نهم ذی‌حجه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۷۲: خط ۷۲:
جبرئیل در روز هشتم [[ذیحجه]] ([[یوم]] الترویه) آدم را به [[سرزمین منی]] برد تا شب را آنجا بماند و صبح روز بعد ([[روز عرفه]]) به صحرای [[عرفات]] رفت و به [[تعلیم]] جبرئیل عصر [[عرفه]] [[غسل]] کرد و پس از نماز عصر، در عرفات وقوف کرد و به تعبیر [[قرآن کریم]] «کلماتی» را از [[پروردگار]] دریافت کرد<ref>بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۷۸.</ref>. از [[ابن عباس]] روایت شده که گفت: از [[رسول خدا]] {{صل}} درباره کلماتی که آدم از پروردگارش دریافت نمود و خداوند توبه او را پذیرفت پرسیدم. فرمود: "از خداوند به [[حق]] محمد و علی و [[فاطمه]] و حسن و حسین درخواست کرد که توبه او را بپذیرد، خداوند هم پذیرفت"<ref>{{متن حدیث|سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِلَّا تُبْتَ عَلَيَ فَتَابَ عَلَيْهِ}}، الخصال، ج۱، ص۲۷۰.</ref>.
جبرئیل در روز هشتم [[ذیحجه]] ([[یوم]] الترویه) آدم را به [[سرزمین منی]] برد تا شب را آنجا بماند و صبح روز بعد ([[روز عرفه]]) به صحرای [[عرفات]] رفت و به [[تعلیم]] جبرئیل عصر [[عرفه]] [[غسل]] کرد و پس از نماز عصر، در عرفات وقوف کرد و به تعبیر [[قرآن کریم]] «کلماتی» را از [[پروردگار]] دریافت کرد<ref>بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۷۸.</ref>. از [[ابن عباس]] روایت شده که گفت: از [[رسول خدا]] {{صل}} درباره کلماتی که آدم از پروردگارش دریافت نمود و خداوند توبه او را پذیرفت پرسیدم. فرمود: "از خداوند به [[حق]] محمد و علی و [[فاطمه]] و حسن و حسین درخواست کرد که توبه او را بپذیرد، خداوند هم پذیرفت"<ref>{{متن حدیث|سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِلَّا تُبْتَ عَلَيَ فَتَابَ عَلَيْهِ}}، الخصال، ج۱، ص۲۷۰.</ref>.


[[مرحوم مجلسی]] در «[[بحارالانوار]]» و [[کفعمی]] در «مصباح» نقل کرده‌اند که [[پذیرش توبه]] [[حضرت آدم]] {{ع}} در روز بیست و یکم ذیحجه اتفاق افتاد<ref>بحارالأنوار، ج۹۵، ص۱۸۹؛ مصباح کفعمی، ص۵۱۵.</ref>.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۴۳.</ref>
[[مرحوم مجلسی]] در «[[بحارالانوار]]» و کفعمی در «مصباح» نقل کرده‌اند که پذیرش توبه [[حضرت آدم]] {{ع}} در روز بیست و یکم ذیحجه اتفاق افتاد<ref>بحارالأنوار، ج۹۵، ص۱۸۹؛ مصباح کفعمی، ص۵۱۵.</ref>.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۴۳.</ref>


=== [[فرمان]] سپردن [[میراث]] [[انبیا]] به علی {{ع}} ===
=== [[فرمان]] سپردن [[میراث]] [[انبیا]] به علی {{ع}} ===
یکی از مناسبت‌های نهم ذیحجه فرمان [[تسلیم]] میراث انبیا به [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است. بنا بر آنچه در متون [[روایی]] آمده است، تمام [[آثار نبوت]] که به گونه‌ای [[نشانه]] [[پیامبری]] انبیای پیشین بوده است؛ مانند: [[تابوت]]، الواح و [[عصای موسی]] {{ع}}، صحف ابراهیم {{ع}}، انگشتری سلیمان {{ع}}، [[پیراهن یوسف]] {{عم}} و از همه مهم‌تر [[دانش]] [[پیامبران]]، در نزد [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بوده و پس از ایشان، یکی پس از دیگری به [[امامان]] {{عم}} به [[ارث]] می‌رسد. [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "هر [[پیامبری]]، آنچه از دانش و غیر دانش به ارث برده است، سرانجام، همه آنها، به [[آل محمد]] {{صل}} می‌رسد"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ نَبِيٍّ وَرِثَ عِلْماً أَوْ غَيْرَهُ‌- فَقَدِ انْتَهَى إِلَى مُحَمَّدٍ}}، الکافی، ج۱، ص۲۳۲، ح۵.</ref>.
