بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = حدیث غدیر| عنوان مدخل = حدیث غدیر| مداخل مرتبط = [[حدیث غدیر در قرآن]] - [[حدیث غدیر در حدیث]] - [[حدیث غدیر در کلام اسلامی]] - [[حدیث غدیر در پژوهشهای اسلامی]] - [[حدیث غدیر در سیره و معارف معصومان]] - [[حدیث غدیر در سیره و معارف و سیره فاطمی]] - [[حدیث غدیر در سیره و معارف صحابه]] - [[حدیث غدیر از دیدگاه اهل سنت]]| پرسش مرتبط = }} | ||
| موضوع مرتبط = حدیث غدیر | |||
| عنوان مدخل = حدیث غدیر | |||
| مداخل مرتبط = [[حدیث غدیر در قرآن]] - [[حدیث غدیر در حدیث]] - [[حدیث غدیر در کلام اسلامی]] - [[حدیث غدیر در پژوهشهای اسلامی]] - [[حدیث غدیر در سیره و معارف معصومان]] - [[حدیث غدیر در سیره و معارف و سیره فاطمی]] - [[حدیث غدیر در سیره و معارف صحابه]] - [[حدیث غدیر از دیدگاه اهل سنت]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
| خط ۲۳: | خط ۱۸: | ||
# [[امام علی]] {{ع}} فرمودند: "روز [[غدیر]] خُم، [[پیامبر خدا]] مرا با عمامهای (دستاری)<ref>عربها، وقتی کسی را برای حکمرانی برمیگزیدند، به عنوان تاج، عمامه بر سرش میگذاشتند؛ چنان که درحدیثی از پیامبر {{صل}} آمده است: «عمامهها، تاجهای عرباند».</ref> سیاه که دنباله آن روی شانهام قرار داشت، مُعمم کرد"<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}: عَممَنی رَسولُ اللهِ {{صل}} یومَ غَدیرِ خُم بِعِمامَةٍ سَوداءَ، طَرَفُها عَلی مَنکبی}}؛ الإصابة، ج ۴، ص ۲۳ ش ۴۵۸۴.</ref>. | # [[امام علی]] {{ع}} فرمودند: "روز [[غدیر]] خُم، [[پیامبر خدا]] مرا با عمامهای (دستاری)<ref>عربها، وقتی کسی را برای حکمرانی برمیگزیدند، به عنوان تاج، عمامه بر سرش میگذاشتند؛ چنان که درحدیثی از پیامبر {{صل}} آمده است: «عمامهها، تاجهای عرباند».</ref> سیاه که دنباله آن روی شانهام قرار داشت، مُعمم کرد"<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}: عَممَنی رَسولُ اللهِ {{صل}} یومَ غَدیرِ خُم بِعِمامَةٍ سَوداءَ، طَرَفُها عَلی مَنکبی}}؛ الإصابة، ج ۴، ص ۲۳ ش ۴۵۸۴.</ref>. | ||
# [[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} فرمودند: "[[پیامبر خدا]] با [[عمامه]] "سَحاب" خود، [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} را مُعمم کرد و آن را از جلو و پشت سر، فرو هشت. سپس فرمود: "رو کن". پس رو کرد. سپس فرمود: "برگرد". او برگشت. پس گفت: "[[فرشتگان]]، این گونه نزد من آمدند" و سپس فرمود: "هر که من مولای اویم، [[علی]] مولای اوست. خدایا! هرکه را دوستش میدارد، [[دوست]] و هرکه را دشمنش میدارد، [[دشمن]] بدار! هر کس [[یاری]] میدهد، [[یاری]] ده و هر کس او را وا مینهد، وا بنه!"