زکات در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخهها
←آداب زکاتدهنده و کارگزاران زکات
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
میرزا حبیب [[الله]] خویی در شرح خود بر [[نهج البلاغه]] با توجه به روایتی از [[امام رضا]] {{ع}} زکات را موجب [[گشایش]] روزی [[مستمندان]] میداند. نظیر این بیان در عبارات [[نهج البلاغه]] نیز وجود دارد. [[حضرت]] ضمن بیان یکی از مصارف زکات<ref>صدقات فقط در موارد هشتگانه زیر به [[مصرف]] میرسد: ۱- [[فقرا]]؛ ۲مساکین؛ ۳- متصدیان [[اداره]] صدقات و مأموران جمعآوری زکات؛ ۴- افرادی که به وسیله کمکهای [[مالی]]، تمایل بیشتری به [[اسلام]] پیدا میکنند و [[تألیف قلوب]] در آنها به وجود میآید؛ ۵- کسانی که برده هستند و برای [[آزادی]] انها از زکات استفاده میشود؛ ۶- بدهکاران؛ ۷- هر امری که رضای [[خداوند]] در آن باشد؛ ۸- افرادی که در [[راه خدا]] ماندهاند و درمانده شدهاند.</ref>، آن را وسیلهای برای رفع [[نیازمندی]] [[فقرا]] و [[مستمندان]] میداند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲</ref>. بنابراین میتوان گفت زکات ابتکار [[اسلام]] در جهت [[رفع اختلاف]] طبقاتی و از بین بردن [[فقر]] است. با توجه به عبارات [[حضرت]] در این خصوص، میتوان نتیجه گرفت که در زکات، افزون بر جنبه فردی، به بعد [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] آن نیز توجه شده است<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 441.</ref>. | میرزا حبیب [[الله]] خویی در شرح خود بر [[نهج البلاغه]] با توجه به روایتی از [[امام رضا]] {{ع}} زکات را موجب [[گشایش]] روزی [[مستمندان]] میداند. نظیر این بیان در عبارات [[نهج البلاغه]] نیز وجود دارد. [[حضرت]] ضمن بیان یکی از مصارف زکات<ref>صدقات فقط در موارد هشتگانه زیر به [[مصرف]] میرسد: ۱- [[فقرا]]؛ ۲مساکین؛ ۳- متصدیان [[اداره]] صدقات و مأموران جمعآوری زکات؛ ۴- افرادی که به وسیله کمکهای [[مالی]]، تمایل بیشتری به [[اسلام]] پیدا میکنند و [[تألیف قلوب]] در آنها به وجود میآید؛ ۵- کسانی که برده هستند و برای [[آزادی]] انها از زکات استفاده میشود؛ ۶- بدهکاران؛ ۷- هر امری که رضای [[خداوند]] در آن باشد؛ ۸- افرادی که در [[راه خدا]] ماندهاند و درمانده شدهاند.</ref>، آن را وسیلهای برای رفع [[نیازمندی]] [[فقرا]] و [[مستمندان]] میداند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲</ref>. بنابراین میتوان گفت زکات ابتکار [[اسلام]] در جهت [[رفع اختلاف]] طبقاتی و از بین بردن [[فقر]] است. با توجه به عبارات [[حضرت]] در این خصوص، میتوان نتیجه گرفت که در زکات، افزون بر جنبه فردی، به بعد [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] آن نیز توجه شده است<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 441.</ref>. | ||
== [[آداب]] زکاتدهنده و | == [[آداب]] زکاتدهنده و کارگزاران زکات == | ||
[[امام علی]] {{ع}} با توجه به اهمیت و نقش زکات به عنوان [[فریضه الهی]] در [[زندگی]] فردی و [[اجتماعی]] برای هر یک از زکاتدهنده و | [[امام علی]] {{ع}} با توجه به اهمیت و نقش زکات به عنوان [[فریضه الهی]] در [[زندگی]] فردی و [[اجتماعی]] برای هر یک از زکاتدهنده و کارگزاران زکات، [[آداب]] و وظایفی، را بیان میفرماید: | ||
=== [[آداب]] زکاتدهنده === | === [[آداب]] زکاتدهنده === | ||
# '''طیب [[نفس]]:'''[[امام علی]] {{ع}} طیب [[نفس]] و [[رضایت]] و [[خشنودی]] کامل از پرداخت زکات را کفاره [[گناهان]] و موجب دوری از [[آتش جهنم]] و عامل [[حسرت]] و افسوس خوردن بر پرداخت زکات را [[جهل]] و [[نادانی]] نسبت به این [[سنت نبوی]] میدانند. از سویی، پرداخت زکات بدون طیب [[نفس]] موجب کاسته شدن از [[پاداش اخروی]] و تباه شدن عمل خواهد شد و [[حسرت]] بیپایان را به دنبال دارد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹: {{متن حدیث|"فَمَنْ أَعْطَاهَا طَيِّبَ النَّفْسِ بِهَا فَإِنَّهَا تُجْعَلُ لَهُ كَفَّارَةً وَ مِنَ النَّارِ حِجَازاً وَ وِقَايَةً"}}</ref><ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 442.</ref>. | # '''طیب [[نفس]]:'''[[امام علی]] {{ع}} طیب [[نفس]] و [[رضایت]] و [[خشنودی]] کامل از پرداخت زکات را کفاره [[گناهان]] و موجب دوری از [[آتش جهنم]] و عامل [[حسرت]] و افسوس خوردن بر پرداخت زکات را [[جهل]] و [[نادانی]] نسبت به این [[سنت نبوی]] میدانند. از سویی، پرداخت زکات بدون طیب [[نفس]] موجب کاسته شدن از [[پاداش اخروی]] و تباه شدن عمل خواهد شد و [[حسرت]] بیپایان را به دنبال دارد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹: {{متن حدیث|"فَمَنْ أَعْطَاهَا طَيِّبَ النَّفْسِ بِهَا فَإِنَّهَا تُجْعَلُ لَهُ كَفَّارَةً وَ مِنَ النَّارِ حِجَازاً وَ وِقَايَةً"}}</ref><ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 442.</ref>. | ||