یکی از مناسبت‌های نهم ذیحجه فرمان [[تسلیم]] میراث انبیا به [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است. بنا بر آنچه در متون [[روایی]] آمده است، تمام [[آثار نبوت]] که به گونه‌ای [[نشانه]] [[پیامبری]] انبیای پیشین بوده است؛ مانند: [[تابوت]]، الواح و [[عصای موسی]] {{ع}}، صحف ابراهیم {{ع}}، انگشتری سلیمان {{ع}}، پیراهن یوسف {{عم}} و از همه مهم‌تر [[دانش]] [[پیامبران]]، در نزد [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بوده و پس از ایشان، یکی پس از دیگری به [[امامان]] {{عم}} به [[ارث]] می‌رسد. [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "هر [[پیامبری]]، آنچه از دانش و غیر دانش به ارث برده است، سرانجام، همه آنها، به [[آل محمد]] {{صل}} می‌رسد"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ نَبِيٍّ وَرِثَ عِلْماً أَوْ غَيْرَهُ‌- فَقَدِ انْتَهَى إِلَى مُحَمَّدٍ}}، الکافی، ج۱، ص۲۳۲، ح۵.</ref>.


بنابر [[روایت]] [[امام باقر]] {{ع}} در [[حجة الوداع]]، چون [[رسول خدا]] {{صل}} در [[عرفات]] وقوف فرمود، [[جبرئیل]] به حضورش رسید و گفت: ای محمد، خدای عزو جل [[سلامت]] می‌رساند و می‌فرماید: همانا [[مرگ]] تو نزدیک و مدت عمرت سپری شده است و من تو را به چیزی که از آن چاره و گریزی نیست پیش می‌برم. بعد فرمود: "اکنون [[وصیت]] خویش را فراهم ساز و آنچه از [[علوم]] و [[میراث]] [[علوم پیامبران]] پیش از تو و [[سلاح]] و [[تابوت سکینه]] نزد تو هست و همه [[آیات]] [[پیامبران پیشین]] را به [[وصی]] و [[خلیفه]] بعد از خودت [[تسلیم]] کن که او [[حجت بالغه]] من بر [[مردم]] است و او [[علی بن ابی‌طالب]] {{عم}} است"<ref>{{متن حدیث|فَاعْهَدْ عَهْدَكَ وَ تَقَدَّمْ وَصِيَّتَكَ وَ اعْمِدْ إِلَى مَا عِنْدَكَ مِنَ الْعِلْمِ وَ مِيرَاثِ عُلُومِ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ قَبْلِكَ وَ السِّلَاحِ وَ التَّابُوتِ وَ جَمِيعِ مَا عِنْدَكَ مِنْ آيَاتِ الْأَنْبِيَاءِ فَسَلِّمْهَا إِلَى وَصِيِّكَ وَ خَلِيفَتِكَ مِنْ بَعْدِكَ حُجَّتِيَ الْبَالِغَةِ عَلَى خَلْقِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}، روضة الواعظین، ج۱، ص۸۹.</ref>.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۴۵.</ref>
بنابر [[روایت]] [[امام باقر]] {{ع}} در [[حجة الوداع]]، چون [[رسول خدا]] {{صل}} در [[عرفات]] وقوف فرمود، [[جبرئیل]] به حضورش رسید و گفت: ای محمد، خدای عزو جل [[سلامت]] می‌رساند و می‌فرماید: همانا [[مرگ]] تو نزدیک و مدت عمرت سپری شده است و من تو را به چیزی که از آن چاره و گریزی نیست پیش می‌برم. بعد فرمود: "اکنون [[وصیت]] خویش را فراهم ساز و آنچه از [[علوم]] و [[میراث]] [[علوم