حق در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'شخصیت زدگی' به 'شخصیتزدگی') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = حق | | موضوع مرتبط = حق | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = حق | ||
| مداخل مرتبط = [[حق در قرآن]] - [[حق در حدیث]] - [[حق در نهج البلاغه]] - [[حق در | | مداخل مرتبط = [[حق در لغت]] - [[حق در قرآن]] - [[حق در حدیث]] - [[حق در نهج البلاغه]] - [[حق در فلسفه اسلامی]] - [[حق در فقه اسلامی]] - [[حق در اخلاق اسلامی]] - [[حق در معارف مهدویت]] - [[حق در فقه سیاسی]] - [[حق در معارف دعا و زیارات]] - [[حق در معارف و سیره سجادی]] - [[حق در جامعهشناسی اسلامی]] - [[حق در حقوق اسلامی]] - [[حق در خانواده]] - [[حق در علوم قرآنی]] - [[حق در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۲۹۹: | خط ۲۹۹: | ||
بنابراین نمیتوان هرگز جز درباره [[معصوم]]{{ع}} از مدار بودن شخصیتها برای [[حق]] سخن گفت و در مورد هرکس دیگری باید او را به حق سنجید نه اینکه حق را با او به [[داوری]] نشست.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شخصیتزدگی آفت تشخیص حق از باطل (مقاله)|شخصیتزدگی آفت تشخیص حق از باطل]].</ref>. | بنابراین نمیتوان هرگز جز درباره [[معصوم]]{{ع}} از مدار بودن شخصیتها برای [[حق]] سخن گفت و در مورد هرکس دیگری باید او را به حق سنجید نه اینکه حق را با او به [[داوری]] نشست.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شخصیتزدگی آفت تشخیص حق از باطل (مقاله)|شخصیتزدگی آفت تشخیص حق از باطل]].</ref>. | ||
==مفهومشناسی واژه [[قرآنی]] [[حقّ]]== | |||
واژه [[حق]] به معنای ثابت آمده است؛ مثلا [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ}} پس [[نام خدا]] را بر آن شتران [[قربانی]] ببرید در حالی که آنها برپای ایستادهاند؛ و چون به پهلو درغلتیدند و ثابت شدند، از آنها بخورید، و به [[تنگدست]] [[سائل]] و به بینوای غیر سائل بخورانید و [[اطعام]] دهید.<ref>سوره حج، آیه ۳۶.</ref> | |||
در این [[آیه]] بیان شده که پس از گفتن [[بسمله]] شتران قربانی را نحر کنید و هنگامی که بر [[زمین]] افتاد و [[جان]] دادند و «ثابت» شدند؛ آنان از گوشت آنها بخورید و بخورانید. | |||
بنابراین، اگر خدا در توصیف خویش میفرماید: {{متن قرآن|أَنَّهُ الْحَقُّ}}<ref>{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}} «به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref> به این معنا است که تنها وجود ثابت در هستی اوست، و دیگر چیزها همگی در حال [[تحول]] و تبدل و [[تغییر]] هستند. همچنین وقتی میگوییم این سخن یا چیز حق است؛ یعنی چیزی است که منشاء و خاستگاه آن [[حق تعالی]] است؛ بنابراین میتواند متصف به «[[حق]]» و ثابت شود؛ از همین روست که حق در برابر [[باطل]] به چیزهایی اطلاق میشود که دارای خاستگاه [[الهی]] بوده و از حق تعالی نشئت گرفته باشد؛ چراکه [[خدا]] بارها به این [[حقیقت]] اشاره کرده و میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ}}.<ref>سوره هود، آیه ۱۷؛ یونس، آیه ۹۴؛ سجده، آیه ۳؛ بقره، آیه ۱۴۷؛ آل عمران، آیه ۶۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن (مقاله)|حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن]].</ref>. | |||
==حق و [[حقوق]] قابل گذشت از نظر [[قرآن]]== | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، حق هر چیزی است که منسوب به خدا باشد و از خاستگاه الهی که حق مطلق است نشئت گرفته باشد. بنابراین، وقتی از حق و جمع آن حقوق سخن میگویم، اموری منسوب به حق تعالی است. | |||
بر اساس [[آموزههای قرآن]]، مجموعه ای از حقوق [[فطری]] برای [[انسان]] است که شامل [[حق حیات]]<ref>{{متن قرآن|مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ * وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «به همین روی بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس تنی را -جز به قصاص یا به کیفر تبهکاری در روی زمین- بکشد چنان است که تمام مردم را کشته است و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است؛ و بیگمان پیامبران ما برای آنان برهانها (ی روشن) آوردند آنگاه بسیاری از ایشان از آن پس، در زمین گزافکارند * و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخمها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۳۲ و ۴۵؛ {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} «بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی میرسانیم؛ و زشتکاریهای آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>، [[حق]] [[سکونت]]، حق [[ازدواج]]<ref>نساء، آیات ۳ و ۲۵ و ۱۲۷؛ بقره، آیات ۲۲۸ تا ۲۳۲</ref>، [[حق مهریه]]<ref>بقره، آیات ۱۷۸ و ۲۳۷</ref>، [[آزادی عقیده]] <ref>بقره، آیه ۲۵۶؛ آل عمران، آیه ۲۰؛ انسان، آیات ۳ و ۲۹</ref>، [[آزادی اندیشه]] <ref>بقره، آیات ۲۱۹ و ۲۶۶؛ آل عمران، آیه ۱۱۹</ref>، [[حق تجارت]]<ref>نساء، آیه ۳۲؛ بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۷۵ و ۲۷۸؛ ال عمران، آیه ۱۳۰؛ نساء، آیه ۲۹ و ۱۶۱؛ روم، آیه ۳۹</ref>، [[حق استفاده از طبیعت]] و نعمتهای آن<ref>بقره، آیات ۲۲ و ۲۹؛ اعراف، آیات ۱۰ و ۳۲</ref>، حق [[تصمیمگیری]] <ref>آل عمران، آیه ۱۵۹؛ انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیات ۱۱ و ۱؛ شوری، آیه ۳۸</ref>، [[حق تغذیه]] <ref>حاقه، آیه ۳۴؛ مدثر، آیه ۴۴؛ فجر، آیه ۱۸؛ بلد، آیات ۱۴ تا ۱۶</ref>، [[حق حضانت]] <ref>بقره، آیات ۲۳۲ و ۲۳۳؛ طلاق، آیه ۶؛ بقره، آیه ۲۳۳</ref>، [[حقوق]] آوارگان<ref>بقره، آیه ۱۹۱ و ۲۴۶؛ توبه، آیه ۱۳؛ حج، آیات ۳۹ و ۴۰</ref>، [[حق دادرسی]] و دسترسی عادلانه به [[قضا]]<ref>نساء، آیات ۵۸ و ۱۰۵</ref>، [[حق]] [[دفاع از خود]] در برابر [[ظالم]]<ref>{{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست * همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۳۹-۴۰.</ref>، حق [[عبادت]]<ref>{{متن قرآن|أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى * عَبْدًا إِذَا صَلَّى}} «به من بگو آن کس که، * بندهای را چون به نماز ایستد باز میدارد» سوره علق، آیه ۹-۱۰.</ref>، حق [[قصاص]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ * وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «ای مؤمنان! قصاص کشتگان بر شما مقرّر شده است: آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن، و اگر به کسی از جانب برادر (دینی)اش (یعنی ولیّ دم) گذشتی شود، (بر ولیّ دم است) که شایسته پیگیری کند و (بر قاتل است که) خونبها را به نیکی به او بپردازد، این آسانگیری و بخشایشی از سوی پروردگار شماست و هر که پس از آن از اندازه درگذرد عذابی دردناک خواهد داشت * و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگانی (نهفته) است؛ باشد که شما پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۷۸- ۱۷۹.</ref>، [[حق مالکیت]]<ref>بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۷۴ و ۲۷۹</ref>، [[حق]] [[وطن]] و [[مسکن]] مورد [[اطمینان]]<ref>بقره، آیات ۸۴ و ۲۴۶؛ حج، آیه ۴۰</ref> و مانند آنها میشود. | |||
از نظر [[قرآن]]، این [[حقوق]] [[فطری]] برای [[انسان]] از نظر [[تشریعی]] [[وحیانی]] نیز مورد [[تأیید]] قرار گرفته و در همه [[شرایع]] [[اسلامی]] مورد تأیید بر آنها زده شده است. | |||
اما از نظر قرآن، برخی از [[حقوقی]] که برای انسان به شکل فطری [[واجب]] و ثابت است، قابل گذشت است و برخی از آنها غیر قابل گذشت است. | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[انسانها]] میتوانند از برخی از حقوق خویش که برای آنان ثابت است، بگذرند و آن را اسقاط کرده یا حتی به دیگران انتقال دهند. | |||
باید توجه داشت که [[زندگی]] انسانها از نظر [[آموزههای وحیانی]] یک [[زندگی اجتماعی]] است که برخی بر برخی دیگر فضلیت و [[برتری]] داده شده و در قالب [[تسخیر]] یک دیگر را به [[استخدام]] میگیرند.<ref>{{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}} «آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند بهتر است» سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref> | |||
البته این [[فضلیتها]] و برتریهای [[اجتماعی]] برای ایجاد یک [[نظام]] مبتنی بر [[عدالت]] است تا همگان بتوانند به نیازهای فطری خویش پاسخ مناسبی دهند؛ زیرا اگر برای کسی فضلیتی و برتری است، به همان [[میزان]] [[تکالیف]] او نیز بیشتر و سختتر است. به عنوان نمونه [[برتری]] و فضلیت مردان بر [[زنان]] برای [[حمایت]] از زنان و تأمین [[نیازهای مالی]] و مادی آنان است.<ref>{{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا}} «مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از داراییهای خویش میبخشند؛ پس زنان نکوکردار، فرمانبردارند؛ در برابر آنچه خداوند (از حقوق آنان) پاس داشته است در نبود شوهر پاس (وی) میدارند و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (اگر تأثیر نکرد) در خوابگاهها از آنان دوری گزینید و (باز اگر تأثیر نکرد) بزنیدشان آنگاه اگر فرمانبردار شما شدند دیگر به زیان آنان راهی مجویید که خداوند فرازمندی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref> بنابراین، اگر نوعی [[حق]] [[فطری]] و برتری و فضلیت از این ساحت برای کسی است، [[مسئولیت]] و تکلیفی مضاعف نیز برای او وضع و [[جعل]] شده است. | |||
به هر حال، از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، معاشرتهای [[اجتماعی]] [[انسان]] در ساختار عدالتی است که ریشه در حق و [[حقیقت]] دارد؛ زیرا [[عدالت]] به معنای قرارگیری هر چیزی در موضع حقی است که [[خدا]] برای آن مقدّر کرده است؛ زیرا «اعطاء کل ذی حق حقه؛ یعنی بخشیدن حق هر صاحب حقی» همان دادن چیزی است که خدا برایش مقدر کرده است. همچنین «وضع کل شیء موضعه؛ قرارگیری هر چیزی در موضع مناسب خویش» نیز جز همان موضعی نیست که خدا برایش مقدر کرده است. بر این اساس، وقتی در معاشرتهای اجتماعی از [[عدالت اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] و مانند آنها سخن به میان میآید به معنای آن است که [[حق]] مقدر هر کسی به او داده شود که [[حق تعالی]] برای او مقدر کرده است. | |||
بنابراین، در [[نظام اجتماعی]] [[الهی]] هر کسی میبایست به همان حق مقدر خویش بر اساس ساختار [[عدالت]] دست یابد. این بدان معنا خواهد بود که عدم دسترسی یا ایجاد مانعیت در تحقق این شرایط به معنای [[ظلم]] به دیگری است. | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[نظام]] [[معاشرت]] [[اجتماعی]] اگر این گونه سامان یابد، به هیچ کسی ظلم و ستمی روا نخواهد شد؛ اما از آن جایی که [[فهم]] و [[ادراک]] افراد [[اجتماع]] یکسان نیست، و همچنین [[انسانها]] از نظر [[گرایشهای نفسانی]] در یک سطح نیستند؛ بلکه برخی از انسانها از نظر گرایشهای نفسانی از حالت [[اعتدال]] و استوا خارج میشوند و به [[شهوت]] و [[غضب]] و مانند آنها دچار میشوند، اگر بخواهیم بر اساس [[عدالت مطلق]] عمل کنیم، ممکن است نتوانیم یک نظام اجتماعی کاملی را ایجاد کنیم؛ بنابراین لازم است تا [[مردمان]] در معاشرت اجتماعی گاه از [[خطا]] و [[اشتباه]] کسانی در گذرند که از نظر سهم ادراکی به [[رشد]] نرسیدهاند و جوانانه و [[جاهلانه]] عمل و [[رفتار]] میکنند. همچنین گاه ممکن است که برخی از افراد اجتماع به سبب همان عدم [[رشد عقلی]] و [[غلبه]] شهوت و غضب، [[رفتاری]] را انجام دهند که موجب ظلم و [[تضییع حق]] یا [[حقوقی]] از دیگران میشود؛ در این موارد بهتر است که [[انسان]] از برخی از [[حقوق]] خویش بگذرد و [[عفو]] کند یا حتی از حق ثابت خویش بگذرد وبه دیگری در [[مقام]] [[اکرام]] [[ایثار]] کند. | |||
از همین روست که در آموزههای وحیانی قرآن هر چند که سخن از عدالت تقابلی و مثلی است<ref>{{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴؛ نحل، آیه ۱۲۶؛ الرحمن، آیه ۶۰</ref> اما از [[امت]] خواسته شده تا در [[مقام احسان]] [[عفو]] کنند و مثلا از [[حقوق مالی]] یا [[قصاص]] بگذرند<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «و اگر آنان را پیش از آمیزش و پس از آنکه کابین بریدهاید طلاق دهید پرداخت نیمی از کابین بر عهده شماست مگر آنان خود از آن بگذرند یا آن کس که رشته ازدواج در کف اوست در گذرد و گذشت کردنتان به پرهیزگاری نزدیکتر است و بخشش را میان خود فراموش مکنید که خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۷؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! قصاص کشتگان بر شما مقرّر شده است: آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن، و اگر به کسی از جانب برادر (دینی)اش (یعنی ولیّ دم) گذشتی شود، (بر ولیّ دم است) که شایسته پیگیری کند و (بر قاتل است که) خونبها را به نیکی به او بپردازد، این آسانگیری و بخشایشی از سوی پروردگار شماست و هر که پس از آن از اندازه درگذرد عذابی دردناک خواهد داشت» سوره بقره، آیه ۱۷۸.</ref> یا حتی بالاتر از چیزی که [[حق]] ثابت خویش استدر [[مقام]] [[اکرام]] [[ایثار]] کنند و نیازهای ضروری خویش را نادیده بگیرند واز غذای خویش به دیگران حتی [[دشمنان]] [[اسیر جنگی]] بدهند.<ref>{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}} «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند * (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا}} «و آنان که گواهی دروغ نمیدهند و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه میگذرند» سوره فرقان، آیه ۷۲.</ref> | |||
پس از نظر [[قرآن]]، [[انسان]] میتواند از برخی از [[حقوق]] ثابت خویش بگذرد و آن را نادیده بگیرد؛ زیرا این گونه میتوان به تعالی نفس خویش و دیگران کمک و [[یاری]] رساند و در [[مقام خلافت الهی]] برای دست یابی به کمال خویش و دیگران تلاش کرد و [[سعادت]] را برای همگان در [[دنیا]] و [[آخرت]] تأمین کرد و در حد [[استطاعت]] و توان رقم زد. | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]] و [[اسلام]]، انسان هماره در حالت [[معامله]] با دیگران برای برآورد نیازهای ضروری [[زندگی]] خویش است. از همین رو، شرایط در بسیاری از موارد به گونه ای رقم میخورد که انسان میبایست از برخی از حقوق ثابت خویش بگذرد. بر همین اساس در [[قوانین اسلامی]] تجویز شده که [[انسان]] برای ایجاد محیط سالم و کم تنش یا بیتنش بهتر است که از برخی از خیارات خویش بگذرد و آن را اسقاط کند؛ البته خیاراتی که به شخص یا [[جامعه]] ضرر سهمگین وارد نکند. پس اگر ضرری فاحش به شخص یا [[امت]] وارد نمیشود، میتوان از برخی از [[حقوق]] گذشت چنان از خیارات در [[عقود]] میگذرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن (مقاله)|حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن]].</ref>. | |||
==[[حق]] غیر قابل گذشت از نظر [[قرآن]]== | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، برخی از [[حقوق]] به عنوان «[[حق الله]]» ثابت است که نمیتوان از آنها گذشت و از آنها [[اعراض]] کرد. از جمله مهمترین حق الله که غیر قابل گذشت و اعراض است میتوان به [[دین داری]] اشاره کرد. | |||
از نظر قرآن، چگونه [[انسان]] میتواند از حق بگذرد وقتی این حق مربوط به [[سعادت]] فردی و جمعی [[بشر]] باشد؟! به عنوان نمونه چگونه میتوان از [[اسلام]] به عنوان [[صراط مستقیم]] اعراض کرد؟ چگونه میتوان از [[دعوت]] [[پیامبران]] اعراض کرد؟ بیگمان گذشت از این حقوق چیزی جز [[گرفتاری]] به [[باطل]] و [[هلاکت]] [[ابدی]] نیست. از همین روست که [[خدا]] در قرآن، [[حقوقی]] را به عنوان حق ثابت معرفی میکند که هرگز از آنها نمیتوان گذشت و اعراض کرد. همه این حقوق مربوط به سعادت [[بشریت]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] است. | |||
باید توجه داشت که اعراض از حقوق غیر قابل اعراض به معنای افتادن در هلاکت و [[شقاوت]] ابدی است؛ زیرا اگر از مهمترین حق الله آن است که او را [[بندگی]] کنیم و تنها او را [[معبود]] قرار دهیم، کسی که از آن اعراض میکند، از حق به باطل در افتاده است و هلاکت ابدی خویش را رقم زده است.<ref>{{متن قرآن|فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}} «این است خداوند پروردگار راستین شما بنابراین، پس از حقّ جز گمراهی چه خواهد بود؟ و چگونه (از حق) روی گردانتان میکنند؟» سوره یونس، آیه ۳۲؛ {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ * وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ}} «یا میگویند که جنونی دارد؛ (نادرست میگویند) بلکه او حقّ را برای آنان آورده است و بیشتر آنان حق ناپسندند * و اگر حقّ از خواستهای آنان پیروی میکرد آسمانها و زمین و هر که در آنهاست به تباهی میافتادند، بلکه ما قرآن را برای آنها آوردهایم اما آنان از قرآن خویش رو گردانند» سوره مؤمنون، آیه ۷۰-۷۱.</ref> | |||
از نظر [[قرآن]]، [[پیروی]] از [[هواهای نفسانی]] به معنای [[معبود]] قرار دادن آن است که ریشه در [[جهالت]] ظنی دارد<ref>{{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ}} «آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمیگیرید؟» سوره جاثیه، آیه ۲۳؛ {{متن قرآن|وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}} «بیشتر آنان جز از گمانی پیروی نمیکنند، به راستی گمان برای (شناخت) حقیقت، هیچ بسنده نیست. به یقین خداوند به آنچه انجام میدهند، داناست» سوره یونس، آیه ۳۶.</ref> و چنین شخصی در [[حقیقت]] از [[حق]] گذشته و از آن [[اعراض]] کرده و به سوی [[باطل]] رفته است.<ref>بقره، آیات 144 و 145؛ مائده، آیه 48؛ قصص، آیات 48 و50؛ ص، آیه 26</ref> | |||
در حقیقت اعراض از حق و [[گرایش به باطل]] چیزی جز پیروی از هواهای نفسانی، امور ظنی و جهالت [[عقلی]] و [[علمی]] نیست.<ref>انبیاء، آیه 24؛ یونس، آیه 36</ref> | |||
از نظر قرآن، تنها [[مشرکان]] و [[کافران]] نیستند که از حق اعراض کرده و دنبال باطل رفته اند<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ * فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}} «و (یاد کن) روزی را که همه آنان را گرد میآوریم سپس به مشرکان میگوییم: شما و شریکانتان در جای خود باشید! پس میان آنان جدایی میافکنیم و شریکانشان میگویند: شما ما را نمیپرستیدید * این است خداوند پروردگار راستین شما بنابراین، پس از حقّ جز گمراهی چه خواهد بود؟ و چگونه (از حق) روی گردانتان میکنند؟» سوره یونس، آیه ۲۸ و ۳۲؛ انبیاء، آیه 24؛ قصص، آیه 48</ref>، بلکه بسیاری از [[اهل]] از کتاب نیز از حقی میگذرند که نمیتوانند و نمیبایست از آن بگذرند.<ref>{{متن قرآن|قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ * وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ}} «گرداندن رؤیت را به آسمان، میبینیم پس رؤیت را به قبلهای که میپسندی خواهیم گرداند؛ اکنون به سوی مسجد الحرام رو کن و (همه) هرجا هستید به سوی آن روی کنید، و اهل کتاب بیگمان میدانند که آن (حکم) از سوی پروردگارشان، راستین است و خداوند از آنچه انجام میدهند غافل نیست * و اگر برای اهل کتاب هر نشانهای بیاوری از قبله تو پیروی نخواهند کرد و تو هم پیرو قبله آنان نخواهی بود و آنها نیز پیرو قبله یکدیگر نخواهند بود؛ و اگر تو پس از (وحی و) دانشی که به تو رسیده است، از خواست آنان پیروی کنی، در آن صورت بیگمان از ستمکارانی» سوره بقره، آیه ۱۴۴-۱۴۵.</ref> | |||
با نگاهی به [[آموزههای وحیانی قرآن]] میتوان دریافت هر چیزی که موجب میشود تا [[انسان]] گرفتار [[هلاکت]] [[دنیوی]] و [[عذاب اخروی]] دایم شود و [[جاودانه]] در [[دوزخ]] قرار گیرد، از جمله [[حقوق]] غیر قابل گذشت [[الهی]] است. بر همین اساس میتوان گفت که [[ترک نماز]] و [[اعراض]] از [[اطعام]] [[مسکین]] <ref>{{متن قرآن|مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ}} «چه شما را به دوزخ درآورد؟ * و با پریشانگویان، پریشانگویی میکردیم» سوره مدثر، آیه ۴۲ و ۴۵.</ref> از جمله [[حقوق]] غیر قابل گذشت [[الهی]] است که نمیتوان از آن گذشت؛ زیرا به تعبیر [[امام سجاد]]{{ع}} در [[رساله حقوق]]، [[حقالله]] بزرگترینِ حقوق است. | |||
به نظر میرسد که حقوق [[فطری]] چون [[حق حیات]] و [[حق آزادی]] از جمله حقوق غیر قابل گذشت است؛ یعنی [[انسان]] نمیتواند با خودکشی آن را نابود کند؛ زیرا حق حیات از [[حقوق الهی]] است که به شخص داده شده و شخص نمیتواند خودکشی کند و در شرایط قرار دهد که دیگری او را بکشد. این [[حقوقی]] نیست که بتوان از آن گذشت و اسقاط کرد. همچنین کسی نمیتواند خود را از برده دیگری کند؛ زیرا حق آزادی و [[حریت]] از حقوقی نیست که بتوان به دیگری واگذار کرد و از آن [[اعراض]] کرد و گذشت. از همین روست که در [[آیات قرآنی]]، از خودکشی [[نهی]] شده و [[عذاب]] الیم برای این افراد ثابت است؛ همچنین برهمین اساس است که [[قتل]] بیگناهان [[حرام]] و [[عذاب ابدی]] [[دوزخ]] برای شخص [[قاتل]] است مگر آنکه [[توبه]] کند.<ref>{{متن قرآن|وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}} «و در راه خداوند هزینه کنید و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۵؛ {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا}} «و آن کس را که خداوند (کشتن وی را) حرام کرده است جز به حقّ مکشید و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهادهایم پس نباید در کشتن (به قصاص) گزافکاری کند زیرا (از سوی شرع) یاری شده است» سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref> | |||
