←بنی یربوع پس از رحلت پیامبر اکرم{{صل}}
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
پس از گسترش [[دین مبین اسلام]] در بین مردم - از جمله در میان [[قبیله]] بنی یربوع بن حنظله - [[رسول خدا]]{{صل}}، در [[سال دهم هجرت]]، کارگزارانی را جهت [[جمعآوری زکات]] به [[شهرها]] و [[قبایل]] فرستاد. یکی از این افراد، مالک بن نویره بود که [[مأمور]] آخذ زکات از بنی یربوع گردید.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۳۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | پس از گسترش [[دین مبین اسلام]] در بین مردم - از جمله در میان [[قبیله]] بنی یربوع بن حنظله - [[رسول خدا]]{{صل}}، در [[سال دهم هجرت]]، کارگزارانی را جهت [[جمعآوری زکات]] به [[شهرها]] و [[قبایل]] فرستاد. یکی از این افراد، مالک بن نویره بود که [[مأمور]] آخذ زکات از بنی یربوع گردید.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۳۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
== | ===دوران پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}}=== | ||
===وقایع موسوم به [[ارتداد قبایل]]=== | ====وقایع موسوم به [[ارتداد قبایل]]==== | ||
مالک بن نویره پس از [[رحلت پیامبر خدا]]{{صل}} و به سفارش آن حضرت، [[اعتقاد]] و [[ایمان راسخ]] به [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} داشت و او را [[جانشین]] و [[خلیفه]] به [[حق پیامبر]]{{صل}} میدانست، پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}}، او به همراه [[بنی تمیم]] به [[مدینه]] آمد تا ببیند جانشین و [[خلیفه پیامبر]]{{صل}} کیست؟ وی [[روز]] جمعهای وارد [[مسجد]] شد و [[ابوبکر]] را بر [[منبر رسول خدا]]{{صل}} در حال [[خطبه]] خواندن دید، به او نگاهی کرد و گفت: «کسی که [[پیامبر خدا]]{{صل}} به [[جانشینی]] و [[دوستی]] او سفارش کرد - یعنی علی{{ع}} - چه شد؟» گفتند: «ای [[اعرابی]]، [[امر خدا]] بعد از [[رحلت]] آن حضرت چنین واقع شده است که ابوبکر [[خلیفه رسول خدا]]{{صل}} باشد». [[مالک بن نویره]] زیر بار نرفت و گفت: «هیچ حادثهای که سبب [[خلافت ابوبکر]] و برکناری [[حضرت علی]]{{ع}} بشود واقع نشده و همانا شماها [[خیانت به خدا]] و [[رسول]] او گردید». سپس به طرف ابوبکر پیش رفت و فریاد برآورد: «چه کسی به تو [[اجازه]] داد که بر روی این [[منبر]] بروی در حالی که [[وصی رسول خدا]]{{صل}}، - یعنی علی بن ابی طالب{{ع}} - در این جا نشسته است؟» ابوبکر فریاد زد: این اعرابی که از عقب ادرار میکند (او را [[تشبیه]] به سگ کرد) را از [[مسجد پیامبر]] بیرونش کنید. [[قنفذ بن عمیر]] و [[خالد بن ولید]]، گردن مالک را گرفتند و کشانکشان از مسجد بیرونش انداختند.<ref>شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۸، ص۱۱۴.</ref> مالک بر شتر خود سوار شد و ضمن فرستادن [[صلوات]] بر [[رسول خدا]]{{صل}}، این ابیات را انشاد کرد: | مالک بن نویره پس از [[رحلت پیامبر خدا]]{{صل}} و به سفارش آن حضرت، [[اعتقاد]] و [[ایمان راسخ]] به [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} داشت و او را [[جانشین]] و [[خلیفه]] به [[حق پیامبر]]{{صل}} میدانست، پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}}، او به همراه [[بنی تمیم]] به [[مدینه]] آمد تا ببیند جانشین و [[خلیفه پیامبر]]{{صل}} کیست؟ وی [[روز]] جمعهای وارد [[مسجد]] شد و [[ابوبکر]] را بر [[منبر رسول خدا]]{{صل}} در حال [[خطبه]] خواندن دید، به او نگاهی کرد و گفت: «کسی که [[پیامبر خدا]]{{صل}} به [[جانشینی]] و [[دوستی]] او سفارش کرد - یعنی علی{{ع}} - چه شد؟» گفتند: «ای [[اعرابی]]، [[امر خدا]] بعد از [[رحلت]] آن حضرت چنین واقع شده است که ابوبکر [[خلیفه رسول خدا]]{{صل}} باشد». [[مالک بن نویره]] زیر بار نرفت و گفت: «هیچ حادثهای که سبب [[خلافت ابوبکر]] و برکناری [[حضرت علی]]{{ع}} بشود واقع نشده و همانا شماها [[خیانت به خدا]] و [[رسول]] او گردید». سپس به طرف ابوبکر پیش رفت و فریاد برآورد: «چه کسی به تو [[اجازه]] داد که بر روی این [[منبر]] بروی در حالی که [[وصی رسول خدا]]{{صل}}، - یعنی علی بن ابی طالب{{ع}} - در این جا نشسته است؟» ابوبکر فریاد زد: این اعرابی که از عقب ادرار میکند (او را [[تشبیه]] به سگ کرد) را از [[مسجد پیامبر]] بیرونش کنید. [[قنفذ بن عمیر]] و [[خالد بن ولید]]، گردن مالک را گرفتند و کشانکشان از مسجد بیرونش انداختند.<ref>شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۸، ص۱۱۴.</ref> مالک بر شتر خود سوار شد و ضمن فرستادن [[صلوات]] بر [[رسول خدا]]{{صل}}، این ابیات را انشاد کرد: | ||
{{عربی|اطعنا [[رسول الله]] ما کان بیننا فیالعباد [[الله]]: مالأبی بکر؟ | {{عربی|اطعنا [[رسول الله]] ما کان بیننا فیالعباد [[الله]]: مالأبی بکر؟ | ||