ملیگرایی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) |
||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
بسیاری از اعضای جبهه ملی ایران [[مسلمان]] و علاقهمند به اسلام بودند، اما با دید [[لاییک]] به مسائل ایران مینگریستند و معضلات و راهحلها را در چارچوب ملی و هویت ایرانی تجزیه و تحلیل میکردند و از [[هویت اسلامی]] و انگیزههای مسئولیتآور آن به عنوان عناصر اصلی حرکت و مردمی کردن [[نهضت]] استفاده نمیکردند. | بسیاری از اعضای جبهه ملی ایران [[مسلمان]] و علاقهمند به اسلام بودند، اما با دید [[لاییک]] به مسائل ایران مینگریستند و معضلات و راهحلها را در چارچوب ملی و هویت ایرانی تجزیه و تحلیل میکردند و از [[هویت اسلامی]] و انگیزههای مسئولیتآور آن به عنوان عناصر اصلی حرکت و مردمی کردن [[نهضت]] استفاده نمیکردند. | ||
[[جبهه]] ملی [[ایران]] مانند همه جنبشهای ملیگرایانهای که از [[اعتقادات]] عمیق [[دینی]] و [[احساسات]] و [[عواطف]] پیچیده مذهبی [[جامه]] خود [[غفلت]] میورزند، دچار این [[اشتباه]] [[تاریخی]] شد و با نادیده گرفتن [[حقایق]] عینی [[جامعه]] مذهبی خود در اندک مدتی دچار [[شکست]] و ناکامی شد و حداقل از خود، [[احساس]] مثبت و مردمی در سطح [[توده]] جامعه بهجای نگذاشت<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۱۱۵ – ۱۱۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۶.</ref> | [[جبهه]] ملی [[ایران]] مانند همه جنبشهای ملیگرایانهای که از [[اعتقادات]] عمیق [[دینی]] و [[احساسات]] و [[عواطف]] پیچیده مذهبی [[جامه]] خود [[غفلت]] میورزند، دچار این [[اشتباه]] [[تاریخی]] شد و با نادیده گرفتن [[حقایق]] عینی [[جامعه]] مذهبی خود در اندک مدتی دچار [[شکست]] و ناکامی شد و حداقل از خود، [[احساس]] مثبت و مردمی در سطح [[توده]] جامعه بهجای نگذاشت<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۱۱۵ – ۱۱۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۶.</ref> | ||
==[[ناسیونالیزم ایرانی]] و [[سلطنتطلبان]]== | |||
[[رژیم پهلوی]] به دلیل ناکام ماندن در استفاده از [[احساسات]] مذهبی و [[بحران]] [[مشروعیت دینی]] که سخت با آن دست به گریبان شده بود، به [[تقلید]] از [[رهبری]] [[ترکیه]] جدید، [[عواطف]] تند میهنپرستانه و احساسات ناسیونالیستی را به عنوان عامل [[مشروعیت]] مطرح کرد. به [[سلطنت]] رسیدن [[رضاخان]] و تاجگذاری وی و [[انتخاب نام]] پهلوی و [[تجلیل]] و [[ترویج]] [[فرهنگ]] شاهنشاهی قبل از [[اسلام]] [[ایران]] و [[تبلیغات]] وسیع نسبت به [[تاریخ]] [[تمدن]] و فرهنگ ایران باستان و بسیاری از [[فعالیتهای سیاسی]]، [[فرهنگی]] و ادبی که [[رژیم]] در راستای احیای ناسیونالیزم ایرانی مشوق آنها بود، همه و همه، حکایت از پیدایش [[اندیشه]] جدید در [[جامعه ایران]] پس از کودتای سال (۱۲۹۹) داشت. | |||
موج ناسیونالیزم ایرانی توسط روزنامهنگاران، [[شعرا]]، ادبا، [[مورخان]] خودی و [[بیگانه]]، چنان فراگیر شد که [[شعور]] ملی، زیر بمباران تبلیغات وسیع رژیم پهلوی به [[شعار]] عامیانه [[ناسیونالیزم]] دولتی ([[خدا]]، [[شاه]]، میهن)، تن داد و قشرهایی از [[مردم]] تا مدتی با آن همساز شدند<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۶.</ref> | |||
==ناسیونالیزم ایرانی و [[قیام]] [[مشروطه]]== | |||
برخی از تحلیلگران تاریخ [[سیاسی]] در سده اخیر ایران، از [[جنبش]] [[مشروطیت]] ایران به عنوان حرکتی میهنپرستانه و ناسیونالیستی یاد میکنند که در برابر [[سلطه]] خارجی به منظور بازگشت به [[هویت]] [[ایرانی]] و [[استقلال]] میهن و [[ملت ایران]] به وقوع پیوست و ایرانی و ایرانزمین را به استقلال رسانید. | |||
از قیام علمای بزرگ ایران عصر ناصری تا صدور فتوای [[تحریم تنباکو]] و نیز اغتشاشات و حرکتهای مردمی که منجر به تحصنها، شکلگیری مجاهدین [[مسلح]] و درگیری بین آنان و درباریان و هواداران [[استبداد]] شد و سرانجام به صورت یک شعار و [[آرمان]] مردمی به صدور [[فرمان]] مشروطه پیوست، در تمامی این تحولات عامل عمده و محرک اصلی این جنبش، آرمانهای برخاسته از [[اعتقاد]] [[دینی]] مردم و [[احساس]] [[وظیفه شرعی]] و عمل به [[تکالیف]] [[اسلامی]] بود و اندیشههایی چون [[آزادیخواهی]] و میهنپرستی که برخواسته از [[نفوذ]] [[اندیشه سیاسی]] غرب بود، توسط گروهی که در [[اقلیت]] بودند، مطرح میشد و همین اقلیت نیز برای توجیه ایدههای خود و تبدیل آنها به شعارهای مردمی، ناگزیر از آن بود که این ایدهها را در قالب [[اندیشه]] [[اسلامی]] و با توجیه [[شرعی]] به [[افکار عمومی]] عرضه کنند<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۱۱۳ – ۱۱۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۶.</ref> | |||
==[[ناسیونالیزم ترک]]== | |||
پدیده ناسیونالیزم ترک، هنگامی آغاز شد که [[سلاطین]] [[عثمانی]] برای [[حفظ]] متصرفات خود ناگزیر از [[اعطای امتیاز]] به قومیتهای غیر ترک بهویژه [[عربها]] شدند و از سوی دیگر [[اسلام]] به عنوان [[دینی]] که ملتهای [[قلمرو حکومت]] عثمانی را پیوند میداد در عمل رو به افول نهاد. [[ملتهای مسلمان]] تحت [[حکومت]] عثمانی به تدریج رو به [[استقلال]] آوردند و متصرفات ثابت آن مانند اروپای شرقی بیشتر متعلق به غیرمسلمانان شد و از عنوان [[خلافت اسلامی]] جز اسمی باقی نماند. | |||
این عوامل در [[حقیقت]] یکروی مسئله [[گرایش]] به ناسیونالیزم ترک بود و روی دیگر آنکه بر غیر اسلامی کردن [[رژیم سیاسی]] تأکید میورزید، موج [[سیاسی]] [[استعماری]] برخاسته از سیاستهای تخریبی غرب بود که اساس و موجودیت امپراطوری [[قدرتمند]] عثمانی را که اروپا را [[تهدید]] میکرد، نشانه میرفت. | |||
در چنین شرایطی [[حزب]] [[جوانان]] ترک با اندیشه ناسیونالیستی تشکیل و فعالیت گسترده آن با [[حمایت]] وسیع غرب آغاز شد و نخستین [[هدف]] آن، غیر اسلامی کردن حکومت ترک و ناسیونالیست کردن [[رژیم]] جایگزین [[امپراطوری عثمانی]] بود. | |||
ناسیونالیزم ترک از ابتدا با تز آتاییزم ([[نفی]] [[دین]] و [[خدا]]) آغاز نشد؛ هدف [[ترکان]] [[جوان]]، آن بود که اسلام را از حوزه [[سیاست]] و حکومت دور کرده و [[هویت]] [[ترکی]] را جایگزین [[هویت اسلامی]] [[دولت]] کنند. | |||
ناسیونالیزم ترک که ابتدا برای زدودن [[ایدئولوژی]] از [[نظام سیاسی]] و دولت ارائه شده بود، خود به عنوان ایدئولوژی [[نظام]] [[ترکیه]] جدید جایگزین شد و زیربنای [[ایدئولوژیک]] دولت و [[قانون اساسی]] معرفی شده است. تا آنجا که همه [[آزادیهای سیاسی]] که به سبک [[غربی]] در قانون اساسی ترکیه [[پیشبینی]] شده، مشروط بر آن است که منجر به دینی شدن [[حکومت و دولت]] نشود و به [[ناسیونالیزم ترک]] آسیبی وارد نیاورد<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۹۹ – ۹۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||