پیامبران]] پیش از تو و [[سلاح]] و [[تابوت سکینه]] نزد تو هست و همه [[آیات]] پیامبران پیشین را به [[وصی]] و [[خلیفه]] بعد از خودت [[تسلیم]] کن که او [[حجت بالغه]] من بر [[مردم]] است و او [[علی بن ابی‌طالب]] {{عم}} است"<ref>{{متن حدیث|فَاعْهَدْ عَهْدَكَ وَ تَقَدَّمْ وَصِيَّتَكَ وَ اعْمِدْ إِلَى مَا عِنْدَكَ مِنَ الْعِلْمِ وَ مِيرَاثِ عُلُومِ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ قَبْلِكَ وَ السِّلَاحِ وَ التَّابُوتِ وَ جَمِيعِ مَا عِنْدَكَ مِنْ آيَاتِ الْأَنْبِيَاءِ فَسَلِّمْهَا إِلَى وَصِيِّكَ وَ خَلِيفَتِكَ مِنْ بَعْدِكَ حُجَّتِيَ الْبَالِغَةِ عَلَى خَلْقِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}، روضة الواعظین، ج۱، ص۸۹.</ref>.<ref>[[حبیب‌الله فرحزاد|فرحزاد، حبیب‌الله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۴۵.</ref>


=== سد الابواب ===
=== سد الابواب ===
خط ۸۳: خط ۸۳:
پیامبر اکرم {{صل}} پس از [[هجرت به مدینه]] منوره و تشکیل [[نظام اسلامی]]، در آغازین روزهای حضورش در این [[شهر]]، [[اقدام]] به ساختن [[مسجد]] نمود تا پایگاه و محل گردهمایی و [[عبادت]] [[مسلمانان]] باشد. مهاجرانی که از [[مکه معظمه]] به [[مدینه منوره]] [[هجرت]] کرده و فاقد [[خانه]] و [[مسکن]] بودند، همین مسجد را خوابگاه خویش قرار دادند. اما پس از مدتی [[پیامبر]] {{صل}} آنان را از خوابیدن و بیتوته کردن در مسجد به خاطر [[حفظ]] شئونات [[اسلامی]] و [[احترام]] به اماکن مقدس بازداشت و دستور داد تا برای خویش خانه‌هایی بسازند و از [[مسجد]] بیرون روند. [[مهاجران]]، خانه‌هایی در اطراف مسجد ساختند، ولی هرکدام از آنان دری به مسجد گشودند تا ضمن ابراز علاقه‌مندی به مسجد، رفت و آمد آنان به مسجد آسان شود و برای [[درک]] [[نماز جماعت]] [[توفیق]] بیشتری داشته باشند.
پیامبر اکرم {{صل}} پس از [[هجرت به مدینه]] منوره و تشکیل [[نظام اسلامی]]، در آغازین روزهای حضورش در این [[شهر]]، [[اقدام]] به ساختن [[مسجد]] نمود تا پایگاه و محل گردهمایی و [[عبادت]] [[مسلمانان]] باشد. مهاجرانی که از [[مکه معظمه]] به [[مدینه منوره]] [[هجرت]] کرده و فاقد [[خانه]] و [[مسکن]] بودند، همین مسجد را خوابگاه خویش قرار دادند. اما پس از مدتی [[پیامبر]] {{صل}} آنان را از خوابیدن و بیتوته کردن در مسجد به خاطر [[حفظ]] شئونات [[اسلامی]] و [[احترام]] به اماکن مقدس بازداشت و دستور داد تا برای خویش خانه‌هایی بسازند و از [[مسجد]] بیرون روند. [[مهاجران]]، خانه‌هایی در اطراف مسجد ساختند، ولی هرکدام از آنان دری به مسجد گشودند تا ضمن ابراز علاقه‌مندی به مسجد، رفت و آمد آنان به مسجد آسان شود و برای [[درک]] [[نماز جماعت]] [[توفیق]] بیشتری داشته باشند.