بنابراین، باید توجه داشت که از نظر [[آموزههای وحیانی]]، برخی از حقوق غیر قابل گذشت است؛ یعنی همان طوری که از خیارات مختص [[نکاح]] به دلیل امری بودن مقررات مربوط به فسخ نکاح در ضمن [[عقد]] غیر قابل اسقاط است؛ یا خیاراتی که به [[نظم عمومی]] و [[منافع]] [[امت]] ضرر وارد میسازد، غیر قابل اسقاط است. | |||
به سخن دیگر، همان طوری که بعضی خیارات از جمله خیار [[تدلیس]]، خیار تفلیس، خیار تعذر [[تسلیم]] و خیار وصف و [[رؤیت]]، با وجود شرط اسقاط تمام خیارات در ضمن عقد، غیرقابل اسقاط است، همچنین برخی از [[حقوق اساسی]] است که نمیتوان از آن گذشت و آن را نادیده گرفت.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن (مقاله)|حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن]].</ref>. | |||
==گستره معنایی [[حقوق]]== | |||
حقوق که جمع [[حق]] به معنای درست، [[درستی]]، سزاوار و [[شایسته]] است. <ref>نثر طوبی ص۱۸۱</ref> در اصل به معنای ثبوت همراه با [[مطابقت با واقع]] است.<ref>التحقیق ج ۲ ص۲۱۶</ref> | |||
واژه حقوق در اصل به معنای امتیازی است که کسی یا جمعی سزاوار برخورداری از آن میباشند. خاستگاه حقوق میتواند [[طبیعت]] و یا [[قانون]] و یا عرف باشد. از این رو همواره سخن از حقوق طبیعی چون [[حق حیات]] یا حقوق [[عقلی]] و یا حقوق [[عقلانی]] و [[عرفی]] و یا حقوق قانونی و [[شرعی]] به میان میآید. | |||
در [[روابط اجتماعی]] نیز بر اثر روابط و مناسبات رشتهای [[اختیارات]] و امتیازاتی برای برخی به دست میآید که مجموعه آن را [[حقوق اجتماعی]] مینامند. حقوق اجتماعی خود شامل [[حقوق مدنی]] و [[اجتماعی]] (به مفهوم خاص) و [[حقوق سیاسی]] و همه مزایا و اختیاراتی است که از قانون ناشی میشود.<ref>فرهنگ علوم سیاسی؛ مرکز آمار و اطلاعات علمی ایران ص۳۷۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقوق از دیدگاه قرآن (مقاله)|حقوق از دیدگاه قرآن]].</ref>. | |||
==حقوق در [[آموزههای قرآنی]]== | |||
در آموزههای قرآنی افزون بر حقوق عقلی و عقلایی و طبیعی و قانونی از نوعی حقوق به عنوان حقوق شرعی یاد میشود. حقوق قانونی و حق شرعی گاه همانند میباشند ولی این بدان معنا نیست که همواره میان آنها [[یگانگی]] و [[اتحاد]] باشد. مواردی را از هر دو سو | |||
میتوان یافت که در دیگری وجود ندارد. به عنوان نمونه در [[نظام]] بانکداری ربوی، نزولخواری قانونا حقی است که میتوان از آن برخوردار بود ولی نظام شرعی آن را حق به شمار نمیآورد و از حوزه حقوق بیرون میراند. در مقابل، در حقوق شرعی [[حقوقی]] به عنوان حق [[برادری ایمانی]] وجود دارد که میتوان گفت که از نظر قانونی حق شمرده نمیشود. | |||
در [[اسلام]] حق [[برادری دینی]] از اهمیت و [[ارزش]] بسیاری برخوردار است.<ref>{{متن قرآن|فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}} «در (کار) این جهان و جهان واپسین. و از تو، درباره یتیمان میپرسند، بگو سامانبخشی به کار آنان نیکوتر است و چون با آنان به سر برید (بدانید که) برادران شمایند و خداوند، تباهکار را از مصلح باز میشناسد و اگر خداوند میخواست، شما را در تنگنا مینهاد، بیگمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۲۰ و حجرات آیه ۱۰</ref> از این رو [[اقدام]] برای ایجاد [[صلح]] و [[آشتی]] میان [[برادران دینی]] درگیر در [[جنگ]] و [[نزاع]]، به عنوان [[حق]] [[برادری]] ثابت شده است و هر مؤمنی از این حق برخوردار است که در هنگام [[تنازع]] و درگیری، [[مؤمنان]] دیگر اقدام به ایجاد صلح و آشتی کنند.<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}} «و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد * جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید و از خداوند پروا کنید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره حجرات، آیه ۹-۱۰.</ref> | |||
با اینکه این حق از نظر [[شرعی]] ثابت میباشد ممکن است در [[نظامهای حقوقی]] دیگر به عنوان [[فضولی]] و دخالت حتی [[جرم]] تلقی شود. از دیگر [[حقوق]] [[برادری ایمانی]] که در [[شرع]] ثابت است، [[حق احترام]] در هنگام نبود شخص در جایی است. به این معنا که از حقوق برادری ایمانی آن است که شخص همواره و در همه حالات مورد [[تعظیم]] و [[احترام]] باشد و در حضور و [[غیبت]] از وی به خوبی یاد شده و [[احترام]] و [[حرمت]] وی را [[حفظ]] کنند. اینگونه است که [[غیبت]] و [[بدگویی]] درباره شخص غایب [[گناه]] و امری [[ناپسند]] شمرده شده است.<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ}} «جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید و از خداوند پروا کنید باشد که بر شما بخشایش آورند * ای مؤمنان! هیچ گروهی گروه دیگر را به ریشخند نگیرد، بسا آنان از اینان بهتر باشند؛ و نه زنانی زنانی دیگر را، بسا آنان از اینان بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویی مکنید و (همدیگر را) با لقبهای ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند * ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها دوری کنید که برخی از گمانها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست میدارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند میدارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبهپذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۰-۱۲.</ref> | |||
از دیگر [[حقوقی]] که از همین [[حق]] اصلی [[برادری]] برمیخیزد، حق [[طلب مغفرت]] و [[دعا]] درباره وی میباشد. به این معنا که [[مؤمنان]] از این حق برخوردارند که دیگری درباره ایشان [[دعای خیر]] کند و از [[خداوند]] [[آمرزش گناهان]] وی را بخواهد.<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}} «و کسانی که پس از آنان آمدهاند میگویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفتهاند بیامرز و در دلهای ما کینهای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشایندهای» سوره حشر، آیه ۱۰.</ref> | |||
[[حق]] [[برادری]] همچنین مقتضی آن است که اگر شخصی را کشت اولیای دم از وی درگذرند و او را [[قصاص]] نکنند.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! قصاص کشتگان بر شما مقرّر شده است: آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن، و اگر به کسی از جانب برادر (دینی)اش (یعنی ولیّ دم) گذشتی شود، (بر ولیّ دم است) که شایسته پیگیری کند و (بر قاتل است که) خونبها را به نیکی به او بپردازد، این آسانگیری و بخشایشی از سوی پروردگار شماست و هر که پس از آن از اندازه درگذرد عذابی دردناک خواهد داشت» سوره بقره، آیه ۱۷۸.</ref> | |||
[[قرآن]] افزون بر [[حقوق]] یاد شده تحت عنوان کلی حقوق برادری عمومی، [[حقوقی]] را برای [[مؤمنان]] ثابت میداند که نشاندهنده آن است که این حقوق تنها به سبب [[ایمان]] پدید میآید و امتیازاتی است که [[خداوند]] برای مؤمنان در نظر گرفته است. از این رو نمیتوان آن را به عنوان [[حقوق خداوند]] و [[طبیعت]] طبیعی و یا [[عقلی]] و عقلایی و قانونی دانست.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقوق از دیدگاه قرآن (مقاله)|حقوق از دیدگاه قرآن]].</ref>. | |||
==[[حقوق خداوند]] و [[طبیعت]]== | |||
[[حقوق]] در [[آموزههای قرآن]] اختصاص به [[حقوق بشر]] ندارد. از این رو میتوان از حقوق خداوند و یا حقوق طبیعت و یا حقوق جانوران نیز سخن گفت. | |||
به عنوان نمونه [[خداوند]] [[حق تشریع]] و [[قانونگذاری]] را منحصر در خود میکند و [[پیامبر]] نیز به عنوان مشرع در طول [[تشریع]] خداوندی از این [[حق]] برخوردار است ولی کسی دیگری را نرسد که از حق تشریع برخوردار باشد.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}} «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> انی حق از آنجا برای خداوند ثابت است که به عنوان [[آفریدگار]] و [[پروردگار]] و مالک بر [[انسان]] از [[حق ولایت]] و [[حاکمیت]] در همه حوزهها چون تشریع برخوردار میباشد. | |||
ناگفته نماند که مفهوم تشریع و قانونگذاری به معنای ایجاد قوانینی چون [[حدود و تعزیرات]] و مانند آن است و اموری که در [[قوه مقننه]] و مجالس قانونگذاری صورت میگیرد در [[حقیقت]] تبیین [[سیاستها]] و سازوکارهای اجرایی و تنظیم امور و مانند آن میباشد نه تشریع و قانونگذاری که در [[شریعت اسلام]] از آن سخن به میان میآید. | |||
از [[حقوقی]] که خداوند از آن برخوردار است میتوان از حق [[شفاعت]]<ref>{{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}} «خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست و او فرازمند سترگ است» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref> [[حق ولایت]] و [[حکومت]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵ و {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُوا الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلاَّ أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا * وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} «پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است * و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۶ و ۳۶.</ref> که [[پیامبر]]{{صل}} و [[معصومان]] به تبع از آن برخوردارند، سخن گفت. | |||
در [[آموزههای قرآنی]] موجودات [[زمین]] دارای حقی برابر در تأمین نیازمندیهای خویش از زمین هستند<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ * وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ}}«بگو آیا شما به کسی کفر میورزید و برای او همتایانی میآورید که زمین را دو روزه آفریده است؟ او پروردگار جهانیان است * و بر روی آن کوههایی استوار پدید آورد و در آن خجستگی نهاد و در چهار روز روزیهایش را در آن برای خواهندگان یکسان اندازهگیری کرد» سوره فصلت، آیه ۹-۱۰ و {{متن قرآن|وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}} «و هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر که روزیاش بر خداوند است و (خداوند) آرامشگاه و ودیعهگاه او را میداند؛ (این) همه در کتابی روشن (آمده) است» سوره هود، آیه ۶.</ref> و این [[حق]] تأمین روزی موجودات زنده حقی است که [[خداوند]] آن را به عهده گرفته است.<ref>هود آیه۶ و {{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}} «و چه بسیار جنبندگانی که روزی خویش را بر نمیتوانند داشت؛ خداوند آنها و شما را روزی میدهد و او شنوای داناست» سوره عنکبوت، آیه ۶۰.</ref> | |||
چنانکه گفته شد [[حقوق]] ریشههای مختلف و متعددی دارد. برخی از موجبات حقوق که [[قرآن]] بر آن تصریح دارد عبارتند از: [[ازدواج]] که سبب پیدایش [[حقوق مالی]] برای [[زن]] میشود و حق [[تربیت فرزندان]] به دست [[والدین]]<ref>{{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا * وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا}} «و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی! * و از سر مهر برای آنان به خاکساری افتادگی کن و بگو پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۳-۲۴.</ref> و [[حق]] [[دوستی]] که موجب پیدایش [[حقوق متقابل]] مانند حق خوردن غذا از [[خانه]] [[دوست]] بیحضور و [[اذن]] وی میشود<ref>{{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} «بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانههای خویش بخورید یا از خانههای پدرانتان یا خانههای مادرانتان یا خانههای برادرانتان یا خانههای خواهرانتان یا خانههای عموهایتان یا خانههای عمّههایتان یا خانههای داییهایتان یا خانههای خالههایتان یا آن خانهای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن میدارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref> و [[حقوقی]] که به موجب رابطه [[خویشاوندی]] پدید میآید و حقوقی خاص که برای [[پیامبر]] به عنوان [[مقام نبوت]] ایجاد میشود<ref>احزاب آیه۶</ref> و حقوی ولینعمت بودن<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}} «و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه میداشتی و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>. | |||
هر یک از این اسباب و موجبات سبب میشود که شخص از [[حقوقی]] برخوردار گردد که اگر زمینه و سبب آن وجود نداشت از آن بیبهره بود. به عنوان نمونه [[حقوق متقابل]] میان [[زن]] و شوهر{{متن قرآن|وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}} «و [[زنان]] [[طلاق]] داده باید تا سه [[پاکی]] (از حیض) خویشتن، [[انتظار]] کشند و اگر [[ایمان به خداوند]] و [[روز بازپسین]] دارند پنهان داشتن آنچه [[خداوند]] در زهدانشان [[آفریده]] است برای آنان روا نیست و اگر شوهرانشان سر [[آشتی]] دارند به باز آوردن آنان در این حال سزاوارترند و زنان را بر مردان، [[حقّ]] شایستهای است چنان که مردان را بر زنان؛ و مردان را بر آنان، به پایهای [[برتری]] است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۲۸.</ref> و [[حق]] [[خلوت]] کردن در سه وقت<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «ای مؤمنان! باید کسانی که بردگان شمایند و نابالغان شما سه بار از شما رخصت بخواهند: پیش از نماز بامداد و هنگامی که نیمروز لباس خود را در میآورید و پس از نماز عشاء که سه هنگام برهنگی و تنهایی شماست پس از آن بر شما و ایشان گناهی نیست (اگر از شما رخصت نگیرند) که گرد شما در گردشند و با یکدیگر به سر میبرید؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن بیان میدارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۸.</ref> و رعایت [[قسط و عدل]]<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}} «و اگر میهراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که میپسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیکتر است» سوره نساء، آیه ۳.</ref> و [[حقوق]] ولینعمت مانند [[امر و نهی]]<ref>احزاب آیه۳۷</ref> از جمله این مسائل است. | |||
[[قرآن]] از [[حقوقی]] چون حقوق همراهان<ref>{{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا}} «خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بیگمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتنستای باشد دوست نمیدارد» سوره نساء، آیه ۳۶.</ref> [[حق همسایه]] [[حق]] [[مؤمنان]]<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «و اگر آنان را پیش از آمیزش و پس از آنکه کابین بریدهاید طلاق دهید پرداخت نیمی از کابین بر عهده شماست مگر آنان خود از آن بگذرند یا آن کس که رشته ازدواج در کف اوست در گذرد و گذشت کردنتان به پرهیزگاری نزدیکتر است و بخشش را میان خود فراموش مکنید که خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۷.</ref>حق ولی [[حق مهمان]]<ref>{{متن قرآن|وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ}} «و قوم او شتابان به سویش رو آوردند و (آنان) پیش از آن، کارهای زشت انجام میدادند؛ (لوط) گفت: ای قوم من! اینان دختران منند، آنان برای شما پاکیزهترند، از خداوند پروا کنید و مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید، آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟» سوره هود، آیه ۷۸ و {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ * إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلامًا قَالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ * فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ * فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلا تَأْكُلُونَ}} «آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به (گوش) تو رسیده است؟ * هنگامی که بر او وارد شدند و درود گفتند، او نیز درود گفت (و پنداشت) گروهی ناشناسند * آنگاه (پنهان از مهمانان) نزد خانوادهاش رفت و گوسالهای فربه (که بریان کرده بود) آورد * و آن را به آنان نزدیک کرد، گفت: چرا نمیخورید؟» سوره ذاریات، آیه ۲۴-۲۷.</ref> [[حق نیازمندان]]<ref>{{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا}} «و حقّ خویشاوند را به او برسان و نیز (حقّ) مستمند و در راه مانده را و هیچگونه فراخرفتاری مورز» سوره اسراء، آیه ۲۶ و {{متن قرآن|وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}} «و در داراییهایشان بخشی برای (مستمند) خواهنده و بیبهره بود» سوره ذاریات، آیه ۱۹.</ref> [[حق والدین]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و با پدر و مادر و خویشاوند و یتیمان و بیچارگان نیکی کنید و با مردم سخن خوب بگویید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید؛ سپس جز اندکی از شما، پشت کردید در حالی که (از حق) رویگردان بودید» سوره بقره، آیه ۸۳.</ref>[[حق]] [[مهاجرین]]<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنكُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کردهاند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارثبری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بیگمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۵</ref>حق [[یتیم]] و حق [[مظلوم]]<ref>{{متن قرآن|لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا}} «خداوند بانگ برداشتن به بدگویی را دوست نمیدارد مگر (از) کسی که بر او ستم رفته است و خداوند شنوایی داناست» سوره نساء، آیه ۱۴۸.</ref>حق [[مربیان]]<ref>اسراء آیه۲۳و۲۴</ref> و حق [[کافران]]<ref>{{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}} «خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدارد؛ بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref> و حق مادر<ref>{{متن قرآن|أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِنْ كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَإِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى}} «آنان را در همانجا که خود به اندازه توانگریتان جای دارید، جا دهید و به آنها زیان مرسانید برای آنکه (زندگی را) برایشان تنگ گیرید و اگر باردارند به آنان نفقه دهید تا هنگامی که بزایند و اگر برای شما (به نوزاد) شیر دهند مزدشان را بپردازید و میان خویش به شایستگی رایزنی کنید و اگر (در توافق) دشواری دارید دیگری او را شیر دهد» سوره طلاق، آیه ۶.</ref> [[حق کارگزاران]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجوییشدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راهماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref>[[حق]] [[کودک]]<ref>بقره آیه۲۳۳ و نساء آیه۷۵و۱۲۷و۹</ref> [[حق فرزند]] و حق دایه<ref>{{متن قرآن|وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر میدهند؛ این برای کسی است که بخواهد دوران شیردهی را کامل کند، و خوراک و پوشاک آنان به شایستگی بر صاحب فرزند است، بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست، نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش و بر (گردن) وارث، مانند همین است پس اگر (پدر و مادر) با رضایت و رایزنی با هم بازگرفتن (زودتر کودک) از شیر را خواستند، گناهی ندارند، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید گناهی بر شما نیست و از خداوند پروا کنید و بدانید خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref> و [[حق]] [[دشمنان]]<ref>{{متن قرآن|وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ * الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد * (این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۰ و ۱۹۴.</ref> و [[حقوق]] دیگری نیز سخن گفته است که بیان همه آنها در این نوشتار امکانپذیر نیست. | |||
در [[روایات اسلامی]] نیز به مطلق حقوق، توجه فراوان شده و در این باب سخن بسیار گفته شده است. شاید بتوان گفت [[رساله حقوق]] [[امام سجاد]]{{ع}} درباره انواع حقها اعم از [[انسانی]] و غیرانسانی بازگوکننده اهتمام فوقالعاده [[اسلام]] به موضوع حقوق باشد که مطالعه آن اکیدا توصیه میشود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقوق از دیدگاه قرآن (مقاله)|حقوق از دیدگاه قرآن]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۳۰۸: | خط ۳۹۰: | ||
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد سلطانی|سلطانی، محمد]]، [[حق - سلطانی (مقاله)|مقاله «حق»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | # [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد سلطانی|سلطانی، محمد]]، [[حق - سلطانی (مقاله)|مقاله «حق»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شخصیتزدگی آفت تشخیص حق از باطل (مقاله)|'''شخصیتزدگی آفت تشخیص حق از باطل''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شخصیتزدگی آفت تشخیص حق از باطل (مقاله)|'''شخصیتزدگی آفت تشخیص حق از باطل''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن (مقاله)|'''حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن''']] | |||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقوق از دیدگاه قرآن (مقاله)|'''حقوق از دیدگاه قرآن''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۳۱۴: | خط ۳۹۸: | ||
[[رده:مدخلهای قرآنی دانشنامه]] | [[رده:مدخلهای قرآنی دانشنامه]] | ||
[[رده:حق]] | [[رده:حق]] | ||