تفاوت آزادی عقیده با آزادی اندیشه چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۱۳: خط ۱۳:
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسن قدردان قراملکی]]''' در کتاب ''«[[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسن قدردان قراملکی]]''' در کتاب ''«[[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]»'' در این‌باره گفته‌ است:


'''تفاوت آزادی عقیده و آزادی اندیشه'''
'''[[آزادی عقیده]]'''
 
مقصود از آزادی عقیده، [[آزادی]] [[انسان]] در [[انتخاب]] ایده و نظری از میان نظریات و آرای مختلف در مقولات گوناگون است. [[انسان]] در مواجهه با یک موضوع در بادی نظر موضعی را اتخاذ کند که پس از تحلیل و مقایسه آن با آرای دیگر، ممکن است موضع خود را [[حفظ]] یا از آن [[عدول]] کرده، [[عقیده]] دیگری را اتخاذ کند.
 
آزادی عقیده می‌تواند در عرصه‌های [[سیاست]]، [[فرهنگ]]، [[اخلاق]]، [[علوم]] نظری و [[تجربی]]، [[هنر]] و به ویژه [[دین]] مطرح و جاری باشد؛ برای مثال انسان می‌تواند بعد از مطالعه درباره نظریه‌های [[دولت]]، از شکل خاصی از آن طرفداری کند.
 
[[تأمل]] در ماهیت آزادی عقیده این نکته را روشن می‌کند که [[آزادی]] [[حقیقی]] نه در اتخاذ و [[گزینش]] عقیده، بلکه در راهکار و مقدمه آن است؛ به این معنا که انسان ابتدائاً [[آزاد]] است درباره آرای مختلف - برای مثال در مورد [[انواع حکومت]] - مطالعه و تحقیق کند و ابعاد مثبت و منفی هرکدام را بسنجد؛ ره‌آورد چنین تحقیقی، انتخاب و [[اختیار]] یک نظریه خاصی است که از آن به “عقیده” تعبیر می‌شود. انسان در تحقیق خود وقتی به [[صدق]] و [[درستی]] نظریه‌ای رسید نمی‌تواند دست‌کم در [[وجدان]] خود آن را نپذیرد و به نوعی [[پذیرفتن]] آن جبری و نه اجباری می‌شود. پس آزادی عقیده مربوط به مقدمات و راهکار آن می‌شود<ref>علامه طباطبائی در این باره می‌نویسد: «عقیده یعنی پدید آمدن یک ادراک تصدیقی در ذهن انسان، عقیده یک عمل اختیاری نیست که بشود از آن منع کرد یا آن را اجازه داد. چیزی که قابل اجازه و منع است، التزام به یک سلسله اعمالی است که از عقیده ناشی می‌شود، مثلاً دعوت کردن به آن عقیده، قانع ساختن مردم نسبت به یک عقیده، نوشتن و نشر عقیده» (بررسی‌های اسلامی، ج۳، ص۴۲۹؛ همچنین مرتضی مطهری، کتاب جهاد، ص۴۸).</ref>.
 
'''۱. تفاوت آزادی عقیده و آزادی اندیشه'''


«راهکارها و مقدمات [[عقیده]] بر دو قسم است:
«راهکارها و مقدمات [[عقیده]] بر دو قسم است:
خط ۲۹: خط ۳۷:
دومین نکته خلاف، در کیفیت واکنش در برابر عقاید دیگران است. بعد از [[شناخت]] و تفکیک عقیده از اندیشه، ممکن است بعضی بر [[بی‌تفاوتی]] مطلق و عدم اتخاذ موضع مثبت یا منفی رو آورند، برخی دیگر تنها قائل به [[تذکر]] و [[نصیحت]] باشند و عده‌ای دیگر از سر دلسوزانه و توجه به اهمیت و عمق خطا و [[عاقبت]] آن در موارد ضروری به راهکار‌های فیزیکی رو آورند. بنابراین در بحث [[آزادی عقیده]] باید محل بحث را دقیقاً روشن کرد.
دومین نکته خلاف، در کیفیت واکنش در برابر عقاید دیگران است. بعد از [[شناخت]] و تفکیک عقیده از اندیشه، ممکن است بعضی بر [[بی‌تفاوتی]] مطلق و عدم اتخاذ موضع مثبت یا منفی رو آورند، برخی دیگر تنها قائل به [[تذکر]] و [[نصیحت]] باشند و عده‌ای دیگر از سر دلسوزانه و توجه به اهمیت و عمق خطا و [[عاقبت]] آن در موارد ضروری به راهکار‌های فیزیکی رو آورند. بنابراین در بحث [[آزادی عقیده]] باید محل بحث را دقیقاً روشن کرد.


'''ترجیح [[آزادی]] [[اندیشه]] بر [[عقیده]]''': برای پاسخ به این سؤال که آیا [[فقه اسلامی]] [[معتقد]] به آزادی اندیشه است یا عقیده، باید در اصل و گوهر [[انسانیت]] [[تأمل]] کرد. پیشتر گفته شد که [[انسان]] مرکب از دو عنصر مادی و فرامادی است و [[هدف آفرینش انسان]]، تعالی و [[تکامل]] عنصر [[معنوی]] “روح” است و [[حیات]] و [[سعادت]] اصلی و [[جاودانه]] انسان در عالم دیگر تأمین خواهد شد. [[آفریدگار متعال]] برای رسیدن مخلوق خویش به [[غایت]] خود، دو [[حجت]] و نیرو در [[اختیار]] او قرار داده که از آن به [[پیامبر]] بیرونی ([[انبیا]]) و پیامبر درونی ([[عقل]] و [[فطرت]]) یاد می‌شود. [[ارسال رسل]] از سوی [[خداوند]] در واقع به این معناست که او [[راضی]] به اتخاذ و عقیده صواب یا ناصواب از سوی [[بندگان]] نیست، بلکه با فرستادن سفیران، [[مردم]] را از دایره [[عقاید]] خود به سوی حوزه اندیشه‌های صواب رهنمون می‌کند.
'''۲. ترجیح [[آزادی]] [[اندیشه]] بر [[عقیده]]'''
 
برای پاسخ به این سؤال که آیا [[فقه اسلامی]] [[معتقد]] به آزادی اندیشه است یا عقیده، باید در اصل و گوهر [[انسانیت]] [[تأمل]] کرد. پیشتر گفته شد که [[انسان]] مرکب از دو عنصر مادی و فرامادی است و [[هدف آفرینش انسان]]، تعالی و [[تکامل]] عنصر [[معنوی]] “روح” است و [[حیات]] و [[سعادت]] اصلی و [[جاودانه]] انسان در عالم دیگر تأمین خواهد شد. [[آفریدگار متعال]] برای رسیدن مخلوق خویش به [[غایت]] خود، دو [[حجت]] و نیرو در [[اختیار]] او قرار داده که از آن به [[پیامبر]] بیرونی ([[انبیا]]) و پیامبر درونی ([[عقل]] و [[فطرت]]) یاد می‌شود. [[ارسال رسل]] از سوی [[خداوند]] در واقع به این معناست که او [[راضی]] به اتخاذ و عقیده صواب یا ناصواب از سوی [[بندگان]] نیست، بلکه با فرستادن سفیران، [[مردم]] را از دایره [[عقاید]] خود به سوی حوزه اندیشه‌های صواب رهنمون می‌کند.


بر این اساس، هر امر و راهکاری که موجب دوری انسان از غایت نهایی‌اش گردد، محکوم و غیرمشروع خواهد بود؛ از این رو [[انتخاب]] عقیده‌ای [[باطل]]، مثلاً [[بت‌پرستی]]، ستاره‌پرستی یا [[تحریف]] در [[دین الهی]]، به دلیل اینکه موجب دوری انسان از غایت نهایی می‌شود، با [[مخالفت]] و مقابله [[پیامبران]] روبه‌رو می‌شد، زیرا اصل [[حرمت]] انسانیت انسان و سعادت [[جاودانگی]] او بر هر امری، هر چند عقیده خود انسان، ترجیح دارد. به تقریر دیگر، [[برگزیدن]] دین الهی و اصل [[توحید]] یکی از [[حقوق]] طبیعی و [[فطری]] [[انسانی]] است و انتخاب عقیده منافی آن در [[حقیقت]] به معنای [[تعدی]] به [[حق]] طبیعی انسانی بوده و محکوم است و هرگونه مقابله با چنین عقیده‌ای [[مشروع]] است. تا با زوال آن، اندیشه بتواند جایگزین آن شود. “دیو چو بیرون رود [[فرشته]] درآید”. در این خصوص دیدگاه دو متفکر [[مسلمان]] [[علامه طباطبائی]] و [[استاد مطهری]] را ذکر می‌کنیم.
بر این اساس، هر امر و راهکاری که موجب دوری انسان از غایت نهایی‌اش گردد، محکوم و غیرمشروع خواهد بود؛ از این رو [[انتخاب]] عقیده‌ای [[باطل]]، مثلاً [[بت‌پرستی]]، ستاره‌پرستی یا [[تحریف]] در [[دین الهی]]، به دلیل اینکه موجب دوری انسان از غایت نهایی می‌شود، با [[مخالفت]] و مقابله [[پیامبران]] روبه‌رو می‌شد، زیرا اصل [[حرمت]] انسانیت انسان و سعادت [[جاودانگی]] او بر هر امری، هر چند عقیده خود انسان، ترجیح دارد. به تقریر دیگر، [[برگزیدن]] دین الهی و اصل [[توحید]] یکی از [[حقوق]] طبیعی و [[فطری]] [[انسانی]] است و انتخاب عقیده منافی آن در [[حقیقت]] به معنای [[تعدی]] به [[حق]] طبیعی انسانی بوده و محکوم است و هرگونه مقابله با چنین عقیده‌ای [[مشروع]] است. تا با زوال آن، اندیشه بتواند جایگزین آن شود. “دیو چو بیرون رود [[فرشته]] درآید”. در این خصوص دیدگاه دو متفکر [[مسلمان]] [[علامه طباطبائی]] و [[استاد مطهری]] را ذکر می‌کنیم.
خط ۴۱: خط ۵۱:
مبنای این دیدگاه در [[فقه]]، بعضی [[مبانی کلامی]] است، مانند [[فلسفه بعثت]] و [[قاعده لطف]] که از آنها در فقه به عنوان اصل موضوعه استفاده می‌شود. علاوه بر آن، [[آیات]] و [[روایات]] مختلفی درباره [[دعوت]] [[کفار]] به اسلام و [[مشروعیت]] [[جنگ]] با آنان وجود دارد که حاکی از تقدم اندیشه بر عقیده است- تفصیل و تحلیل این آیات و روایات در بحث بعدی و همچنین بحث “جهاد ابتدایی” خواهد آمد<ref>برای توضیح بیشتر ر.ک: محمدحسن قدردان قراملکی، قرآن و پلورالیزم.</ref>.
مبنای این دیدگاه در [[فقه]]، بعضی [[مبانی کلامی]] است، مانند [[فلسفه بعثت]] و [[قاعده لطف]] که از آنها در فقه به عنوان اصل موضوعه استفاده می‌شود. علاوه بر آن، [[آیات]] و [[روایات]] مختلفی درباره [[دعوت]] [[کفار]] به اسلام و [[مشروعیت]] [[جنگ]] با آنان وجود دارد که حاکی از تقدم اندیشه بر عقیده است- تفصیل و تحلیل این آیات و روایات در بحث بعدی و همچنین بحث “جهاد ابتدایی” خواهد آمد<ref>برای توضیح بیشتر ر.ک: محمدحسن قدردان قراملکی، قرآن و پلورالیزم.</ref>.


'''عدم [[تحمیل]] اندیشه بر عقیده''': در صفحات پیشین به تفاوت اندیشه و عقیده و همچنین ترجیح اولی بر دومی اشاره شد، لکن لازمه آن تحمیل اندیشه بر عقیده نیست، به گونه‌ای که صاحب عقیده، هر چند عقیده باطل، با [[اجبار]] و [[اکراه]] از عقیده خود دست بردارد، بلکه این تفاوت مربوط به وعاء نظر و [[واقعیت]] است و از آن، تحمیل عقیده، هر چند با فشار و [[سیطره]] [[استنتاج]] نمی‌شود. مبانی این دیدگاه به تفصیل خواهد آمد، در این جا به [[رأی]] دو [[فقیه]] معاصر در این خصوص بسنده می‌کنیم.
'''۳. عدم [[تحمیل]] اندیشه بر عقیده'''
 
در صفحات پیشین به تفاوت اندیشه و عقیده و همچنین ترجیح اولی بر دومی اشاره شد، لکن لازمه آن تحمیل اندیشه بر عقیده نیست، به گونه‌ای که صاحب عقیده، هر چند عقیده باطل، با [[اجبار]] و [[اکراه]] از عقیده خود دست بردارد، بلکه این تفاوت مربوط به وعاء نظر و [[واقعیت]] است و از آن، تحمیل عقیده، هر چند با فشار و [[سیطره]] [[استنتاج]] نمی‌شود. مبانی این دیدگاه به تفصیل خواهد آمد، در این جا به [[رأی]] دو [[فقیه]] معاصر در این خصوص بسنده می‌کنیم.


[[امام خمینی]] [[فلسفه سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مکتب فقهی]] [[امامیه]] را بر [[آزاد]] گذاشتن [[پیروان]] همه [[ادیان]] و مسالک معرفی می‌کند که آن با عدم [[مشروعیت جهاد]] محقق می‌شود: اگر [[حکومتی]] با [[قانون]] اسلام پیش بیاید و [[مذهب تشیع]] آن را پیش ببرد، بنابر آن است که همین رویه ([[دفاع از حق]]) را پیش ببرد، هیچ [[انسانی]] را براساس مسلک مذهبی تحت فشار و سلب [[آزادی]] قرار ندهد. تمامی [[انسان‌ها]] در [[مذهب تشیع]] - آزادند، مستقل هستند<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۵۳۲ و ۵۳۳ (تاریخ ۶ بهمن ۵۷).</ref>.
[[امام خمینی]] [[فلسفه سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مکتب فقهی]] [[امامیه]] را بر [[آزاد]] گذاشتن [[پیروان]] همه [[ادیان]] و مسالک معرفی می‌کند که آن با عدم [[مشروعیت جهاد]] محقق می‌شود: اگر [[حکومتی]] با [[قانون]] اسلام پیش بیاید و [[مذهب تشیع]] آن را پیش ببرد، بنابر آن است که همین رویه ([[دفاع از حق]]) را پیش ببرد، هیچ [[انسانی]] را براساس مسلک مذهبی تحت فشار و سلب [[آزادی]] قرار ندهد. تمامی [[انسان‌ها]] در [[مذهب تشیع]] - آزادند، مستقل هستند<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۵۳۲ و ۵۳۳ (تاریخ ۶ بهمن ۵۷).</ref>.
۱۳۳٬۶۴۴

ویرایش