بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[مقاومت در لغت]] - [[مقاومت در قرآن]] - [[مقاومت در سیره معصوم]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[مقاومت در لغت]] - [[مقاومت در قرآن]] - [[مقاومت در سیره معصوم]] - [[مقاومت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
'''مقاومت''' بهمعنای [[عدل]] و [[اعتدال]] و [[ثبات]]، عبارت است از [[اعتقاد]] و اقدامی پایدار، ثابت و مستمر در چارچوب مبانی [[اسلام]]، جهت تحقق اهداف و مقاصد عالی [[الهی]] و [[انسانی]]. مقاومت از دیدگاه [[قرآن]]، کوششی برای بازگرداندن چیزی به حالت طبیعی خود است. مقاومت دو رکن اساسی دارد: ایمان راسخ و عمیق و استفاده از تمام توان مادی. برخی از ویژگیهای مقاومت عبارت است از [[فطری]] بودن؛ فراگیری و همه جانبه بودن؛ هدفدار و [[منظم]] بودن و دائمی بودن آن. هدف اصلی مقاومت، ایجاد [[تعادل]] و توازن در انسان و [[جامعه انسانی]] است. هر چند مقاومت صرفا در برابر دشمن خارجی نیست بلکه به مقابله با هواهای نفسانی و ناهنجاریهای اجتماعی نیز مقاومت گفته میشود. | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
«مقاومت» و [[ایستادگی]] در برابر [[حاکمان جائر]]، یکی از اقدامات معمول در سیره سیاسی پیشوایان معصوم به شمار میآید. آنان با این روش افزون بر عمل به [[تکلیف]] [[سیاسی]] ـ [[الهی]] خویش، شیوههای گوناگون [[مبارزه]] را به تودهها نشان داده و در زمینه سیاسی به آنان [[آگاهی]] میدادند. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به مدت ۱۳ سال در [[مکه]] با مقاومت و ایستادگی در برابر مشرکان قریش زمینه تأسیس [[حکومت]] در [[مدینه]] را فراهم ساخت و بعد از ایشان نیز هر یک از [[امامان معصوم]] {{عم}} به شیوهای متناسب با [[زمان]] خویش، در برابر جائران وقت ایستادگی کردند و سرانجام در این راه هر کدام به نحوی به [[شهادت]] رسیدند<ref>[[محمد ملکزاده|ملکزاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۹۷.</ref>. | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
برای واژه | برای واژه «مقاومت» معانی متعددی ذکر شده است. از جمله: [[عدل]] و [[اعتدال]]<ref>زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس، تحقیق و تصحیح: علی شیری، ج۱۷، ص۵۹۲؛ طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، ج۳، ص۵۶۶.</ref>، [[ثبات]]<ref>ابناثیر جزری، مبارک بن محمد، النهایة، ج۴، ص۱۲۵.</ref> قرار داشتن در راه راست بیهیچ [[انحراف]] و کژی به سمتوسویی<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ج۱، ص۶۹۲.</ref> و ضد اعوجاج<ref>فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تحقیق: ابراهیم سامرائی، ج۵، ص۵۴۰.</ref>،که معنای [[عدل]] و [[اعتدال]] [[شهرت]] بیشتری دارد<ref>فیروزآبادی، مجد الدین، قاموس المحیط، ص۱۱۵۲؛ جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷.</ref>. برخی گفتهاند: «استقامت» همان «اقامه» است که «س» و «ت» معنای آن را تأکید میکند<ref>رضوی، سیدعباس؛ قدمی، غلامرضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، مدخل «استقامت».</ref>. برخی برای «مقاومت» و «استقامت» ریشه مشترکی قائل شده و آن را از مشتقات «قام» و «قیام» میدانند<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱۱، ص۴۷؛ میرقادری، سید فضلالله؛ کیانی، حسین، «بنمایه ادب مقاومت در قرآن»، فصلنامه ادبیات هنر دینی، سال ۱۳۹۱، ش۱، ص۷۴؛ دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، ج۱۴، ص۲۱۳۰۲.</ref>. | ||
