پرش به محتوا

بنی‌عنس در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۵: خط ۱۵:
با [[ظهور اسلام]] در [[مکه]]، برخی از عنسی‌های مقیم این [[شهر]] به جرگه [[مسلمین]] پیوستند که [[عمار بن یاسر عنسی]] و پدر و مادرش از آن جمله بودند.<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۶۲۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۴۷۳.</ref> [[اعتقاد]] به این [[دین]] نوظهور موجب شد تا آنان، علی‌رغم [[همپیمانی]] با [[بنی مخزوم]] سخت مورد [[اذیت]] و [[آزار مشرکین]] مکه قرار گیرند و [[یاسر]] و [[سمیه]] –پدر و مادر [[عمار]]- در زیر این [[شکنجه‌ها]] [[جان]] سپرند.<ref>ر. ک. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۸۹.</ref> با این حال، و با وجود آنکه [[آل]] یاسر از [[نخستین مسلمانان]] این [[قبیله]] محسوب می‌شدند، لکن [[نفوذ اسلام]] در این قبیله از سالهای بین هشتم تا یازدهم [[هجری]]،<ref>الموسوعة العربیه، مقاله مذحج.</ref> در پی ارسال [[سرایا]] از سوی [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[وفود]] [[قبایل مذحجی]] به [[مدینه]] محقق گردید.
با [[ظهور اسلام]] در [[مکه]]، برخی از عنسی‌های مقیم این [[شهر]] به جرگه [[مسلمین]] پیوستند که [[عمار بن یاسر عنسی]] و پدر و مادرش از آن جمله بودند.<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۶۲۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۴۷۳.</ref> [[اعتقاد]] به این [[دین]] نوظهور موجب شد تا آنان، علی‌رغم [[همپیمانی]] با [[بنی مخزوم]] سخت مورد [[اذیت]] و [[آزار مشرکین]] مکه قرار گیرند و [[یاسر]] و [[سمیه]] –پدر و مادر [[عمار]]- در زیر این [[شکنجه‌ها]] [[جان]] سپرند.<ref>ر. ک. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۸۹.</ref> با این حال، و با وجود آنکه [[آل]] یاسر از [[نخستین مسلمانان]] این [[قبیله]] محسوب می‌شدند، لکن [[نفوذ اسلام]] در این قبیله از سالهای بین هشتم تا یازدهم [[هجری]]،<ref>الموسوعة العربیه، مقاله مذحج.</ref> در پی ارسال [[سرایا]] از سوی [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[وفود]] [[قبایل مذحجی]] به [[مدینه]] محقق گردید.


در [[سال دهم هجرت]]، [[رسول خدا]]{{صل}}، سریه‌ای را به [[فرماندهی]] [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} به [[یمن]] فرستاد. علی{{ع}} به طائفه‌ای از [[مذحجیان]] برخوردند و آنان را به اسلام فراخواندند، اما آنان نپذیرفتند و گریختند. حضرت با آنان جنگید و بیست نفرشان را کشت و بقیه [[تسلیم]] شدند. علی{{ع}} بار دیگر آنان را به اسلام [[دعوت]] کرد و آنان پذیرفتند و تعدادی از سرانشان با ایشان [[بیعت]] کردند.<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۷۷-۱۰۷۸؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۲۳۸</ref> علاوه بر این سرایا، وفودی نیز از سوی برخی مذحجیان به مدینه صورت گرفت که در انتشار بیش از پیش اسلام در بین مذحجیان و از جمله عنسی‌ها بسیار مؤثر بود. این وفود از [[سال هشتم هجری]] آغاز و تا [[سال یازدهم هجری]] ادامه یافت. نخستین [[وفد]] توسط [[مردم]] صداء انجام پذیرفت و سپس بطونی مانند زُبيد، سعد العشيرة، جُعْفيّ، رُّها، عَنْس، بني حارث بن كعب و سپس آخرین شان وفد مردم [[نَخَع]] بود که در سال یازده بعد از [[هجرت]] انجام گرفت.<ref>الموسوعة العربیه، مقاله مذحج.</ref>
در [[سال دهم هجرت]]، [[رسول خدا]]{{صل}}، سریه‌ای را به [[فرماندهی]] [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} به [[یمن]] فرستاد. علی{{ع}} به طائفه‌ای از [[مذحجیان]] برخوردند و آنان را به اسلام فراخواندند، اما آنان نپذیرفتند و گریختند. حضرت با آنان جنگید و بیست نفرشان را کشت و بقیه [[تسلیم]] شدند. علی{{ع}} بار دیگر آنان را به اسلام [[دعوت]] کرد و آنان پذیرفتند و تعدادی از سرانشان با ایشان [[بیعت]] کردند.<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۷۷-۱۰۷۸؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۲۳۸</ref> علاوه بر این سرایا، وفودی نیز از سوی برخی مذحجیان به مدینه صورت گرفت که در انتشار بیش از پیش اسلام در بین مذحجیان و از جمله عنسی‌ها بسیار مؤثر بود. این وفود از [[سال هشتم هجری]] آغاز و تا [[سال یازدهم هجری]] ادامه یافت. نخستین [[وفد]] توسط [[مردم]] صداء انجام پذیرفت و سپس بطونی مانند زُبید، سعد العشیرة، جُعْفیّ، رُّها، عَنْس، بنی حارث بن کعب و سپس آخرین شان وفد مردم [[نَخَع]] بود که در سال یازده بعد از [[هجرت]] انجام گرفت.<ref>الموسوعة العربیه، مقاله مذحج.</ref>
همچنين در وفدی، مردى از [[عنس]] به حضور [[رسول خدا]]{{صل}} در مدينه رفت و [[اسلام]] آورد. این مرد که [[ربیعه]] نام داشت مدّتى در مدينه ماند و پس از آن، جهت خداحافظی، نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفت. حضرت نیز به او [[اذن]] خروج دادند و به وی زاد و [[توشه]] [[سفر]] اعطا کردند و فرمودند: چنانچه در اثنای سفر [[احساس]] [[ناراحتی]] کرد، فوراً خود را به نزدیکترین [[آبادی]] برساند. او رفت و در میانه راه، احساس [[درد]] و ناراحتی بدو دست داد؛ پس به نزدیکترین آبادی [[پناه]] برد و مدتی بعد، در همان جا درگذشت.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۸؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۶، ص۳۸۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
همچنین در وفدی، مردی از [[عنس]] به حضور [[رسول خدا]]{{صل}} در مدینه رفت و [[اسلام]] آورد. این مرد که [[ربیعه]] نام داشت مدّتی در مدینه ماند و پس از آن، جهت خداحافظی، نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفت. حضرت نیز به او [[اذن]] خروج دادند و به وی زاد و [[توشه]] [[سفر]] اعطا کردند و فرمودند: چنانچه در اثنای سفر [[احساس]] [[ناراحتی]] کرد، فوراً خود را به نزدیکترین [[آبادی]] برساند. او رفت و در میانه راه، احساس [[درد]] و ناراحتی بدو دست داد؛ پس به نزدیکترین آبادی [[پناه]] برد و مدتی بعد، در همان جا درگذشت.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۸؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۶، ص۳۸۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.


==[[عنس]] پس از [[رحلت نبی خاتم]]{{صل}}==
==[[عنس]] پس از [[رحلت نبی خاتم]]{{صل}}==
۸۲٬۰۵۹

ویرایش