آزادی عقیده: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۳
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۴: خط ۱۴:
مقصود از آزادی عقیده، [[آزادی]] [[انسان]] در [[انتخاب]] ایده و نظری از میان نظریات و آرای مختلف در مقولات گوناگون است. انسان در مواجهه با یک موضوع، ابتدا موضعی را اتخاذ کند که پس از تحلیل و مقایسه آن با آرای دیگر، ممکن است موضع خود را [[حفظ]] یا از آن عدول کرده، [[عقیده]] دیگری را اتخاذ کند. آزادی عقیده می‌تواند در عرصه‌های [[سیاست]]، [[فرهنگ]]، [[اخلاق]]، [[علوم]] نظری و تجربی، هنر و به ویژه [[دین]] مطرح و جاری باشد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]، ص ۱۰۱.</ref>.
مقصود از آزادی عقیده، [[آزادی]] [[انسان]] در [[انتخاب]] ایده و نظری از میان نظریات و آرای مختلف در مقولات گوناگون است. انسان در مواجهه با یک موضوع، ابتدا موضعی را اتخاذ کند که پس از تحلیل و مقایسه آن با آرای دیگر، ممکن است موضع خود را [[حفظ]] یا از آن عدول کرده، [[عقیده]] دیگری را اتخاذ کند. آزادی عقیده می‌تواند در عرصه‌های [[سیاست]]، [[فرهنگ]]، [[اخلاق]]، [[علوم]] نظری و تجربی، هنر و به ویژه [[دین]] مطرح و جاری باشد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]، ص ۱۰۱.</ref>.


== [[عقل]] و آزادی عقیده ==
==اصول و مبانی==
=== دلیل عقل ===
عقل در [[فقه]] از جایگاه رفیعی برخوردار است، به گونه‌ای که در کنار [[قرآن]] و [[روایات]] از منابع و [[ادله]] [[دین]] به شمار می‌آید. ارج نهادن به [[تفکر]] و [[تعقل]] در قرآن و روایات و [[تشویق]] به آن از مسلمات به حساب می‌آید.  [[فقها]] در [[مسائل اعتقادی]] و [[اصول دین]]، [[تقلید]] را برنمی‌تابند و از [[مسلمانان]] می‌خواهند با تفکر و [[تأمل]] در حقانیت دین و آموزه‌های آن، دین را بپذیرند<ref>ر.ک: مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۹۴ و ۱۲۴.</ref>. عقل هیچ‌گونه مصلحتی برای اسلام در [[اجبار]] و [[اکراه]] [[مردم]] به [[دین]] مشاهده نمی‌کند، بلکه چه بسا اجرای چنین احکامی موجب [[احساس]] تنفر و دین‌گریزی یا دین‌ستیزی در میان [[جامعه]] به ویژه نسل‌های جدید گردد که خلاف [[فلسفه]] [[جهاد]] است، چراکه جهاد به انگیزه بسط اسلام [[تشریع]] شده است.علاوه اینکه عقل بعد از فحص در منابع دینی، [[آزادی]] [[انتخاب]] دین را جزء آموزه‌های خود دین می‌یابد که نقش عقل در آن، کاشفیت است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]، ص ۱۱۰-۱۲۰.</ref>.
عقل در [[فقه]] از جایگاه رفیعی برخوردار است، به گونه‌ای که در کنار [[قرآن]] و [[روایات]] از منابع و [[ادله]] [[دین]] به شمار می‌آید. ارج نهادن به [[تفکر]] و [[تعقل]] در قرآن و روایات و [[تشویق]] به آن از مسلمات به حساب می‌آید.  [[فقها]] در [[مسائل اعتقادی]] و [[اصول دین]]، [[تقلید]] را برنمی‌تابند و از [[مسلمانان]] می‌خواهند با تفکر و [[تأمل]] در حقانیت دین و آموزه‌های آن، دین را بپذیرند<ref>ر.ک: مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۹۴ و ۱۲۴.</ref>. عقل هیچ‌گونه مصلحتی برای اسلام در [[اجبار]] و [[اکراه]] [[مردم]] به [[دین]] مشاهده نمی‌کند، بلکه چه بسا اجرای چنین احکامی موجب [[احساس]] تنفر و دین‌گریزی یا دین‌ستیزی در میان [[جامعه]] به ویژه نسل‌های جدید گردد که خلاف [[فلسفه]] [[جهاد]] است، چراکه جهاد به انگیزه بسط اسلام [[تشریع]] شده است.علاوه اینکه عقل بعد از فحص در منابع دینی، [[آزادی]] [[انتخاب]] دین را جزء آموزه‌های خود دین می‌یابد که نقش عقل در آن، کاشفیت است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]، ص ۱۱۰-۱۲۰.</ref>.


