حدیث غدیر در حدیث: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۹۸: | خط ۱۹۸: | ||
و اما حدیث «هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست» را ترمذی و [[نسایی]] نقل کردهاند و آن، جدّاً طرق فراوانی دارد. [[ابن عقده]] آنها را در کتابی مستقل گرد آورده است و بسیاری از [[اسناد]] آن صحیح و نیکوست<ref>فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۷، ص۷۴</ref>. | و اما حدیث «هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست» را ترمذی و [[نسایی]] نقل کردهاند و آن، جدّاً طرق فراوانی دارد. [[ابن عقده]] آنها را در کتابی مستقل گرد آورده است و بسیاری از [[اسناد]] آن صحیح و نیکوست<ref>فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۷، ص۷۴</ref>. | ||
[[ابن عساکر]] نیز بارها در اثر عظیمش، از این حدیث یاد کرده و تنها در یکجا، نود طریق آن را یاد کرده است<ref>تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل، ج۴۲، ص۲۰۴.</ref>. یادکرد بسیاری دیگر از [[محدثان]] و [[مفسران]] و [[عالمان]] در اینباره چنین است. باری، اگر کسی یا کسانی در [[صدور حدیث]] یا چگونگی نقل آن تردید روا دارند، بیگمان از سر [[استکبار]] و [[رویارویی]] با [[حق]]، چنین میکنند، نه چیز دیگر.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۲۸۲.</ref> | [[ابن عساکر]] نیز بارها در اثر عظیمش، از این حدیث یاد کرده و تنها در یکجا، نود طریق آن را یاد کرده است<ref>تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل، ج۴۲، ص۲۰۴.</ref>. یادکرد بسیاری دیگر از [[محدثان]] و [[مفسران]] و [[عالمان]] در اینباره چنین است. باری، اگر کسی یا کسانی در [[صدور حدیث]] یا چگونگی نقل آن تردید روا دارند، بیگمان از سر [[استکبار]] و [[رویارویی]] با [[حق]]، چنین میکنند، نه چیز دیگر.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۲۸۲.</ref> | ||
==[[دلالت حدیث]]== | |||
جمله «هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست» [[سرپرستی]]، تولیت امور، [[امامت]] و [[پیشوایی]] را میرساند. روشن است که واژه «مولا» بار معنایی گستردهای دارد<ref>ر.ک: الغدیر، امینی، عبدالحسین، ج۱، ص۶۴۱.</ref>؛ اما از معانی مختلف آن، جز آنچه یاد شد، در اینجا مقصود نیست. | |||
'''واژه «مولا» در [[ادبیات عرب]]''': با استناد به متون کهن ادبی، لغوی و [[تفسیری]]، از معانی روشن «مولا»، [[سرپرست]]، شایستهتر برای [[تصرف در امور]]، و اولی در [[زعامت]] و [[ولایت]] است. برخی از کاربردهای کلمه مولا بدین شرح گزارش میشود: | |||
[[ابو عبیده مَعمَر بن مثنّی]] در [[تفسیر]] کلمه «مولاکم» در [[آیه]] پانزدهم [[سوره حدید]] {{متن قرآن|مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ}}<ref>«پس، امروز از شما و از کافران سربهایی پذیرفته نیست، جایگاهتان آتش (دوزخ) است، همان (دوزخ) یار شماست و این پایانه، بد است» سوره حدید، آیه ۱۵.</ref>، نوشته است به شما سزاوارتر است»<ref>مجاز القرآن، ابوعبیدة معمر بن المثنی التیمی، ج۲، ص۲۵۴.</ref>. | |||
او این تفسیر را با شعری از [[ادب]] [[جاهلی]] [[استوار]] و به شعری از [[لبید]]، صاحب یکی از معلقات سبع [[استشهاد]] کرده است: | |||
{{عربی|فغدت كلا الفرجين تحسب أنه مولى المخافة خلفها و أمامها}} | |||
ماده گاو [[وحشی]] چنان بترسد که پندارد صاحب سگان شکاری، هم در پیش روی اویند و هم در پس او. | |||
شارحان معلقات سبع، در این [[بیت]]، «[[مولی]]» را به معنای «اختیاردار» و «صاحب» گرفتهاند و [[شعر]] را بر این اساس معنا کردهاند<ref>شرح المعلقات السبع، ابو عبد الله حسین بن احمد زوزنی، ص۲۱۰؛ شرح القصائد السبع الطوال الجاهلیّات، ابوبکر محمد بن قاسم الأنباری، صص ۵۶۵ و ۵۶۶؛ ترجمه معلقات سبع، ص۶۸ (ش ۴۸).</ref>. [[ابوزکریا یحیی بن زیاد بن عبدالله]]، معروف به فرّاء، ادیب و [[مفسر]] بزرگ [[کوفی]]، در تفسیر همین آیه نوشته است: «او مولای شماست»، یعنی به شما سزاوارتر است<ref>التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج۲۹، ص۲۲۸.</ref>. [[محمد بن سائب کلبی]]، مؤلف، مفسر و تبارشناس بزرگ، در [[تفسیر آیه]] ۵۱ [[سوره توبه]] {{متن قرآن|قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو هیچگاه جز آنچه خداوند برای ما مقرّر داشته است به ما نمیرسد، او سرور ماست و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره توبه، آیه ۵۱.</ref>، نوشته است: {{عربی|أولى بنا من أنفسنا في الموت و الحياة}}<ref>تفسیر البحر المحیط، محمد بن یوسف أبیحیان الأندلسی، ج۵، ص۵۳.</ref>؛ «[[خدا]] اختیارش در [[زندگی]] و [[مرگ]] ما، از خودمان بیشتر است». | |||
چنانکه گذشت، آمدن مولا به معنای «[[سرپرست]]» و «متولی امور» نیز از روشنترین کاربردهای واژه «مولا» است و بسیاری از لغتشناسان و [[مفسران]] بدان تصریح کردهاند؛ [[ابو العباس]] [[محمد بن یزید]]، معروف به مُبرَّد، در [[تفسیر آیه]] یازدهم [[سوره محمد]]: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا}}<ref>«این از آن روست که خداوند یاور مؤمنان است و کافران یاوری ندارند» سوره محمد، آیه ۱۱.</ref>؛ «آن بدان سبب است که [[خداوند]] مولای [[مؤمنان]] است»، مینویسد: ولی و مولا یک معنا دارند یعنی کسی که به خلقش سزاوار و متولّی امور آنان است»<ref>الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۲۷۱.</ref>. | |||
فرّاء نیز نوشته است: «ولی و مولا در [[کلام عرب]]، یک معنا دارند»<ref>الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۲۷۱.</ref>. راغب [[اصفهانی]] نوشته است: «[[ولایت]] [[سرپرستی]] امر است. ولی و مولا هر دو در این معنا به کار میروند و هریک، هم به معنای فاعلی (مُوالی) و هم به معنای مفعولی (مُوالی) به کار میروند<ref>المفردات فی غریب القرآن، ذیل ماده «ولی».</ref>. | |||
[[ابوالحسن علی بن احمد واحدی نیشابوری]]، [[مفسر]] و ادیب بزرگ [[قرن پنجم]]، در تفسیر آیه ۶۲ [[سوره انعام]]: {{متن قرآن|ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ}}<ref>«سپس به سوی سرور بر حقّشان خداوند برگردانده میشوند؛ آگاه باشید که داوری با اوست و او سریعترین حسابرسان است» سوره انعام، آیه ۶۲.</ref>، چنین مینویسد: «یعنی کسی که سرپرستی امورشان را به عهده دارد»<ref>الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ابوالحسن علی بن أحمد الواحدی، ج۲، ص۲۸۱.</ref>. | |||
عالمانی که بر این [[حقیقت]] تأکید کردهاند، بسیارند؛ چنانکه ادیب و مفسر بزرگ معتزلی، جار [[الله]] [[زمخشری]] در [[تفسیر آیه]] ۲۸۶ [[سوره بقره]]: {{متن قرآن|أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا}}<ref>«تو سرور مایی، پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>، مینویسد: «[[سرور]] مایی و ما [[بندگان]] توییم؛ یا [[یاور]] مایی یا [[سرپرست]] امور مایی»<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج۱، ص۱۷۳.</ref>. [[ابن اثیر]] نیز در اثر بزرگ و ارجمند خود «النهایة» که به شرح واژههای دشواریاب [[احادیث نبوی]] پرداخته، در [[تفسیر]] واژه «مولا» نوشته است: | |||
واژه «مولا» در [[حدیث]] فراوان آمده است و آن اسمی است که در معانی فراوان به کار میرود... و هر کس که [[سرپرستی]] امری را به عهده گیرد یا بدان [[قیام]] کند، مولا و ولی آن میشود... و مولا در این حدیث در این معناست: «هر زنی که بدون [[اجازه]] مولایش [[ازدواج]] کند، ازدواجش [[باطل]] است» و در نقل دیگر [از این [[روایت]]] «ولیّش» (به معنای متولّی امرش) آمده است<ref>النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ابو السعادات المبارک بن محمد الجزری، ذیل ماده «ولی».</ref>. | |||
بنابراین «[[اولویت]]» در «امور» و «سرپرستی امور» و «[[سیادت]]» و «[[ریاست]]» و «[[زعامت]]»، در کلمه «مولا» مندرج و معنای «مولا» با «ولی»، همسان است. این دو مطلب، حقایقی شناخته شدهاند. ادیبان، [[عالمان]] و [[مفسران]] بزرگی بر این [[حقیقت]] تأکید ورزیدهاند<ref>ر.ک: الغدیر، ج۱، ص۶۱۵.</ref>. از اینرو، تردیدی نیست که [[پیامبر خدا]]{{صل}} در آن هنگامه شگفت، [[عظیم]] و [[جاودانه]]، با آن جمله سرنوشتساز، هیچ چیزی را جز «[[ولایت]]»، «[[امامت]]» و «زعامت» علی{{ع}} رقم نزد. ساماندهی آن [[اجتماع]] شکوهمند، فقط برای آن بود که [[مردمان]] بار دیگر، بسی گویاتر، رساتر و کارآمدتر، در گسترهای بس عظیم، [[پیام]] [[ولایت علوی]] را بشنوند و فردا و فرداها، کسانی همی نگویند که ندانستیم، نفهمیدیم، نشنیدیم و.... از همین روی، [[پیامبر]]{{صل}} بارها [[اقرار]] گرفت و در پایان، با صدایی بس رسا فریاد زد: «هان! حاضر به غایب برساند».<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۲۸۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||