قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۸:۲۷
، ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۳جایگزینی متن - ':«' به ': «'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - ':«' به ': «') |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
[[پرونده:111.jpg|بندانگشتی|راست|100px|[[محمد فاضل لنکرانی]]]] | [[پرونده:111.jpg|بندانگشتی|راست|100px|[[محمد فاضل لنکرانی]]]] | ||
آیتالله '''[[محمد فاضل لنکرانی|فاضل لنکرانی]]''' و آیتالله '''[[شهابالدین اشراقی|اشراقی]]''' در کتاب ''«[[پاسداران وحی (کتاب)|پاسداران وحی]]»'' در اینباره گفتهاند: | آیتالله '''[[محمد فاضل لنکرانی|فاضل لنکرانی]]''' و آیتالله '''[[شهابالدین اشراقی|اشراقی]]''' در کتاب ''«[[پاسداران وحی (کتاب)|پاسداران وحی]]»'' در اینباره گفتهاند: | ||
::::«[[پیامبران]] الهی افزون بر معارف دینی که از طریق [[وحی]] دریافت میکردند در بسیاری از موضوعات؛ در قلمروِ امور شخصی یا اجتماعی، از دانش غیب برخوردار بودهاند، که در این جا به پارهای از آنها اشاره میشود: | :::: «[[پیامبران]] الهی افزون بر معارف دینی که از طریق [[وحی]] دریافت میکردند در بسیاری از موضوعات؛ در قلمروِ امور شخصی یا اجتماعی، از دانش غیب برخوردار بودهاند، که در این جا به پارهای از آنها اشاره میشود: | ||
۱ . {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَائِنِينَ خَصِيمًا }} <ref> ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش؛ سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref> | ۱ . {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَائِنِينَ خَصِيمًا }} <ref> ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش؛ سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref> | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
| پاسخدهنده = ناصر مکارم شیرازی | | پاسخدهنده = ناصر مکارم شیرازی | ||
| پاسخ = ::::آیتالله '''[[ناصر مکارم شیرازی]]''' در کتاب ''«[http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61859&lid=0&mid=17237&catid=0 پیام قرآن]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = ::::آیتالله '''[[ناصر مکارم شیرازی]]''' در کتاب ''«[http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61859&lid=0&mid=17237&catid=0 پیام قرآن]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::«در این که [[انبیاء]] و [[ائمه|امامان معصوم]] {{عم}} از [[علم غیب]] به تعلیم الهی آگاهاند بحثی نیست، (...) ولی در چگونگی این علم، و همچنین در وسعت و گسترش آن سخن بسیار است، (...) و مجموع احتمالات اساسی و قابل ملاحظه در این مسأله به شرح زیر است: | :::: «در این که [[انبیاء]] و [[ائمه|امامان معصوم]] {{عم}} از [[علم غیب]] به تعلیم الهی آگاهاند بحثی نیست، (...) ولی در چگونگی این علم، و همچنین در وسعت و گسترش آن سخن بسیار است، (...) و مجموع احتمالات اساسی و قابل ملاحظه در این مسأله به شرح زیر است: | ||
# آنها همه چیز را بالفعل میدانند، جز بخش ویژهای که مخصوص ذات پاک خدا است، مانند علوم پنجگانه و مانند علم به کنه ذات پروردگار و اسماء و صفات او. شاهد این سخن روایات متعددی است که با صراحت می گوید: {{عربی|«عِلْمُ مَا یَکُونُ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ حَتّى تَقُومُ السَّاعَةُ»}}<ref> [[امامان]] {{عم}} علم به آنچه بوده و خواهد بود تا روز قیامت را دارا هستند؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، جلد ۱، صفحه ۳۸۸ .</ref> و مسلماً [[پیامبر]] {{صل}} به طریق اولی آگاهی داشت. | # آنها همه چیز را بالفعل میدانند، جز بخش ویژهای که مخصوص ذات پاک خدا است، مانند علوم پنجگانه و مانند علم به کنه ذات پروردگار و اسماء و صفات او. شاهد این سخن روایات متعددی است که با صراحت می گوید: {{عربی|«عِلْمُ مَا یَکُونُ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ حَتّى تَقُومُ السَّاعَةُ»}}<ref> [[امامان]] {{عم}} علم به آنچه بوده و خواهد بود تا روز قیامت را دارا هستند؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، جلد ۱، صفحه ۳۸۸ .</ref> و مسلماً [[پیامبر]] {{صل}} به طریق اولی آگاهی داشت. | ||
# آنها همه این امور را میدانند اما بالقوه نه بالفعل. یعنی هرگاه بخواهند و اراده کنند که چیزی از اسرار غیب را بدانند خداوند به آنها [[الهام]] میکند، و یا قواعد و اصولی نزد آنها است که با مراجعه به آن قواعد و اصول فتح باب میشود و میتوانند هر چیزی از اسرار غیب را بدانند، و یا کتبی نزد آنها است که به آن مینگرند و از اسرار غیب باخبر میشوند؛ یا این که در هر حال که خدا اراده کند و به اصطلاح حالت بسط به آنها دست دهد از این اسرار با خبر میشوند، و در زمانی که این اراده گرفته شود و به اصطلاح حالت قبض حاصل گردد، این علوم موقتاً پنهان میشود. (...) این بیان در مورد علم [[پیامبران]] و [[امامان]] بسیاری از مشکلات را نیز حل میکند، از جمله این که [[اگر امام حسن علم غیب داشت چرا از ظرف زهر خورد؟ (پرسش)|چرا مثلاً امام حسن از کوزه زهرآلود آب نوشید؟]] و [[چرا علم غیب امام رضا مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ (پرسش)|امام هشتم انگور یا انار زهر آلوده را تناول فرمود؟]] [[اگر پیامبر خاتم علم غیب داشت چرا کسانی را مأمور میکرد که اشتباه بزرگی از آنان سر میزد؟ (پرسش)|چرا فلان فرد ناباب را به عنوان قاضی یا فرماندار انتخاب کردند؟]] و چرا [[یعقوب]] {{ع}} از وضع خود این همه نگران بود با این که فرزندش مقامات عالی را طی میکرد، و سرانجام فراق، مبدل به وصال میشد؟ چرا... ؟ و چرا...؟ در تمام این موارد ممکن است گفته شود آنها اگر میخواستند بدانند میدانستند؛ ولی آنها میدانستند که خداوند برای امتحان یا مصالح دیگر به آنها اجازه نداده است آگاهی پیدا کنند. | # آنها همه این امور را میدانند اما بالقوه نه بالفعل. یعنی هرگاه بخواهند و اراده کنند که چیزی از اسرار غیب را بدانند خداوند به آنها [[الهام]] میکند، و یا قواعد و اصولی نزد آنها است که با مراجعه به آن قواعد و اصول فتح باب میشود و میتوانند هر چیزی از اسرار غیب را بدانند، و یا کتبی نزد آنها است که به آن مینگرند و از اسرار غیب باخبر میشوند؛ یا این که در هر حال که خدا اراده کند و به اصطلاح حالت بسط به آنها دست دهد از این اسرار با خبر میشوند، و در زمانی که این اراده گرفته شود و به اصطلاح حالت قبض حاصل گردد، این علوم موقتاً پنهان میشود. (...) این بیان در مورد علم [[پیامبران]] و [[امامان]] بسیاری از مشکلات را نیز حل میکند، از جمله این که [[اگر امام حسن علم غیب داشت چرا از ظرف زهر خورد؟ (پرسش)|چرا مثلاً امام حسن از کوزه زهرآلود آب نوشید؟]] و [[چرا علم غیب امام رضا مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ (پرسش)|امام هشتم انگور یا انار زهر آلوده را تناول فرمود؟]] [[اگر پیامبر خاتم علم غیب داشت چرا کسانی را مأمور میکرد که اشتباه بزرگی از آنان سر میزد؟ (پرسش)|چرا فلان فرد ناباب را به عنوان قاضی یا فرماندار انتخاب کردند؟]] و چرا [[یعقوب]] {{ع}} از وضع خود این همه نگران بود با این که فرزندش مقامات عالی را طی میکرد، و سرانجام فراق، مبدل به وصال میشد؟ چرا... ؟ و چرا...؟ در تمام این موارد ممکن است گفته شود آنها اگر میخواستند بدانند میدانستند؛ ولی آنها میدانستند که خداوند برای امتحان یا مصالح دیگر به آنها اجازه نداده است آگاهی پیدا کنند. | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
| پاسخدهنده = ابراهیم امینی | | پاسخدهنده = ابراهیم امینی | ||
| پاسخ = ::::آیتالله '''[[ابراهیم امینی]]'''، در کتاب ''«[[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = ::::آیتالله '''[[ابراهیم امینی]]'''، در کتاب ''«[[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::«ارتباط داشتن [[ائمه اطهار]] با [[جهان غيب]] بدان معنا نيست كه بالذات به آن عالم وسيع و ناديدنى كاملاً احاطه داشته باشند و بدون استمداد از مقام ربوبى آن جهان را بالعيان مشاهده كنند، زيرا آنان نيز از حيث وجود و عالم محدودند و به [[غيب مطلق]] دست رسى ندارند، چنان كه در وجودشان به خدا احتياج دارند در [[كسب علوم]] نيز به او محتاجاند. | :::: «ارتباط داشتن [[ائمه اطهار]] با [[جهان غيب]] بدان معنا نيست كه بالذات به آن عالم وسيع و ناديدنى كاملاً احاطه داشته باشند و بدون استمداد از مقام ربوبى آن جهان را بالعيان مشاهده كنند، زيرا آنان نيز از حيث وجود و عالم محدودند و به [[غيب مطلق]] دست رسى ندارند، چنان كه در وجودشان به خدا احتياج دارند در [[كسب علوم]] نيز به او محتاجاند. | ||
امتياز آنان در اين است كه مىتوانند از [[نيروى باطن]] استفاده نمايند و گوهر صيقلى و نورانى وجودشان را به سوى [[جهان غيب]] متوجه سازند، در آن هنگام روزنهاى از [[غيب]] به رويشان باز مىشود، و خدا كه مالك [[غيب]] و [[شهود]] است بدون واسطه يا به وسيله [[فرشته]] برخى از [[مطالب غيبى]] را بر دلشان القا مىكند، بعضى از [[خبرهاى غيبى]] را نيز از [[رسول خدا]] شنيده بودند و راهنمايى آن حضرت در علمشان تأثير داشت». <ref>[http://www.ibrahimamini.com/fa/node/572 بررسی مسائل کلی امامت، ص ۲۹۲.]</ref> | امتياز آنان در اين است كه مىتوانند از [[نيروى باطن]] استفاده نمايند و گوهر صيقلى و نورانى وجودشان را به سوى [[جهان غيب]] متوجه سازند، در آن هنگام روزنهاى از [[غيب]] به رويشان باز مىشود، و خدا كه مالك [[غيب]] و [[شهود]] است بدون واسطه يا به وسيله [[فرشته]] برخى از [[مطالب غيبى]] را بر دلشان القا مىكند، بعضى از [[خبرهاى غيبى]] را نيز از [[رسول خدا]] شنيده بودند و راهنمايى آن حضرت در علمشان تأثير داشت». <ref>[http://www.ibrahimamini.com/fa/node/572 بررسی مسائل کلی امامت، ص ۲۹۲.]</ref> | ||