==اصول و مبانی==
=== دلیل قرآنی ===
=== دلیل قرآنی ===
{{اصلی|آزادی عقیده در قرآن}}
{{اصلی|آزادی عقیده در قرآن}}
خط ۲۷: خط ۲۷:
# '''[[حق حیات]] و [[حرمت]] [[قتل]]''': [[آزادی حق حیات]] از آزادی‌های [[فطری]] و طبیعی [[انسان]] است و احدی نمی‌تواند این [[حق]] اولیه را سلب کند، به طوری که بنا به فرمایش [[قرآن]]، کشتن یک انسان بی‌گناه مانند قتل تمامی انسان‌هاست<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]، ص ۱۱۰-۱۲۰.</ref>.
# '''[[حق حیات]] و [[حرمت]] [[قتل]]''': [[آزادی حق حیات]] از آزادی‌های [[فطری]] و طبیعی [[انسان]] است و احدی نمی‌تواند این [[حق]] اولیه را سلب کند، به طوری که بنا به فرمایش [[قرآن]]، کشتن یک انسان بی‌گناه مانند قتل تمامی انسان‌هاست<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]، ص ۱۱۰-۱۲۰.</ref>.


== سیره نبوی در آزادی عقیده ==
=== سیره نبوی ===
{{اصلی|آزادی عقیده در معارف و سیره نبوی}}
{{اصلی|آزادی عقیده در معارف و سیره نبوی}}
نگاهی به سیره عملی [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در مواجهه با مخالفان، اصل [[آزادی]] [[انتخاب]] [[دین]] و عدم توسل به زور و [[اکراه]] در پذیرش دین را به ما نشان می‌دهد. پیامبر به [[تبعیت]] از [[آیات الهی]] بنیان جنگ‌های خود را بر [[دفاع]] از کیان اسلام و مسلمانان پی‌ریزی می‌کرد و [[جنگ با کفار]] به منظور دفع [[توطئه‌ها]] و نقشه‌های آنان علیه [[اسلام]] بود. دلیل و [[شاهد]] مدعای فوق، [[آزاد]] گذاشتن [[مشرکان]] [[مکه]] در جریان [[فتح]] آن بود. [[سیره امام علی]] {{ع}} نیز بر [[آزادی عقیده]] و عدم [[تحمیل]] اسلام با نیروی اجبار و [[زور]] [[گواهی]] می‌دهد<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۲۶.</ref>. دیگر [[امامان شیعه]] نیز بر این [[سیره]] [[سلوک]] می‌کردند<ref>ر.ک: محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳، ص۵۹؛ شیخ طبرسی، الاحتجاج، ص۷۵.</ref>.
نگاهی به سیره عملی [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در مواجهه با مخالفان، اصل [[آزادی]] [[انتخاب]] [[دین]] و عدم توسل به زور و [[اکراه]] در پذیرش دین را به ما نشان می‌دهد. پیامبر به [[تبعیت]] از [[آیات الهی]] بنیان جنگ‌های خود را بر [[دفاع]] از کیان اسلام و مسلمانان پی‌ریزی می‌کرد و [[جنگ با کفار]] به منظور دفع [[توطئه‌ها]] و نقشه‌های آنان علیه [[اسلام]] بود. دلیل و [[شاهد]] مدعای فوق، [[آزاد]] گذاشتن [[مشرکان]] [[مکه]] در جریان [[فتح]] آن بود. [[سیره امام علی]] {{ع}} نیز بر [[آزادی عقیده]] و عدم [[تحمیل]] اسلام با نیروی اجبار و [[زور]] [[گواهی]] می‌دهد<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۲۶.</ref>. دیگر [[امامان شیعه]] نیز بر این [[سیره]] [[سلوک]] می‌کردند<ref>ر.ک: محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳، ص۵۹؛ شیخ طبرسی، الاحتجاج، ص۷۵.</ref>.
خط ۴۴: خط ۴۴:


== دیدگاه متفاوت اسلام و غرب ==
== دیدگاه متفاوت اسلام و غرب ==
یکی از انواع [[آزادی]]، "آزادی عقیده" است. آیا این نوع از آزادی که در [[جوامع]] غربی، اصلی مسلّم و پذیرفته شده است، از نظر [[اسلام]] صحیح است؟ برای آزادی عقیده، چه معنای صحیحی می‌توان تصور کرد؟ در مکاتب غربی "دین، [[مذهب]] و عقیده" رابطۀ خصوصی و شخصیِ [[انسان]] با [[خدا]]ست و هیچ‌گونه جنبه [[اجتماعی]] برای آن متصوّر نیست. بدین معنا که هر کسی، هر [[دین]]، مذهب و عقیده‌ای را [[انتخاب]] کند، کمترین تأثیری در زندگی اجتماعی و روابط او با انسان‌های دیگر ندارد و چون حدّ و مرز آزادی در این مکاتب، "عدم [[تجاوز]] به آزادی دیگران" است<ref>جان استورات میل، رساله‌ای درباره آزادی، ص۲۰.</ref>، مانعی برای رسمیت این نوع از آزادی وجود ندارد. بنابراین، هیچ کس نمی‌تواند دیگران را در انتخاب یک دین، مذهب و [[عقیده]]، مورد سؤال و بازخواست قرار دهد و یا او را به ترک یک دین یا گرایش به دین دیگری وادار کند<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۲۶.</ref>.
آیا آزادی عقیده از آزادی که در [[جوامع]] غربی، اصلی مسلّم و پذیرفته شده است، از نظر [[اسلام]] صحیح است؟ برای آزادی عقیده، چه معنای صحیحی می‌توان تصور کرد؟ در مکاتب غربی "دین، [[مذهب]] و عقیده" رابطۀ خصوصی و شخصیِ [[انسان]] با [[خدا]]ست و هیچ‌گونه جنبه [[اجتماعی]] برای آن متصوّر نیست. بدین معنا که هر کسی، هر [[دین]]، مذهب و عقیده‌ای را [[انتخاب]] کند، کمترین تأثیری در زندگی اجتماعی و روابط او با انسان‌های دیگر ندارد و چون حدّ و مرز آزادی در این مکاتب، "عدم [[تجاوز]] به آزادی دیگران" است<ref>جان استورات میل، رساله‌ای درباره آزادی، ص۲۰.</ref>، مانعی برای رسمیت این نوع از آزادی وجود ندارد. بنابراین، هیچ کس نمی‌تواند دیگران را در انتخاب یک دین، مذهب و [[عقیده]]، مورد سؤال و بازخواست قرار دهد و یا او را به ترک یک دین یا گرایش به دین دیگری وادار کند<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۲۶.</ref>.


اما در [[اسلام]]، [[عقیده]] و [[مذهب]]، امری شخصی و خصوصی نیست و آثار و پیامدهای متنوّعی در [[زندگی]] اجتماعیِ شخص و روابط او با دیگران دارد. از دیدگاه اسلام، دینِ [[الهی]]، هم دارای جنبه فردی است و هم جنبه [[اجتماعی]]، هم بُعد معنوی دارد و هم بُعد [[سیاسی]]، هم در روابط انسان با [[خدا]] تأثیرگذار است و هم در روابط با انسان‌های دیگر و هم در [[سلوک]] و [[رفتار]] خود فرد مؤثّر است. در این [[بینش]]، [[دین]] نه تنها امری خصوصی و فردی نیست، بلکه همه شئون زندگی [[انسان]] را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
اما در [[اسلام]]، [[عقیده]] و [[مذهب]]، امری شخصی و خصوصی نیست و آثار و پیامدهای متنوّعی در [[زندگی]] اجتماعیِ شخص و روابط او با دیگران دارد. از دیدگاه اسلام، دینِ [[الهی]]، هم دارای جنبه فردی است و هم جنبه [[اجتماعی]]، هم بُعد معنوی دارد و هم بُعد [[سیاسی]]، هم در روابط انسان با [[خدا]] تأثیرگذار است و هم در روابط با انسان‌های دیگر و هم در [[سلوک]] و [[رفتار]] خود فرد مؤثّر است. در این [[بینش]]، [[دین]] نه تنها امری خصوصی و فردی نیست، بلکه همه شئون زندگی [[انسان]] را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش