←ولادت و تربیت
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
[[دولت]] [[روم]] در دربار [[بنیامیه]] [[نفوذ]] داشت و برخی از [[مسیحیان]] روم در دربار [[شام]] به عنوان [[مستشار]] حضور داشتند. [[مورخان]] تصریح میکنند که به هنگام [[حرکت امام حسین]]{{ع}} به سوی [[کوفه]]، یزید به توصیه «سَرْجون» [[رومی]] «عبیدالله زیاد» را که [[والی بصره]] بود (با [[حفظ]] سِمَت) به [[حکومت کوفه]] نیز [[منصوب]] کرد. [[سرجون]] این توصیه را به نقل از [[معاویه]] به یزید نمود<ref>کامل ابن اثیر، ج۴، ص۲۳؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۲۵۸. سرجون هم پیاله یزید در بادهنوشی نیز بود (انساب الاشراف، ج۵، ص۳۰۱).</ref>. | [[دولت]] [[روم]] در دربار [[بنیامیه]] [[نفوذ]] داشت و برخی از [[مسیحیان]] روم در دربار [[شام]] به عنوان [[مستشار]] حضور داشتند. [[مورخان]] تصریح میکنند که به هنگام [[حرکت امام حسین]]{{ع}} به سوی [[کوفه]]، یزید به توصیه «سَرْجون» [[رومی]] «عبیدالله زیاد» را که [[والی بصره]] بود (با [[حفظ]] سِمَت) به [[حکومت کوفه]] نیز [[منصوب]] کرد. [[سرجون]] این توصیه را به نقل از [[معاویه]] به یزید نمود<ref>کامل ابن اثیر، ج۴، ص۲۳؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۲۵۸. سرجون هم پیاله یزید در بادهنوشی نیز بود (انساب الاشراف، ج۵، ص۳۰۱).</ref>. | ||
«[[ابوالفرج اصفهانی]]» درباره همنشینان یزید میگوید: «در طلیعه ندیمان یزید، [[شاعری]] [[مسیحی]] به نام «اخطل» قرار داشت. این دو تن با هم شراب مینوشیدند و ساز و [[آواز]] میشنیدند و یزید وی را در سفرها به همراه خود میبرد. پس از [[مرگ یزید]] و انتقال [[خلافت]] به [[مروانیان]]، اخطل در دوران خلافت [[عبدالملک مروان]]، از [[نزدیکان]] او قرار گرفت و هر [[زمان]] میخواست، نزد او میرفت، در حالی که گردنبند طلا در گردن داشت و قطرات خمر از موی صورتش میچکید»<ref>الاغانی، ج۷، ص۱۷۰ (مطابق نقل حیاة الامام الحسین{{ع}}، ج۲، ص۱۸۴).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]] ص ۲۰۷.</ref>. | «[[ابوالفرج اصفهانی]]» درباره همنشینان یزید میگوید: «در طلیعه ندیمان یزید، [[شاعری]] [[مسیحی]] به نام «اخطل» قرار داشت. این دو تن با هم شراب مینوشیدند و ساز و [[آواز]] میشنیدند و یزید وی را در سفرها به همراه خود میبرد. پس از [[مرگ یزید]] و انتقال [[خلافت]] به [[مروانیان]]، اخطل در دوران خلافت [[عبدالملک مروان]]، از [[نزدیکان]] او قرار گرفت و هر [[زمان]] میخواست، نزد او میرفت، در حالی که گردنبند طلا در گردن داشت و قطرات خمر از موی صورتش میچکید»<ref>الاغانی، ج۷، ص۱۷۰ (مطابق نقل حیاة الامام الحسین{{ع}}، ج۲، ص۱۸۴).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]] ص ۲۰۷.</ref>. | ||
==== پرورش و تربیت نصرانی ==== | |||
پروررش نصرانی [[یزید]] او را وا میداشت تا باده نوشد و پرده درد. یزید در [[بادیه]] و نزد [[اقوام]] مادریاش که از [[قبیله]] [[بنی کلاب]] بودند، [[رشد]] و پرورش یافته بود. این قبیله در [[روزگار]] [[جاهلیت]] بر [[آیین نصرانی]] بود و هنوز به طور کامل از [[آداب و رسوم]] [[مسیحیت]] نرهیده بود. یزید [[دوران کودکی]] و [[نوجوانی]] خویش را در بادیه گذراند و افسار [[جان]] خویش را رها کرد و همراه با [[جوانان]] بنی کلاب در [[هرزگی]] و مستی و سگبازی [[غرق]] شد<ref>بنگرید به: شریف قرشی، باقر، حیاة الامام الحسین {{ع}}، ج۲، ص۱۸۰؛ شمس الدین، محمد مهدی، ثورة الحسین {{ع}}، ص۱۶۶؛ شمس الدین در این باره به مجموعهای از منابع تکیه داشته است، از جمله: فیلیپ حتی، تاریخ العرب، ج۲، ص۲۵۸؛ علائلی، عبدالله، سموالمعنی فی السمو الذات، ص۵۹ -۶۱؛ ولهاوزن، الدولة العربیة، ص۱۳۷.</ref>. | |||
علائلی میگوید: «اگر [[یقین]] یا شبه یقین وجود داشته باشد که [[تربیت]] یزید، [[تربیت اسلامی]] [[خالص]] نبوده است یا، به عبارت دیگر، [[مسیحی]] خالص بوده است، پس جایی برای [[شگفتی]] باقی نمیماند که وی آنچه را که [[جامعه]] مسلمانان بر آناند به هیچ گیرد و سبک شمارد و برای [[آداب]] و [[اعتقادات اسلامی]] هیچ حسابی نگشاید و برای آن ارزشی قائل نباشد، بلکه اگر غیر این باشد، شگفت است»<ref>علائلی، عبدالله، موالمعنی فی السمو الذات، ص۵۹؛ منقول از: شریف قرشی، باقر، حیاة الامام الحسین {{ع}}، ج۲، ص۱۸۰.</ref>. | |||
شرایط و شاخصههای [[زندگی]] نصرانی تنها در آغاز رشد و پرورش یزید با او همراه نبود، بلکه در طول زندگیاش او را [[همراهی]] کرد، حتی پس از آنکه بزرگ شد و ملازمان و ندیمانی گرفت و پس از آنکه پدرش [[معاویه]] مرد و او به جای پدرش بر تخت [[خلافت]] [[مسلمانان]] تکیه زد. | |||
[[ابوالفرج]] در الاغانی میگوید: «[[یزید بن معاویه]] در میان [[خلفا]] نخستین کسی بود که [[لهو و لعب]] را در [[روزگار]] [[اسلام]] [[سنت]] نهاد و خوانندگان را [[پناه]] داد و آشکارا [[خون]] ریخت و شراب در پیمانه. [[سرجون]] [[نصرانی]]، [[غلام]] [[آزاد]] شدهاش، واخطل هم پیاله او بودند»<ref>ابوالفرج اصفهانی، علی، الاغانی، ج۱۷، ص۳۰۰-۳۰۱.</ref>. | |||
اخطل - شاعر [[مسیحی]] که به [[فسق]] و [[فجور]] معروف بود - از ندیمان خاص و [[محبوب]] [[یزید]] بود و تقریباً در [[سفر]] و حضر از او جدا نمیشد. با هم شراب مینوشیدند و به آواز گوش میسپردند و هرگاه یزید میخواست به سفر رود، او را نیز با خود همراه میکرد. هنگامی که یزید به [[هلاکت]] رسید و خلافت به [[عبدالملک بن مروان]] رسید، اخطل را [[مقرب]] داشت چنان که بدون اجازه بر [[عبدالملک]] وارد میشد، در حالی که جبه ابریشمین بر تن و زنجیر طلا بر گردن داشت و شراب از ریش او میچکید»<ref>شریف قرشی، باقر، حیاة الامام الحسین {{ع}}، ج۲، ص۱۸۴-۱۸۵ به نقل از: ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج۷، ص۱۷۰؛ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۲۸.</ref>. | |||
اخطل – شاعر و ندیم یزید -[[انصار]] را هجو نمود و به یزید پناه برد. این داستان معروف است و ما، به خواست [[خدا]] آن را در جای خود ذکر خواهیم کرد.<ref>[[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، [[بر آستان عاشورا ج۱ (کتاب)|بر آستان عاشورا]]، ج۱، ص ۷۰.</ref> | |||
=== خصوصیات شخصی === | === خصوصیات شخصی === | ||