بیست و پنجم ذی‌حجه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲۱: خط ۲۱:
حضرت علی {{ع}} و [[فاطمه]] {{س}} و کنیزشان ([[فضه]]) [[نذر]] کردند که اگر آن دو [[شفا]] یابند سه روز [[روزه]] بگیرند. حسنین {{ع}} از [[بیماری]] شفا یافتند و آنان روزه گرفتند، در حالی که چیزی در [[خانه]] آنان نبود. حضرت علی {{ع}} از [[شمعون]] خیبری سه صاع جو [[قرض]] گرفت.
حضرت علی {{ع}} و [[فاطمه]] {{س}} و کنیزشان ([[فضه]]) [[نذر]] کردند که اگر آن دو [[شفا]] یابند سه روز [[روزه]] بگیرند. حسنین {{ع}} از [[بیماری]] شفا یافتند و آنان روزه گرفتند، در حالی که چیزی در [[خانه]] آنان نبود. حضرت علی {{ع}} از [[شمعون]] خیبری سه صاع جو [[قرض]] گرفت.


فاطمه {{س}} یک صاع آن را آرد کرد و پنج قرص نان پخت. هنگام [[افطار]] سائلی بر در خانه آمد و گفت: [[سلام]] بر شما ای [[خاندان محمد]]! مسکینی [[مسلمان]] هستم، غذایی به من دهید، [[خداوند]] به شما از غذاهای [[بهشتی]] عطا کند! آنان [[مسکین]] را بر خود مقدم داشتند و در آن شب جز آب ننوشیدند.
فاطمه {{س}} یک صاع آن را آرد کرد و پنج قرص نان پخت. هنگام [[افطار]] سائلی بر در خانه آمد و گفت: [[سلام]] بر شما ای [[خاندان محمد]]! مسکینی [[مسلمان]] هستم، غذایی به من دهید، [[خداوند]] به شما از غذاهای بهشتی عطا کند! آنان [[مسکین]] را بر خود مقدم داشتند و در آن شب جز آب ننوشیدند.


[[روز]] دوم را همچنان [[روزه]] گرفتند و به هنگام [[افطار]] [[یتیمی]] بر در [[خانه]] آمد و غذای خود را به وی دادند. در سومین روز نیز به هنگام افطار اسیری بر در خانه آمد و آنان سهم غذای خود را به او بخشیدند.
[[روز]] دوم را همچنان [[روزه]] گرفتند و به هنگام [[افطار]] یتیمی بر در [[خانه]] آمد و غذای خود را به وی دادند. در سومین روز نیز به هنگام افطار اسیری بر در خانه آمد و آنان سهم غذای خود را به او بخشیدند.


صبح هنگام [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} دست [[حسنین]] {{عم}} را گرفته و به نزد [[پیامبر]] {{صل}} آورد. پیامبر {{صل}} آنها را مشاهده کرد که از شدت [[گرسنگی]] می‌لرزیدند. فرمود: مشاهده چنین حالی در شما برای من بسیار دشوار است. سپس برخاست و به [[همراهی]] آنان وارد [[خانه فاطمه]] {{س}} شد. دخترش را دید که در [[محراب]] ایستاده، در حالی که از شدت گرسنگی شکم او به پشت چسبیده و چشم‌هایش به گودی نشسته است.
صبح هنگام [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} دست حسنین {{عم}} را گرفته و به نزد [[پیامبر]] {{صل}} آورد. پیامبر {{صل}} آنها را مشاهده کرد که از شدت [[گرسنگی]] می‌لرزیدند. فرمود: مشاهده چنین حالی در شما برای من بسیار دشوار است. سپس برخاست و به [[همراهی]] آنان وارد [[خانه فاطمه]] {{س}} شد. دخترش را دید که در [[محراب]] ایستاده، در حالی که از شدت گرسنگی شکم او به پشت چسبیده و چشم‌هایش به گودی نشسته است.


پیامبر {{صل}} ناراحت شد. در همین هنگام [[جبرئیل]] فرود آمد و گفت: ای محمد، این [[سوره]] را بگیر. [[خداوند]] با چنین خاندانی به تو تهنیت می‌گوید. آن‌گاه سوره«[[هل اتی]]» را بر او خواند<ref>الکشاف، ج۴، ص۶۷۰؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۱۱ - ۶۱۴؛ روح المعانی، مج ۱۶، ج۲۹، ص۲۶۹-۲۷۰.</ref>.
پیامبر {{صل}} ناراحت شد. در همین هنگام [[جبرئیل]] فرود آمد و گفت: ای محمد، این [[سوره]] را بگیر. [[خداوند]] با چنین خاندانی به تو تهنیت می‌گوید. آن‌گاه سوره«[[هل اتی]]» را بر او خواند<ref>الکشاف، ج۴، ص۶۷۰؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۱۱ - ۶۱۴؛ روح المعانی، مج ۱۶، ج۲۹، ص۲۶۹-۲۷۰.</ref>.
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش