پرش به محتوا

ذکوان بن عبد قیس انصاری: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ذکوان بن عبد قیس انصاری در تراجم و رجال]] - [[ذکوان بن عبد قیس انصاری در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل  = ذکوان بن عبد قیس انصاری | مداخل مرتبط = [[ذکوان بن عبد قیس انصاری در تراجم و رجال]] - [[ذکوان بن عبد قیس انصاری در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{جعبه اطلاعات اصحاب
| نام = ذکوان بن عبد قیس انصاری
| مشهور به =
| نام تصویر = تصویر قدیمی مکه.jpg
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = تصویر قدیمی مکه
| نام کامل = ذکوان بن عبد قیس بن خلدة بن عامر بن زریق
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = مرد
| کنیه = ابوسبع
| لقب = 
| اهل =
| از قبیله = [[خزرج]]   
| از تیره = [[بنی‌زریق]] 
| پدر = 
| مادر = 
| همسر =   
| پسر =
| دختر =
| خواهر =
| برادر = 
| خویشاوندان =
| وابستگان =
| تاریخ تولد = 
| محل تولد =
| محل زندگی = {{فهرست جعبه افقی| [[مکه]] | [[مدینه]] }}
| تاریخ درگذشت =
| محل درگذشت = 
| تاریخ شهادت =
| محل شهادت =
| طول عمر =
| محل دفن =
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = [[پیامبر خاتم]]
| از طبقه =
| در جنگ = {{فهرست جعبه افقی| [[جنگ بدر]] | [[جنگ احد]] }} 
| نقش‌ها =
| فعالیت‌ها = 
| علت شهرت =
| علت درگذشت = 
| علت شهادت =
| راوی از =
| روایات مشهور =
| مشایخ او = 
| راویان از او =
| آخرین راوی از او =
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۷: خط ۵۵:


ابوسبع در [[جنگ بدر]] شرکت داشت. بعد از جنگ بدر، عده‌ای از [[مسلمان‌ها]] زخمی و خسته بودند. رسول خدا {{صل}} [[نماز عصر]] را در [[بدر]] خواند و پیش از [[غروب]] [[آفتاب]] به انیل (دره‌ای در دو میلی بدر) رسید و از [[یاران]] خود خواست کسی شب از آنان [[نگهبانی]] دهد. بار اول مردی بلند شد، حضرت فرمود، کیستی؟ گفت: ذکوان بن عبد قیس. بار دوم فرمود: چه کسی امشب نگهبانی می‌دهد؟ مردی بلند شد و گفت: من حضرت فرمود: کیستی؟ گفت: ابوسبع. [[رسول خدا]] {{صل}} برای بار سوم تقاضای خود را تکرار کرد، مردی بلند شد، [[حضرت]] پرسید: کیستی؟ گفت: ابن عبدالقیس. اندکی بعد رسول خدا {{صل}} از آن سه نفر خواست برای [[نگهبانی]] بلند شوند، اما تنها یک نفر برخاست. [[پیامبر]] فرمود: دو نفر دیگر کجایند؟ ذکوان گفت: یا [[رسول الله]]! هر سه بار من بودم. رسول خدا {{صل}} او را [[دعا]] کرد و فرمود: "مشغول نگهبانی باش"<ref>ابن مبارک، ص۱۴۶؛ واقدی، ج۱، ص۲۱۷؛ ابونعیم، ج۲، ص۱۰۲۶.</ref>. بنا به قولی، او در آن شب فقط از رسول خدا {{صل}} محافظت کرد<ref>واقدی، ج۱، ص۲۱۷؛ ابن عساکر، ج۴، ص۳۳۴.</ref>. ذکوان به هنگام عزیمت به [[أحد]]، برای خداحافظی به [[خانه]] خود رفت. [[زن]] و دخترانش به او گفتند: ای ابوسبع! ما را رها می‌کنی و می‌روی؟ ابوسبع [[لباس]] خود را برداشت و گفت: [[دیدار]] ما به [[قیامت]]<ref>ابونعیم، ج۲، ص۱۰۲۶.</ref>. سپس به [[احد]] رفت و به دست [[ابوحکم بن اخنس بن شریق]] به [[شهادت]] رسید <ref>ابن هشام، ج۳، ص۱۳۳؛ واقدی، ج۱، ص۳۰۶؛ ذهبی، ج۱، ص۱۷۱.</ref> و نسلی از او باقی نماند<ref>ابن سعد، ج۳، ص۴۴۵.</ref>. [[قاتل]] ذکوان به دست [[امام علی]] {{ع}} کشته شد<ref>ابن سعد، ج۳، ص۴۴۵.</ref>. [[ابوعامر]] [[فاسق]] که در میدان شهدای احد در جستجوی پیامبر بود، وقتی به [[بدن]] ذکوان رسید، به [[ابوسفیان]] گفت: این از بزرگان و سران [[مسلمانان]] است<ref>واقدی، ج۱، ص۲۳۷.</ref>. رسول خدا {{صل}} درباره ذکوان فرمود: "هر کس [[دوست]] دارد به مردی بنگرد که فردای قیامت در سبزه زار [[بهشت]] قدم می‌زند، به ذکوان نگاه کند"<ref>ابن مبارک، ص۱۴۸؛ ابونعیم، ج۲، ص۱۰۲۶؛ ابن حجر، ج۲، ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوسبع بن عبدالقیس زرفی انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۳۲۹-۳۳۰.</ref>
ابوسبع در [[جنگ بدر]] شرکت داشت. بعد از جنگ بدر، عده‌ای از [[مسلمان‌ها]] زخمی و خسته بودند. رسول خدا {{صل}} [[نماز عصر]] را در [[بدر]] خواند و پیش از [[غروب]] [[آفتاب]] به انیل (دره‌ای در دو میلی بدر) رسید و از [[یاران]] خود خواست کسی شب از آنان [[نگهبانی]] دهد. بار اول مردی بلند شد، حضرت فرمود، کیستی؟ گفت: ذکوان بن عبد قیس. بار دوم فرمود: چه کسی امشب نگهبانی می‌دهد؟ مردی بلند شد و گفت: من حضرت فرمود: کیستی؟ گفت: ابوسبع. [[رسول خدا]] {{صل}} برای بار سوم تقاضای خود را تکرار کرد، مردی بلند شد، [[حضرت]] پرسید: کیستی؟ گفت: ابن عبدالقیس. اندکی بعد رسول خدا {{صل}} از آن سه نفر خواست برای [[نگهبانی]] بلند شوند، اما تنها یک نفر برخاست. [[پیامبر]] فرمود: دو نفر دیگر کجایند؟ ذکوان گفت: یا [[رسول الله]]! هر سه بار من بودم. رسول خدا {{صل}} او را [[دعا]] کرد و فرمود: "مشغول نگهبانی باش"<ref>ابن مبارک، ص۱۴۶؛ واقدی، ج۱، ص۲۱۷؛ ابونعیم، ج۲، ص۱۰۲۶.</ref>. بنا به قولی، او در آن شب فقط از رسول خدا {{صل}} محافظت کرد<ref>واقدی، ج۱، ص۲۱۷؛ ابن عساکر، ج۴، ص۳۳۴.</ref>. ذکوان به هنگام عزیمت به [[أحد]]، برای خداحافظی به [[خانه]] خود رفت. [[زن]] و دخترانش به او گفتند: ای ابوسبع! ما را رها می‌کنی و می‌روی؟ ابوسبع [[لباس]] خود را برداشت و گفت: [[دیدار]] ما به [[قیامت]]<ref>ابونعیم، ج۲، ص۱۰۲۶.</ref>. سپس به [[احد]] رفت و به دست [[ابوحکم بن اخنس بن شریق]] به [[شهادت]] رسید <ref>ابن هشام، ج۳، ص۱۳۳؛ واقدی، ج۱، ص۳۰۶؛ ذهبی، ج۱، ص۱۷۱.</ref> و نسلی از او باقی نماند<ref>ابن سعد، ج۳، ص۴۴۵.</ref>. [[قاتل]] ذکوان به دست [[امام علی]] {{ع}} کشته شد<ref>ابن سعد، ج۳، ص۴۴۵.</ref>. [[ابوعامر]] [[فاسق]] که در میدان شهدای احد در جستجوی پیامبر بود، وقتی به [[بدن]] ذکوان رسید، به [[ابوسفیان]] گفت: این از بزرگان و سران [[مسلمانان]] است<ref>واقدی، ج۱، ص۲۳۷.</ref>. رسول خدا {{صل}} درباره ذکوان فرمود: "هر کس [[دوست]] دارد به مردی بنگرد که فردای قیامت در سبزه زار [[بهشت]] قدم می‌زند، به ذکوان نگاه کند"<ref>ابن مبارک، ص۱۴۸؛ ابونعیم، ج۲، ص۱۰۲۶؛ ابن حجر، ج۲، ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوسبع بن عبدالقیس زرفی انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۳۲۹-۳۳۰.</ref>
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[خزرج]] (قبیله)
* [[بنی‌زریق]] (قبیله)
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۸: خط ۷۲:
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:خزرج]]
[[رده:بنی‌زریق]]
۲۷٬۷۱۰

ویرایش