ابوسعید خدری: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
رسول خدا {{صل}} میان وی و حویصه [[پیمان برادری]] بست<ref>ابن سعد، ج۲، ص۹۶.</ref>. ابوسعید در جنگهای [[صفین]] و [[نهروان]] [[امام علی]] {{ع}} را در [[نبرد]] با [[قاسطین]] و [[مارقین]] [[همراهی]] کرد<ref>طوسی، رجال، ص۴۳؛ سید مرتضی ص۱۴۲.</ref>. ظاهرا علت شرکت او در این [[جنگها]]، [[حدیثی]] است که نقل کرده است: رسول خدا {{صل}} ما را به جنگ [[ناکثین]]، [[قاسطین]] و مارقین [[امر]] کرد. گفتیم: یا [[رسول الله]]! ما را به جنگ با این گروه همراه چه کسی امر میکنی. فرمود: "همراه [[علی بن ابی طالب]]"<ref>ابن اثیر، ج۲، ص۴۵۹؛ ابن عساکر، ص۴۲ و ۴۷۱.</ref>. وی احادیثی بر [[ضد]] [[بنی امیه]]، از رسول خدا {{صل}} نقل کرده است<ref>بلاذری، ج۵، ص۱۳۶.</ref>. [[عثمان بن عفان]] در [[زمان]] [[خلافت]] خویش در [[نماز]] عیدین ([[عید قربان]] و [[فطر]]) [[خطبه]] نماز را قبل از نماز میخواند. ابوسعید، [[جابر انصاری]] و [[براء بن عازب]] این را خلاف [[سنت پیامبر]] میدانستند<ref> نووی، ج۵، ص۱۱.</ref>. [[مروان بن حکم]] نیز به [[پیروی]] از [[عثمان]]، خواست [[خطبه]] عیدین را قبل از [[نماز]] بخواند، ولی ابوسعید با توجه به [[سنت رسول خدا]] {{صل}}، مانع از رفتن او به [[منبر]] شد و آن دو درگیر شدند<ref>مسلم، ج۱، ص۲۴۲؛ احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۰، ۲۰، ۵۲، ۵۴ و ۹۲؛ به نقل از شهرستانی، ج۲، ص۴۲۴.</ref>. او بعد از [[خلافت]] [[معاویه]]، به اعمال [[خلاف شرع]] او [[اعتراض]] داشت و برای این منظور به [[شام]] رفت <ref>ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۷۲.</ref>، او در [[واقعه حره]] مورد [[هجوم]] [[بنی امیه]] قرار گرفت<ref>ابن کثیر، ج۸، ص۲۴۲؛ ذهبی، تاریخ، ج۳، ص۲۲۱.</ref> و پس از خلافت [[مروان]]، به بدعتهای او نیز اعتراض کرد<ref>صفدی، ج۱۵، ص۱۴۸.</ref>. [[ابن سعد]] گفته است: ابوسعید [[امام حسین]] {{ع}} را از [[قیام]] علیه [[حکومت]] ([[یزید]]) منع کرد<ref>ابن سعد، ج۱۰، ص۴۴۵.</ref>، ولی به نقل [[ابن کثیر]]<ref>ابن کثیر، ج۸، ص۱۷۴.</ref>، ابوسعید در مورد وفای [[اهل کوفه]] [[تردید]] داشت و به [[سخنان امام علی]] {{ع}} استناد میکرد که از آنان [[راضی]] نبود. [[روایت]] زیر نیز که از ابوسعید نقل شده، بیشتر با نقل ابن کثیر سازگار است که گفته: "هر کس منکری را ببیند و بتواند، باید از آن جلوگیری کند. اگر نتواند، باید با زبانش او را [[نهی]] کند. اگر با زبان نیز نتوانست، باید قلباً از او [[بیزاری]] جوید و این از ضعیفترین [[درجات ایمان]] است"<ref>طوسی، خلاف، ج۱، ص۶۶۴.</ref>. | رسول خدا {{صل}} میان وی و حویصه [[پیمان برادری]] بست<ref>ابن سعد، ج۲، ص۹۶.</ref>. ابوسعید در جنگهای [[صفین]] و [[نهروان]] [[امام علی]] {{ع}} را در [[نبرد]] با [[قاسطین]] و [[مارقین]] [[همراهی]] کرد<ref>طوسی، رجال، ص۴۳؛ سید مرتضی ص۱۴۲.</ref>. ظاهرا علت شرکت او در این [[جنگها]]، [[حدیثی]] است که نقل کرده است: رسول خدا {{صل}} ما را به جنگ [[ناکثین]]، [[قاسطین]] و مارقین [[امر]] کرد. گفتیم: یا [[رسول الله]]! ما را به جنگ با این گروه همراه چه کسی امر میکنی. فرمود: "همراه [[علی بن ابی طالب]]"<ref>ابن اثیر، ج۲، ص۴۵۹؛ ابن عساکر، ص۴۲ و ۴۷۱.</ref>. وی احادیثی بر [[ضد]] [[بنی امیه]]، از رسول خدا {{صل}} نقل کرده است<ref>بلاذری، ج۵، ص۱۳۶.</ref>. [[عثمان بن عفان]] در [[زمان]] [[خلافت]] خویش در [[نماز]] عیدین ([[عید قربان]] و [[فطر]]) [[خطبه]] نماز را قبل از نماز میخواند. ابوسعید، [[جابر انصاری]] و [[براء بن عازب]] این را خلاف [[سنت پیامبر]] میدانستند<ref> نووی، ج۵، ص۱۱.</ref>. [[مروان بن حکم]] نیز به [[پیروی]] از [[عثمان]]، خواست [[خطبه]] عیدین را قبل از [[نماز]] بخواند، ولی ابوسعید با توجه به [[سنت رسول خدا]] {{صل}}، مانع از رفتن او به [[منبر]] شد و آن دو درگیر شدند<ref>مسلم، ج۱، ص۲۴۲؛ احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۰، ۲۰، ۵۲، ۵۴ و ۹۲؛ به نقل از شهرستانی، ج۲، ص۴۲۴.</ref>. او بعد از [[خلافت]] [[معاویه]]، به اعمال [[خلاف شرع]] او [[اعتراض]] داشت و برای این منظور به [[شام]] رفت <ref>ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۷۲.</ref>، او در [[واقعه حره]] مورد [[هجوم]] [[بنی امیه]] قرار گرفت<ref>ابن کثیر، ج۸، ص۲۴۲؛ ذهبی، تاریخ، ج۳، ص۲۲۱.</ref> و پس از خلافت [[مروان]]، به بدعتهای او نیز اعتراض کرد<ref>صفدی، ج۱۵، ص۱۴۸.</ref>. [[ابن سعد]] گفته است: ابوسعید [[امام حسین]] {{ع}} را از [[قیام]] علیه [[حکومت]] ([[یزید]]) منع کرد<ref>ابن سعد، ج۱۰، ص۴۴۵.</ref>، ولی به نقل [[ابن کثیر]]<ref>ابن کثیر، ج۸، ص۱۷۴.</ref>، ابوسعید در مورد وفای [[اهل کوفه]] [[تردید]] داشت و به [[سخنان امام علی]] {{ع}} استناد میکرد که از آنان [[راضی]] نبود. [[روایت]] زیر نیز که از ابوسعید نقل شده، بیشتر با نقل ابن کثیر سازگار است که گفته: "هر کس منکری را ببیند و بتواند، باید از آن جلوگیری کند. اگر نتواند، باید با زبانش او را [[نهی]] کند. اگر با زبان نیز نتوانست، باید قلباً از او [[بیزاری]] جوید و این از ضعیفترین [[درجات ایمان]] است"<ref>طوسی، خلاف، ج۱، ص۶۶۴.</ref>. | ||
در [[واقعه کربلا]]، هنگامی که [[امام حسین]] {{ع}} در مقابل [[لشکر]] یزید قرار گرفت، با قول [[رسول خدا]] {{متن حدیث| اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ }}<ref>احمد بن حنبل، ج۳، ص۳؛ ترمذی، ج۵، ص۳۲۱.</ref>؛ بر آنان [[احتجاج]] کرد و فرمود: "اگر این سخن را از من قبول ندارید، از ابوسعید خدری بپرسید". همچنین فرمود: "در روی کره [[زمین]] برای رسول خدا {{صل}} پسری جز من باقی نمانده است. اگر نمیدانید، از ابوسعید سؤال کنید"<ref>طبری، ج۵، ص۴۲۵.</ref>. ابوسعید در | در [[واقعه کربلا]]، هنگامی که [[امام حسین]] {{ع}} در مقابل [[لشکر]] یزید قرار گرفت، با قول [[رسول خدا]] {{متن حدیث| اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ }}<ref>احمد بن حنبل، ج۳، ص۳؛ ترمذی، ج۵، ص۳۲۱.</ref>؛ بر آنان [[احتجاج]] کرد و فرمود: "اگر این سخن را از من قبول ندارید، از ابوسعید خدری بپرسید". همچنین فرمود: "در روی کره [[زمین]] برای رسول خدا {{صل}} پسری جز من باقی نمانده است. اگر نمیدانید، از ابوسعید سؤال کنید"<ref>طبری، ج۵، ص۴۲۵.</ref>. ابوسعید در سال ۷۳ هجری همراه [[سلمة بن اکوع]] با [[عبدالملک]] [[بیعت]] کرد<ref>ابن سعد، ج۵، ص۱۷۷.</ref>. | ||
[[روایات]] زیادی از او در کتابهای [[فقهی]] [[شیعه]] و [[سنی]] نقل شده<ref>طوسی، خلاف، ج۱، ص۴۸۱.</ref> و [[شیخ طوسی]]، بسیاری از فتواهای ابوسعید را در [[مدینه]] نقل کرده است<ref>طوسی، خلاف، ج۱، ص۱۲۴ و ۳۱۹.</ref>. او روایات بسیاری از [[رسول خدا]] {{صل}} به صورت مستقیم یا از طریق [[امام علی]] {{ع}}، [[اسید بن حضیر]]، [[جابر بن عبدالله]]، [[زید بن ثابت]] و... نقل کرده و تعداد زیادی از [[صحابه]] و [[تابعین]] از او [[روایت]] نقل کردهاند<ref>مزی، ج۷، ص۱۰۳؛ طبرانی، ج۶، ص۳۴.</ref>. بخشی از روایات او، در [[فضایل امام علی]] {{ع}} و [[اهل بیت]] {{ع}} است. از آن جمله است: او از رسول خدا {{صل}} نقل کرده که [[آیه تطهیر]] {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، در خانهای که [[علی بن ابی طالب]]، [[حضرت فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]] {{ع}} در آن بودند، نازل شد<ref>محقق حلی، المعتبر، ج۱، ص۲۲.</ref>. سپس گفته است: بعد از [[نزول]] این [[آیه]]، رسول خدا {{صل}}، آنان را جمع کرد، سپس کسایی بر سرشان انداخت و فرمود: "خدایا! اینان اهل بیت من هستند. [[پلیدی]] را از آنان دور کن و پاکشان گردان"<ref>حاکم حسکانی، ج۲، ص۳۸ و در، ج۵، ص۱۹۸؛ ابن عساکر، ترجمه امام حسین {{ع}}، ص۱۰۸؛ مقریزی، ص۲۹.</ref>، همچنین از اوست: رسول خدا {{صل}} چهل صبح بر در [[خانه علی]] میآمد و بعد از آنکه بر فاطمه {{ع}} وارد میشود، میفرمود: "[[سلام]] بر شما اهل بیت و [[رحمت]] و [[برکات]] [[خداوند]] بر شما باد"<ref>حاکم حسکانی، ج۲، ص۴۲ و ۴۴؛ میثمی، ج۹، ص۱۶۹.</ref> و تا یه ماه نیز در موقع هر [[نماز]]، در [[خانه فاطمه]] {{ع}} میآمد و میفرمود: {{متن حدیث|الصلاة الصلاة}}؛ و سپس آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ }} را قرائت میکرد<ref>اردبیلی، ص۵۱.</ref>. شخصی به ابوسعید گفت: [[علی]] تو را [[نکوهش]] کرده که از او [[تخلف]] کردی. ابوسعید گفت: سه چیز به [[علی بن ابی طالب]] داده شد که اگر یکی از آنها را به من میدادند، از [[دنیا]] و هر چه در آن است برای من محبوبتر بود. سپس [[فضایل امام علی]] {{ع}} را از [[سخنان رسول خدا]] {{صل}} در [[حدیث سد ابواب]]، [[خیبر]] و [[غدیر خم]] یاد کرد<ref>کوفی، مناقب، ج۲، ص۴۵۹؛ حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۱۶.</ref>. همچنین از او نقل شده است: ما گروه [[انصار]]، [[منافقان]] را به [[دشمنی]] علی بن ابی طالب {{ع}} میشناختیم<ref>بلاذری، ج۲، ص۳۵۰؛ طوسی، اختیار، ج۱، ص۲۱۰؛ ابن عساکر، ج۴۲، ص۲۸۵.</ref>. | [[روایات]] زیادی از او در کتابهای [[فقهی]] [[شیعه]] و [[سنی]] نقل شده<ref>طوسی، خلاف، ج۱، ص۴۸۱.</ref> و [[شیخ طوسی]]، بسیاری از فتواهای ابوسعید را در [[مدینه]] نقل کرده است<ref>طوسی، خلاف، ج۱، ص۱۲۴ و ۳۱۹.</ref>. او روایات بسیاری از [[رسول خدا]] {{صل}} به صورت مستقیم یا از طریق [[امام علی]] {{ع}}، [[اسید بن حضیر]]، [[جابر بن عبدالله]]، [[زید بن ثابت]] و... نقل کرده و تعداد زیادی از [[صحابه]] و [[تابعین]] از او [[روایت]] نقل کردهاند<ref>مزی، ج۷، ص۱۰۳؛ طبرانی، ج۶، ص۳۴.</ref>. بخشی از روایات او، در [[فضایل امام علی]] {{ع}} و [[اهل بیت]] {{ع}} است. از آن جمله است: او از رسول خدا {{صل}} نقل کرده که [[آیه تطهیر]] {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، در خانهای که [[علی بن ابی طالب]]، [[حضرت فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]] {{ع}} در آن بودند، نازل شد<ref>محقق حلی، المعتبر، ج۱، ص۲۲.</ref>. سپس گفته است: بعد از [[نزول]] این [[آیه]]، رسول خدا {{صل}}، آنان را جمع کرد، سپس کسایی بر سرشان انداخت و فرمود: "خدایا! اینان اهل بیت من هستند. [[پلیدی]] را از آنان دور کن و پاکشان گردان"<ref>حاکم حسکانی، ج۲، ص۳۸ و در، ج۵، ص۱۹۸؛ ابن عساکر، ترجمه امام حسین {{ع}}، ص۱۰۸؛ مقریزی، ص۲۹.</ref>، همچنین از اوست: رسول خدا {{صل}} چهل صبح بر در [[خانه علی]] میآمد و بعد از آنکه بر فاطمه {{ع}} وارد میشود، میفرمود: "[[سلام]] بر شما اهل بیت و [[رحمت]] و [[برکات]] [[خداوند]] بر شما باد"<ref>حاکم حسکانی، ج۲، ص۴۲ و ۴۴؛ میثمی، ج۹، ص۱۶۹.</ref> و تا یه ماه نیز در موقع هر [[نماز]]، در [[خانه فاطمه]] {{ع}} میآمد و میفرمود: {{متن حدیث|الصلاة الصلاة}}؛ و سپس آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ }} را قرائت میکرد<ref>اردبیلی، ص۵۱.</ref>. شخصی به ابوسعید گفت: [[علی]] تو را [[نکوهش]] کرده که از او [[تخلف]] کردی. ابوسعید گفت: سه چیز به [[علی بن ابی طالب]] داده شد که اگر یکی از آنها را به من میدادند، از [[دنیا]] و هر چه در آن است برای من محبوبتر بود. سپس [[فضایل امام علی]] {{ع}} را از [[سخنان رسول خدا]] {{صل}} در [[حدیث سد ابواب]]، [[خیبر]] و [[غدیر خم]] یاد کرد<ref>کوفی، مناقب، ج۲، ص۴۵۹؛ حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۱۶.</ref>. همچنین از او نقل شده است: ما گروه [[انصار]]، [[منافقان]] را به [[دشمنی]] علی بن ابی طالب {{ع}} میشناختیم<ref>بلاذری، ج۲، ص۳۵۰؛ طوسی، اختیار، ج۱، ص۲۱۰؛ ابن عساکر، ج۴۲، ص۲۸۵.</ref>. | ||