←حمله یزیدیان به مدینه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۹۹: | خط ۲۹۹: | ||
عمال [[یزید]] با [[آتش]] زدن [[کعبه]] و دریدن [[حرمت]] [[حرم]] [[خدا]]، نشان دادند [[رفتاری]] که در [[کربلا]] انجام گرفت، [[افراط]] جمعی قلیل در منطقهای خاص نبود، بلکه چنین رفتاری از ماهیت نظام اموی نشأت میگرفت و عوامل [[حکومت]] یزیدی در آنجا و اینجا تفاوتی با هم نداشتند. آنچه در کربلا رخ داد و آنچه در [[مدینه]] پدید آمد و سرانجام آنچه در [[مکه]] اتفاق افتاد، با فریادهای پیاپی [[اطاعت]] از یزید همراه بود و این ماهیت نظام اموی است. حال به [[راحتی]] درمییابیم که چرا [[امام حسین]] {{ع}} [[مرگ]] را برای [[مؤمن]] سزاوارتر از [[تحمل]] نظام یزیدی میشمرد. | عمال [[یزید]] با [[آتش]] زدن [[کعبه]] و دریدن [[حرمت]] [[حرم]] [[خدا]]، نشان دادند [[رفتاری]] که در [[کربلا]] انجام گرفت، [[افراط]] جمعی قلیل در منطقهای خاص نبود، بلکه چنین رفتاری از ماهیت نظام اموی نشأت میگرفت و عوامل [[حکومت]] یزیدی در آنجا و اینجا تفاوتی با هم نداشتند. آنچه در کربلا رخ داد و آنچه در [[مدینه]] پدید آمد و سرانجام آنچه در [[مکه]] اتفاق افتاد، با فریادهای پیاپی [[اطاعت]] از یزید همراه بود و این ماهیت نظام اموی است. حال به [[راحتی]] درمییابیم که چرا [[امام حسین]] {{ع}} [[مرگ]] را برای [[مؤمن]] سزاوارتر از [[تحمل]] نظام یزیدی میشمرد. | ||
=====کشتار وسیع مردم مدینه===== | |||
این [[فاجعه]] در [[ذی حجه]] [[سال ۶۳ هجری]] واقع شد<ref>کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۲۰ و تاریخ طبری، ج۴، ص۳۷۴.</ref> و به واقعه «[[حرّه]]» نیز معروف است<ref>«حرّه» به معنای زمین سنگلاخی و سنگستان است و چون بخشی از مدینه از سنگلاخ و سنگهای آتشفشانی پوشیده شده است، آن منطقه «حرّه» نامیده شد و به علت پیدایش این فاجعه در آن منطقه و نفوذ سپاه شام به مدینه از طریق «حرّه و اقم» به «واقعه حرّه» نیز معروف شده است. (لسان العرب، واژه «حرّه»).</ref>. | |||
پس از [[حادثه خونین کربلا]] و [[آگاهی]] [[مردم]] از ماهیت یزید و [[پلیدی]] و [[خباثت]] وی، و اعلام [[قیام]] و [[جهاد]] از سوی «[[عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه]]» و برخی دیگر از صاحب نفوذان، [[انقلاب]] خونینی در [[مدینه]] آغاز شد. | |||
مردم مدینه نخست با [[عبدالله بن حنظله]] تا پای [[جان]] [[بیعت]] کردند و آنگاه «[[عثمان بن محمد بن ابوسفیان]]»، [[والی مدینه]] را بیرون کردند. [[بنیامیه]] در [[منزل]] [[مروان بن حکم]] [[اجتماع]] کردند و همگی در آنجا [[محبوس]] شدند. | |||
مردم مدینه یزید را از [[خلافت]] [[خلع]] کرده و به [[بدگویی]] و [[سبّ]] و [[لعن]] وی پرداختند. | |||
یزید که از ماجرا مطلع شد، [[لشکر]] عظیمی فراهم ساخت و [[فرماندهی]] آن را به عهده مردی [[خونریز]] به نام «[[مسلم بن عقبه]]» گذاشت<ref>معاویه به یزید سفارش کرده بود که در صورت نقض بیعت توسط مردم مدینه، آنها را با مسلم بن عقبه درهم بشکن! (کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۱۲ و الامامة و السیاسة، ج۱، ص۲۳۱).</ref>. | |||
این [[فرمانده]] سفاک، پس از محاصره مدینه، [[مقاومت]] آنان را درهم [[شکست]] و به [[قتل]] و [[غارت]] مدینه پرداخت و [[کشتار]] وسیعی را در این [[شهر]] به راه انداخت. | |||
[[ابن اثیر]] مینویسد: مسلم بن عقبه، مدینه را سه [[روز]] بر لشکریانش [[مباح]] ساخت که هرگونه بخواهند در آن عمل کنند. آنان به کشتار وسیع مردم پرداخته و [[اموال]] آنان را نیز غارت کردند<ref>کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۱۷.</ref>. | |||
[[ابن قتیبه]] مینویسد: یکی از [[سربازان]] شامی به [[منزل]] زنی وارد شد که [[کودکی]] شیرخوار داشت، سرباز از او اموالی را [[طلب]] کرد، [[زن]] اظهار داشت: هر چه [[مال]] در [[خانه]] داشتم، همه را به [[غارت]] بردند. | |||
سرباز [[سنگدل]] یزیدی طفل شیرخوار را از دامن مادر جدا کرد و در برابر چشم او چنان سرش را به [[دیوار]] کوبید که مغزش متلاشی شد<ref>الامامة و السیاسة، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. | |||
[[مسلم بن عقبه]] وقتی بر [[مردم]] مسلط شد، از آنان به عنوان [[بردگان]] یزید [[بیعت]] میگرفت که [[اختیار]] [[اموال]] و [[خانواده]] آنها به دست یزید میباشد که هرگونه بخواهد در آنها [[تصرف]] کند. هر کس [[امتناع]] میورزید، کشته میشد<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۳۸۱؛ کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۱۸؛ مروج الذهب، ج۳، ص۷۰. لازم به یادآوری است که به سبب نفوذ فاجعه عظیم کربلا در افکار عمومی، یزید دستور داده بود، در این ماجرا متعرض امام علی بن الحسین{{ع}} و خاندانش نشوند و آنها را از این نحوه بیعت مستثنا دانست.</ref>. | |||
در این [[فاجعه]] از بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] هزار و هفتصد تن و از سایر [[مسلمین]] ده هزار تن به [[قتل]] رسیدند<ref>الامامة و السیاسة، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. | |||
[[ابن ابی الحدید]] مینویسد: [[لشکریان]] [[شام]]، [[مردم مدینه]] را سر بریدند، آنگونه که قصاب، گوسفند را سر میبرد. چنان [[خونها]] ریخته شد، که قدمها در میان آنها فرو میرفت؛ [[فرزندان]] مهاجر و انصار و [[مجاهدان]] [[بدر]] را به قتل رساند و از آنها که باقی ماندند، به عنوان بردگان برای یزید بیعت گرفت<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۳، ص۲۵۹.</ref>. | |||
[[مورخان]] نوشتهاند که از بس مسلم بن عقبه [[خون]] بیگناهان را ریخت به «[[مُسرف]]» ([[خونریز]] بیحد و [[حصر]]) معروف شد<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۶۹؛ کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۲۰.</ref>. | |||
در این فاجعه به [[زنان]] [[مسلمان]] نیز [[بیحرمتی]] شد و جمعی از آنان مورد [[تجاوز]] قرار گرفتند<ref>الامامة و السیاسة، ج۲، ص۱۵.</ref>. | |||
[[یاقوت حموی]] در «معجم البلدان» مینویسد: در این فاجعه مسلم بن عقبه، زنان را نیز بر سربازان خویش [[مباح]] ساخت<ref>معجم البلدان، ج۲، ص۲۴۹ (واژه حره و اقم).</ref>. | |||
[[سیوطی]] (دانشمند معروف [[اهل سنت]]) نقل میکند که [[حسن بصری]] از این [[فاجعه]] یاد کرد و گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]! هیچ کس از آن حادثه [[نجات]] نیافت (یا کشته و یا زخمی شد و یا مورد [[آزار]] و [[توهین]] قرار گرفت)؛ گروه زیادی از [[صحابه]] و دیگر [[مسلمانان]] در آن ماجرا به [[قتل]] رسیدند؛ [[مدینه]] [[غارت]] شد و هزار دختر مورد [[تجاوز]] قرار گرفت!! | |||
سپس از روی [[تأسف]] و [[اندوه]] گفت: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref>. | |||
آنگاه ادامه داد: این در حالی است که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ أَخَافَ أَهْلَ الْمَدِینَةِ أَخَافَهُ اللهُ وَ عَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَ الْمَلَائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ}}؛ «هر کس [[اهل]] مدینه را بترساند؛ [[خداوند]] او را مورد [[خوف]] و [[خشم]] خود قرار خواهد داد و [[لعنت خدا]] و [[فرشتگان]] و همه [[مردم]] بر او باد!»<ref>تاریخ الخلفاء، ص۲۳۳. این [[روایت]] از رسول خدا{{صل}} در کتابهای معتبر اهل سنت با تعبیرات مختلفی آمده است؛ [[رجوع]] کنید به: [[صحیح مسلم]]، کتاب الحج، باب فضل [[المدینة]]، [[حدیث]] ۱۰ و ۱۶؛ [[مسند احمد]]، ج۴، ص۵۵؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۲۴۶- ۲۴۷. | |||
برای [[آگاهی]] بیشتر از [[واقعه حره]] و [[کشتار]] عظیم مردم رجوع کنید به: [[تاریخ]] [[طبری]]، ج۴، ص۳۷۰- ۳۸۱؛ کامل [[ابن اثیر]]، ج۴، ص۱۱۱- ۱۲۱؛ [[انساب الاشراف]]، ج۵، ص۳۳۷- ۳۵۵.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]] ص ۲۱۴.</ref>. | |||
==مواضع و فعالیتهای تخریبی== | ==مواضع و فعالیتهای تخریبی== | ||