پرش به محتوا

یزید بن معاویه: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۰۷۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ اوت ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۸: خط ۶۸:
[[ابوالفرج اصفهانی]] از [[ابن ابی نبره]] از [[لقیط بن نصر محاربی]] [[روایت]] می‌کند که گفت: [[یزید بن معاویه]] در میان [[خلفا]] نخستین کسی بود که [[لهو و لعب]] را در [[روزگار]] اسلام [[سنت]] نهاد و آشکارا [[خون]] ریخت و شراب در پیمانه. [[سرجون]] [[نصرانی]]، [[غلام]] آزادشده‌اش، و اخطل هم پیاله او بودند. آوازخوانان دوره‌گرد و [[ناتوان]] نزد [[یزید]] می‌آمدند و می‌ماندند و او آنان را خلعت می‌بخشید و [[صله]] می‌داد. روزی آوازه‌خوانی برای او چنین خواند: «مردان کجایند که به داد مظلومی رسند که [[دارایی]] او در [[دل]] [[مکه]] جا مانده است و او از [[خانواده]] و [[یاران]] خویش دور است».
[[ابوالفرج اصفهانی]] از [[ابن ابی نبره]] از [[لقیط بن نصر محاربی]] [[روایت]] می‌کند که گفت: [[یزید بن معاویه]] در میان [[خلفا]] نخستین کسی بود که [[لهو و لعب]] را در [[روزگار]] اسلام [[سنت]] نهاد و آشکارا [[خون]] ریخت و شراب در پیمانه. [[سرجون]] [[نصرانی]]، [[غلام]] آزادشده‌اش، و اخطل هم پیاله او بودند. آوازخوانان دوره‌گرد و [[ناتوان]] نزد [[یزید]] می‌آمدند و می‌ماندند و او آنان را خلعت می‌بخشید و [[صله]] می‌داد. روزی آوازه‌خوانی برای او چنین خواند: «مردان کجایند که به داد مظلومی رسند که [[دارایی]] او در [[دل]] [[مکه]] جا مانده است و او از [[خانواده]] و [[یاران]] خویش دور است».
با شنیدن این [[شعر]]، حسن [[سخاوت]] و [[بخشندگی]] بر یزید چیره آمد و او چندان رقصید که بر [[زمین]] افتاد و سپس گفت: «آن قدر به او خلعت دهید که زیر آنها پنهان شود و چیزی از او دیده نشود». سپس آن قدر بر سر آن شاعر، [[جامه]] و جبه و ردای [[مطرف]] و [[ابریشم]] انداختند که در آنها پنهان شد»<ref>ابوالفرج اصفهانی، علی، الاغانی، ج۱۷، ص۳۰۰ - ۳۰۱.</ref>.
با شنیدن این [[شعر]]، حسن [[سخاوت]] و [[بخشندگی]] بر یزید چیره آمد و او چندان رقصید که بر [[زمین]] افتاد و سپس گفت: «آن قدر به او خلعت دهید که زیر آنها پنهان شود و چیزی از او دیده نشود». سپس آن قدر بر سر آن شاعر، [[جامه]] و جبه و ردای [[مطرف]] و [[ابریشم]] انداختند که در آنها پنهان شد»<ref>ابوالفرج اصفهانی، علی، الاغانی، ج۱۷، ص۳۰۰ - ۳۰۱.</ref>.
====== شب‌های سرخ عیش و نوش  ======
یکی دیگر از ویژگی‌های بارز یزید، شرابخواری بود به اندازه‌ای که در [[نوشیدن]] آن [[زیاده‌روی]] می‌کرد، او همواره مست بود و هیچگاه هشیار دیده نشد، از جمله اشعارش در وصف شراب چنین است: یارانی که شراب و می‌‌یکجا گردشان آورده و سروش [[تمایلات]] هواوهوس برایشان نغمه‌سرایی می‌کند سفارش می‌کنم که از [[نعمت‌ها]] و لذت‌های این [[دنیا]] بهره ببرید؛ زیرا هرچند دنیا به درازا بکشد باز هم ناپایدار است<ref>حیاة الامام الحسین، ج۲، ص۱۸۳ به نقل از تاریخ مظفری. {{عربی|أقولُ لصَحْبٍ ضَمَّتِ الكَأْسُ شَمْلَهُمْ... وَ دَاعِي صَبَابَاتِ الهَوَى يَتَرَنَّمُ * خُذُوا بنَصِيبٍ مِنْ نَعِيمٍ وَ لَذَّةٍ... فكُلٌّ وَ إِنْ طَالَ المدَى يَتَصَرَّمُ}}</ref>.
[[تاریخ‌نگاران]] از [[عبدالله بن حنظله]] که در پی [[شهادت]] جانسوز [[ابا عبدالله الحسین]] {{ع}} به اتّفاق جمعی از [[مردم مدینه]] به [[شام]] نزد [[یزید]] [[سفر]] کرده بود نقل کرده‌اند که: یزید را چنین توصیف می‌کرد: به [[خدا]] [[سوگند]]! نزد یزید که می‌رفتیم [[بیم]] داشتیم از [[آسمان]] بر ما سنگ ببارد؛ زیرا او فردی بود که با [[مادران]] و دختران‌ و [[خواهران]] [[ازدواج]] می‌کرد و شراب می‌نوشید و [[نماز]] را ترک می‌کرد. به خدا سوگند! اگر کسی همراه من نبود، برای [[رضای خدا]] آن‌چه را با خود داشتم آشکار می‌ساختم<ref>تاریخ ابن عساکر، ج۷، ص۳۷۲؛ تاریخ الخلفاء سیوطی، ص۸۱.</ref>.
اعضای آن [[هیئت]] اظهار داشتند: از نزد مردی بی‌دین می‌آییم که شراب می‌نوشید و چنگ می‌نواخت و با سگ‌ها [[بازی]] می‌کرد<ref>تاریخ ابن عساکر، ج۷، ص۳۷۲؛ تاریخ الخلفاء سیوطی، ص۸۱.</ref>.
از [[منذر بن زبیر]] نقل شده که در وصف یزید گفت: به خدا سوگند! وی شراب می‌نوشید. به خدا سوگند! به گونه‌ای مست می‌شد که نماز را ترک می‌کرد<ref>البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۱۶؛ کامل ابن اثیر، ج۴، ص۴۵.</ref>.
[[ابو عمر بن حفص]] با این سخن وی را توصیف می‌کند و می‌گوید: به خدا سوگند! با چشم خود دیدم یزید به گونه‌ای مست است که نماز را ترک می‌کند...<ref>البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۱۶.</ref>.
[[کفر یزید]] از اشعار ذیل که در وصف شراب گفته به خوبی پیدا است:
[[خورشید]] می‌که برجش قعر [[خم]] است، مشرقش ساقی و مغربش دهان من است، هرگاه از درون خم به پیاله ریزد، نظیر مردمی که در [[حطیم]] و [[زمزم]] به [[جنبش]] در آیند، جلوه‌گر می‌شود.
اگر روزی خوردن می‌در [[دین]] [[احمد]] [[حرام]] گردید، آن را بر مسلک و [[آیین]] [[مسیح]] [[فرزند مریم]]، بنوش<ref>تتمة المنتهی، ص۴۳. {{عربی|وَ شِمْسَةُ كَرْمٍ بُرْجُهَا قَعْرُ دَنِّهَا... فَمَطْلَعُهَا السَّاقِي وَ مَغْرِبُهَا فَمِي * إذَا نَزَلَتْ مِنْ دَنِّهَا فِي زُجَاجَةٍ... حَكَتْ نَفَرًا بَيْنَ الْحَطِيمِ وَ زَمْزَمِ * فَإِنْ حُرِّمَتْ يَوْمًا عَلَى دِينِ أَحْمَدَ... فَخُذْهَا عَلَى دِينِ الْمَسِيحِ بْنِ مَرْيَمَ}}</ref>.
[[مسعودی]] درباره او می‌گوید [[یزید]] تار و چنگ می‌نواخت و از باز شکاری و سگ و بوزینه و یوز، نگاهداری می‌کرد و همواره شراب می‌نوشید. پس از [[شهادت امام حسین]] {{ع}} روزی یزید بر سر سفره شراب نشسته بود و سمت راستش [[ابن زیاد]] قرار داشت، یزید رو به ساقی خود کرد و گفت:
جامی از می‌‌به من بنوشان که استخوان‌هایم را [[سیراب]] کند، سپس ابن زیاد را نیز چنین جامی بنوشان. ابن زیاد رازدار من است و پایه و اساس [[خلافت]] و جهادم به دست او [[استوار]] است<ref>{{عربی|اسقني شربة تروّي مشاشي... ثم مل فاسق مثلها ابن زياد * صاحب السرّ و الأمانة عندي... و لتسديد مغنمي و جهادي}}</ref>.
آن‌گاه [[دستور]] داد خوانندگان آواز سر دادند و همدمانش نیز مانند وی به [[فسق]] و [[فجور]] پرداختند، در دوران یزید، [[غنا]] و آوازه‌خوانی در [[مکه]] و [[مدینه]] پدیدار گشت و مراکز عیاشی و [[خوشگذرانی]] رواج یافت و [[مردم]] آشکارا به شراب‌خواری می‌پرداختند<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۹۴.</ref>.
در جای دیگری بر این معنا تأکید کرده و می‌گوید: وی را یزید مست باده‌نوش می‌نامیدند<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۹۴.</ref>.
یزید جمعی از همدمان هرزه و گستاخ داشت که شب‌های سرخ خویش را همراه با آنان با شراب و سازونواز سپری می‌کرد که در رأس آنها «اخطل» شاعر [[مسیحی]] هرزه قرار داشت. آن دو با یکدیگر شراب می‌نوشیدند و به آواز گوش فرا می‌دادند و هرگاه یزید آهنگ [[سفر]] می‌کرد «اخطل» را به همراه خود می‌برد. [[عبد الملک مروان]] که با هلاک شدن یزید به خلافت رسید، «اخطل» را به خود نزدیک ساخت، وی بدون [[رخصت]] قبلی بر [[مروان]] وارد می‌شد و ردایی از [[ابریشم]] بر دوش و بر گردنش زنجیری از طلا آویزان بود و از ریش او شراب‌ می‌چکید<ref>اغانی ابو الفرج اصفهانی، ج۷، ص۱۷۰.</ref>.
مطالعه [[زندگی]] گستاخانه [[یزید]] در دوران [[حیات]] پدرش برای [[درک]] علّت [[امتناع]] عموم [[صحابه]] و [[تابعان]] از تن در ندادن به [[بیعت]] یزید برای [[خلافت]]، کافی به نظر می‌رسد.
اهداف و مقاصد و خواسته‌های [[انحرافی]] یزید طی دوران کوتاه حکومتش به خوبی آشکار گردید. وی که با [[زور]] بر [[مسلمانان]] به نام [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[حاکمیت]] یافته بود آن‌گاه که دست پلیدش به ریختن [[خون]] نواده و گل خوشبوی [[رسول خدا]] {{صل}} [[حضرت ابا عبدالله الحسین]] {{ع}} [[آلوده]] گشت، از ابراز [[حقد]] و [[کینه]] خود نسبت به رسول خدا {{صل}} و [[انحراف]] از [[رسالت]] آن بزرگوار، پروایی به خود راه نداد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۱۳۹.</ref>


====هرزگی و بی‌بندوباری====
====هرزگی و بی‌بندوباری====
۲۲۴٬۸۸۸

ویرایش