پرش به محتوا

معاویه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۵۹۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ اوت ۲۰۲۳
خط ۲۰۲: خط ۲۰۲:


اما [[حجاز]] به اعتباری از معاویه [[انتقام]] گرفت؛ زیرا به عده‌ای از شخصیت‌های اسلامی برجسته، نظیر حسن {{ع}}، برادرش حسین {{ع}}، [[عبدالله بن زبیر]] و دیگران روی آورد. ازآن رو [[معاویه]] منطقه یاد شده را مستقیماً زیر نظر گرفت و استاندارانی از [[خاندان اموی]] برای آنجا تعیین کرد تا مجری سیاستی باشند که وی ترسیم می‌کند. [[مدینه]] در دست [[مروان بن حَکَم]] و [[سعید بن عاص]] اداره می‌شد<ref>طبری، تاریخ الرسل والملوک، ص۱۷۲ و ۲۳۲.</ref>. علاوه بر آن، فعالیت‌های مختلف غیرسیاسی، نظیر [[شعر]]، موسیقی، آواز و [[علوم دینی]] را [[تشویق]] می‌کرد. این مسئله [[مکه]] و مدینه را به یکی از مهم‌ترین مراکز [[زندگی اجتماعی]] در آن [[زمان]] تبدیل کرد<ref>بیضون، ملامح التیارات السیاسیة فی القرن الاول الهجری، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۳۲.</ref>.
اما [[حجاز]] به اعتباری از معاویه [[انتقام]] گرفت؛ زیرا به عده‌ای از شخصیت‌های اسلامی برجسته، نظیر حسن {{ع}}، برادرش حسین {{ع}}، [[عبدالله بن زبیر]] و دیگران روی آورد. ازآن رو [[معاویه]] منطقه یاد شده را مستقیماً زیر نظر گرفت و استاندارانی از [[خاندان اموی]] برای آنجا تعیین کرد تا مجری سیاستی باشند که وی ترسیم می‌کند. [[مدینه]] در دست [[مروان بن حَکَم]] و [[سعید بن عاص]] اداره می‌شد<ref>طبری، تاریخ الرسل والملوک، ص۱۷۲ و ۲۳۲.</ref>. علاوه بر آن، فعالیت‌های مختلف غیرسیاسی، نظیر [[شعر]]، موسیقی، آواز و [[علوم دینی]] را [[تشویق]] می‌کرد. این مسئله [[مکه]] و مدینه را به یکی از مهم‌ترین مراکز [[زندگی اجتماعی]] در آن [[زمان]] تبدیل کرد<ref>بیضون، ملامح التیارات السیاسیة فی القرن الاول الهجری، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۳۲.</ref>.
==== تعویض پایتخت خلافت ====
معاویه برای ملک‌داری مجموعه‌ای از امکانات و توانایی‌ها را به‌کار گرفت و مرکز خلافت را به [[دمشق]] منتقل کرد؛ زیرا به [[وفاداری]] مردم [[شام]] به بنی امیه [[اطمینان‌]] داشت‌. در طول مدت [[خلافت بنی امیه]] - جز در یک مقطع زمانی خاص - و حتی طی سالیان پس از آن نیز این [[وفاداری]] به طور کلی پا برجا بود. به گفته [[ولهاوزن]]<ref>الدولة العربیة و سقوط‌ها، ولهاوزن، یولیوس، ترجمه یوسف عش، دمشق: ۱۳۷۶ قمری / ۱۹۵۶ میلادی، ص۱۰۸.</ref> [[معاویه]] از دیر باز با [[مردم]] [[شام]] [[منافع]] مشترک ایجاد کرده بود. اگر چه از گذشته‌های دور برخی از [[قبایل عرب]] به شام [[مهاجرت]] کرده بودند، ولی با توجه به سابقه عموم [[شامیان]] در برخورداری از [[حکومت]] مرکزی‌، شاید معاویه برای [[اثبات]] [[مشروعیت]] خود، کم‌تر از دیگر نقاط به [[حفظ]] اصول [[اسلامی]] نیاز داشت‌.<ref>الدولة العربیة و سقوط‌ها، ولهاوزن، یولیوس، ترجمه یوسف عش، دمشق: ۱۳۷۶ قمری / ۱۹۵۶ میلادی، ص۱۰۹.</ref>
با این همه‌، بر خلاف آن‌چه به نظر می‌رسد، [[دمشق]] دست‌کم در طول مدت [[خلافت]] معاویه‌، [[اقامتگاه]] اصلی [[بنی امیه]] شمرده نمی‌شد. در واقع معاویه با [[عبرت]] گرفتن از [[سرنوشت]] [[عثمان]] در طول خلافت کوشید [[روابط]] خود با بنی امیه را در جهت [[حفظ منافع]] کلی خلافت تنظیم کند. وی [[مروان بن حکم]] را مدتی به [[ولایت]] [[مدینه]] گماشت‌، اما بعدها روابط او با [[خلیفه]] به سردی‌گرایید و حتی معاویه [[میزان]] [[سرسپردگی]] او را در معرض [[آزمایش]] قرار داد.<ref>ر. ک: تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی. طبری، ج۵، ص۱۷۲، ۲۳۱-۲۳۲، ۲۹۲-۲۹۵.</ref>


====سیاست داخلی====
====سیاست داخلی====
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش