عصمت در تلقی وحی: تفاوت میان نسخهها
←هدایت تکوینی و عصمت
| خط ۱۱۹: | خط ۱۱۹: | ||
'''ثانیاً''': اینکه [[عقل انسانها]] در طول سالیان متمادی نتوانسته است [[قانون]] کاملی برای [[سعادت بشر]] سامان دهد، لزوماً بدان معنا نیست که [[هدایت تکوینی]][[بشر]] در هیچ زمانی به عهده [[عقل]] او گذاشته نشده است. یعنی، با این بیان نیاز به [[وحی]] در همه زمانها [[اثبات]] نمیشود. چون این احتمال- هر چند بسیار [[ضعیف]] باشد- وجود دارد که [[عقل انسان]] در [[آینده]] چنان کامل شود که بتواند قانونی کامل و [[سعادتبخش]] را تدوین کند. | '''ثانیاً''': اینکه [[عقل انسانها]] در طول سالیان متمادی نتوانسته است [[قانون]] کاملی برای [[سعادت بشر]] سامان دهد، لزوماً بدان معنا نیست که [[هدایت تکوینی]][[بشر]] در هیچ زمانی به عهده [[عقل]] او گذاشته نشده است. یعنی، با این بیان نیاز به [[وحی]] در همه زمانها [[اثبات]] نمیشود. چون این احتمال- هر چند بسیار [[ضعیف]] باشد- وجود دارد که [[عقل انسان]] در [[آینده]] چنان کامل شود که بتواند قانونی کامل و [[سعادتبخش]] را تدوین کند. | ||
البته میتوان با تصرفات اندکی در این [[برهان]]، آن را به همان [[برهان]] [[اول]] برگرداند. به این صورت که بگوییم: اگر راه [[سعادت]] به [[انسان]] ارائه نشود، نقض غرض شده و [[آفرینش]] [[آدمی]]، [[لغو]] و [[بیهوده]] خواهد بود. از این رو میتوان گفت که "اراده تکوینی" [[خداوند]] به "[[هدایت تشریعی]]" [[انسان]] تعلق گرفته است. به عبارت دیگر، به اقتضای [[حکمت خداوند]] میبایست راه [[سعادت انسان]] به او نشان داده شود. پس "باید" [[انبیا]] و پیامآوران راه [[سعادت]]، [[وحی]] و [[پیام الهی]] را درست و کامل دریافت کرده، به همان صورت به امتهای خود برسانند. دور از احتمال نیست که مراد مرحوم [[علامه طباطبایی]] نیز همین بوده است؛ آنجا که میفرماید: مدلول [[وحی]] که یک [[سلسله]] دستوراتی است که [[اختلافات]] بشری را طبق اقتضای [[عصر]] رفع کرده و [[سعادت]] [[جامعه انسانی]] را تأمین مینماید، باید به گوش همین [[جامعه]]، با کفالت دستگاه [[آفرینش]]، برسد. بدیهی است که در این میانه، خطایی واقع نخواهد شد<ref>وحی یا شعور مرموز، ص۱۹.</ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص۹۸-۱۰۵.</ref> | البته میتوان با تصرفات اندکی در این [[برهان]]، آن را به همان [[برهان]] [[اول]] برگرداند. به این صورت که بگوییم: اگر راه [[سعادت]] به [[انسان]] ارائه نشود، نقض غرض شده و [[آفرینش]] [[آدمی]]، [[لغو]] و [[بیهوده]] خواهد بود. از این رو میتوان گفت که "اراده تکوینی" [[خداوند]] به "[[هدایت تشریعی]]" [[انسان]] تعلق گرفته است. به عبارت دیگر، به اقتضای [[حکمت خداوند]] میبایست راه [[سعادت انسان]] به او نشان داده شود. پس "باید" [[انبیا]] و پیامآوران راه [[سعادت]]، [[وحی]] و [[پیام الهی]] را درست و کامل دریافت کرده، به همان صورت به امتهای خود برسانند. دور از احتمال نیست که مراد مرحوم [[علامه طباطبایی]] نیز همین بوده است؛ آنجا که میفرماید: مدلول [[وحی]] که یک [[سلسله]] دستوراتی است که [[اختلافات]] بشری را طبق اقتضای [[عصر]] رفع کرده و [[سعادت]] [[جامعه انسانی]] را تأمین مینماید، باید به گوش همین [[جامعه]]، با کفالت دستگاه [[آفرینش]]، برسد. بدیهی است که در این میانه، خطایی واقع نخواهد شد<ref>وحی یا شعور مرموز، ص۱۹.</ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص۹۸-۱۰۵.</ref> | ||
=== [[ادله نقلی]] === | === [[ادله نقلی]] === | ||