فسق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۷٬۳۶۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:
بنابراین [[مسئولان]] و [[رهبران]] [[جامعه]] باید مواظب باشند تا فسق در جامعه گسترش پیدا نکند؛ زیرا افزایش نابهنجاری‌ها در جامعه عامل نابودی [[تمدن]] و جامعه
بنابراین [[مسئولان]] و [[رهبران]] [[جامعه]] باید مواظب باشند تا فسق در جامعه گسترش پیدا نکند؛ زیرا افزایش نابهنجاری‌ها در جامعه عامل نابودی [[تمدن]] و جامعه
بشری است. به هر حال، ‌انسان‌های [[فاسق]] نه‌تنها خود [[محروم]] از [[رحمت]] و [[مغفرت الهی]]<ref>{{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که می‌گفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دل‌هایشان بر جای نهاد * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچ‌گاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شده‌اند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۷۷ و ۸۰؛ {{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمی‌آمرزد؛ بی‌گمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره منافقون، آیه ۶.</ref> و [[محروم]] از [[رضوان الهی]]<ref>{{متن قرآن|يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «برای شما سوگند می‌خورند تا از آنان خشنود شوید، اگر هم شما از آنان خشنود شوید بی‌گمان خداوند از این گروه نافرمان خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶.</ref> و نیز [[هدایت خاص]] [[الهی]]<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «این (روش) نزدیک‌تر است به اینکه گواهی دادن را درست به جای آورند یا بترسند که سوگندهایی جایگزین سوگندهای آنان شود و از خداوند پروا کنید و گوش فرا دهید و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۸؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچ‌گاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شده‌اند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۲۴ و ۸۰.</ref>> و [[نفرین]] [[الهی]]<ref>{{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچ‌گاه بدان وارد نمی‌شویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همین‌جا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref> هستند بلکه موجب نابودی [[جوامع بشری]] می‌شوند و [[عذاب]] [[خدا]] را برای [[جامعه]] خویش به ارمغان می‌آورند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق و فاسق از نگاه قرآن (مقاله)|فسق و فاسق از نگاه قرآن]].</ref>.
بشری است. به هر حال، ‌انسان‌های [[فاسق]] نه‌تنها خود [[محروم]] از [[رحمت]] و [[مغفرت الهی]]<ref>{{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که می‌گفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دل‌هایشان بر جای نهاد * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچ‌گاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شده‌اند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۷۷ و ۸۰؛ {{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمی‌آمرزد؛ بی‌گمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره منافقون، آیه ۶.</ref> و [[محروم]] از [[رضوان الهی]]<ref>{{متن قرآن|يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «برای شما سوگند می‌خورند تا از آنان خشنود شوید، اگر هم شما از آنان خشنود شوید بی‌گمان خداوند از این گروه نافرمان خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶.</ref> و نیز [[هدایت خاص]] [[الهی]]<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «این (روش) نزدیک‌تر است به اینکه گواهی دادن را درست به جای آورند یا بترسند که سوگندهایی جایگزین سوگندهای آنان شود و از خداوند پروا کنید و گوش فرا دهید و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۸؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچ‌گاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شده‌اند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۲۴ و ۸۰.</ref>> و [[نفرین]] [[الهی]]<ref>{{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچ‌گاه بدان وارد نمی‌شویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همین‌جا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref> هستند بلکه موجب نابودی [[جوامع بشری]] می‌شوند و [[عذاب]] [[خدا]] را برای [[جامعه]] خویش به ارمغان می‌آورند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق و فاسق از نگاه قرآن (مقاله)|فسق و فاسق از نگاه قرآن]].</ref>.