این وضعیت بود تا اینکه [[جبرئیل امین]] بر [[رسول خدا]] {{صل}} فرود آمد و به آن حضرت [[وحی]] کرد که [[خداوند سبحان]] می‌خواهد مسجد [[پاک]] و نظیف بماند و رفت و آمد [[مسلمانان]] در آن، در حال [[پاکی]] و [[طهارت]] باشد؛ بدین جهت تمام درهایی که به آن گشوده شده است باید بسته شوند، جز در [[خانه علی]] {{ع}} که از این امر استثناست.
این وضعیت بود تا اینکه [[جبرئیل امین]] بر [[رسول خدا]] {{صل}} فرود آمد و به آن حضرت [[وحی]] کرد که [[خداوند سبحان]] می‌خواهد مسجد [[پاک]] و نظیف بماند و رفت و آمد [[مسلمانان]] در آن، در حال [[پاکی]] و [[طهارت]] باشد؛ بدین جهت تمام درهایی که به آن گشوده شده است باید بسته شوند، جز در خانه علی {{ع}} که از این امر استثناست.
[[پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[معاذ بن جبل]] را مأموریت داد که این خبر را به مسلمانان برساند و بگوید درهای خود را به سوی [[مسجدالنبی]] ببندند. معاذ بن جبل [[پیام]] رسول خدا {{صل}} را به [[صحابه]] آن حضرت [[ابلاغ]] کرد و همگی [[اطاعت]] کردند و درهای خود را بستند. برخی از آنان در صدد چانه‌زنی برآمده و برای خود امتیاز اندکی طلب می‌کردند.
[[پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[معاذ بن جبل]] را مأموریت داد که این خبر را به مسلمانان برساند و بگوید درهای خود را به سوی [[مسجدالنبی]] ببندند. معاذ بن جبل [[پیام]] رسول خدا {{صل}} را به [[صحابه]] آن حضرت [[ابلاغ]] کرد و همگی [[اطاعت]] کردند و درهای خود را بستند. برخی از آنان در صدد چانه‌زنی برآمده و برای خود امتیاز اندکی طلب می‌کردند.


خط ۹۱: خط ۹۱:


این امر بر برخی از [[صحابه]] و ریش سفیدان همراه [[پیامبر]] {{صل}} گران آمد و پشت سر آن حضرت گلایه و شکوه نمودند. این خبر به [[پیامبر اسلام]] {{صل}} رسید. پیامبر {{صل}} روزی در [[مسجد مدینه]] برای آنان [[خطبه]] خواندند و در ضمن آن فرمودند:
این امر بر برخی از [[صحابه]] و ریش سفیدان همراه [[پیامبر]] {{صل}} گران آمد و پشت سر آن حضرت گلایه و شکوه نمودند. این خبر به [[پیامبر اسلام]] {{صل}} رسید. پیامبر {{صل}} روزی در [[مسجد مدینه]] برای آنان [[خطبه]] خواندند و در ضمن آن فرمودند:
{{متن حدیث|قَدْ بَلَغَنِي مَا قُلْتُمْ فِي سَدِّ الْأَبْوَابِ وَ اللَّهِ مَا أَنَا فَعَلْتُ ذَلِكَ وَ لَكِنَّ اللَّهَ فَعَلَهُ وَ إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَى مُوسَى أَنْ يَتَّخِذَ بَيْتاً طُهْراً لَا يُجْنِبُ فِيهِ إِلَّا هُوَ وَ هَارُونُ وَ ابْنَاهُ يَعْنِي لَا يُجَامِعُ فِيهِ غَيْرُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَيَّ أَنْ أَتَّخِذَ هَذَا الْبَيْتَ طُهْراً لَا يَنْكِحُ فِيهِ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ اللَّهِ مَا أَنَا أَمَرْتُ بِسَدِّ أَبْوَابِكُمْ وَ لَا فَتَحْتُ بَابَ عَلِيٍّ بَلِ اللَّهُ أَمَرَنِي بِهِ}}<ref>دعائم الإسلام، ج۱، ص۱۷.</ref>؛ آنچه درباره بسته شدن درها گفتید، خبرش به من رسید. به [[خدا]] [[سوگند]] من (از پیش خود) آن را انجام ندادم، بلکه این [[فرمان الهی]] بود که از طریق من به شما [[ابلاغ]] گردید. [[خداوند متعال]] به [[حضرت موسی]] {{ع}} [[وحی]] فرستاد که [[خانه]] [[پاکی]] را برای [[عبادت]] و [[پرستش]] برگزیند و کسی در آن به جنابت نرسد، مگر خود [[موسی]] {{ع}} و برادرش [[هارون]] و [[فرزندان]] هارون، یعنی غیر از آنان کسی در آن آمیزش انجام ندهد. [[خدای سبحان]] به من نیز وحی فرستاد که این خانه (مسجدالنبی) را [[پاکیزه]] نگه دارم و کسی در آن [[نکاح]] انجام ندهد و به حالت جنابت وارد نشود، جز من، علی، حسن و حسین که از این [[فرمان]] مستثنا شدیم. به خدا سوگند من بسته شدن درهای شما را و باز بودن در [[خانه علی]] را فرمان ندادم، بلکه این [[خدای بزرگ]] بود که به من چنین فرمانی داد.
{{متن حدیث|قَدْ بَلَغَنِي مَا قُلْتُمْ فِي سَدِّ الْأَبْوَابِ وَ اللَّهِ مَا أَنَا فَعَلْتُ ذَلِكَ وَ لَكِنَّ اللَّهَ فَعَلَهُ وَ إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَى مُوسَى أَنْ يَتَّخِذَ بَيْتاً طُهْراً لَا يُجْنِبُ فِيهِ إِلَّا هُوَ وَ هَارُونُ وَ ابْنَاهُ يَعْنِي لَا يُجَامِعُ فِيهِ غَيْرُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَيَّ أَنْ أَتَّخِذَ هَذَا الْبَيْتَ طُهْراً لَا يَنْكِحُ فِيهِ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ اللَّهِ مَا أَنَا أَمَرْتُ بِسَدِّ أَبْوَابِكُمْ وَ لَا فَتَحْتُ بَابَ عَلِيٍّ بَلِ اللَّهُ أَمَرَنِي بِهِ}}<ref>دعائم الإسلام، ج۱، ص۱۷.</ref>؛ آنچه درباره بسته شدن درها گفتید، خبرش به من رسید. به [[خدا]] [[سوگند]] من (از پیش خود) آن را انجام ندادم، بلکه این [[فرمان الهی]] بود که از طریق من به شما [[ابلاغ]] گردید. [[خداوند متعال]] به [[حضرت موسی]] {{ع}} [[وحی]] فرستاد که [[خانه]] [[پاکی]] را برای [[عبادت]] و [[پرستش]] برگزیند و کسی در آن به جنابت نرسد، مگر خود [[موسی]] {{ع}} و برادرش [[هارون]] و [[فرزندان]] هارون، یعنی غیر از آنان کسی در آن آمیزش انجام ندهد. [[خدای سبحان]] به من نیز وحی فرستاد که این خانه (مسجدالنبی) را [[پاکیزه]] نگه دارم و کسی در آن [[نکاح]] انجام ندهد و به حالت جنابت وارد نشود، جز من، علی، حسن و حسین که از این [[فرمان]] مستثنا شدیم. به خدا سوگند من بسته شدن درهای شما را و باز بودن در خانه علی را فرمان ندادم، بلکه این [[خدای بزرگ]] بود که به من چنین فرمانی داد.


به هر روی [[خداوند سبحان]] بار دیگر [[فضیلت]] و [[برتری علی]] {{ع}} را پس از پیامبر {{صل}} بر تمامی خلایق، از جمله بر همه [[اصحاب]] و [[یاران رسول خدا]] {{صل}} [[اثبات]] و آشکار نمود.
به هر روی [[خداوند سبحان]] بار دیگر [[فضیلت]] و [[برتری علی]] {{ع}} را پس از پیامبر {{صل}} بر تمامی خلایق، از جمله بر همه [[اصحاب]] و [[یاران رسول خدا]] {{صل}} [[اثبات]] و آشکار نمود.
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش