فضایل اهل بیت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
دودمان [[پاک]] [[پیامبر]] [[اسلام]] و [[ائمه]] [[معصوم]] [[شیعه]] که از آنان با [[اهل بیت]] یاد میشود، سرچشمه و عصاره و مجموعۀ همۀ [[خوبیها]]، [[ارزشها]]، صفات برجسته و [[فضایل]] اخلاقیاند. | دودمان [[پاک]] [[پیامبر]] [[اسلام]] و [[ائمه]] [[معصوم]] [[شیعه]] که از آنان با [[اهل بیت]] یاد میشود، سرچشمه و عصاره و مجموعۀ همۀ [[خوبیها]]، [[ارزشها]]، صفات برجسته و [[فضایل]] اخلاقیاند. | ||
[[اهل بیت]] {{ع}} در [[خلقت]] و طینت، در [[روح]] و [[جان]]، در [[علم]] و [[اندیشه]]، در [[اخلاق]]، در [[معجزات]] و [[کرامات]]، در مقام و منزلتی که نزد [[خدا]] دارند، بر دیگران [[برتری]] دارند. چه [[آیات قرآن]] و چه [[روایات]]، [[فضایل]] و | [[اهل بیت]] {{ع}} در [[خلقت]] و طینت، در [[روح]] و [[جان]]، در [[علم]] و [[اندیشه]]، در [[اخلاق]]، در [[معجزات]] و [[کرامات]]، در مقام و منزلتی که نزد [[خدا]] دارند، بر دیگران [[برتری]] دارند. چه [[آیات قرآن]] و چه [[روایات]]، [[فضایل]] و جایگاه آنان را برشمرده است و راویان و مؤلّفان بیشماری در طول چهارده قرن، به جمع و تدوین [[روایات]] و تألیف کتب دربارۀ آن پرداختهاند که این مختصر را مجال ذکر آنها نیست. در اینجا تنها به فهرست برخی از این [[فضایل]] و عناوین آنها اشاره میشود: [[ائمه]] و [[اهل بیت]] [[عصمت]]، [[روح]] و [[نور]] و طینت متعالی دارند؛ تأیید شدۀ روح القدساند؛ [[معصوم]] و [[مصون از خطا]] و [[گناه]] و اشتباهاند؛ از [[علم لدنی]] و [[قدرت]] و [[ولایت تکوینی]] برخوردارند؛ خازنان [[علم خدا]]؛ [[واسطههای فیض]] [[الهی]]؛ شفیع [[امت]] و [[حجت]] پروردگارند؛ از حال و [[اعمال]] [[پیروان]] خود خبر دارند؛ [[آیا علم به بلایا و منایا علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|علم بلایا و منایا و اسم اعظم الهی در اختیارشان است]]؛ [[آیا علم به علوم و احوال فرشتگان و دیدن آنها علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|علم همۀ ملائکه و انبیا را دارند]]؛ [[آیا علم به احوال و کتب و علوم پیامبران علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|به همۀ کتب انبیا آشنایند]]غ [[آیا معصوم عالم به همه زبانها است؟ (پرسش)|همۀ زبانها را میفهمند و میتوانند به آنها تکلّم کنند]]؛ [[فرشتگان]] در خدمت آنهایند؛ نامهایشان بر [[عرش]] و [[کرسی]] و [[لوح]] و درهای [[بهشت]] نگاشته است؛ [[قدرت]] احیای [[مردگان]] و [[شفابخشی]] [[بیماران]] دارند؛ مودّتشان [[واجب]] و ولایتشان موجب قبولی اعمال و [[طاعت]] و محبتشان مایۀ ایمنی از [[عذاب]] [[دوزخ]] است؛ [[آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|از حوادث گذشته و آینده]] و [[آیا علم به زمان و کیفیت مرگ خود و دیگران علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|از زمان مرگ خویش و دیگران باخبرند]]؛ [[مقام شفاعت]] دارند؛ وجودشان مایۀ [[امنیت]] عالم وجود و [[امان]] برای [[مردم]] از [[عذاب الهی]] است؛ [[حوض کوثر]] و جواز عبور از [[صراط]] و ورود به [[بهشت]] در [[اختیار]] آنان است؛ [[نصرت]] و [[یاری]] آنان [[واجب]] است و [[بغض]] و [[نافرمانی]] آنان موجب [[عذاب]] خداست؛ بر [[پیامبران]] دیگر [[برتری]] دارند؛ [[عدل]] و همتای قرآنند؛ [[طهارت]] مولد دارند؛ در کودکی هم مثل بزرگی دانای [[علوم]] و خلیفۀ [[خدا]] در زمیناند؛ افضل خلایق و [[اولو الأمر]]؛ ارکان هستی؛ پایههای [[حق]]؛ [[وارثان]] [[انبیا]]؛ [[رابطه مقام راسخان در علم با علوم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|راسخان در علم و دانا به دانش جفر و جامعهاند]]؛ در [[ایثار]]، [[تواضع]]، [[عفو]]، [[حلم]]، [[جود]]، [[عبادت]]، [[شجاعت]]، [[پارسایی]] و [[زهد]]، [[تقوا]] و [[خداترسی]]، [[ذکر خدا]]، [[صبر]] و [[رضا]]، [[علم]] و [[سیاست]] و [[تدبیر]]، از همه برترند و هیچ فضیلتی را نمیتوان یافت و [[شناخت]] مگر آنکه در بالاترین [[درجه]]، آن را دارایند و کتاب فضایلشان آنقدر عظیم است که نمیتوان انگشت به دریا زد و آن را ورق زد<ref>فضایل اهل بیت را از جمله در این منابع ملاحظه کنید: «بحار الأنوار»، ج ۲۳ تا ۲۷، «اثبات الهداة»، شیخ حر عامّلی، «مناقب» ابنشهرآشوب، «اصول کافی» کلینی ج ۱، «خصائص الائمه» سیّد رضی، «مدینة المعاجز» بحرانی، «نور الأبصار» شبلنجی، «ینابیع المودّة» قندوزی، «اهل البیت فی الکتاب و السنّه» ری شهری، «ارشاد» شیخ مفید و دهها کتاب معتبر دیگر. «زیارت جامعۀ کبیره» و «دعای ندبه» نیز گوشههایی از مناقب و ویژگیهای اهل بیت را بیان کرده است.</ref>. | ||
[[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] در موارد متعدّدی از [[آل]] [[محمّد]] و [[اهل بیت]] و [[فضایل]] و مکانت [[علمی]] و [[شأن]] والای آنان سخن به میان آورده است<ref>در خطبههای ۲،۴،۹۳،۹7،۹۸،۱۴۴،۱۴۵،۱۴۸،۱5۴،۱۸۷،۲۰۰،۲۳۷(نقل از کتاب «امامت»، حسن حسنزاده، ص ۱۵)</ref>. درخشندگی [[فضایل]] به حدّی است که غیر شیعه نیز دربارۀ [[امامان]] و [[اهل بیت]] [[پیامبر]] به تألیف پرداختهاند<ref>ر.ک: «اهل البیت فی المکتبة العربیّه»، سیّد عبد العزیز طباطبایی، که ۸۵۶ کتاب از دانشمندان غیر شیعه را دربارۀ أئمه و اهل بیت معرفی کرده است</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۶۶.</ref> | [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] در موارد متعدّدی از [[آل]] [[محمّد]] و [[اهل بیت]] و [[فضایل]] و مکانت [[علمی]] و [[شأن]] والای آنان سخن به میان آورده است<ref>در خطبههای ۲،۴،۹۳،۹7،۹۸،۱۴۴،۱۴۵،۱۴۸،۱5۴،۱۸۷،۲۰۰،۲۳۷(نقل از کتاب «امامت»، حسن حسنزاده، ص ۱۵)</ref>. درخشندگی [[فضایل]] به حدّی است که غیر شیعه نیز دربارۀ [[امامان]] و [[اهل بیت]] [[پیامبر]] به تألیف پرداختهاند<ref>ر.ک: «اهل البیت فی المکتبة العربیّه»، سیّد عبد العزیز طباطبایی، که ۸۵۶ کتاب از دانشمندان غیر شیعه را دربارۀ أئمه و اهل بیت معرفی کرده است</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۶۶.</ref> | ||
[[آیه تطهیر]]، [[آیه مودت]]، سورۀ [[هل اتی]] و [[حدیث کساء]] دربارۀ آنان است و [[روایات]] فراوانی در کتب [[شیعه]] و [[سنّی]] در [[فضیلت]] آنان [[نقل]] شده است. [[اهل بیت]]، معیار | [[آیه تطهیر]]، [[آیه مودت]]، سورۀ [[هل اتی]] و [[حدیث کساء]] دربارۀ آنان است و [[روایات]] فراوانی در کتب [[شیعه]] و [[سنّی]] در [[فضیلت]] آنان [[نقل]] شده است. [[اهل بیت]]، معیار شناخت حق و باطلند، در امور [[دین]] و [[دنیا]]، [[فقه]] و [[حدیث]]، [[تفسیر]] و [[اخلاق]]، [[سیاست]] و [[حکومت]]، باید به آنان رجوع کرد<ref>ر.ک: فرهنگ عاشورا، مدخل اهل بیت.</ref>. [[حضرت علی]] {{ع}} [[اهل بیت]] را روشن کنندۀ مرزهای [[حق]] معرفی میکند و میفرماید: «پس به کجا میروید و کی بازگردانده شوید. دلیلها برپاست و [[نشانهها]] آشکار و علامتها [[نصب]] شده. این [[گمراهی]] و حیرانی تا چند و حال آنکه [[خاندان]] پیامبرتان که زمامداران حقاند و اعلام [[دین]] و زبان راستین در میان شما هستند. آنان را [[حرمت]] دارید، همانگونه که [[قرآن]] را حرمت باید داشت و چون تشنهکامان که به آب میرسند از سرچشمه [[فیض]] ایشان [[سیراب]] شوید»<ref>{{متن حدیث|فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ وَ أَنَّی تُؤْفَکُونَ وَ الْأَعْلَامُ قَائِمَةٌ وَ الْآیَاتُ وَاضِحَةٌ وَ الْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ فَأَیْنَ یُتَاهُ بِکُمْ وَ کَیْفَ تَعْمَهُونَ وَ بَیْنَکُمْ عِتْرَةُ نَبِیِّکُمْ وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ وَ أَعْلَامُ الدِّینِ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِیمِ الْعِطَاش}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۷.</ref>.<ref> ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۱۵۵.</ref> | ||
== فضائل اهل بیت == | == فضائل اهل بیت == | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
{{اصلی|عصمت اهل بیت}} | {{اصلی|عصمت اهل بیت}} | ||
بر اساس بخشی از [[آیه]] ۳۳ [[سوره]] [[احزاب]] که به [[آیه تطهیر]] [[شهرت]] یافته، [[اراده]] تخلفناپذیر [[خداوند]] بر این تعلق گرفته است که هرگونه [[پلیدی]] را از [[اهلبیت]] بزداید و آنان را به طور کامل [[پاک]] و [[پاکیزه]] گرداند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>. دانشمندان شیعه این [[فضیلت]] را برابر با [[عصمت]] میدانند. چنین برداشتی از [[آیه]] با توجه به نکات ذیل [[تأیید]] میگردد: | بر اساس بخشی از [[آیه]] ۳۳ [[سوره]] [[احزاب]] که به [[آیه تطهیر]] [[شهرت]] یافته، [[اراده]] تخلفناپذیر [[خداوند]] بر این تعلق گرفته است که هرگونه [[پلیدی]] را از [[اهلبیت]] بزداید و آنان را به طور کامل [[پاک]] و [[پاکیزه]] گرداند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>. دانشمندان شیعه این [[فضیلت]] را برابر با [[عصمت]] میدانند. چنین برداشتی از [[آیه]] با توجه به نکات ذیل [[تأیید]] میگردد: | ||
# اراده تکوینی [[خدا]] بر | # اراده تکوینی [[خدا]] بر تطهیر [[اهل بیت]] از هرگونه [[پلیدی]]: بیتردید، [[اراده]] در [[آیۀ تطهیر]]، [[تکوینی]] است؛ نه [[تشریعی]]، زیرا ارادۀ تشریعی [[خداوند]] به تطهیر همه [[مؤمنان]] تعلق گرفته است: {{متن قرآن|وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ}}<ref>«بلكه مى خواهد كه شما را پاكيزه سازد» سوره مائده، آیه ۶.</ref> و برای کسی فضیلتی به ارمغان نمیآورد، در حالی که این [[آیه]] ویژه [[اهلبیت]] {{ع}} است و به اعتراف همگان آنان را در جایگاهی بس والا مینشاند<ref>تلخیص الشافی، ج۲، ص۲۵۰، ۲۵۳؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۰؛ المیزان، ج۱۶، ص۳۱۲ـ۳۱۳.</ref>. البته ناگفته نماند ارادۀ [[تکوینی]] [[خداوند]] در طول ارادۀ [[انسان]] هاست و با آن منافاتی ندارد. در نتیجه [[پیام]] [[آیه]] این است که [[خداوند]] با اراده تکوینی تخلفناپذیر خود هرگونه [[پلیدی]] را از [[اهلبیت]] زدوده و آنان را [[پاک]] و مطهّر ساخته است، چنانکه برخی از راویان و [[مفسران]] [[اهلسنت]]، در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] این [[حدیث]] را از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} گزارش کردهاند که من و اهلبیتم از همه [[گناهان]] [[پاکیزه]] و مبرا هستیم<ref>دلائل النبوه، ج۱، ص۱۷۱؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۶۰۶؛ فتحالقدیر، ج۴، ص۲۸۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[اهل بیت - یوسفیان (مقاله)|اهل بیت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۷۶ - ۹۵.</ref> بارزترین ویژگی [[اهل بیت]] به معنای أخصّ آن، [[عصمت]] است. این ویژگی از [[آیه تطهیر]] به روشنی به دست میآید، زیرا در این [[آیه]] از [[اهل بیت]] به عنوان کسانی یاد شده است که [[خداوند]] [[اراده]] کرده است هرگونه [[پلیدی]] را از آنان دور سازد. بر همین اساس، [[حدیث ثقلین]] که از احادیث متواتر است و در سند آن تردیدی وجود ندارد<ref>نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار، جلد ۱.</ref> بر [[عصمت]] [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} "به معنای اخصّ آن" دلالت میکند، زیرا در این [[حدیث]]، [[اهل بیت]] به عنوان [[ثقل اصغر]] در کنار [[قرآن]] که [[ثقل اکبر]] است قرار گرفته و دو [[میراث]] گران بهای [[پیامبر]] {{صل}} به شمار آمده که از یکدیگر جدا نخواهند شد و اگر [[مسلمانان]] به آن دو تمسک جویند [[گمراه]] نخواهند شد. بدون [[شک]]، [[قرآن کریم]] [[کلام خداوند]] است و هیچ گونه [[خطا]] و [[انحرافی]] در آن راه ندارد: {{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.</ref>، بنابراین، [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} نیز که در کنار [[قرآن]] قرار گرفته و تمسک به آن مانع [[گمراه]] شدن [[انسان]] است، هیچ گونه [[خطا]] و [[انحرافی]] در آن راه نخواهد داشت<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[اهل بیت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «اهل بیت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص ۵۳۹-۵۴۹.</ref>. | ||
# [[سازگاری]] "اِذهاب [[رجس]]" و " | # [[سازگاری]] "اِذهاب [[رجس]]" و "تطهیر" با [[عصمت]]: برخی از کسانی که [[آیه تطهیر]] را [[دلیل]] بر [[عصمت اهلبیت]] نمیدانند، بر این نکته پای میفشارند که [[پاک]] ساختن از پلیدیها "تطهیر" و زدودن آلودگیها "اِذهاب [[رجس]]" نه تنها [[گواه]] بر [[عصمت اهلبیت]] نیست، بلکه نشان آن است که آنان نیز، همچون دیگران، از [[آلوده]] شدن به [[گناه]] ایمنی ندارند، زیرا اذهاب و تطهیر درباره «رفع» پلیدیهای موجود به کار میرود؛ نه "دفع" آنچه هنوز تحقق نیافتهاست<ref>روح المعانی، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۸.</ref>، در حالی که دامنه کاربرد این واژه، فراتر از رفع آلودگیهای موجود است و دفع پلیدیهای تحقق نیافته را نیز در برمیگیرد. [[شیخ مفید]] برای توضیح معنای اذهاب از یکی از مترادفهای آن کمک میگیرد که در قالب [[دعا]] چنین به کار میرود: "[[خداوند]] هر گونه ناگواری را از شما دور گرداند". روشن است مقصود گوینده تنها بر طرف شدن گرفتاریهای موجود نیست، بلکه میخواهد از آغاز، گَرد [[بلا]] بر او ننشیند<ref>سلسله مؤلفات، ج۶، ص۲۷؛ «المسائل العکبریه»؛ منشور جاوید، ج۵، ص۲۹۳ـ۲۹۴.</ref>. چگونگی کاربرد این واژه در [[روایات]] نیز شاهدی گویا بر مدعاست، چنانکه [[پیامبر اکرم]] {{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَطْعَمَ أَخَاهُ حَلَاوَةً أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ مَرَارَةَ الْمَوْت}}<ref>هرکس کام برادر مؤمن خود را شیرین سازد خداوند تلخی مرگ را از وی دور گرداند؛ بحارالانوار، ج۱۸، ص۱۶؛ ج۲۳، ص۱۱۶؛ ج۴۷، ص۱۳۳؛ ج۶۳، ص۳۹۷؛ ج۷۲، ص۴۵۶.</ref>. واضح است منظور از این سخن آن نیست که ابتدا تلخی [[مرگ]] را به وی میچشاند و سپس آن را برطرف میسازد، بلکه مقصود این است که از ابتدا [[مرگ]] برای چنین شخصی گوارا خواهد بود<ref>ر.ک: [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[اهل بیت - یوسفیان (مقاله)|اهل بیت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۷۶ - ۹۵.</ref>. | ||
=== ولایت و رهبری اهل بیت === | === ولایت و رهبری اهل بیت === | ||
{{اصلی|ولایت اهل بیت|امامت ائمه اثنی عشر}} | {{اصلی|ولایت اهل بیت|امامت ائمه اثنی عشر}} | ||
[[ولایت]] و [[رهبری اهل بیت]] دلایل عقلی و [[نقلی]] بسیاری دارد. از نظر [[عقل]] و با توجه به [[فلسفه امامت]]، [[عصمت]] یکی از مهمترین [[شرایط امام]] است. همانطور که از بحثهای گذشته به دست آمد [[اهل بیت]] از ویژگی [[عصمت]] برخوردارند، بنابراین، [[امامت]] و [[رهبری]] [[امت اسلامی]] پس از [[پیامبر]] گرامی به آنان اختصاص دارد<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[اهل بیت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «اهل بیت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص ۵۳۹-۵۴۹.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز [[والیان امر]] را کنار [[پیامبر]] {{صل}} قرار داده و با یک [[فرمان]] [[مؤمنان]] را به [[اطاعت از پیامبر]] و [[اطاعت]] از آنان فراخوانده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. [[رسولخدا]] {{صل}}افزون بر دریافت و ابلاغ وحی، دست کم دو [[وظیفه]] مهم دیگر بر عهده داشت: تبیین آموزههای [[وحیانی]]، و [[فرمانروایی]] و [[حکومت]]. بیشک [[اطاعت از خدا]] با [[وظیفه]] نخست دریافت و ابلاغ وحی پیوند میخورد و [[اطاعت از رسول]] در دو قلمرو دیگر تبیین و [[حکم]] قابل تصور است. نکته درخور توجه، آن است که از کنار هم آمدن {{متن قرآن|الرَّسُولَ}} و {{متن قرآن|أُولِي الْأَمْرِ}} و بسنده شدن به یک {{متن قرآن|أَطِيعُوا}} برای هر دو میتوان دریافت که [[اولواالامر]]، صرف نظر از دریافت و ابلاغ وحی، با [[پیامبر]] {{صل}} همسان و برابرند و بر همگان [[واجب]] است که [[تبیین معارف الهی]] را از آنان بجویند و نیز امر [[حکومت]] بر [[جامعه]] [[اسلامی]] را بدانان بسپارند<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۸.</ref>. از سوی دیگر، این [[اطاعت]] به [[دلیل]] آنکه قید و شرطی را به همراه ندارد، اطاعتی همه جانبه و بیچون و چراست، و این مطلب جز با [[عصمت]] [[رسول]] و [[اولواالامر]] سازگار نیست، زیرا [[سرسپردگی]] بدین صورت تنها در برابر کسی سزاست که از [[کجاندیشی]] و کجروی مصون است و در گفتار و [[رفتار]]، [[مردم]] را جز به آنچه رضای خداست نمیخواند<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۹، ۳۹۱؛ کشف المراد، ص۴۹۳.</ref><ref>ر.ک: [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[اهل بیت - یوسفیان (مقاله)|اهل بیت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۸۴.</ref> | [[ولایت]] و [[رهبری اهل بیت]] دلایل عقلی و [[نقلی]] بسیاری دارد. از نظر [[عقل]] و با توجه به [[فلسفه امامت]]، [[عصمت]] یکی از مهمترین [[شرایط امام]] است. همانطور که از بحثهای گذشته به دست آمد [[اهل بیت]] از ویژگی [[عصمت]] برخوردارند، بنابراین، [[امامت]] و [[رهبری]] [[امت اسلامی]] پس از [[پیامبر]] گرامی به آنان اختصاص دارد<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[اهل بیت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «اهل بیت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص ۵۳۹-۵۴۹.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز [[والیان امر]] را کنار [[پیامبر]] {{صل}} قرار داده و با یک [[فرمان]] [[مؤمنان]] را به [[اطاعت از پیامبر]] و [[اطاعت]] از آنان فراخوانده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. [[رسولخدا]] {{صل}}افزون بر دریافت و ابلاغ وحی، دست کم دو [[وظیفه]] مهم دیگر بر عهده داشت: تبیین آموزههای [[وحیانی]]، و [[فرمانروایی]] و [[حکومت]]. بیشک [[اطاعت از خدا]] با [[وظیفه]] نخست دریافت و ابلاغ وحی پیوند میخورد و [[اطاعت از رسول]] در دو قلمرو دیگر تبیین و [[حکم]] قابل تصور است. نکته درخور توجه، آن است که از کنار هم آمدن {{متن قرآن|الرَّسُولَ}} و {{متن قرآن|أُولِي الْأَمْرِ}} و بسنده شدن به یک {{متن قرآن|أَطِيعُوا}} برای هر دو میتوان دریافت که [[اولواالامر]]، صرف نظر از دریافت و ابلاغ وحی، با [[پیامبر]] {{صل}} همسان و برابرند و بر همگان [[واجب]] است که [[تبیین معارف الهی]] را از آنان بجویند و نیز امر [[حکومت]] بر [[جامعه]] [[اسلامی]] را بدانان بسپارند<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۸.</ref>. از سوی دیگر، این [[اطاعت]] به [[دلیل]] آنکه قید و شرطی را به همراه ندارد، اطاعتی همه جانبه و بیچون و چراست، و این مطلب جز با [[عصمت]] [[رسول]] و [[اولواالامر]] سازگار نیست، زیرا [[سرسپردگی]] بدین صورت تنها در برابر کسی سزاست که از [[کجاندیشی]] و کجروی مصون است و در گفتار و [[رفتار]]، [[مردم]] را جز به آنچه رضای خداست نمیخواند<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۹، ۳۹۱؛ کشف المراد، ص۴۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[اهل بیت - یوسفیان (مقاله)|اهل بیت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۸۴.</ref> | ||
=== راسخان در علم === | === راسخان در علم === | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
درباره این [[آیه]] و رویداد پس از نزول آن نکاتی درخور توجه است: | درباره این [[آیه]] و رویداد پس از نزول آن نکاتی درخور توجه است: | ||
# برخی، عناوین به کار رفته در [[آیه]] را بیارتباط با [[اهلبیت]] میشمارند و در این مسئله، راویان [[اهل سنت]] را به [[پیروی]] کورکورانه از [[شیعیان]] متهم میسازند<ref>تفسیر المنار، ج۳، ص۳۲۲.</ref>. برخی دیگر پا را فراتر نهاده و بیمهابا اعلام میکنند در [[صحاح سته]] و مسند و مُوطّأ خبری از این [[احادیث]] نیست<ref>جامعالبیان، مج۳، ج۳، ص۴۰۹.</ref>. این در حالی است که به [[نقل]] بسیاری از محدّثان بزرگ [[اهل سنت]]، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} پس از نزول [[آیه مباهله]]، [[علی]] {{ع}}، [[فاطمه]] {{س}}، [[حسن]] {{ع}} و [[حسین]] {{ع}} را نزد خود خواند و همچون موارد مشابه دیگر جمله {{متن حدیث|اللَّهُمَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص۳۰۱ـ۳۰۲؛ صحیح مسلم، سنوسی ج۸، ص۲۳۰؛ سنن الترمذی، ج۴، ص۲۹۳.</ref> را به یادگار گذاشت. آوازه این [[شأن نزول]] به گونهای است که سعد بن ابی وقاص در پاسخ این [[پرسش]] [[معاویه]] که چرا از [[ناسزاگویی]] به | # برخی، عناوین به کار رفته در [[آیه]] را بیارتباط با [[اهلبیت]] میشمارند و در این مسئله، راویان [[اهل سنت]] را به [[پیروی]] کورکورانه از [[شیعیان]] متهم میسازند<ref>تفسیر المنار، ج۳، ص۳۲۲.</ref>. برخی دیگر پا را فراتر نهاده و بیمهابا اعلام میکنند در [[صحاح سته]] و مسند و مُوطّأ خبری از این [[احادیث]] نیست<ref>جامعالبیان، مج۳، ج۳، ص۴۰۹.</ref>. این در حالی است که به [[نقل]] بسیاری از محدّثان بزرگ [[اهل سنت]]، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} پس از نزول [[آیه مباهله]]، [[علی]] {{ع}}، [[فاطمه]] {{س}}، [[حسن]] {{ع}} و [[حسین]] {{ع}} را نزد خود خواند و همچون موارد مشابه دیگر جمله {{متن حدیث|اللَّهُمَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص۳۰۱ـ۳۰۲؛ صحیح مسلم، سنوسی ج۸، ص۲۳۰؛ سنن الترمذی، ج۴، ص۲۹۳.</ref> را به یادگار گذاشت. آوازه این [[شأن نزول]] به گونهای است که سعد بن ابی وقاص در پاسخ این [[پرسش]] [[معاویه]] که چرا از [[ناسزاگویی]] به ابوتراب خود داری میکنی؟ بر سه ویژگی آن حضرت تأکید میورزد و یکی از آنها را منزلتی میداند که [[آیه مباهله]] برای ایشان به ارمغان آورده است<ref>صحیح مسلم، سنوسی، ج۸، ص۲۲۸ـ۲۳۰؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۱۱۱ـ۱۱۲.</ref>. بر همین اساس، بسیاری از [[مفسران]] بزرگ اهل [[سنت]]، [[آیه]] مزبور را [[دلیل]] بر [[نبوت]] [[پیامبر]] {{صل}} و نیز قویترین [[دلیل]] بر [[فضیلت]] [[اهلبیت]] آن حضرت دانستهاند. | ||
# با کنار هم نهادن [[آیه مباهله]] و روایاتی که به [[تفسیر]] آن پرداخته است چنین به دست میآید که اولاً [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} پسران [[رسول]] خدایند و بر خلاف پندار [[دوران جاهلیت]] نوادگان دختری را نیز میتوان [[فرزند]] به شمار آورد<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۶.</ref>. ثانیاً [[فاطمه]] [[زهرا]] {{س}} سرآمد همه زنانی است که به گونهای به [[پیامبر]] منسوباند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۷۶۳ـ۷۶۴؛ المیزان، ج۳، ص۲۲۵.</ref>. ثالثاً مقصود از ﴿أَنفُسَنَا﴾ نه خود [[پیامبر]] {{صل}}، بلکه علی بن ابی طالب {{ع}} است، زیرا آدمیهمواره دیگری را به کاری فرا میخواند و [[دعوت]] از خود تعبیر پسندیدهای نیست<ref>سلسله مؤلفات، ج۲، ص۳۸، «الفصول المختاره»؛ مجمعالبیان، ج۲، ص۷۶۴؛ التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۶.</ref>. از [[آیه مباهله]] میتوان نتیجه گرفت [[علی]] {{ع}} پس از [[رسول خدا]] {{صل}} سرآمد همه [[مردمان]] است و همچون ایشان بر | # با کنار هم نهادن [[آیه مباهله]] و روایاتی که به [[تفسیر]] آن پرداخته است چنین به دست میآید که اولاً [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} پسران [[رسول]] خدایند و بر خلاف پندار [[دوران جاهلیت]] نوادگان دختری را نیز میتوان [[فرزند]] به شمار آورد<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۶.</ref>. ثانیاً [[فاطمه]] [[زهرا]] {{س}} سرآمد همه زنانی است که به گونهای به [[پیامبر]] منسوباند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۷۶۳ـ۷۶۴؛ المیزان، ج۳، ص۲۲۵.</ref>. ثالثاً مقصود از ﴿أَنفُسَنَا﴾ نه خود [[پیامبر]] {{صل}}، بلکه علی بن ابی طالب {{ع}} است، زیرا آدمیهمواره دیگری را به کاری فرا میخواند و [[دعوت]] از خود تعبیر پسندیدهای نیست<ref>سلسله مؤلفات، ج۲، ص۳۸، «الفصول المختاره»؛ مجمعالبیان، ج۲، ص۷۶۴؛ التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۶.</ref>. از [[آیه مباهله]] میتوان نتیجه گرفت [[علی]] {{ع}} پس از [[رسول خدا]] {{صل}} سرآمد همه [[مردمان]] است و همچون ایشان بر پیامبران پیشین [[برتری]] دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۸۶.</ref>. | ||
# فراخوانی نزدیکترین کسان [[پیامبر]] برای [[مباهله]] نه تنها بیانگر [[اطمینان]] [[رسول خدا]] {{صل}} به حقانیت خویش، بلکه همچنین نشان آن است که همه افراد [[اهلبیت]] در [[دعوت به دین]] [[حق]] و [[مباهله]] بر سر آن، شریکاند<ref>المیزان، ج۳، ص۲۲۴ـ۲۲۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[اهل بیت - یوسفیان (مقاله)|اهل بیت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۸۳ ـ ۸۴.</ref> | # فراخوانی نزدیکترین کسان [[پیامبر]] برای [[مباهله]] نه تنها بیانگر [[اطمینان]] [[رسول خدا]] {{صل}} به حقانیت خویش، بلکه همچنین نشان آن است که همه افراد [[اهلبیت]] در [[دعوت به دین]] [[حق]] و [[مباهله]] بر سر آن، شریکاند<ref>المیزان، ج۳، ص۲۲۴ـ۲۲۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[اهل بیت - یوسفیان (مقاله)|اهل بیت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۸۳ ـ ۸۴.</ref> | ||