===رابطه معنایی مقاومت و استقامت=== | |||
بررسی مفهوم لغوی | {{همچنین|استقامت}} | ||
بررسی مفهوم لغوی «مقاومت» و «استقامت» نشان میدهد [[ارتباط]] تنگاتنگ و معناداری میان این دو واژه وجود دارد و [[جانشینی]] هر یک از آن دو خللی در معنا و مفهوم آن ایجاد نمیکند. «مقاومت» و «استقامت» هر دو یک [[حقیقت]] را دنبال میکنند و آن [[ایستادگی]] و باقیماندن بر مسئلهای تا [[حق]] آن کامل اداء و تمام آثار آن ظاهر شود<ref>[[اصغر زاهدیتیر|زاهدیتیر، اصغر]]، [[محمد هادی امین ناجی|امین ناجی، محمد هادی]]، [[بررسی مفهوم مقاومت با رویکرد اجتماعی در آیات قرآن (مقاله)|بررسی مفهوم مقاومت با رویکرد اجتماعی در آیات قرآن]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه تفسیری]]، ص۲۲۲؛ [[سید فضلالله میرقادری|میرقادری، سید فضلالله]]، [[حسین کیانی|کیانی، حسین]]، [[بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن (مقاله)|بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن]].</ref>. | |||
در معنای اصطلاحی | در معنای اصطلاحی «مقاومت» میتوان گفت: «مقاومت» [[اعتقاد]] و اقدامی پایدار، ثابت و مستمر در چارچوب مبانی [[اسلام]]، جهت تحقق اهداف و مقاصد عالی [[الهی]] و [[انسانی]] است، بدون اینکه [[افراط]] و [[تفریط]] یا [[انحراف]] و [[خروج]] از مبانی و اهداف صورت پذیرد. این تعریف همه [[معارف الهی]] اعم از [[اعتقاد]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]]، [[اوامر و نواهی]] [[الهی]]، ایجاد مقتضی و [[ایستادگی]] در برابر [[انحرافات]] و از میان بردن موانع را شامل میشود. | ||
== مقاومت در قرآن | == نگاه قرآنی == | ||
{{اصلی|مقاومت در قرآن}} | |||
[[قرآن]]، کتابی آسمانی و [[کتاب]] مقاومت در معنای عام آن است. کتابی که به [[هدف]] ایجاد توازن و [[تعادل]] و برپایی [[عدالت]] و ایجاد [[امنیت]] در [[جامعه بشری]] نازل شده است تا هیچ فتنهای در عالم نباشد و [[تمام دین]] برای [[خدا]] باشد<ref>سوره انفال، آیه ۳۹.</ref>. مقاومت از دیدگاه [[قرآن]]، کوششی برای بازگرداندن چیزی به حالت طبیعی خود است. مقاومت از دیدگاه [[قرآن]]، مفهومی متداول و برگرفته از یک معنای [[ایمانی]] و [[شرعی]] و معروف، به نام "جهاد" است که میتوان معنای [[حقیقی]] آن را در سخن [[خدای متعال]] خطاب به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} یافت<ref>سوره فرقان، آیه ۵۲.</ref>. مقاومت شامل مقاومت در برابر [[امیال نفسانی]]، طغیانگریها، [[خرافهها]]، تجاوزها، و اشغالگریها میشود. شاید برخی بر این [[باور]] باشند که مقاومت تنها در میدان [[جنگ]] رخ مینماید اما این جزئی از مفهوم مقاومت و معنای آن وسیعتر و به جهاد نزدیکتر است. جهاد نیز چون مقاومت هر نوع کوششی را که در پی به [[اعتدال]] و توازن رساندن [[انسان]] و برپایی [[عدالت]] در روی [[زمین]] است، شامل میشود. بنابراین جهاد، چند گونه است: جهاد نفس، جهاد شهوات، جهاد [[باطل]]، جهاد [[طغیانگر]]، جهاد در برابر [[دشمنان]] که همان جنگ و یکی از انواع جهاد است. | [[قرآن]]، کتابی آسمانی و [[کتاب]] مقاومت در معنای عام آن است. کتابی که به [[هدف]] ایجاد توازن و [[تعادل]] و برپایی [[عدالت]] و ایجاد [[امنیت]] در [[جامعه بشری]] نازل شده است تا هیچ فتنهای در عالم نباشد و [[تمام دین]] برای [[خدا]] باشد<ref>سوره انفال، آیه ۳۹.