<ref>{{متن حدیث|الإمام زین العابدین {{ع}}: إن رَسولَ اللهِ عَممَ عَلِی بنَ أبی طالِبٍ عِمامَتَهُ السحابَةَ وأرخاها مِن بَینِ یدَیهِ ومِن خَلفِهِ، ثُم قالَ: أقبِل فَأَقبَلَ، ثُم قالَ: أدبِر فَأَدبَرَ. فَقالَ: هکذا جائَتنِی المَلائِکةُ، ثُم قالَ: مَن کنتُ مَولاهُ فَعَلی مَولاهُ، اللهُم والِ مَن والاهُ، وعادِ مَن عاداهُ، وَانصُر مَن نَصَرَهُ، وَاخذُل مَن خَذَلَهُ}} (نظم درر السمطین، ص ۱۱۲).</ref>. | # [[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} فرمودند: "[[پیامبر خدا]] با [[عمامه]] "سَحاب" خود، [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} را مُعمم کرد و آن را از جلو و پشت سر، فرو هشت. سپس فرمود: "رو کن". پس رو کرد. سپس فرمود: "برگرد". او برگشت. پس گفت: "[[فرشتگان]]، این گونه نزد من آمدند" و سپس فرمود: "هر که من مولای اویم، [[علی]] مولای اوست. خدایا! هرکه را دوستش میدارد، [[دوست]] و هرکه را دشمنش میدارد، [[دشمن]] بدار! هر کس [[یاری]] میدهد، [[یاری]] ده و هر کس او را وا مینهد، وا بنه!"<ref>{{متن حدیث|الإمام زین العابدین {{ع}}: إن رَسولَ اللهِ عَممَ عَلِی بنَ أبی طالِبٍ عِمامَتَهُ السحابَةَ وأرخاها مِن بَینِ یدَیهِ ومِن خَلفِهِ، ثُم قالَ: أقبِل فَأَقبَلَ، ثُم قالَ: أدبِر فَأَدبَرَ. فَقالَ: هکذا جائَتنِی المَلائِکةُ، ثُم قالَ: مَن کنتُ مَولاهُ فَعَلی مَولاهُ، اللهُم والِ مَن والاهُ، وعادِ مَن عاداهُ، وَانصُر مَن نَصَرَهُ، وَاخذُل مَن خَذَلَهُ}} (نظم درر السمطین، ص ۱۱۲).</ref>. | ||
# [[امام علی]] {{ع}} فرمودند: "[[پیامبر خدا]] به قصد [[حَجة الوداع]] بیرون آمد. سپس | # [[امام علی]] {{ع}} فرمودند: "[[پیامبر خدا]] به قصد [[حَجة الوداع]] بیرون آمد. سپس در بازگشت، به [[غدیر خم]] رسید. به [[دستور]] او برایش چیزی [[شبیه]] [[منبر]] ساختند. سپس از آن، بالا آمد و بازوی مرا گرفت [و بالا برد]، تا آنجا که سفیدی زیر بغلش دیده شد و با صدای بلند، در همان [[جایگاه]] فرمود: "هر که من مولای اویم، پس [[علی]] مولای اوست. خدایا! دوستدارش را [[دوست]] و دشمنش را [[دشمن]] بدار!". پس با [[ولایت]] من، [[ولایت]] [[خدا]] و با [[دشمنی]] با من، [[دشمنی با خدا]] محقق میشود. [[خداوند]] عز و جل در آن روز، نازل کرد: "امروز، دینتان را برایتان به کمال رساندم و نعمتم را بر شما کامل کردم و [[دین اسلام]] را برایتان پسندیدم"<ref>مائده، آیه ۳.</ref>. پس، [[ولایت]] من مایه کمال [[دین]] و [[رضایت پروردگار]] ـ که یادش بلند باد ـ است"<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}: خَرَجَ رَسولُ اللهِ {{صل}} إلی حِجةِ الوَداعِ، ثُم صارَ إلی غَدیرِ خُم، فَأَمَرَ فَاصلِحَ لَهُ شِبهُ المِنبَرِ، ثُم عَلاهُ وأخَذَ بِعَضُدی حَتی رُئِی بَیاضُ إبطَیهِ، رافِعاً صَوتَهُ قائِلًا فی مَحفِلِهِ: مَن کنتُ مَولاهُ فَعَلِی مَولاهُ، اللهُم والِ مَن والاهُ وعادِ مَن عاداهُ. فَکانَت عَلی وِلایتی وِلایةُ اللهِ، وعَلی عَداوَتی عَداوَةُ اللهِ. وأنزَلَ اللهُ عز و جل فی ذلِک الیومِ: «الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِیناً» فَکانَت وِلایتی کمالَ الدینِ، ورِضَی الرب جَل ذِکرُهُ}}؛ الکافی، ج ۸، ص ۲۷، ح ۴.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۴۴-۱۶۲.</ref> | ||
دو نمونه دیگر از نقل [[شیعه]] در مورد [[حدیث غدیر]] عبارت است از: | دو نمونه دیگر از نقل [[شیعه]] در مورد [[حدیث غدیر]] عبارت است از: | ||
| خط ۲۸۴: | خط ۲۷۹: | ||
== استدلال به حدیث [[غدیر]] == | == استدلال به حدیث [[غدیر]] == | ||
۱. [[امام علی]]{{ع}}، در [[رحبه]] [[کوفه]] برای رد سخن کسانی که [[امامت]] وی را نمیپذیرفتند، [[اصحاب]] را گرد آورد و [[حدیث غدیر]] را به آنها یادآوری کرد. این ماجرا با [[روایت]] صحیح نقل شده است؛ چنان که [[احمد بن حنبل]] میگوید: امام علی{{ع}} [[مردم]] را در رحبه گرد آورد و فرمود: «شما را به [[خدا]] [[سوگند]]! هر [[مرد]] [[مسلمانی]] که [[غدیر خم]] را به خاطر دارد و سخنی را که در آن [[روز]] از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده است، از جا برخیزد و [[شهادت]] دهد». سی تن از مردم برای اقامه شهادت به پا خاستند. [[ابونعیم]] گفته است که افراد بسیاری شهادت دادند و اعلام کردند، آن هنگام که رسول خدا{{صل}} دست امام علی{{ع}} را به دست [[مبارک]] خود گرفت، به مردم فرمود: «آیا میدانید که من شایستهتر به [[مؤمنان]] از خود آنهایم»؟ همه فرمایش رسول خدا{{صل}} را [[تصدیق]] کردند. رسول خدا{{صل}} فرمود: هر کس من مولای اویم این [علی] مولای اوست. پروردگارا! [[دوست]] علی را دوست بدار و [[دشمن]] علی{{ع}} را دشمن بدار. [[ابوطفیل]] گفت: «از میان جمع بیرون رفتم و ناخشنود بودم و در بازگشت از [[اجتماع]] مردم، به [[دیدار]] [[زید بن ارقم]] رفتم و به او گفتم از علی{{ع}} چنین و چنان شنیدم و ناخشنود شدم». زید گفت: «آنچه را شنیدی [[انکار]] مکن؛ زیرا آنچه را تو امروز شنیدهای، من از رسول خدا{{صل}} شنیدهام»<ref>مسند أحمد، ج۴، ص۳۷۰، ح۱۹۸۲۳ {{متن حدیث|حدثنا عبد الله حدثني أبي حدثنا حسين بن محمد و أبو نعيم المعني قالا حدثنا فطر عن أبي الطفيل قال جمع على الناس في الرحبة ثم قال لهم أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله{{صل}} يقول يوم غدير خم ما سمع لما قام. فقام ثلاثون من الناس – و قال أبو نعيم فقام ناس كثير- فشهدوا حين أخذه بيده فقال للناس «أَ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِم؟» قالوا نعم يا رسول الله. قال «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ». قال فخرجت و كأن في نفسي شيئا فلقيت زيد بن أرقم فقلت له إني سمعت عليا يقول كذا و كذا. قال فما تنكر قد سمعت رسول الله{{صل}} يقول ذلك له}}.</ref>. | ۱. [[امام علی]]{{ع}}، در [[رحبه]] [[کوفه]] برای رد سخن کسانی که [[امامت]] وی را نمیپذیرفتند، [[اصحاب]] را گرد آورد و [[حدیث غدیر]] را به آنها یادآوری کرد. این ماجرا با [[روایت]] صحیح نقل شده است؛ چنان که [[احمد بن حنبل]] میگوید: امام علی{{ع}} [[مردم]] را در رحبه گرد آورد و فرمود: «شما را به [[خدا]] [[سوگند]]! هر [[مرد]] [[مسلمانی]] که [[غدیر خم]] را به خاطر دارد و سخنی را که در آن [[روز]] از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده است، از جا برخیزد و [[شهادت]] دهد». سی تن از مردم برای اقامه شهادت به پا خاستند. [[ابونعیم]] گفته است که افراد بسیاری شهادت دادند و اعلام کردند، آن هنگام که رسول خدا{{صل}} دست امام علی{{ع}} را به دست [[مبارک]] خود گرفت، به مردم فرمود: «آیا میدانید که من شایستهتر به [[مؤمنان]] از خود آنهایم»؟ همه فرمایش رسول خدا{{صل}} را [[تصدیق]] کردند. رسول خدا{{صل}} فرمود: هر کس من مولای اویم این [[علی]] مولای اوست. پروردگارا! [[دوست]] علی را دوست بدار و [[دشمن]] علی{{ع}} را دشمن بدار. [[ابوطفیل]] گفت: «از میان جمع بیرون رفتم و ناخشنود بودم و در بازگشت از [[اجتماع]] مردم، به [[دیدار]] [[زید بن ارقم]] رفتم و به او گفتم از علی{{ع}} چنین و چنان شنیدم و ناخشنود شدم». زید گفت: «آنچه را شنیدی [[انکار]] مکن؛ زیرا آنچه را تو امروز شنیدهای، من از رسول خدا{{صل}} شنیدهام»<ref>مسند أحمد، ج۴، ص۳۷۰، ح۱۹۸۲۳ {{متن حدیث|حدثنا عبد الله حدثني أبي حدثنا حسين بن محمد و أبو نعيم المعني قالا حدثنا فطر عن أبي الطفيل قال جمع على الناس في الرحبة ثم قال لهم أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله{{صل}} يقول يوم غدير خم ما سمع لما قام. فقام ثلاثون من الناس – و قال أبو نعيم فقام ناس كثير- فشهدوا حين أخذه بيده فقال للناس «أَ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِم؟» قالوا نعم يا رسول الله. قال «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ». قال فخرجت و كأن في نفسي شيئا فلقيت زيد بن أرقم فقلت له إني سمعت عليا يقول كذا و كذا. قال فما تنكر قد سمعت رسول الله{{صل}} يقول ذلك له}}.</ref>. | ||
[[هیثمی]] بعد از نقل این [[روایت]] میگوید: این روایت را احمد نقل کرده است و [[راویان]] آن، راویان صحیح بخاریاند؛ جز [[فطر بن خلیفه]] که او نیز [[معتمد]] است<ref>مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۰۴ {{عربی|رواه أحمد و رجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة و هو ثقة}}.</ref>. [[البانی]] میگوید: سند این روایت بنا بر شرط [[بخاری]] صحیح است»<ref>السلسلة الصحیحة، ج۴، ص۲۴۹ {{عربی|و إسناده صحيح على شرط البخاري}}.</ref>. | [[هیثمی]] بعد از نقل این [[روایت]] میگوید: این روایت را احمد نقل کرده است و [[راویان]] آن، راویان صحیح بخاریاند؛ جز [[فطر بن خلیفه]] که او نیز [[معتمد]] است<ref>مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۰۴ {{عربی|رواه أحمد و رجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة و هو ثقة}}.</ref>. [[البانی]] میگوید: سند این روایت بنا بر شرط [[بخاری]] صحیح است»<ref>السلسلة الصحیحة، ج۴، ص۲۴۹ {{عربی|و إسناده صحيح على شرط البخاري}}.</ref>. | ||