل]] و [[کشف]] هیچ‌گونه دلالتی بر این امر ندارد، پس این سخن، ادعایی بدون [[دلیل]] است. از این گذشته همان‌گونه که [[حضرت مهدی]] {{ع}} از [[فرزندان]] حسّی و صوری [[پیامبر]] است، از [[فرزندان]] [[معنوی]] او نیز هست؛ به همین سبب بزرگانِ [[اهل]] [[معرفت]]، وی را از اولیای [[محمدیه]] می‌دانند. [[صاحب ولایت]] [[محمدیه]] بودن، حتی اگر [[خاتم ولایت]] هم نباشد، این نشان را دارد که از [[فرزندان]] [[معنوی]] [[حضرت ختمی مرتبت]] {{صل}} است<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۴۶۴.</ref><ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۵۱-۵۹.</ref>.
== [[ختم ولایت]] ==
مراد از ختم ولایت، انتهای ظهور اسمای [[حاکم]] بر [[ولیّ]] در هر عصری است و خاتم [[ولایت مطلقه]]، [[باطن نبوت]] مطلقه حضرت ختمی{{صل}} است که [[مظهر اسم اعظم]] «[[الله]]» است و پس از او، نبی‌ای ظهور نمی‌کند و از آنجا که وصیِ هر [[نبی]] تابع آن نبی است، [[وصی پیامبر خاتم]]{{صل}}، امیرالمؤمنین علی{{ع}} است که [[خاتم اوصیا]] و صاحب ولایت مطلقه است.<ref>جامی، نقد النصوص، ۲۶۵–۲۶۷؛ امام خمینی، تقریرات، ۲/۲۴۷.</ref>
[[اهل معرفت]] [[خاتم ولایت]] را به دو قسم مطلقه و مقیده تقسیم کرده‌اند. برخی خاتم ولایت مطلقه را [[عیسی]]{{ع}}<ref>قیصری، شرح فصوص، ۴۳۹–۴۴۰.</ref> و برخی [[علی‌بن‌ابی‌طالب]]{{ع}} می‌دانند<ref>آملی، المقدمات، ۱۸۷.</ref> و [[حضرت مهدی]]{{ع}} را خاتم [[ولایت مقیده]] شمرده‌اند.<ref>قمشه‌ای، مجموعه آثار، ۱۱۴.</ref> [[سیدحیدر آملی]] از عارفانی است که به [[نقد]] برداشت برخی در تعیین مصداق خاتم ولایت مطلقه (عیسی‌بن‌مریم{{ع}}) و خاتم ولایت مقیده (محی‌الدین [[ابن‌عربی]]) پرداخته و به [[اثبات خاتمیت]] ولایت مطلقه[[علی]]{{ع}} و [[خاتمیت]] ولایت مقیده [[مهدی موعود]]{{ع}} [[همت]] گماشته‌است<ref>جامع الاسرار، ۳۸۰–۴۴۷.</ref>
برخی با جمع میان آرا، [[اختلاف]] را مربوط به دو اصطلاح ولایت مطلقه و مقیده دانسته‌اند. بنابر اصطلاح اول «ولایت مطلقه» به معنای [[ولایت عامه]] است که به [[انبیای سابق]] و اوصیای آنان اختصاص دارد و «ولایت مقیده» به معنای [[ولایت خاصه]] است که به [[رسول خاتم]]{{صل}} و [[اوصیا]]{{ع}} ایشان اختصاص دارد. در اصطلاح دوم [[ولایت مطلقه]]، [[ولایت خاصه]] [[محمدیه]]{{صل}} است که [[مقید]] به قیدی نیست و [[ولایت مقیده]]، [[ولایت]] خاصه‌ای است که مقید به اسمی از [[اسمای الهی]] است، از این جهت [[عیسی]]{{ع}} را خاتم ولایت مطلقه (عامّه غیر محمدیه{{ع}}) به اصطلاح اول، و علی{{ع}} و [[مهدی موعود]]{{ع}} را خاتم ولایت مطلقه ([[خاصه]] محمدیه{{صل}}) به اصطلاح دوم دانسته‌اند؛ زیرا هر دو [[نور]] واحد و در ذات و [[صفات]] [[حقیقت]] یکسان هستند و بر اساس [[حکمت بالغه الهی]] تنها در [[شئون]] و ظهور [[اختلاف]] دارند.<ref>قمشه‌ای، مجموعه آثار، ۱۱۱–۱۲۰.</ref>
[[مقام]] [[خاتمیت]] ولایت مطلقه خاصه متعلق به [[وصی]] [[حضرت محمد]]{{صل}}، [[علی]]{{ع}} است که به [[تعیین الهی]] و [[ابلاغ]] آن حضرت{{صل}} بوده‌است<ref>قمشه‌ای، مجموعه آثار، ۱۲۶؛ امام خمینی، صحیفه، ۱/۴–۵.</ref> و از آنجا که [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[حاکم]] بر همه نبوت‌های پیشین و [[مهیمن]] بر آنهاست، [[باطن]] این نبوت که ولایت مطلقه است نیز این‌چنین است. از این‌رو در روایتی از [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} نقل شده‌ است که ایشان با [[انبیای سابق]] به صورت خفی و در باطن و با پیامبر اکرم{{صل}} به صورت ظاهر همراه بوده‌است.<ref>امام خمینی، تقریرات، ۲/۲۴۷.</ref> از دیدگاه [[اندیشمندان]] [[شیعه]] این ولایت و [[وصایت]] استمرار دارد و [[ائمه هدی]]{{ع}} که اوصیای الهی‌اند دارای مقام ولایت‌اند. آخرینِ آنان، مهدی موعود{{ع}} خاتم ولایت خاصه محمدیه{{صل}} و خاتم اوصیاست.<ref>آملی، المقدمات، ۲۴۲–۲۴۳؛ لاهیجی، مفاتیح الأعجاز، ۳۲۸–۳۳۰ و ۳۴۴.</ref> [[امام خمینی]]، [[حضرت مهدی]]{{ع}} را [[خاتم ولایت]] کلیه می‌داند که این مقام به‌اصالت متعلق به رسول خاتم{{صل}} و به‌تبع متعلق به [[مهدی]]{{ع}} است<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۲۴۹.</ref>.<ref>[[حسین مستوفی|مستوفی]] و [[حسین شهسواری|شهسواری]]، [[خلافت و ولایت (مقاله)| مقاله «خلافت و ولایت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۵، ص۱۸۲ – ۱۹۴.</ref>
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش