←دشمنی با پیامبر و اهل بیت{{عم}}
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۷۶: | خط ۳۷۶: | ||
==== دشمنی با پیامبر و اهل بیت{{عم}} ==== | ==== دشمنی با پیامبر و اهل بیت{{عم}} ==== | ||
وجود یزید، سرشار از حقد و کینه نسبت به رسول خدا {{صل}} بود؛ زیرا پیامبر در [[جنگ بدر]] وی را در [[مرگ]] اعضای خاندانش [[عزادار]] کرده بود آنگاه که یزید [[عترت]] [[پاک]] رسول خدا {{صل}} را [[کشتار]] نمود و شادمان و مسرور بر [[مسند]] [[حکومت]] تکیه زد (به [[خیال]] خود) در واقع [[انتقام]] خود را از پیامبر اکرم گرفته بود و [[آرزو]] میکرد پدرانش حضور داشته و [[شاهد]] [[انتقامگیری]] وی از [[خاندان پیامبر]] باشند و در این خصوص اشعار [[عبدالله بن زبعری]] را زمزمه میکرد: | |||
ای کاش نیای من که در جنگ بدر کشته شدند میبودند و ناله و فریاد [[خزرج]] را از برخورد نیزهها نظارهگر بودند و در این صورت از [[شادی]] و [[سرور]] فریاد سر میدادند که هان ای یزید! خسته نباشی، ما سروران و [[رهبران]] آنها را کشتیم و کشته شدن آنها عوض کشتههای جنگ بدر بود که سربهسر شد، [[بنی هاشم]] خلافت را به [[بازی]] گرفتند، نه از [[بهشت و دوزخ]] خبری است و نه [[وحی]] نازل شده است<ref>حیاة الامام الحسین، ج۲، ص۱۸۷، به نقل از البدایة و النهایة، ج۸، ص۱۹۲.</ref>. | |||
بلکه یزید هنگامی که [[عبدالله بن زبیر]] در [[مکّه]] بر ضدّ او دست به [[شورش]] زد، [[بیدینی]] و [[کفر]] خویش را علنی ساخت و همراه با سپاهی که برای [[سرکوب]] [[جنبش ابن زبیر]] اعزام کرد به وی نامهای نگاشت که [[شعر]] ذیل در آن آمده بود: | |||
تو خدای خود را در [[آسمان]] به [[یاری]] [[طلب]] و من مردان [[قبایل]] [[عک]] و اشعر را بر ضدّ تو فرا خواهم خواند<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۹۵.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۱۴۳.</ref> | |||
=== عملکرد سیاسی و اجتماعی === | === عملکرد سیاسی و اجتماعی === | ||
==== رویه و سیاست اداری ==== | ==== رویه و سیاست اداری ==== | ||