عصمت حضرت زکریا: تفاوت میان نسخهها
←توهم تعارض برخی آیات با عصمت حضرت زکریا{{ع}}
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
== توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت زکریا{{ع}} == | == توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت زکریا{{ع}} == | ||
=== آیه 10 سوره مریم === | |||
'''تبیین [[شبهه]]''' | '''تبیین [[شبهه]]''' | ||
یکی از آیاتی که توهم [[تعارض]] [[معصوم]] نبودن [[حضرت زکریا]]{{ع}} را در اذهان برخی ایجاد نموده، [[آیه]] ۱۰ [[سوره مبارکه مریم]] است که میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا}} <ref>«زکریا باز عرضه داشت: بارالها، برای من نشانه و حجتی قرار ده، خدا فرمود: بدین نشانه که تا سه شبانهروز با مردم تکلم نکنی با آنکه تندرست هستی».</ref>. گفته شده بر اساس این [[آیه]]، بر اساس این آیه پیرو درخواست فرزند از طرف [[حضرت زکریا]]{{ع}} از [[خداوند]] [[فرشتگان]] با [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[یحیی]]، به حضورش باز یافتند. [[حضرت زکریا]]{{ع}} راز آن [[بشارت]] را از [[خداوند]] جویا شد که چگونه از من پیرمرد نشانهای خواست که آیه مذکور نازل شد. آنچه در این ماجرا، در ظاهر [[عصمت]] [[حضرت زکریا]]{{ع}} را به چالش میکشد، این است که وی با اینکه قدرت نامحدود خداوند را [[باور]] داشت، چرا از درگاه [[خداوند]] درخواست نشانه کرد؟ آیا درخواست نشانه به منزله شک در قدرت الهی یا تحقق وعده او نبود؟ و روشن است که در هر حالت این مساله با عصمت ناسازگار است. | یکی از آیاتی که توهم [[تعارض]] [[معصوم]] نبودن [[حضرت زکریا]]{{ع}} را در اذهان برخی ایجاد نموده، [[آیه]] ۱۰ [[سوره مبارکه مریم]] است که میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا}} <ref>«زکریا باز عرضه داشت: بارالها، برای من نشانه و حجتی قرار ده، خدا فرمود: بدین نشانه که تا سه شبانهروز با مردم تکلم نکنی با آنکه تندرست هستی».</ref>. گفته شده بر اساس این [[آیه]]، بر اساس این آیه پیرو درخواست فرزند از طرف [[حضرت زکریا]]{{ع}} از [[خداوند]] [[فرشتگان]] با [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[یحیی]]، به حضورش باز یافتند. [[حضرت زکریا]]{{ع}} راز آن [[بشارت]] را از [[خداوند]] جویا شد که چگونه از من پیرمرد نشانهای خواست که آیه مذکور نازل شد. آنچه در این ماجرا، در ظاهر [[عصمت]] [[حضرت زکریا]]{{ع}} را به چالش میکشد، این است که وی با اینکه قدرت نامحدود خداوند را [[باور]] داشت، چرا از درگاه [[خداوند]] درخواست نشانه کرد؟ آیا درخواست نشانه به منزله شک در قدرت الهی یا تحقق وعده او نبود؟ و روشن است که در هر حالت این مساله با عصمت ناسازگار است. | ||
'''پاسخ به شبهه''' | |||
'''پاسخ نخست: درخواست نشانه برای رسیدن به [[اطمینان]]''': [[حضرت زکریا]] {{ع}} برای [[اثبات]] اینکه این [[بشارت]] از سوی [[خداوند]]، و این خطاب، خطابی رحمانی بوده که فرشتهای وی را بدان [[آگاه]] ساخته است، نشانهای خواست تا به اطمینان برسد<ref>ر.ک: محمد بن مرتضی فیض کاشانی، الاصفی، تحقیق محمدحسین درایتی و محمدرضا نعمتی، ج۱، ص۱۵۰؛ محمد بن عبدالرحیم نهاوندی، نفحات الرحمن، ج۱، ص۶۱۸؛ محمدجواد بلاغی، آلاء الرحمن، ج۲، ص۵۶.</ref>. چنین امری با [[باور]] داشتن بشارت [[فرشتگان]] همخوان است و نظیر آن را در داستان [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} میبینیم. [[انبیا]] معصوماند و در تشخیص [[حق و باطل]] [[اشتباه]] نمیکنند، اما [[عصمت]] آنان ذاتی نیست؛ زیرا مستقل نیستند، بلکه با [[عنایت الهی]] تشخیص میدهند. چه محذوری دارد که حضرت زکریا {{ع}} از [[پروردگار]] خود نشانی بخواهد که دلالت کند آنچه قبلاً دریافت کرده، بشارت [[الهی]] بوده است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۱۷۹.</ref>؛ زیرا [[شیطان]] توان مس [[نفوس]] قدسی ایشان را ندارد. پیشتر بیان شد که [[پیامبران]] به تصریح [[قرآن]]، از مخلَصیناند و شیطان به [[ناتوانی]] خود از [[منحرف]] ساختن ایشان اعتراف کرده است: {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>. بنابراین [[زکریا]] {{ع}} که مدت مدیدی از دوران [[نبوت]] را گذرانده و بارها [[وحی]] و [[الهام الهی]] را دریافت کرده بود و آن را به خوبی میشناخت، امکان ندارد برای تشخیص اصل وحی نشانه بخواهد<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تسنیم، تحقیق احمد قدسی، ج۱۴، ص۲۰۵.</ref>. | |||
این پاسخ را میتوان بهترین پاسخ دانست. | این پاسخ را میتوان بهترین پاسخ دانست. | ||