←پانویس
(←پانویس) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
از نظر [[قرآن]]، مؤمنان در دفاع از حق و مصادیق آن بر آن هستند تا از بهترین و [[نیکوترین]] روشهای بهره گیرند که اصول [[اخلاق]] [[فطری]] و ارزشی در آن مورد توجه و اعتنای کامل قرار گرفته باشد. بنابراین، آنان از دفاع از حق و مصادیق آن از روشها و ابزارهای باطل بهره نمیگیرند و بر این [[باور]] هستند که در دفاع از حق میبایست از روش و ابزار حق استفاده کرد. این در حالی است که [[کافران]] و [[مشرکان]] [[فطرت]] کشته، برای دست یابی به باطل خویش از هر چیزی بهره میگیرند تا جایی که [[حق و باطل]] را به هم میآمیزند و در قالب [[متشابهات]] و [[شبهات]] و [[فتنهها]] مقاصد [[پلید]] و شوم خویش را پیش میبرند. | از نظر [[قرآن]]، مؤمنان در دفاع از حق و مصادیق آن بر آن هستند تا از بهترین و [[نیکوترین]] روشهای بهره گیرند که اصول [[اخلاق]] [[فطری]] و ارزشی در آن مورد توجه و اعتنای کامل قرار گرفته باشد. بنابراین، آنان از دفاع از حق و مصادیق آن از روشها و ابزارهای باطل بهره نمیگیرند و بر این [[باور]] هستند که در دفاع از حق میبایست از روش و ابزار حق استفاده کرد. این در حالی است که [[کافران]] و [[مشرکان]] [[فطرت]] کشته، برای دست یابی به باطل خویش از هر چیزی بهره میگیرند تا جایی که [[حق و باطل]] را به هم میآمیزند و در قالب [[متشابهات]] و [[شبهات]] و [[فتنهها]] مقاصد [[پلید]] و شوم خویش را پیش میبرند. | ||
از نظر [[آموزههای وحیانی]] | از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، آن چه در گفتار و [[رفتار]] مؤمنان [[خداجو]] و فطرتگرا اصالت دارد، [[اصول اخلاقی]] در سطح [[محاسن]] و [[مکارم اخلاقی]] است؛ زیرا به چنان رشدی رسیدهاند که میخواهند [[کرامت الهی]] خویش را به نمایش بگذارند<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}} «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>؛ چراکه آنان در [[مکتب]] [[قرآنی]] [[آموزش و پرورش]] یافتهاند که خدای [[اکرم]] آن را فروفرستاده تا [[مکارم اخلاقی]] را در آن تقویت و تثبیت کند به طوری که شخص از [[حق]] خویش بگذرد و [[عفو]] کند بلکه حتی حق اختصاصی و مورد نیاز را در [[اختیار]] دیگری بگذارد و [[ایثارگری]] و خودگذشتگی داشته باشد، در حالی که به شدت به آن امر و چیز نیاز دارد.<ref>{{متن قرآن|اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}} «بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۳-۵؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا * وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا}} «و آنان که میگویند: پروردگارا! عذاب دوزخ را از ما بگردان که عذاب آن همیشگی است * و آنان که گواهی دروغ نمیدهند و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه میگذرند» سوره فرقان، آیه ۶۵ و ۷۲؛ {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}} «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند * (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref> | ||
