حدیث غدیر در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۹۱۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ ژوئن ۲۰۲۳
جز (جایگزینی متن - 'ه. ق)' به 'ﻫ.ق)')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۷۸: خط ۱۷۸:
==== گرفتن [[بیعت]] بر [[امامت]] ====
==== گرفتن [[بیعت]] بر [[امامت]] ====
[[پیامبر]] {{صل}} در پایان [[خطبه]] از [[مردم]] خواست تا به [[امامت امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[اقرار]] کنند و آنان نیز گفتند: ““ما شنیدینم همه آنچه را که تو از سوی پروردگارمان درباره [[امامت علی]] {{ع}} و [[فرزندان]] او [[ابلاغ]] کردی و به آن [[راضی]] هستیم و از آن [[اطاعت]] می‌کنیم، با تو بر این مطلب با [[جان]] و [[زبان]] و دست خود بیعت می‌کنیم، بر آن [[زندگی]] می‌کنیم و می‌میریم و تردید نمی‌کنیم، و از [[عهد]] و [[پیمان]] خود بر نمی‌گردیم و از [[خدا]] و تو و [[امیرالمؤمنین]] و [[امامان]] ذریه‌اش اطاعت می‌کنیم”. آن‌گاه از مردم خواست که به [[علی]] {{ع}} در [[مقام]] امیرالمؤمنین [[سلام]] بدهند و با او در [[جایگاه امام]] [[مسلمانان]] پس از پیامبر بیعت کنند. سپس فرمود: “هر کس از خدا و [[رسول خدا]] و علی و امامانی که یادآور شدم اطاعت کند به [[فوز]] عظیمی خواهد رسید، و پیشتازان به بیعت با او [[رستگاران]] در [[بهشت]] خواهند بود”. [[امام باقر]] {{ع}} فرموده است که مردم، پیامبر را ندا کرده، گفتند: “امر خدا و رسول خدا را شنیدیم و با [[قلب]] و زبان و دستانمان از آن اطاعت می‌کنیم”. آن‌گاه بر پیامبر {{صل}} و علی {{ع}} ازدحام کردند و با دستان خود با آنان بیعت کردند. [[ابوبکر]] و [[عمر]] از نخستین کسانی بودند که بیعت کردند، و پس از آن دیگر [[مهاجران]] و [[انصار]] و سایر کسانی که در آنجا بودند بیعت کردند. این کار سه [[روز]] طول کشید، و هر گروهی که بیعت می‌کردند، پیامبر {{صل}} می‌فرمود: “ستایش مخصوص خداست که ما را بر همه جهانیان [[برتری]] داد”<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۲۰۷-۲۱۵.</ref>
[[پیامبر]] {{صل}} در پایان [[خطبه]] از [[مردم]] خواست تا به [[امامت امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[اقرار]] کنند و آنان نیز گفتند: ““ما شنیدینم همه آنچه را که تو از سوی پروردگارمان درباره [[امامت علی]] {{ع}} و [[فرزندان]] او [[ابلاغ]] کردی و به آن [[راضی]] هستیم و از آن [[اطاعت]] می‌کنیم، با تو بر این مطلب با [[جان]] و [[زبان]] و دست خود بیعت می‌کنیم، بر آن [[زندگی]] می‌کنیم و می‌میریم و تردید نمی‌کنیم، و از [[عهد]] و [[پیمان]] خود بر نمی‌گردیم و از [[خدا]] و تو و [[امیرالمؤمنین]] و [[امامان]] ذریه‌اش اطاعت می‌کنیم”. آن‌گاه از مردم خواست که به [[علی]] {{ع}} در [[مقام]] امیرالمؤمنین [[سلام]] بدهند و با او در [[جایگاه امام]] [[مسلمانان]] پس از پیامبر بیعت کنند. سپس فرمود: “هر کس از خدا و [[رسول خدا]] و علی و امامانی که یادآور شدم اطاعت کند به [[فوز]] عظیمی خواهد رسید، و پیشتازان به بیعت با او [[رستگاران]] در [[بهشت]] خواهند بود”. [[امام باقر]] {{ع}} فرموده است که مردم، پیامبر را ندا کرده، گفتند: “امر خدا و رسول خدا را شنیدیم و با [[قلب]] و زبان و دستانمان از آن اطاعت می‌کنیم”. آن‌گاه بر پیامبر {{صل}} و علی {{ع}} ازدحام کردند و با دستان خود با آنان بیعت کردند. [[ابوبکر]] و [[عمر]] از نخستین کسانی بودند که بیعت کردند، و پس از آن دیگر [[مهاجران]] و [[انصار]] و سایر کسانی که در آنجا بودند بیعت کردند. این کار سه [[روز]] طول کشید، و هر گروهی که بیعت می‌کردند، پیامبر {{صل}} می‌فرمود: “ستایش مخصوص خداست که ما را بر همه جهانیان [[برتری]] داد”<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۲۰۷-۲۱۵.</ref>
==[[حدیث غدیر]]==
[[پیامبر خدا]]{{صل}} از آغازین روزهای [[ابلاغ پیام]] [[رسالت]]، بر [[امام]] و پیشوای پس از خود نیز تأکید ورزید و بارها در جاهای مختلف، در مدت ۲۳ سال رسالت، با تعبیرهای مختلف و گفتارهای گوناگون، «[[حق]]» را آشکار نمود و پیشوای پس از خود را با ویژگی‌های والا به گونه‌ای معین و مشخص پیش دیده‌ها نهاد و این حق‌گزاری‌ها و [[ابلاغ]] حق و نشان دادن [[آینده]] [[پیشوایی]]، در واپسین [[حج]] پیامبر خدا{{صل}} ([[حجة الوداع]]) به اوج رسید و با [[فرمان الهی]]، [[ولایت]] «ابلاغ» شد و بدین‌سان، این حج، «[[حجة البلاغ]]»<ref>السیرة النبویة لابن هشام، ج۲، ص۶۰۶. «ابن اسحاق می‌گوید: {{عربی|فكانت حجة البلاغ و حجة الوداع، و ذلك أن رسول الله{{صل}} لم يحج بعدها...}}.</ref> نام گرفت.
پیامبر خدا{{صل}} [[سال دهم هجرت]] آهنگ حج کرد و [[مردمان]] را از این قصد، [[آگاه]] نمود. بدین‌سان، کسان بسیاری برای حج‌گزاری راهی [[مکه]] شدند تا با پیامبر خدا{{صل}} حج گزارند و [[مناسک حج]] را از آن [[بزرگوار]] بیاموزند. [[پیامبر]]{{صل}} با [[مسلمانان]] حج گزارد و به سوی [[مدینه]] حرکت کرد. [[روز هجدهم ذی‌حجه]]، پیامبر{{صل}} که کسان بسیاری پیش‌تر از او و قافله‌های بسیاری نیز پس از وی حرکت می‌کردند، به سرزمینی با نام «[[غدیر خم]]»، در [[وادی]] «[[جحفه]]» (محل جدا شدن راه [[اهل]] مدینه و [[مصری‌ها]] و...) رسید. [[آفتاب]] اوج گرفته بود و بی‌امان بر [[زمین]] حرارت می‌ریخت.
پیامبر{{صل}} به فرمان الهی [[فرمان]] داد که سواران و پیادگان توقف کنند و رفتگان باز آیند و آیندگان برسند. حرارت نیم [[روز]]، مردمان را می‌آزرد. لباس‌ها و مرکب‌ها سایه‌بان شده بودند. پیامبر{{صل}} بر انبوهی از [[جهاز شتران]] فراز رفت و [[خطبه]] آغاز کرد. خدای را [[سپاس]] گفت و از اینکه به زودی از میان آنان خواهد رفت، پرده برگرفت و از آنان خواست که درباره چگونگی رسالت‌گزاری وی، [[گواهی]] دهند. مردمان یکسر فریاد برآوردند: «گواهی می‌دهیم که تو ابلاغ کردی و [[خیرخواهی]] و [[مجاهده]] نمودی. پس [[خدا]] به تو جزای خیر دهاد»!
آن‌گاه برای [[آماده‌سازی]] [[مردمان]] برای شنیدن [[پیام]] آخرین، بارها از [[صداقت]] خویش در [[ابلاغ]] و از «[[ثقلین]]» سخن گفت و جایگاه والای خود را در میان [[امت]]، برنمود و بر [[اولویت]] خود بر آنان [[گواهی]] خواست که پاسخ‌های بلند و یک‌صدا شنید. آن‌گاه، دست علی{{ع}} را گرفت و فراز آورد و با شکوهی شگرف و فریادی بس رسا فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}}؛ «هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست». [[پیامبر]]{{صل}} سه بار، این جمله را تکرار کرد و برای پذیرندگان [[ولایت علی]]{{ع}} و [[دوستداران]] و [[یاوران]] او [[دعا]] کرد. بدین‌سان، [[پیامبر خدا]]{{صل}} در داوم دوام روشنگری‌ها و اعلام حق‌ها، [[با تدبیر]] و [[آگاهی]] فراوان و در میان ده‌ها هزار [[انسان]] به [[حج]] آمده از اقالیم [[قبله]]، «[[ولایت]] و [[خلافت علی]]{{ع}}» را رقم زد و «[[حق]] [[خلافت]]» و «خلافت حق» را نشان داد.
آن [[روز]] هیچ‌کس در این [[حقیقت]] که پیامبر{{صل}} با این عبارت‌ها، علی{{ع}} را به ولایت و [[امامت]]، [[منصوب]] کرد، تردیدی روا نداشت. اگر کسانی گران‌جانی کردند، به سبب محتوا و مفاد پیام نبود. آنان بر اثر تیره‌جانی در این‌باره که آیا آن حرکت «[[وحیانی]]» است، سخن می‌گفتند.
به هر روی، کسان بسیاری نزد علی{{ع}} شتافتند و امامت و ولایت وی را تهنیت گفتند. بدین‌سان روشن است که در آن روزگاران، این حقیقت، تردیدپذیر نبود. چنان‌که [[عمر بن خطاب]] به علی{{ع}} گفت: «مبارکت باد ای پسر [[ابوطالب]]! امروز [[ولیّ]] هر [[مؤمن]] شدی»<ref>تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۸۹.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۲۸۰.</ref>
==[[سند حدیث]]==
[[حدیث غدیر]]، از بلندآوازه‌ترین [[احادیث نبوی]] است و بسیاری از [[محدثان]] و [[عالمان]]، بر [[استواری]]، بلکه [[تواتر]] آن گواهی داده‌اند<ref>نفحات الأزهار، میلانی، ج۶، ص۳۷۷.</ref>. [[ابن کثیر]] می‌گوید: «[[حدیث]] «هر که من مولای اویم، پس علی{{ع}} مولای اوست»، چنان به تواتر نقل شده که به [[یقین]] آن را پیامبر{{صل}} گفته است»<ref>البدایة والنهایة، ج۵، ص۲۱۴.</ref>. [[ذهبی]] گفته است:
حدیث «هر که من مولای اویم، پس علی{{ع}} مولای اوست»، از متواترات است و [[قطعی]] است که [[پیامبر]]{{صل}} آن را فرموده و کسان و گروه‌های بسیاری با طریق‌های صحیح و حسن و [[ضعیف]] و مردود، آن را نقل کرده‌اند که من آنها را می‌آورم...<ref>رسالة طرق حدیث من کنت مولاه فهذا علی مولاه، شمس‌الدین محمد بن احمد بن عثمان الذهبی، ص۱۱.</ref>.
سخن‌گفتن از [[سند حدیث]] و [[استواری]] گزارش آن در [[منابع حدیثی]]، سخنی زاید است. از این‌رو، تنها گفتار تنی چند از [[محدثان]] آورده و بحث در بخش دیگری از این [[حدیث]] دنبال می‌شود: [[حاکم نیشابوری]]، [[حدیث غدیر]] را نقل کرده و پس از آن، نوشته است: «این حدیث مطابق شرط [[شیخین]] ([[بخاری]] و مسلم) صحیح است؛ اما این دو آن را نقل نکرده‌اند»<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۸.</ref>. نیز در جای دیگری پس از نقل آن نوشته است: «سند این [[حدیث صحیح]] است و آن دو نقلش نکرده‌اند»<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۶۳۱.</ref>.
[[ترمذی]] پس از نقل این حدیث در السنن نوشته است: «این حدیث، [[نیکو]] و صحیح است»<ref>سنن الترمذی، ج۵، ص۶۳۳.</ref>. [[ذهبی]] نیز نوشته است: «این حدیث [[قطعی]] و تردیدناپذیر است». وی در ذیل شرح حال [[ابن جریر طبری]] نوشته است:
چون به [[ابن جریر]] خبر رسید که ابن ابی‌داوود به [[حدیث غدیر خم]] ایرادی گرفته است، کتاب الفضائل را نوشت و در «صحیح» بودن سند حدیث، سخن راند. من یک جلد از طرق حدیث ابن جریر را دیدم و از کار او و فراوانی طرق این حدیث، به [[شگفتی]] آمدم<ref>تذکرة الحفاظ، ج۲، صص ۷۱۳ و ۷۲۸.</ref>.
[[ابن حجر]] می‌گوید:
و اما حدیث «هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست» را ترمذی و [[نسایی]] نقل کرده‌اند و آن، جدّاً طرق فراوانی دارد. [[ابن عقده]] آنها را در کتابی مستقل گرد آورده است و بسیاری از [[اسناد]] آن صحیح و نیکوست<ref>فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۷، ص۷۴</ref>.
[[ابن عساکر]] نیز بارها در اثر عظیمش، از این حدیث یاد کرده و تنها در یک‌جا، نود طریق آن را یاد کرده است<ref>تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل، ج۴۲، ص۲۰۴.</ref>. یادکرد بسیاری دیگر از [[محدثان]] و [[مفسران]] و [[عالمان]] در این‌باره چنین است. باری، اگر کسی یا کسانی در [[صدور حدیث]] یا چگونگی نقل آن تردید روا دارند، بی‌گمان از سر [[استکبار]] و [[رویارویی]] با [[حق]]، چنین می‌کنند، نه چیز دیگر.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۲۸۲.</ref>
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
۸۰٬۲۸۹

ویرایش