</ref>. مقاومت از دیدگاه [[قرآن]]، کوششی برای بازگرداندن چیزی به حالت طبیعی خود است. مقاومت از دیدگاه [[قرآن]]، مفهومی متداول و برگرفته از یک معنای [[ایمانی]] و [[شرعی]] و معروف، به نام "جهاد" است که میتوان معنای [[حقیقی]] آن را در سخن [[خدای متعال]] خطاب به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} یافت<ref>سوره فرقان، آیه ۵۲.</ref>. مقاومت شامل مقاومت در برابر [[امیال نفسانی]]، طغیانگریها، [[خرافهها]]، تجاوزها، و اشغالگریها میشود. شاید برخی بر این [[باور]] باشند که مقاومت تنها در میدان [[جنگ]] رخ مینماید اما این جزئی از مفهوم مقاومت و معنای آن وسیعتر و به جهاد نزدیکتر است. جهاد نیز چون مقاومت هر نوع کوششی را که در پی به [[اعتدال]] و توازن رساندن [[انسان]] و برپایی [[عدالت]] در روی [[زمین]] است، شامل میشود. بنابراین جهاد، چند گونه است: جهاد نفس، جهاد شهوات، جهاد [[باطل]]، جهاد [[طغیانگر]]، جهاد در برابر [[دشمنان]] که همان جنگ و یکی از انواع جهاد است. | ||
| خط ۵۹: | خط ۶۳: | ||
== اقسام مقاومت == | == اقسام مقاومت == | ||
فعالیتها و آموزشهای [[عقیدتی]] ـ [[سیاسی]] [[پیشوایان معصوم]] در تربیت امت مبارز از راه [[آموزش]] درس | فعالیتها و آموزشهای [[عقیدتی]] ـ [[سیاسی]] [[پیشوایان معصوم]] در تربیت امت مبارز از راه [[آموزش]] درس مقاومت و [[پایداری]] به ایشان در دو روش کلی مقاومت و [[مبارزه]] مثبت و [[مقاومت منفی]] قابل تبیین است. | ||
=== مقاومت مثبت === | === مقاومت مثبت === | ||
| خط ۷۷: | خط ۸۱: | ||
دومین شیوه [[مبارزاتی]] و ایستادگی در برابر جائران در [[مکتب]] [[تربیتی]] [[اهلبیت]] {{عم}} استفاده از [[استراتژی]] مقاومت منفی بود. مقاومت منفی نیز در اشکال گوناگون قابل تبیین است مانند. | دومین شیوه [[مبارزاتی]] و ایستادگی در برابر جائران در [[مکتب]] [[تربیتی]] [[اهلبیت]] {{عم}} استفاده از [[استراتژی]] مقاومت منفی بود. مقاومت منفی نیز در اشکال گوناگون قابل تبیین است مانند. | ||
# قطع رابطه با ظالمان و [[بیدادگران]]: [[پیشوایان معصوم]] برای اتخاذ این استراتژی، به هواداران و طرفداران خود [[فرمان]] میدادند که با [[دستگاه حکومت]] قطع رابطه کرده و هیچ معاملهای در هیچ سطحی با آنان نداشته باشند. این استراتژی به طور عمده از عصر [[امام سجاد]] {{ع}} به بعد یعنی دوره پس از [[شهادت امام حسین]] {{ع}} با جدیت بیشتری دنبال شد، زیرا از این دوره فشارها، تهدیدات و تبعیدها نسبت به اهلبیت {{عم}} و [[خاندان]] و [[پیروان]] ایشان شدت یافت. در این شرایط، زمینه اتخاذ [[سیاست]] قطع رابطه و مقاومت منفی در برابر [[حاکم ستمگر]] فراهم شد. بر همین اساس [[فقهای اسلام]] در طول تاریخ عصر غیبت هر نوع اعانت به [[ظالمان]] و [[تصدی]] امور آنان را [[حرام]] دانسته و بدان [[فتوا]] دادهاند. از نظر [[اسلام]] پذیرش [[مسئولیت]] در [[دستگاه ظلم]] یا پیوستن به آنها در هر مسئولیتی حرام است، مگر آنکه [[هدف]]، [[خدمت]] به اسلام و دفع [[ظلم]] از دیگران باشد و [[کمک به ظالم]] در آن [[منصب]]، بیش از خدمت و [[مصلحت]] موردنظر نباشد. | # قطع رابطه با ظالمان و [[بیدادگران]]: [[پیشوایان معصوم]] برای اتخاذ این استراتژی، به هواداران و طرفداران خود [[فرمان]] میدادند که با [[دستگاه حکومت]] قطع رابطه کرده و هیچ معاملهای در هیچ سطحی با آنان نداشته باشند. این استراتژی به طور عمده از عصر [[امام سجاد]] {{ع}} به بعد یعنی دوره پس از [[شهادت امام حسین]] {{ع}} با جدیت بیشتری دنبال شد، زیرا از این دوره فشارها، تهدیدات و تبعیدها نسبت به اهلبیت {{عم}} و [[خاندان]] و [[پیروان]] ایشان شدت یافت. در این شرایط، زمینه اتخاذ [[سیاست]] قطع رابطه و مقاومت منفی در برابر [[حاکم ستمگر]] فراهم شد. بر همین اساس [[فقهای اسلام]] در طول تاریخ عصر غیبت هر نوع اعانت به [[ظالمان]] و [[تصدی]] امور آنان را [[حرام]] دانسته و بدان [[فتوا]] دادهاند. از نظر [[اسلام]] پذیرش [[مسئولیت]] در [[دستگاه ظلم]] یا پیوستن به آنها در هر مسئولیتی حرام است، مگر آنکه [[هدف]]، [[خدمت]] به اسلام و دفع [[ظلم]] از دیگران باشد و [[کمک به ظالم]] در آن [[منصب]]، بیش از خدمت و [[مصلحت]] موردنظر نباشد. | ||
# توصیه به [[تقیه]] و رازداری سیاسی: مقصود از تقیه و رازداری سیاسی، [[ترک مخاصمه]] و تعطیل کردن [[مبارزه]] و | # توصیه به [[تقیه]] و رازداری سیاسی: مقصود از تقیه و رازداری سیاسی، [[ترک مخاصمه]] و تعطیل کردن [[مبارزه]] و مقاومت در برابر جائران و [[ستمگران]] نیست؛ بلکه مراد، مبارزه [[انسان]] به صورت مخفیانه و پنهانی است تا بهانهای به دست [[دشمنان]] داده نشود. این روش، روشی معقول و منطقی است که در [[جوامع بشری]] کاربرد فراوان دارد و [[پیشوایان معصوم]] نیز برای [[حفظ]] [[تشیع]]، حفظ خود و شاگردانشان از این روش بسیار استفاده کرده و دیگران را نیز به [[پیروی]] از آن توصیه میکردند. تقیه از [[بهترین]] کارهای [[مؤمن]] است که در پرتو آن، خود و [[برادران]] دینیاش را از گزند [[مجرمان]] حفظ میکند. تقیه در جای خود نه تنها [[دلیل]] بر عجز، [[تسلیم]] و عقبنشینی نیست، بلکه یک نوع رازداری سیاسی و [[عقیدتی]] شمرده میشود و نوعی سپر [[دفاعی]] برای ذخیرهسازی نیروها و [[تغییر]] شکل مبارزه است. | ||
[[ائمه اطهار]] {{عم}} در راستای خطمشی ویژه [[مبارزاتی]] خود، همواره پیروانشان را به [[مبارز]] اصل تقیه و رازداری سیاسی فرا میخواندند. آنان به حدی بر این اصل تأکید داشتند که گاه از [[شیعیان]] خود به [[دلیل]] عدم اهتمام به این امر شکوه میکردند<ref>ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۱۴.</ref>.<ref>[[محمد ملکزاده|ملکزاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۱۱۷ ـ ۱۱۹.</ref> | [[ائمه اطهار]] {{عم}} در راستای خطمشی ویژه [[مبارزاتی]] خود، همواره پیروانشان را به [[مبارز]] اصل تقیه و رازداری سیاسی فرا میخواندند. آنان به حدی بر این اصل تأکید داشتند که گاه از [[شیعیان]] خود به [[دلیل]] عدم اهتمام به این امر شکوه میکردند<ref>ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۱۴.</ref>.<ref>[[محمد ملکزاده|ملکزاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۱۱۷ ـ ۱۱۹.</ref> | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۱۰۸: | ||
[[رده:فضایل اخلاقی]] | [[رده:فضایل اخلاقی]] | ||
[[رده:مدخلهای بازبینی شده]] | |||