بر اساس همین روشی [[الهی]] و تحقق [[کرامت الهی]] در [[مؤمنان]] است که آنان [[بدی]] و [[زشتی]] [[رفتار]] و [[اعمال]] دیگران را در مسائل شخصی و فری با [[احسان]] و [[نیکی]] دفع میکنند<ref>{{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ}} «بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف میکنند داناتریم» سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref> و به خود [[اجازه]] نمیدهند تا بدی را بدی دفع کرده و [[مقابله به مثل]] در امور شخصی داشته باشند. از همین روست که [[اهل]] [[عفو و گذشت]] و [[ایثار]] هستند.<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «و اگر آنان را پیش از آمیزش و پس از آنکه کابین بریدهاید طلاق دهید پرداخت نیمی از کابین بر عهده شماست مگر آنان خود از آن بگذرند یا آن کس که رشته ازدواج در کف اوست در گذرد و گذشت کردنتان به پرهیزگاری نزدیکتر است و بخشش را میان خود فراموش مکنید که خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۷؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref> | بر اساس همین روشی [[الهی]] و تحقق [[کرامت الهی]] در [[مؤمنان]] است که آنان [[بدی]] و [[زشتی]] [[رفتار]] و [[اعمال]] دیگران را در مسائل شخصی و فری با [[احسان]] و [[نیکی]] دفع میکنند<ref>{{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ}} «بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف میکنند داناتریم» سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref> و به خود [[اجازه]] نمیدهند تا بدی را بدی دفع کرده و [[مقابله به مثل]] در امور شخصی داشته باشند. از همین روست که [[اهل]] [[عفو و گذشت]] و [[ایثار]] هستند.<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «و اگر آنان را پیش از آمیزش و پس از آنکه کابین بریدهاید طلاق دهید پرداخت نیمی از کابین بر عهده شماست مگر آنان خود از آن بگذرند یا آن کس که رشته ازدواج در کف اوست در گذرد و گذشت کردنتان به پرهیزگاری نزدیکتر است و بخشش را میان خود فراموش مکنید که خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۷؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref> | ||
البته از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، این مسأله در امور شخصی است، ولی [[احکام اجتماعی]] به دلیل یخصوصیت دارد که نمیتوان در همه موارد آن این گونه عمل کرد؛ زیرا گاه لازم است تا بر اساس [[اصل مقابله به مثل]] عمل کرد و [[تعدی]] را به تعدی پاسخ داد که [[آیات قرآنی]] در این باره بسیار است.<ref>{{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴؛ {{متن قرآن|وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ}} «و اگر کیفر میکنید مانند آنچه خود کیفر شدهاید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۶؛ {{متن قرآن|ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ}} «چنین است و هر کس مانند کیفری که دیده است (دیگران را) کیفر کند سپس بر او ستم رود خداوند او را یاری خواهد کرد، بیگمان خداوند درگذرندهای آمرزنده است» سوره حج، آیه ۶۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دفاع از حق و آثار آن (مقاله)|دفاع از حق و آثار آن]].</ref>. | البته از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، این مسأله در امور شخصی است، ولی [[احکام اجتماعی]] به دلیل یخصوصیت دارد که نمیتوان در همه موارد آن این گونه عمل کرد؛ زیرا گاه لازم است تا بر اساس [[اصل مقابله به مثل]] عمل کرد و [[تعدی]] را به تعدی پاسخ داد که [[آیات قرآنی]] در این باره بسیار است.