←توهم تعارض برخی آیات با عصمت حضرت یعقوب{{ع}}
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
== توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت یعقوب{{ع}} == | == توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت یعقوب{{ع}} == | ||
برغم ادله فوق، ظاهر برخی آیات دیگر از قرآن کریم موجب شده تا برخی در عصمت حضرت یعقوب{{ع}} تردید کرده و این آیات را منافی با عصمت آن حضرت بدانند. به عنوان نمونه | برغم ادله فوق، ظاهر برخی آیات دیگر از قرآن کریم موجب شده تا برخی در عصمت حضرت یعقوب{{ع}} تردید کرده و این آیات را منافی با عصمت آن حضرت بدانند. به عنوان نمونه دو مورد را ذکر میکنیم | ||
=== آیه 8 سوره یوسف === | |||
یکی از آیاتی که توهم عدم [[عصمت]] [[حضرت یعقوب]] را در اذهان برخی ایجاد کرده است، [[آیه]] ۸ [[سوره یوسف]] است که میفرماید: {{متن قرآن|إِذْ قَالُوا لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که گفتند: یوسف و برادر (تنی)اش (بنیامین) برای پدرمان از ما دوستداشتنیترند با آنکه ما گروهی توانمندیم؛ بیگمان پدر ما، در گمراهی آشکاری است» سوره یوسف، آیه ۸.</ref>. بر اساس این [[آیه]] [[حضرت یعقوب]] در [[رفتار]] با فرزندانش، [[یوسف]]{{ع}} را بر آنان [[برتری]] داد که همین امر سبب شد تا [[آتش]] [[حسد]] در وجودشان شعلهور گردد و به آن ماجراهای ناگوار بینجامد. (و حال آنکه [[وظیفه]] یک [[پدر]]، [[رفتار عادلانه]] و نگاه [[محبت]] آمیز به همه فرزندانش به صورت مساوی و عدم ترجیح یکی بر دیگری به صورت آشکار است) این مطلبی نبوده که [[حضرت]] از آن [[ناآگاه]] باشد. او میدانست که این گونه [[رفتار]]، [[آتش]] [[حسد]] را در [[انسان]] شعلهور میسازد. از این رو این [[رفتار]] نوعی [[لغزش]] و [[خطا]] به شمار آمده و با [[عصمت]] ناسازگار است. | |||
'''پاسخ | '''[[پاسخ]] نخست:[[ ثابت]] نشدن موضوع''': در [[قرآن]] سخنی از این [[برتری]] دادن به میان نیامده است و [[محبت]] [[قلبی]] هم امری خارج از دایره [[اختیار انسان]] است<ref>ر.ک: محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۹، جزء ۱۸، ص۹۵.</ref>. [[قرآن]] در مورد [[محبت]] به [[همسران]] میفرماید: شما هرقدر [[تلاش]] کنید، هرگز نمیتوانید بین همسرانتان از جهت [[محبت]] [[قلبی]] [[مساوات]] داشته باشید<ref>ر.ک: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}} «و هرگز نمیتوانید میان زنان (خود) دادگری کنید هر چند (به آن) آزمند باشید پس، (از یکی) یکسره رو مگردانید که او را سرگردان واگذارید و اگر (میان خود و او را) سازش دهید و پرهیزگاری ورزید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۱۲۹.</ref>. | ||
ایراد این [[پاسخ]] در آن است که [[فرزندان]] از [[محبت]] درونی پدرشان [[آگاهی]] نداشتند و [[محبت]] درونی تا زمانی که اظهار نشود، هرگز این چنین حسدبرانگیز نخواهد بود. | |||
این پاسخ نارساست؛ چراکه ظاهر حال در بسیاری موارد کارساز نیست، به ویژه در مورد صفات [[باطنی]]؛ زیرا [[انسان]] تا در مواقع حساس در بوته [[آزمایش]] قرار نگیرد، صفت باطنی خود را بروز نمیدهد. [[حسد]] از جمله اموری است که تا مورد آن پیش نیاید، [[قضاوت]] درباره آن نادرست است. برخی [[مفسران]] بر آناند که درس آموزنده این داستان این است که پدران و مادران در | '''[[پاسخ]] دوم: [[برتری]] [[حضرت]] طبق [[ظاهر]] حال [[فرزندان]]''': [[ظاهر]] حال [[فرزندان]]، حاکی از آن بود که دچار [[حسد]] نخواهند شد و [[حضرت]] هم بر اساس همین [[ظاهر]] [[رفتار]] کرد؛ اما آنان برخلاف ظاهرشان [[حسد]] ورزیدند<ref>ر.ک: سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ص۶۸.</ref>. | ||
این [[پاسخ]] نارساست؛ چراکه [[ظاهر]] حال در بسیاری موارد کارساز نیست، به ویژه در مورد [[صفات ]][[باطنی]]؛ زیرا [[انسان]] تا در مواقع حساس در بوته [[آزمایش]] قرار نگیرد، صفت [[باطنی]] خود را بروز نمیدهد.[[ حسد]] از جمله اموری است که تا مورد آن پیش نیاید، [[قضاوت]] درباره آن نادرست است. برخی [[مفسران]] بر آناند که درس آموزنده این داستان این است که [[پدران]] و [[مادران]] در [[اظهار محبت]] به فرزندانشان عنایتی ویژه داشته باشند و به گونهای [[رفتار]] نکنند که [[حسد]] آنان را برانگیزند<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>. | |||
'''پاسخ سوم: طبیعی بودن رفتار حضرت''': در این باره [[حضرت یعقوب]] قطعاً خطایی مرتکب نشده است؛ زیرا محبت او به [[حضرت یوسف]] {{ع}} و برادرش به این دلیل بود که اولاً کوچکترین [[فرزندان]] او شمرده میشدند و طبعاً به حمایت و محبت بیشتری نیاز داشتند؛ ثانیاً بر پایه برخی [[روایات]] مادرشان از [[دنیا]] رفته بود و از این جهت نیز نیازمند محبتی افزونتر بودند؛ علاوه بر آنکه آثار نبوغ و فوق العادگی در یوسف نمایان بود. [[برادران]] [[حسود]] بدون توجه به این جهات، از این موضوع به شدت ناراحت شدند<ref>ر.ک: محمد رشید رضا، المنار، ج۱۲، ص۲۶۱؛ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۹، ص۳۲۷.</ref>. | '''[[پاسخ]] سوم: طبیعی بودن [[رفتار]] [[حضرت]]''': در این باره [[حضرت یعقوب]] قطعاً خطایی مرتکب نشده است؛ زیرا [[محبت]] او به [[حضرت یوسف]]{{ع}} و برادرش به این [[دلیل]] بود که اولاً کوچکترین [[فرزندان]] او شمرده میشدند و طبعاً به [[حمایت]] و [[محبت]] بیشتری نیاز داشتند؛ ثانیاً بر پایه برخی [[روایات]] مادرشان از [[دنیا]] رفته بود و از این جهت نیز [[نیازمند]] محبتی افزونتر بودند؛ علاوه بر آنکه آثار [[نبوغ]] و فوق العادگی در [[یوسف]] نمایان بود. [[برادران]] [[حسود]] بدون توجه به این جهات، از این موضوع به شدت ناراحت شدند<ref>ر.ک: محمد رشید رضا، المنار، ج۱۲، ص۲۶۱؛ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۹، ص۳۲۷.</ref>. | ||
این [[سخن]] نادرست است؛ زیرا محبتی که به [[دلیل]] کوچک بودن [[فرزند]] باشد، به طور معمول بر [[برادران]] بزرگتر گران نمیآید؛ چون به محض اینکه موضوع به آنان گوشزد بشود، آنان نیز بر این [[ترحم]] و [[محبت]] [[مهر]] [[تأیید]] میزنند؛ زیرا در [[دوران کودکی]]، شبیه آن را درباره خودشان [[شاهد]] بودهاند<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۹۲.</ref>. | |||
این سخن نادرست است؛ زیرا محبتی که به دلیل کوچک بودن فرزند باشد، به طور معمول بر برادران بزرگتر گران نمیآید؛ چون به محض اینکه موضوع به آنان گوشزد بشود، آنان نیز بر این ترحم و محبت مهر [[تأیید]] میزنند؛ زیرا در دوران | برخی این [[نقد]] را نادرست دانستهاند؛ زیرا [[انسانها]] به [[برتری]] دیگران بر خود حساسیت دارند؛ حال علت و [[دلیل]] آن هر چه باشد. [[عدالت]] [[رفتاری]] اقتضا داشت که [[رفتار]] [[حضرت یعقوب]]{{ع}} با [[حضرت یوسف]]{{ع}} نسبت به دیگر [[برادران]] کاملاً متفاوت باشد؛ اما آنان به [[دلیل]] آنکه دچار مشکل [[اخلاقی]] بودند، این [[رفتار]] آن [[حضرت]] را برنتابیدند. پس [[حضرت]] مرتکب خطایی نشده است<ref>مصطفی کریمی، ناظر محترم کتاب.</ref>. | ||
این ایراد وارد نیست؛ زیرا در بیشتر موارد، [[رفتار]] ترحمآمیز [[پدر]] و [[مادر]] با [[فرزند]] کوچک به [[دلیل]] کوچک بودن وی، مورد [[حسد]] قرار نمیگیرد؛ اما اگر دلیلی دیگر داشته باشد، چه بسا حساسیت دیگر [[فرزندان]] را برانگیزد»<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص۲۲۱.</ref>. | |||
برخی این نقد را نادرست دانستهاند؛ زیرا [[انسانها]] به [[برتری]] دیگران بر خود حساسیت دارند؛ حال علت و دلیل آن هر چه باشد. [[عدالت]] [[رفتاری]] اقتضا داشت که رفتار حضرت یعقوب {{ع}} با حضرت یوسف {{ع}} نسبت به دیگر برادران کاملاً متفاوت باشد؛ اما آنان به دلیل آنکه دچار مشکل [[اخلاقی]] بودند، این [[رفتار]] آن حضرت را برنتابیدند. پس حضرت مرتکب خطایی نشده است<ref>مصطفی کریمی، ناظر محترم کتاب.</ref>. | |||
این ایراد وارد نیست؛ زیرا در بیشتر موارد، رفتار ترحمآمیز پدر و مادر با فرزند کوچک به دلیل کوچک بودن وی، مورد [[حسد]] قرار نمیگیرد؛ اما اگر دلیلی دیگر داشته باشد، چه بسا حساسیت دیگر [[فرزندان]] را برانگیزد»<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] | |||
=== آیه 100 سوره یوسف === | |||
در یکی دیگر از آیات از سجده کردن حضرت یعقوب بر فرزند خود، یوسف سخن به میان آمده و از آنجا که سجده بر غیر خئا حرام است پس برخی بر اساس این آیه معتقد به عدم عصمت آن حضرت شدهاند. [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا...}}<ref>«و پدر و مادر خود را بر اورنگ (خویش) فرا برد و همه برای او به فروتنی در افتادند و گفت: پدر جان! این تعبیر خواب پیشین من است که خداوند آن را درست گردانید و بیگمان به من نیکی فرمود هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم را خراب کرده بود از بیابان (نزد من) آورد؛ به راستی پروردگارم در آنچه بخواهد، نازکبین است؛ همانا اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۱۰۰.</ref>. | در یکی دیگر از آیات از سجده کردن حضرت یعقوب بر فرزند خود، یوسف سخن به میان آمده و از آنجا که سجده بر غیر خئا حرام است پس برخی بر اساس این آیه معتقد به عدم عصمت آن حضرت شدهاند. [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا...}}<ref>«و پدر و مادر خود را بر اورنگ (خویش) فرا برد و همه برای او به فروتنی در افتادند و گفت: پدر جان! این تعبیر خواب پیشین من است که خداوند آن را درست گردانید و بیگمان به من نیکی فرمود هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم را خراب کرده بود از بیابان (نزد من) آورد؛ به راستی پروردگارم در آنچه بخواهد، نازکبین است؛ همانا اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۱۰۰.</ref>. | ||