بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
قَدَر نیز به معنای اندازه، بزرگی و کوچکی یا فراوانی و اندکی {{متن قرآن|إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ}}<ref>«ما هر چیزی را به اندازهای آفریدهایم» سوره قمر، آیه ۴۹.</ref>، حد مقدار و قیمت هرچیز، اندازه گرفتن<ref>ابنفارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> و تنگی معیشت {{متن قرآن|لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ}}<ref>«توانگر باید از توانگری خویش و آنکه روزی بر او تنگ شده از آنچه خدا به وی داده است هزینه کند» سوره طلاق، آیه ۷.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] نیز [[قدر]] به معنی اندازه و تعیین فراوان به کار رفته است. | قَدَر نیز به معنای اندازه، بزرگی و کوچکی یا فراوانی و اندکی {{متن قرآن|إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ}}<ref>«ما هر چیزی را به اندازهای آفریدهایم» سوره قمر، آیه ۴۹.</ref>، حد مقدار و قیمت هرچیز، اندازه گرفتن<ref>ابنفارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> و تنگی معیشت {{متن قرآن|لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ}}<ref>«توانگر باید از توانگری خویش و آنکه روزی بر او تنگ شده از آنچه خدا به وی داده است هزینه کند» سوره طلاق، آیه ۷.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] نیز [[قدر]] به معنی اندازه و تعیین فراوان به کار رفته است. | ||
قَدَر به معنای اندازه به کار رفتۀ در شکلگیری پدیدههاست، ولی مرحلۀ [[قضا]] دفعی و به فراهم شدن همۀ اسباب و شرایط و حتمی و غیر قابل تغییر مربوط است. بنابراین، معنای "[[قضای الهی]]" این است که حوادث [[جهان]]، از ناحیۀ [[خداوند]] قطعیت و حتمیت یافتهاند و معنی "[[تقدیر الهی]]" این است که اشیاء، پدیدهها و حوادث اندازۀ خود را از آن [[ناحیه]] کسب کردهاند و چون [[خداوند]] فاعل با [[علم]] و [[اراده]] است، بازگشت قضا و قدر به [[علم]]، [[اراده]] و [[مشیت الهی]] است که در همۀ ارکان عالم جاری است<ref>ر. ک: محمدی، | قَدَر به معنای اندازه به کار رفتۀ در شکلگیری پدیدههاست، ولی مرحلۀ [[قضا]] دفعی و به فراهم شدن همۀ اسباب و شرایط و حتمی و غیر قابل تغییر مربوط است. بنابراین، معنای "[[قضای الهی]]" این است که حوادث [[جهان]]، از ناحیۀ [[خداوند]] قطعیت و حتمیت یافتهاند و معنی "[[تقدیر الهی]]" این است که اشیاء، پدیدهها و حوادث اندازۀ خود را از آن [[ناحیه]] کسب کردهاند و چون [[خداوند]] فاعل با [[علم]] و [[اراده]] است، بازگشت قضا و قدر به [[علم]]، [[اراده]] و [[مشیت الهی]] است که در همۀ ارکان عالم جاری است<ref>ر. ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۵؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۶۴۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۸-۳۷۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۳۴.</ref>. | ||
== اقسام قضا و قدر == | == اقسام قضا و قدر == | ||
قضا و قدر بر دو گونه است: | قضا و قدر بر دو گونه است: | ||
# '''قضا و قدر [[تشریعی]]''': عبارت از [[فرمانهای الهی]] است برای تعیین [[وظایف]] فردی و اجتماعی [[انسان]] و مشخص ساختن حدود این [[وظایف]]؛ مثلًا [[وجوب]] [[نماز]]، [[فرمان الهی]] یا قضای [[تشریعی]] است و چگونگی آن، [[قدر]] [[تشریعی]] است. [[قرآن کریم]] به این معنای از قضا و قدر نیز اشاره کرده {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد» سوره احزاب، آیه ۳۶</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید.» سوره اسراء، آیه ۲۳</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا}}<ref>«و به او از جایی که گمان نمیبرد روزی میدهد و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است؛ به راستی خداوند به خواست خویش، رسنده است و بیگمان خداوند برای هر چیز، اندازهای نهاده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref> و [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} در این باره فراواناند. | # '''قضا و قدر [[تشریعی]]''': عبارت از [[فرمانهای الهی]] است برای تعیین [[وظایف]] فردی و اجتماعی [[انسان]] و مشخص ساختن حدود این [[وظایف]]؛ مثلًا [[وجوب]] [[نماز]]، [[فرمان الهی]] یا قضای [[تشریعی]] است و چگونگی آن، [[قدر]] [[تشریعی]] است. [[قرآن کریم]] به این معنای از قضا و قدر نیز اشاره کرده {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد» سوره احزاب، آیه ۳۶</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید.» سوره اسراء، آیه ۲۳</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا}}<ref>«و به او از جایی که گمان نمیبرد روزی میدهد و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است؛ به راستی خداوند به خواست خویش، رسنده است و بیگمان خداوند برای هر چیز، اندازهای نهاده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref> و [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} در این باره فراواناند. | ||
# '''قضا و قدر [[تکوینی]]''': هر چیزی که در [[جهان آفرینش]] به [[فرمان خداوند]] ایجاد میشود، خواه بیواسطه و خواه باواسطۀ [[نظام]] [[علت]] و معلول، [[قضای الهی]] است. "[[قدر]] [[الهی]]" عبارت از اندازه ایجادهاست؛ مثلًا پدید آمدن جنین انسان از [[پدر]] و [[مادر]]، [[فرمان]] [[تکوینی]] [[خداوند]] و [[قضای الهی]] است؛ اما زمان [[تولد]] و [[مرگ]] و چگونگی آنها و ویژگیهای جنین در [[قدر]] [[الهی]] است که رقم میخورد. قضا و قدر [[تکوینی]]، در [[حقیقت]]، [[قانون علیت]] و [[نظام]] [[علت]] و معلول و حدود و کیفیات و کمیات در [[جهان آفرینش]] است که دو نکته از آن برمیخیزد: یکی آنکه هیچ پدیدهای بی [[علت]] در [[جهان]] رخ نمینماید و دیگر آنکه علةالعلل همۀ پدیدهها، [[خداوند متعال]] است<ref>ر. ک: فرهنگ | # '''قضا و قدر [[تکوینی]]''': هر چیزی که در [[جهان آفرینش]] به [[فرمان خداوند]] ایجاد میشود، خواه بیواسطه و خواه باواسطۀ [[نظام]] [[علت]] و معلول، [[قضای الهی]] است. "[[قدر]] [[الهی]]" عبارت از اندازه ایجادهاست؛ مثلًا پدید آمدن جنین انسان از [[پدر]] و [[مادر]]، [[فرمان]] [[تکوینی]] [[خداوند]] و [[قضای الهی]] است؛ اما زمان [[تولد]] و [[مرگ]] و چگونگی آنها و ویژگیهای جنین در [[قدر]] [[الهی]] است که رقم میخورد. قضا و قدر [[تکوینی]]، در [[حقیقت]]، [[قانون علیت]] و [[نظام]] [[علت]] و معلول و حدود و کیفیات و کمیات در [[جهان آفرینش]] است که دو نکته از آن برمیخیزد: یکی آنکه هیچ پدیدهای بی [[علت]] در [[جهان]] رخ نمینماید و دیگر آنکه علةالعلل همۀ پدیدهها، [[خداوند متعال]] است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۸۰.</ref>. | ||
== مراحل تقدیر == | == مراحل تقدیر == | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
# '''تقدیر آفرینشی''': قوانینی که با قضای حتمی بر [[جهان]] [[حاکم]] شدهاند، مانند سوزندگی [[آتش]]. در [[قوانین اجتماعی]] نیز [[ترک گناهان]] و [[پاکی]] جامعهها باعث فزونی [[باران]]، روزی، [[اولاد]] و پیدایش مزارع میشود. | # '''تقدیر آفرینشی''': قوانینی که با قضای حتمی بر [[جهان]] [[حاکم]] شدهاند، مانند سوزندگی [[آتش]]. در [[قوانین اجتماعی]] نیز [[ترک گناهان]] و [[پاکی]] جامعهها باعث فزونی [[باران]]، روزی، [[اولاد]] و پیدایش مزارع میشود. | ||
# '''تقدیر [[علمی]]''': [[خداوند]] به وسیلۀ [[دانش]] وسیع و [[آگاهی]] تام از ارکان عالم از خصوصیات و کمیت و کیفیت پدیدهها [[آگاه]] است و میداند اسباب و [[علل]] ایجاد پدیدهها چه وقت به نفع آن پدیده به حرکت درمیآید و پدیده حادث میشود. | # '''تقدیر [[علمی]]''': [[خداوند]] به وسیلۀ [[دانش]] وسیع و [[آگاهی]] تام از ارکان عالم از خصوصیات و کمیت و کیفیت پدیدهها [[آگاه]] است و میداند اسباب و [[علل]] ایجاد پدیدهها چه وقت به نفع آن پدیده به حرکت درمیآید و پدیده حادث میشود. | ||
# '''تقدیر عینی''': هیچ پدیدهای بدون [[قضا]]، به مفهوم [[ضرورت]] پیدایش آن به هنگام ایجاد [[علت]] تامه و [[قدر]] به مفهوم اندازهگیری پدیده با ویژگیهای آن، به وجود نمیآید. در نتیجه هر چیزی در پرتو [[ارادۀ الهی]] و با پیدایش [[خواص]] و اسباب و [[علل]] آن پدیدار میشود<ref>ر. ک: دانشنامه نهج | # '''تقدیر عینی''': هیچ پدیدهای بدون [[قضا]]، به مفهوم [[ضرورت]] پیدایش آن به هنگام ایجاد [[علت]] تامه و [[قدر]] به مفهوم اندازهگیری پدیده با ویژگیهای آن، به وجود نمیآید. در نتیجه هر چیزی در پرتو [[ارادۀ الهی]] و با پیدایش [[خواص]] و اسباب و [[علل]] آن پدیدار میشود<ref>ر. ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۶۴۳.</ref>. | ||
== قضا و قدر حتمی و غیر حتمی == | == قضا و قدر حتمی و غیر حتمی == | ||
براساس یک تقسیم قضا و قدر بر دو نوع است: حتمی و غیر حتمی. موجودات [[جهان]] بر دو قسماند: "مجردات" که بیشتر از یک نحو نمیتوانند وجود داشته باشند و تحت تأثیر [[علل]] مختلف قرار نمیگیرند؛ قضا و قدر آنها حتمی و غیر قابل تبدیل است؛ بهعبارت دیگر قضا و قدر حتمی یعنی [[قانون]] و [[سنّت]] و [[ناموس]] که شرایطش وجود پیدا کرده و عملاً [[اجرا]] شده است<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰۳.</ref>، اما"غیر مجردات" چون با [[علل]] مختلف سر و کار دارند؛ سرنوشتهای مختلف در [[انتظار]] آنهاست و [[سرنوشت]] آنها غیر حتمی است و بهعبارت دیگر یعنی آن قانون و سنّت جهانی که شرطش واقع نشده و عملاً مصداق پیدا نکرده است<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰۳.</ref>.<ref>ر. ک: محمدی، | براساس یک تقسیم قضا و قدر بر دو نوع است: حتمی و غیر حتمی. موجودات [[جهان]] بر دو قسماند: "مجردات" که بیشتر از یک نحو نمیتوانند وجود داشته باشند و تحت تأثیر [[علل]] مختلف قرار نمیگیرند؛ قضا و قدر آنها حتمی و غیر قابل تبدیل است؛ بهعبارت دیگر قضا و قدر حتمی یعنی [[قانون]] و [[سنّت]] و [[ناموس]] که شرایطش وجود پیدا کرده و عملاً [[اجرا]] شده است<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰۳.</ref>، اما"غیر مجردات" چون با [[علل]] مختلف سر و کار دارند؛ سرنوشتهای مختلف در [[انتظار]] آنهاست و [[سرنوشت]] آنها غیر حتمی است و بهعبارت دیگر یعنی آن قانون و سنّت جهانی که شرطش واقع نشده و عملاً مصداق پیدا نکرده است<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۷؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۳۵.</ref> | ||
== قضا و قدر و [[جبر]] [[الهی]] == | == قضا و قدر و [[جبر]] [[الهی]] == | ||
[[قضای الهی]] ایجاب کرده است تا [[انسان]] موجودی [[صاحب]] [[عقل]] و [[اراده]] باشد و در دایرۀ محدود عوامل موروثی، محیطی، [[تاریخی]] و [[اجتماعی]] بتواند [[سرنوشت]] و آیندۀ خویش را در دست گیرد. لذا [[اعتقاد]] به قضا و قدر مستلزم [[جبر]] نیست، چون [[جبر]] در جایی است که خود [[بشر]] و ارادۀ او را در کار دخیل ندانیم و قضا و قدر را [[جانشین]] [[قوه]] و نیرو و ارادۀ [[بشر]] بدانیم و حال آنکه [[قضا و قدر الهی]]، چیزی جز سرچشمه گرفتن [[نظام]] سببی و مسببی [[جهان]] از [[علم]] و [[اراده الهی]] نیست و [[سرنوشت]] هر موجودی با [[علل]] متقدمه خود بستگی دارد. | [[قضای الهی]] ایجاب کرده است تا [[انسان]] موجودی [[صاحب]] [[عقل]] و [[اراده]] باشد و در دایرۀ محدود عوامل موروثی، محیطی، [[تاریخی]] و [[اجتماعی]] بتواند [[سرنوشت]] و آیندۀ خویش را در دست گیرد. لذا [[اعتقاد]] به قضا و قدر مستلزم [[جبر]] نیست، چون [[جبر]] در جایی است که خود [[بشر]] و ارادۀ او را در کار دخیل ندانیم و قضا و قدر را [[جانشین]] [[قوه]] و نیرو و ارادۀ [[بشر]] بدانیم و حال آنکه [[قضا و قدر الهی]]، چیزی جز سرچشمه گرفتن [[نظام]] سببی و مسببی [[جهان]] از [[علم]] و [[اراده الهی]] نیست و [[سرنوشت]] هر موجودی با [[علل]] متقدمه خود بستگی دارد. | ||
[[قرآن کریم]]، [[خدا]] را بسیار بزرگ و [[اراده]] و [[مشیت]] او را عام معرفی میکند؛ ولی از [[آزادی]] نیز سخت [[دفاع]] میکند: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا}}<ref>«و هر چیز را آفرید آنگاه آن را به شایستگی اندازه نهاد» سوره فرقان، آیه ۲.</ref>. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|جعل لکم شیء قدرا}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۳.</ref>. ضمن اینکه [[نظام]] اسباب و مسببات به رسمیت شناخته شده است، [[خداوند]] [[فرمان]] خود را به نتیجه میرساند، یعنی آنجا که نقش روابط [[معنوی]] و تأییدات غیبی به میان میآید، [[علل]] و اسباب ظاهری بیاثر میگردند<ref>ر. ک: محمدی، | [[قرآن کریم]]، [[خدا]] را بسیار بزرگ و [[اراده]] و [[مشیت]] او را عام معرفی میکند؛ ولی از [[آزادی]] نیز سخت [[دفاع]] میکند: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا}}<ref>«و هر چیز را آفرید آنگاه آن را به شایستگی اندازه نهاد» سوره فرقان، آیه ۲.</ref>. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|جعل لکم شیء قدرا}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۳.</ref>. ضمن اینکه [[نظام]] اسباب و مسببات به رسمیت شناخته شده است، [[خداوند]] [[فرمان]] خود را به نتیجه میرساند، یعنی آنجا که نقش روابط [[معنوی]] و تأییدات غیبی به میان میآید، [[علل]] و اسباب ظاهری بیاثر میگردند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>. | ||
== قضا و قدر و [[سرنوشت]] == | == قضا و قدر و [[سرنوشت]] == | ||
اگر مقصود از [[سرنوشت]] و [[قضا و قدر الهی]]، [[انکار]] اسباب و مسببات و [[اراده]] و [[اختیار]] [[بشر]] است، چنین [[قضا]] و قدری نمیتواند وجود داشته باشد و اگر مقصود از [[سرنوشت]] و قضا و قدر، پیوند حتمیت هر حادثه از [[ناحیه]] [[علل]] خود باشد، البته این حقیقتی [[مسلم]] است. تغییر و تبدیل [[سرنوشت]] به معنی [[قیام]] عاملی در نقطۀ مقابل قضا و قدر یا در جهت مخالف [[قانون علیت]]، محال و ممتنع است. اما تغییر [[سرنوشت]]، به معنی اینکه عاملی که خود از مظاهر [[قضا و قدر الهی]] و حلقهای از حلقات علیت باشد، سبب تغییر و تبدیل سرنوشتی بشود، حقیقتی انکارناپذیر است. | اگر مقصود از [[سرنوشت]] و [[قضا و قدر الهی]]، [[انکار]] اسباب و مسببات و [[اراده]] و [[اختیار]] [[بشر]] است، چنین [[قضا]] و قدری نمیتواند وجود داشته باشد و اگر مقصود از [[سرنوشت]] و قضا و قدر، پیوند حتمیت هر حادثه از [[ناحیه]] [[علل]] خود باشد، البته این حقیقتی [[مسلم]] است. تغییر و تبدیل [[سرنوشت]] به معنی [[قیام]] عاملی در نقطۀ مقابل قضا و قدر یا در جهت مخالف [[قانون علیت]]، محال و ممتنع است. اما تغییر [[سرنوشت]]، به معنی اینکه عاملی که خود از مظاهر [[قضا و قدر الهی]] و حلقهای از حلقات علیت باشد، سبب تغییر و تبدیل سرنوشتی بشود، حقیقتی انکارناپذیر است. | ||
بنابراین، چون [[قانون علیت]] یک [[قانون]] عمومی است، محال است قضا و قدر در شکل یک عامل در مقابل سایر عاملها و مجزا از آنها ظاهر شود و جلو تأثیر عامل خاصی را بگیرد و یا یک عامل خاصی را به کاری [[اجبار]] و اکراه کند. به همین [[دلیل]]، [[جبر]] اصطلاحی، به معنای اکراه و [[اجبار]] [[انسان]] از طرف قضا و قدر، محال خواهد بود<ref>ر. ک: محمدی، | بنابراین، چون [[قانون علیت]] یک [[قانون]] عمومی است، محال است قضا و قدر در شکل یک عامل در مقابل سایر عاملها و مجزا از آنها ظاهر شود و جلو تأثیر عامل خاصی را بگیرد و یا یک عامل خاصی را به کاری [[اجبار]] و اکراه کند. به همین [[دلیل]]، [[جبر]] اصطلاحی، به معنای اکراه و [[اجبار]] [[انسان]] از طرف قضا و قدر، محال خواهد بود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۷. </ref>. | ||
== آثار [[اعتقاد]] به قضا و قدر == | == آثار [[اعتقاد]] به قضا و قدر == | ||
[[اعتقاد]] به قضا و قدر، علاوه بر [[معرفت]] [[الهی]] و [[تکامل انسان]] در بعد [[عقلی]] موجب میشود [[انسان]] از حوادث و اتفاقات ناگوار نهراسد و آن را به [[قضا و قدر الهی]] مستند بداند و شیفته و مغرو به شادیهای [[زندگی]] نگردد و فخر فروشی نکند<ref>ر. ک: محمدی، | [[اعتقاد]] به قضا و قدر، علاوه بر [[معرفت]] [[الهی]] و [[تکامل انسان]] در بعد [[عقلی]] موجب میشود [[انسان]] از حوادث و اتفاقات ناگوار نهراسد و آن را به [[قضا و قدر الهی]] مستند بداند و شیفته و مغرو به شادیهای [[زندگی]] نگردد و فخر فروشی نکند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۸.</ref>. | ||
==جستارهای وابسته== | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[شب قدر]] | * [[شب قدر]] | ||