<ref>{{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴؛ {{متن قرآن|وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ}} «و اگر کیفر میکنید مانند آنچه خود کیفر شدهاید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۶؛ {{متن قرآن|ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ}} «چنین است و هر کس مانند کیفری که دیده است (دیگران را) کیفر کند سپس بر او ستم رود خداوند او را یاری خواهد کرد، بیگمان خداوند درگذرندهای آمرزنده است» سوره حج، آیه ۶۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دفاع از حق و آثار آن (مقاله)|دفاع از حق و آثار آن]].</ref>. | ||
==مصادیق | ==مصادیق و فرعها== | ||
«دفاع از حق» به عنوان یک [[گرایش فطری]] [[عقلانی]] در آموزههای وحیانی قرآن بیان شده است و اگر قرآن به دفاع از حق تاکید دارد، از باب ارشادی است نه [[حکم مولوی]]. به این معنا که [[آموزههای وحیانی قرآن]]، حکمی که [[عقل]] [[فطری]] آن را [[کشف]] کرده، مورد [[امضا]] و [[تأیید]] قرار داده است. پس [[حکم تأسیسی]] نیست، بلکه [[حکم]] تأییدی و امضایی است. | |||
از نظر قرآن، عقل فطری و نقل [[وحیانی]] در کشف [[حقیقت]] هم سخن هستند و هیچ اختلافی ندارند؛ زیرا [[سنتهای الهی]] که تبدیل و تحویلی در آن راه ندارد، خواه به عقل فطری یا نقل وحیانی کشف شود، فرقی ندارد و با هم اختلافی در تضاد نیست.<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> | از نظر قرآن، عقل فطری و نقل [[وحیانی]] در کشف [[حقیقت]] هم سخن هستند و هیچ اختلافی ندارند؛ زیرا [[سنتهای الهی]] که تبدیل و تحویلی در آن راه ندارد، خواه به عقل فطری یا نقل وحیانی کشف شود، فرقی ندارد و با هم اختلافی در تضاد نیست.<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> | ||
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، عقل فطری اموری را [[حق]] میداند که [[دفاع]] از آن [[تکلیف عقلی]] و [[نقلی]] [[بشر]] در [[زندگی]] است. از جمله موارد و مصادیق حق که میبایست از آن دفاع کرد، عبارتند از: | از نظر آموزههای وحیانی قرآن، عقل فطری اموری را [[حق]] میداند که [[دفاع]] از آن [[تکلیف عقلی]] و [[نقلی]] [[بشر]] در [[زندگی]] است. از جمله موارد و مصادیق حق که میبایست از آن دفاع کرد، عبارتند از: | ||
===دفاع از | ===[[دفاع از توحید]]=== | ||
عقل فطری توحید را از مصادیق حق میداند؛ زیرا [[کفر]] و [[شرک]] را نمیپذیرد و آن را خلاف حقیقت میشمارد. بنابراین، عقل فطری به دفاع از حق در برابر کفر و شرک میپردازد. از همین روست که [[مؤمنان]] دارای عقل رشدی با تمام [[قدرت روحی]] و [[قلبی]] خویش به دفاع از حق [[اقدام]] میکنند و از آن کوتاه نمیآیند.<ref>{{متن قرآن|وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا}} «و دلهایشان را استوار داشتیم، هنگامی که برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است؛ جز او خدایی را (به پرستش) نمیخوانیم که در آن صورت بیگمان سخنی نادرست گفتهایم» سوره کهف، آیه ۱۴؛ [[انبیاء]]، [[آیات]] ۵۱ و ۵۲ و ۶۲ و ۶۴؛ {{متن قرآن|وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا * هَؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}} «و دلهایشان را [[استوار]] داشتیم، هنگامی که برخاستند و گفتند: [[پروردگار]] ما پروردگار [[آسمانها]] و [[زمین]] است؛ جز او خدایی را (به [[پرستش]]) نمیخوانیم که در آن صورت بیگمان سخنی نادرست گفتهایم * اینان- [[قوم]] ما- خدایانی جز او را (به پرستش) گرفتهاند؛ چرا برهانی روشن برای آنها نمیآورند؟ و ستمگرتر از آن کس که بر [[خداوند]] دروغی بندد، کیست؟» [[سوره کهف]]، [[آیه]] ۱۴-۱۵؛ [[هود]]، آیه ۶۱</ref> بنابراین، اگر [[پیامبران]] به [[دفاع]] از [[توحید]] میپردازند از باب دفاع [[فطری]] [[عقلی]] است، نه آنکه به [[حکم]] نقل [[وحیانی]] به این کار [[اقدام]] کرده باشند؛ زیرا به عنوان نمونه، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در دفاع از توحید به مسأله [[فطرت]] ارجاع میدهد و آن را امری میداند که [[عقل]] فطری آن را میشناسد و بدان [[گرایش]] دارد. در [[حقیقت]] [[استدلال]] [[فلسفی]] و عقلی را در دستور کار قرار میدهد؛ زیرا کسی که [[وحی]] و نقل را قبول نمیکند، چگونه میتوان با او بر اساس نقل [[احتجاج]] کرد. پس لازم است تا بر اساس [[دلایل]] عقل فطری استدلال کرد و به این نکته توجه داد که محبتی که نسبت به توحید و گرایش در آن در [[قلب]] [[انسان]] ایجاد میشود مبتنی بر عقل فطری و گرایشهای آن است.<ref>بقره، آیه ۲۵۸؛ انعام، آیات ۷۴ تا ۸۰؛ مریم، آیات ۴۱ تا ۴۳</ref> البته پیامبران دیگر نیز این گونه [[استدلال به عقل]] فطری میکردند نه به نقل وحیانی؛ زیرا [[کافر]] و [[مشرک]] هیچ [[اعتقادی]] به نقل و وحی ندارد تا با [[استدلال به نقل]] او را به توحید و پذیرش آن [[دعوت]] کنند.<ref>هود، آیه ۶۱؛ طه، آیه ۵۰</ref> به سخن دیگر، دفاع پیامبران از توحید به عنوان مصداق اتم و اکمل [[حق]]<ref>{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}} «به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>[[دفاع]] مبتنی بر [[عقل]] [[فطری]] است که در ذات همگان وجود دارد و [[فطرت الهی]] بدان [[گرایش]] دارد.<ref>طه، آیه ۵۰</ref> از همین روست که گفته شده [[دین و اخلاق]] در جایی است که عقل در آنجا حضور دارد و کسی که عقل ندارد یا گرفتار [[جهالت]] [[عقلی]] یا [[سفاهت]] عقلی است، هیچ گرایشی به دین و اخلاق فطری چون [[عدالت]] و [[صداقت]] ندارد.<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}} «و چه کس جز آنکه سبک مغز است از آیین ابراهیم روی میگرداند؟ در حالی که ما او را در این جهان برگزیدهایم و بیگمان او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره بقره، آیه ۱۳۰؛ اصول کافی، ج ۱، ص۱۱</ref> به سخن دیگر، دفاع از [[موحدان]] از [[پیامبران]] ومؤمنان [[حکم عقل]] فطری و نقل [[وحیانی]] است که آن را [[تأیید]] و [[امضا]] کرده است. پس همان طوری که [[خدا]] به عنوان حق مطلق از حق دفاع میکند، بر [[مؤمنان]] است تا به دفاع از موحدان و [[اهل]] [[توحید]] بپردازند و به [[نصرت]] و [[یاری]] ایشان بشتابند.<ref>{{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست* همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۳۹-۴۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دفاع از حق و آثار آن (مقاله)|دفاع از حق و آثار آن]].</ref>. | عقل فطری توحید را از مصادیق حق میداند؛ زیرا [[کفر]] و [[شرک]] را نمیپذیرد و آن را خلاف حقیقت میشمارد. بنابراین، عقل فطری به دفاع از حق در برابر کفر و شرک میپردازد. از همین روست که [[مؤمنان]] دارای عقل رشدی با تمام [[قدرت روحی]] و [[قلبی]] خویش به دفاع از حق [[اقدام]] میکنند و از آن کوتاه نمیآیند.<ref>{{متن قرآن|وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا}} «و دلهایشان را استوار داشتیم، هنگامی که برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است؛ جز او خدایی را (به پرستش) نمیخوانیم که در آن صورت بیگمان سخنی نادرست گفتهایم» سوره کهف، آیه ۱۴؛ [[انبیاء]]، [[آیات]] ۵۱ و ۵۲ و ۶۲ و ۶۴؛ {{متن قرآن|وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا * هَؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}} «و دلهایشان را [[استوار]] داشتیم، هنگامی که برخاستند و گفتند: [[پروردگار]] ما پروردگار [[آسمانها]] و [[زمین]] است؛ جز او خدایی را (به [[پرستش]]) نمیخوانیم که در آن صورت بیگمان سخنی نادرست گفتهایم * اینان- [[قوم]] ما- خدایانی جز او را (به پرستش) گرفتهاند؛ چرا برهانی روشن برای آنها نمیآورند؟ و ستمگرتر از آن کس که بر [[خداوند]] دروغی بندد، کیست؟» [[سوره کهف]]، [[آیه]] ۱۴-۱۵؛ [[هود]]، آیه ۶۱</ref> بنابراین، اگر [[پیامبران]] به [[دفاع]] از [[توحید]] میپردازند از باب دفاع [[فطری]] [[عقلی]] است، نه آنکه به [[حکم]] نقل [[وحیانی]] به این کار [[اقدام]] کرده باشند؛ زیرا به عنوان نمونه، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در دفاع از توحید به مسأله [[فطرت]] ارجاع میدهد و آن را امری میداند که [[عقل]] فطری آن را میشناسد و بدان [[گرایش]] دارد. در [[حقیقت]] [[استدلال]] [[فلسفی]] و عقلی را در دستور کار قرار میدهد؛ زیرا کسی که [[وحی]] و نقل را قبول نمیکند، چگونه میتوان با او بر اساس نقل [[احتجاج]] کرد. پس لازم است تا بر اساس [[دلایل]] عقل فطری استدلال کرد و به این نکته توجه داد که محبتی که نسبت به توحید و گرایش در آن در [[قلب]] [[انسان]] ایجاد میشود مبتنی بر عقل فطری و گرایشهای آن است.<ref>بقره، آیه ۲۵۸؛ انعام، آیات ۷۴ تا ۸۰؛ مریم، آیات ۴۱ تا ۴۳</ref> البته پیامبران دیگر نیز این گونه [[استدلال به عقل]] فطری میکردند نه به نقل وحیانی؛ زیرا [[کافر]] و [[مشرک]] هیچ [[اعتقادی]] به نقل و وحی ندارد تا با [[استدلال به نقل]] او را به توحید و پذیرش آن [[دعوت]] کنند.<ref>هود، آیه ۶۱؛ طه، آیه ۵۰</ref> به سخن دیگر، دفاع پیامبران از توحید به عنوان مصداق اتم و اکمل [[حق]]<ref>{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}} «به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>[[دفاع]] مبتنی بر [[عقل]] [[فطری]] است که در ذات همگان وجود دارد و [[فطرت الهی]] بدان [[گرایش]] دارد.<ref>طه، آیه ۵۰</ref> از همین روست که گفته شده [[دین و اخلاق]] در جایی است که عقل در آنجا حضور دارد و کسی که عقل ندارد یا گرفتار [[جهالت]] [[عقلی]] یا [[سفاهت]] عقلی است، هیچ گرایشی به دین و اخلاق فطری چون [[عدالت]] و [[صداقت]] ندارد.<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}} «و چه کس جز آنکه سبک مغز است از آیین ابراهیم روی میگرداند؟ در حالی که ما او را در این جهان برگزیدهایم و بیگمان او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره بقره، آیه ۱۳۰؛ اصول کافی، ج ۱، ص۱۱</ref> به سخن دیگر، دفاع از [[موحدان]] از [[پیامبران]] ومؤمنان [[حکم عقل]] فطری و نقل [[وحیانی]] است که آن را [[تأیید]] و [[امضا]] کرده است. پس همان طوری که [[خدا]] به عنوان حق مطلق از حق دفاع میکند، بر [[مؤمنان]] است تا به دفاع از موحدان و [[اهل]] [[توحید]] بپردازند و به [[نصرت]] و [[یاری]] ایشان بشتابند.<ref>{{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست* همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۳۹-۴۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دفاع از حق و آثار آن (مقاله)|دفاع از حق و آثار آن]].</ref>. | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
===[[دفاع از زنان]]=== | ===[[دفاع از زنان]]=== | ||
از نظر [[آموزههای وحیانی]] | از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[زنان]] از نظر بدنی و اموری در شرایطی هستند که گاه خودشان نمیتوانند از خویش دفاع کنند. بنابراین لازم است تا مردان به دفاع از ایشان بپردازند و از [[حقوق زنان]] در برابر [[ظالمان]] و [[متجاوزان]] دفاع کرده و [[حق]] ایشان را بازستانند و به [[حفظ]] و صیانت از عرض و آبروی ایشان [[اقدام]] کنند.<ref>بقره، آیات ۲۲۶ تا ۲۲۹</ref> البته این دفاع میبایست از سوی همگان به ویژه [[همسران]] و [[خویشان]] انجام شود که زنان بدان [[اعتماد]] داشته و آنان را قوام خویش میشمارند. [[دفاع]] از [[حقوق]] [[مشروع]] و معروف [[زنان]] لازم و ضروری است و میبایست به هر شکلی شده حقوق ایشان استیفا و به تمام کمال بازستانده شود.<ref>بقره، آیه ۲۳۱</ref> | ||
دفاع از [[کودکان]]، [[پیران]] و [[مستضعفان]]: از نظر [[آموزههای قرآنی]] ساختار برخی از [[انسانها]] از نظر بدنی و روانی و [[اجتماعی]] در حالت استوا و [[اعتدال]] نیست؛ این حالت در زنان به سبب ساختار بدنی ایجاد میشود و در کودکان و پیران به سبب شرایط و فرآیندی زیست وجود داشته یا ایجاد میشود. همچنین برخی دیگر از [[مردم]] به دلیل [[ضعف]] [[فکری]] و [[عقلی]] [[ناتوان]] از [[فهم]] و [[درک]] و یا استیفای حقوق خویش هستند، چنان که برخی دیگر به سبب وجود [[مستکبران]] به [[استضعاف]] و ضعف کشانده میشوند و ناتوا از استیفای حقوق خود هستند. بنابراین، لازم است تا [[مؤمنان]] به عنوان انسانهای [[رشید]] بر اساس [[حکم عقل]] و نقل، به دفاع از اینان بپردازند و حتی [[اسلحه]] برداشته و به [[جنگ]] [[ظالمان]] و مستکبران بروند و حقوق ایشان را استیفا کنند.<ref>نساء، آیه ۷۵؛ قصص، آیات ۴ تا ۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دفاع از حق و آثار آن (مقاله)|دفاع از حق و آثار آن]].</ref>. | دفاع از [[کودکان]]، [[پیران]] و [[مستضعفان]]: از نظر [[آموزههای قرآنی]] ساختار برخی از [[انسانها]] از نظر بدنی و روانی و [[اجتماعی]] در حالت استوا و [[اعتدال]] نیست؛ این حالت در زنان به سبب ساختار بدنی ایجاد میشود و در کودکان و پیران به سبب شرایط و فرآیندی زیست وجود داشته یا ایجاد میشود. همچنین برخی دیگر از [[مردم]] به دلیل [[ضعف]] [[فکری]] و [[عقلی]] [[ناتوان]] از [[فهم]] و [[درک]] و یا استیفای حقوق خویش هستند، چنان که برخی دیگر به سبب وجود [[مستکبران]] به [[استضعاف]] و ضعف کشانده میشوند و ناتوا از استیفای حقوق خود هستند. بنابراین، لازم است تا [[مؤمنان]] به عنوان انسانهای [[رشید]] بر اساس [[حکم عقل]] و نقل، به دفاع از اینان بپردازند و حتی [[اسلحه]] برداشته و به [[جنگ]] [[ظالمان]] و مستکبران بروند و حقوق ایشان را استیفا کنند.<ref>نساء، آیه ۷۵؛ قصص، آیات ۴ تا ۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دفاع از حق و آثار آن (مقاله)|دفاع از حق و آثار آن]].</ref>. | ||
| خط ۹۲: | خط ۹۲: | ||
[[رده:حق]] | [[رده:حق]] | ||
[[رده:دفاع]] | |||