==مفهوم‌شناسی [[فسق]] و [[فاسق]]==
بارها دیده شده که شخصی از گروه‌های [[اجتماعی]] طرد می‌‌شود. طرد اجتماعی به علل و عوامل متعددی انجام می‌‌گیرد. یکی از علل طرد اجتماعی، [[اتهام]] به فسق و [[فجور]] است. فسق به [[رفتاری]] اطلاق می‌‌شود که بیرون از دایره هنجارهای شناخته شده [[عقلانی]] و [[شرعی]] صورت می‌‌گیرد. بنابراین [[انسان]] فاسق، شاید از نظر [[اعتقادی]] فردی راست اندیش باشد، ولی در [[مقام عمل]] [[انسانی]] راست کار نیست.
به سخن دیگر، انسان [[منافق]] در [[فرهنگ قرآنی]] به کسی گفته می‌‌شود که از نظر ظاهر و رفتارهای اجتماعی، بر پایه هنجارهای عقلانی و شرعی عمل می‌‌کند ولی از نظر اعتقادی هیچ [[باور]] و اعتقادی به خوب و بدهای [[اخلاقی]] و باید و نبایدهای شرعی ندارد و اصولا منکر [[دین]] و [[شریعت اسلام]] است؛ در برابر فاسق کسی است که از نظر اعتقادی در مرتبه ای از [[مراتب ایمان]] قرار دارد، ولی در مقام عمل بر خلاف باورهایش [[رفتار]] می‌‌کند.
البته گمانی در این نیست که بینش‌ها در نگرش‌ها و نگرش‌ها در بینش‌های [[آدمی]] تاثیر متقابل دارد. از همین جا می‌‌توان دریافت که از نظر اعتقادی انسان فاسق از [[ایمان]] محکم و [[استواری]] برخوردار نمی‌باشد وگرنه رفتارهای ضد هنجارهای شرعی از خود بروز نمی‌داد. بنابراین از همین [[رفتارها]] می‌‌توان دانست که شخص فاسق، انسانی [[سست ایمان]] است. از این روست که از محدوده بایدها و نبایدهای شرعی بیرون می‌‌رود و با آنکه به [[احکام شرعی]] [[اقرار]] و از نظر بینشی [[التزام]] دارد، ولی در مقام عمل، چنین التزامی را مراعات نمی‌کند و برخلاف [[باورها]] رفتار می‌‌کند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۶۳۶ ذیل واژه فسق</ref>
انسان [[مؤمن]] زمانی به فسق متهم می‌‌شود که در [[جامعه]] رفتارهای ضد [[شریعت]] و هنجارهای شرعی را انجام دهد و نسبت به تذکرات و [[نهی از منکر]] دیگران واکنش منفی نشان داده و بدان ترتیب اثر ندهد. بنابراین، در تحقق معنای فسق عناصری چون [[مخالفت]] با [[موازین شرعی]] و هنجارهای آن، اظهار و تکرار، عدم پذیرش [[نهی از منکر]] و [[رفتار]] بر خلاف [[باور]] و [[ایمان شرعی]] نقش اساسی دارد.
بنابراین، کسی که بر خلاف [[موازین شرعی]] رفتار نمی‌کند و تنها بر خلاف [[رسوم]] [[اجتماعی]] [[جامعه]] عمل می‌‌کند، [[فاسق]] خوانده نمی‌شود. به عنوان نمونه اگر در جامعه ای داشتن موهای بلند و گیس‌های افشان برای پسران و مردان، [[زشت]] باشد، و مردی بر خلاف این رسم اجتماعی، گیس داشته باشد، فاسق شناخته نمی‌شود هر چند که به سبب [[مخالفت]] با [[عرف]] اجتماعی، قابل [[سرزنش]] است و بهتر آن است که عرف مقبول اجتماعی را مراعات نماید تا انگشت نما نشده و این رفتار عامل وهن [[ایمان]] وی نشود. پس در صورتی شخص فاسق شناخته می‌‌شود تا بر خلاف [[موازین شریعت]] رفتار نماید.
به نظر می‌‌رسد که در [[فرهنگ قرآنی]] دامنه [[فسق]] از مخالفت با [[شریعت]] نیز فراتر است؛ زیرا در [[آیه]] ۷۴ [[سوره انبیاء]]، رفتارهای خلاف [[عقلانیت]] چون هم جنس‌گرایی را به عنوان عمل فاسقانه معرفی می‌‌کند. البته شاید بتوان این نوع عمل را نیز در دایره مخالفت با شریعت قرار داد؛ زیرا [[احکام]] [[عقلانی]] همواره مورد [[تأیید]] و [[امضا]] شریعت می‌‌باشد و این خوب و بدهای عقلانی به عنوان بایدها و نبایدهای [[شرعی]] در می‌‌آید و مخالفت با آن به عنوان مخالفت با شریعت دانسته می‌‌شود.
همچنین اگر شخصی مخالفت شرعی را [[نهان]] انجام دهد و تلاش بر مخفی کار داشته باشد، هر چند که شماری به [[تجسس]] و روش‌های دیگر، از این عمل [[آگاه]] شوند، به عنوان شخص فاسق نامیده نمی‌شود؛ زیرا شرط در فسق، اظهار خلاف شریعت در رفتارهای اجتماعی است. چنان که اگر شخص [[گمان]] وی بر آن باشد که عمل و رفتار وی هنجاری است در حالی که این گونه نیست، فاسق نیست؛ زیرا از [[حکم شرعی]] [[آگاهی]] نداشته و یا گمان وی آن بوده است که این عمل شرعی و همچنین هنجارهای مقبول از نظر [[عقل]] و عقلاست. بنابراین، اگر [[گمان]] کند که تراشیدن ریش و [[محاسن]] با تیغ، اشکال [[شرعی]] ندارد، یا این که آن را عمل هنجاری [[عقلانی]] می‌‌داند، [[فاسق]] شمرده نمی‌شود.
همچنین اگر کسی [[غافل]] از رفتارهای ضد هنجاری خود باشد و با [[تذکر]] [[کلامی]] یا تشر زدن در برخی از موارد، از [[غفلت]] خارج شود و ترک عمل خلاف [[شریعت]] نماید، به عنوان فاسق شناخته نمی‌شود؛ زیرا بسیاری از [[مردم]] یا از [[احکام شرعی]] غافل می‌‌شوند یا در [[مقام عمل]] در غفلت قرار می‌‌گیرند و موضوعی را ضد هنجارهای شریعت نمی‌شناسند و بدان [[اقدام]] می‌‌کنند. از جمله کسانی که فراتر از [[حق]] النساء، محاسن خویش را می‌‌تراشند و ریش به اصطلاح بزی و پرفسوری می‌‌گذارند. این افراد بر این باورند که این نوع ریش برای ایشان در [[حکم]] محاسن و [[زیبایی]] و [[آراستگی]] است، ولی اگر بدانند که حسن در محاسن داشتن فراتر از این می‌‌باشد، بدان رو می‌‌آورند و به انجام آن [[تشویق]] می‌‌شوند.
البته ناگفته نماند، [[فسق]] در مواردی [[اثبات]] می‌‌شود که شخص بر خلاف [[حکم شرعی]] [[قطعی]] عمل کند، اما در مواردی که اصل حکم در شرعی بودن مشکوک باشد و یا در مصادیق آن [[اختلاف]] باشد، نمی‌توان به صرف فتوایی از مرجعی، وی را فاسق بر شمرد. به عنوان نمونه، اگر برخی از [[مراجع]]، تراشیدن ریش را با ماشین یک و دو، تراشیدن نشمارند؛ زیرا همانند تیغ عمل نمی‌کند و از ته ریشی به جا می‌‌ماند، نمی‌توان شخص را متهم به فسق نمود؛ زیرا مرجعی دیگر آن را از مصادیق ریش زدن می‌‌داند؛ زیرا این گونه از مسایل از مصادیق [[شک]] درموضوع است. یا اگر مرجعی قایل به کفایت ریش پرفسوری در [[صدق]] داشتن ریش باشد، در حالی که [[مرجع]] دیگر، هر گونه تراشیدن محاسن از گونه و زیر گلو را حتی جایز نشمارد، نمی‌توان شخص را متهم به فسق و [[رفتاری]] ضد هنجارهای شرعی دانست.
به هر حال در تحقق عنوان فسق نسبت به [[شهروندان]] [[امت اسلام]] شرایطی مطرح می‌‌باشد که نمی‌توان از آن چشم پوشید و شخصی را به عملی [[اشتباه]] یا [[خطا]] یا اشتباه در تطبیق یا [[حکم]] و مانند آن متهم به [[فسق]] نمود و آثار [[فاسق]] را بر وی بار کرد و او را از بسیاری از [[حقوق شهروندی]] چون پذیرش [[شهادت]] و [[گواهی]] و مانند آن [[محروم]] ساخت.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|فسق چیست فاسق کیست]].</ref>.
==مصادیقی از رفتارهای فاسقانه==
برای این که مفهوم فسق بهتر دانسته و شناخته شود، برخی از مصادیق [[قرآنی]] فسق در عمل [[اجتماعی]] در این جا بیان می‌‌شود.
[[خداوند]] در [[آیه]] ۵۵ [[سوره نور]] یکی از مصادیق فسق را [[بازی]] با [[ایمان]] می‌‌داند. به این معنا اگر شخص نسبت به [[حق]] [[آگاهی]] یابد و بدان ایمان آورد ولی به هر علتی ایمان گوید و [[کفر]] ورزد، در حکم فاسق شناخته می‌‌شود. البته می‌‌توان بر اساس این آیه همچنین کسانی که تنها به حق [[آگاه]] شده و نسبت به آن [[شناخت]] یافته باشند، ولی رفتارهای ضد [[شناختی]] خود را ادامه می‌‌دهند و بر اساس [[موازین]] کفر عمل می‌‌کنند، فاسق شمرد؛ زیرا ملاک در فسق این افراد، ایمان و [[ارتداد]] نیست، بلکه شناخت به حق و کفر به آن، ایشان را در دایره [[فاسقان]] قرار می‌‌دهد. بر این اساس، می‌‌توان گفت که دو دسته حق شناسان منکر و [[مرتدان]]، اگر به رفتارهای ضد [[شریعت]] خویش ادامه دهند، در حکم فاسقان هستند.<ref>نگاه کنید، روح المعانی، ج ۱۰، جزء، ۱۸، ص۲۹۹</ref>
خداوند در آیه ۴۹ کسانی که به [[تکذیب]] [[آیات قرآنی]] می‌‌پردازند تا بر خلاف آن عمل و [[رفتار]] کنند، انسان‌های فاسق می‌‌شمارد؛ زیرا هنگامی که [[حقایق]] روشن در ایات [[الهی]] و [[وحیانی]] بیان شد، [[انکار]] و تکذیب و عمل و رفتار برخلاف آنها نشان از فسق ایشان می‌‌کند؛ زیرا حاضر نیستند تا در چارچوب اصول [[عقلانی]] و [[شرعی]] عمل کنند که بر پایه خوب و بد و [[زشت]] و [[زیبا]] بنیاد نهاده شده است.
[[اعراض]] و رویگردانی از [[قضاوت]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[ولایت]] و [[حاکمیت]] [[ایمانی]] و مراجعه به [[طاغوت]] و حاکمیت و [[حکومت]] آن، از دیگر مصادیق رفتارهای فاسقانه است که در [[آیه]] ۴۹ [[سوره مائده]] بیان شده است.
[[انحرافات]] جنسی و هم جنس‌گرایی، که بر خلاف اصول [[عقلانی]] می‌‌باشد و [[شریعت]] آن را عامل [[تباهی]] و [[فساد]] [[خانواده]] و [[جامعه]] می‌‌شمارد، از دیگر رفتارهای فاسقانه ای است که در آیه ۷۴ [[سوره انبیاء]] تبیین شده است.
برخی از [[بدعت‌ها]] در [[دین]] هر چند که در چارچوب کلیات آن می‌‌باشد، ولی به سبب سخت گیری‌ها و ایجاد تنگناها در [[زندگی]] زمینه‌ساز [[انحراف]] و [[فسق]] می‌‌شود. از جمله کسانی که برای خود ریاضت‌هایی چون ترسایان تعیین می‌‌کنند و برای صرف تمام زندگی در [[عبادت]] از [[تشکیل خانواده]] سرباز می‌‌زنند، گاه برای [[پاسخ گویی]] به نیازهای طبیعی و غریزی خود، در دام فسق و [[فجور]] می‌‌افتند. با نگاهی به زندگی [[راهبان]] و [[کشیشان]] [[کاتولیک]] می‌‌توان دریافت که چرا زندگی مجردی ایشان را به هم جنس‌گرایی و [[تجاوز]] به [[کودکان]] سوق داده است و حتی از زندگی [[مردمان]] [[مؤمن]] عادی خارج شده‌اند؟ [[خداوند]] در آیه ۲۷ [[سوره حدید]] برخی از بدعت‌های به ظاهر مثبت را عامل فسق بر می‌‌شمارد و به [[مؤمنان]] هشدار می‌‌دهد که زندگی [[معتدل]] را بر اساس [[آموزه‌های وحیانی]] در پیش گیرند و برای خود [[قوانین]] سخت و دشوار وضع نکنند تا در انجام آن فرومانند یا مرتکب رفتارهای [[پست‌تر]] و زننده‌تر شوند.
از دیگر مصادیق فسق و فجور می‌‌توان به [[عدم اطاعت]] از [[رهبران]] [[اسلامی]] و ترک صحنه‌های [[جهادی]]<ref>{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ * قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «و از ایشان، کسی است که می‌گوید: به من اجازه (کناره‌گیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتاده‌اند و دوزخ فراگیرنده کافران است * بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمی‌گردد که شما گروهی نافرمان بوده‌اید» سوره توبه، آیه ۴۹ و ۵۳؛ {{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ * قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ * قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید * گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون می‌رویم * دو مرد از کسانی که (از خداوند) می‌ترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید * گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچ‌گاه بدان وارد نمی‌شویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همین‌جا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۱-۲۵.</ref> اشاره کرد. کسانی که بر خلاف فرمان‌های [[رهبران]] [[اسلامی]] از مشارکت در میادین گوناگون [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] به ویژه نظامی سرباز می‌‌زنند، راه [[فسق]] را در پیش گرفته‌اند؛ زیرا [[اطاعت از رهبری]] نشانه [[ایمان]] است.
تضییع [[حقوق دیگران]] و نایده گرفتن آن در [[اجتماع]]، از دیگر عواملی است که نشان از [[فسق]] شخص می‌‌کند. کسانی که به هر دلیلی [[حق دیگران]] را تباه و ضایع می‌‌کنند، می‌‌بایست بدانند که چنین [[رفتاری]] فاسقانه است و آثار و تبعات فسق را بر او بار می‌‌کند.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> همچنین ضرررسانی به دیگران در [[معامله]] و یا [[گواهی]] در آن، از دیگر مصادیق [[فسق]] است که در [[آیه]] ۱۶ [[سوره اسراء]] بیان شده است.
کسانی ممکن است خود [[اهل فسق و فجور]] نباشند، ولی به سبب [[بیمار]] دلی و [[نفاق]] دیگران را به [[منکرات]] بخوانند و [[تشویق]] کنند، چنین افرادی نیز می‌‌بایست بدانند که در مسیر فسق و [[فجور]] گام بر می‌‌دارند و اگر با نگاهی [[بصیرت]] گون به خود بنگرند، فسق خود را می‌‌بینند؛ زیرا تشویق دیگران حکایت از [[گرایش]] فسق دارد که در دام آن خواهند افتاد.<ref>{{متن قرآن|الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «مردان و زنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار ناپسند فرمان می‌دهند و از کار شایسته باز می‌دارند! و (در بخشش) ناخن خشکی می‌ورزند، خداوند را فراموش کرده‌اند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است، بی‌گمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref>
همچنین کسانی که [[خدا]] را فراموش می‌‌کنند، در دام فسق گرفتار خواهند شد؛ زیرا [[فراموشی]] [[خداوند]] ایشان را به فراموشی خود می‌‌کشاند به گونه ای که در ورطه [[فساد]] و فسق می‌‌افتند و در آن [[غرق]] می‌‌شوند.<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد؛ آنانند که نافرمانند» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref> [[دنیا‌طلبی]] و ترجیح [[تعلقات مادی]] بر [[محبت خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و عمل به آموزه‌های آن، نیز عامل دیگری در [[فسق]] افراد است که در [[آیه]] ۲۴ [[سوره توبه]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴.</ref> و ۲۰ [[سوره احقاف]]<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهره‌مند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که می‌کردید با عذاب خواری‌آور کیفر می‌بینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref> بیان شده است.
[[دوستی با کافران]] و روابط نزدیک و ولایی با ایشان از دیگر مصادیق فسق است که [[خداوند]] در [[آیات]] ۸۰ و ۸۱ بیان کرده است. به این معنا که هر گونه ارتباط نزدیک و [[ولایت‌پذیری]] [[حکومت]] و [[حاکمیت]] آنان، شخص را از دایره [[اسلام]] به دایره فسق وارد می‌‌کند. بنابراین نمی‌بایست [[دوستی]] و [[پذیرش حکومت]] و حاکمیت [[کافران]]، را امری عادی جلوه داد؛ زیرا چنین [[رفتاری]] حتی اگر به [[تولی]] در حد حاکمیت و حکومت نرسد و تنها در حوزه دوستی خلاصه شود، به سبب این که نوعی [[حاکمیت]] را برای [[کافر]] به ارمغان می‌‌آورد، [[فسق]] شمرده می‌‌شود.
[[عهد شکنی]] و [[پیمان‌ها]] را نقض کردن و بدان وفاننمودن از دیگر مصادیق فسق است که در [[آیات]] چندی از جمله ۲۶ و ۲۷ و نیز ۹۹ و۱۰۰ [[سوره بقره]] بیان شده است.
[[تهمت]] و [[قذف]] به [[مؤمنان]] و نسبت [[زنا]] به [[زنان]] [[عفیف]]، از دیگر مصادیق فسق است که [[خداوند]] در [[آیه]] ۴ [[سوره نور]] متعرض آن شده و حتی [[مجازات]] خاص تازیانه را برای آن به عنوان حدی از [[حدود الهی]] معین کرده است.
اینها تنها شماری از مصادیق [[قرآنی]] فسق است. با نگاهی به همین موارد می‌‌توان دریافت که رفتارهای فاسقانه، نابهنجاری‌های [[اجتماعی]] هستند که موجبات [[تباهی]] شخص و [[جامعه]] را فراهم می‌‌آورد. از این روست که خداوند در [[حق]] [[فاسقان]] سخت گیری‌های داشته است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌‌شود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|فسق چیست فاسق کیست]].</ref>.
==سلب برخی از [[حقوق شهروندی]] فاسقان==
از آن جایی که فسق و [[فجور]] عامل مهمی در نابودی و [[فروپاشی جامعه]] است<ref>{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم» سوره بقره، آیه ۵۹. {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵؛ {{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان می‌دهیم و در آن نافرمانی می‌ورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب می‌گردد، آنگاه یکسره نابودش می‌گردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶.</ref> [[خداوند]]، نسبت به فاسقانه سخت گیری‌های خاص را [[اعمال]] کرده است. بر اساس [[آیه]] ۵۹ [[سوره مائده]] می‌‌توان دریافت که حتی عامل [[خشم الهی]] و [[انتقام]] از ایشان نیز می‌‌باشد؛ زیرا خداوند برخی از [[اهل کتاب]] را به سبب [[فسق]] ایشان، در همین [[دنیا]] [[مجازات]] کرده و از ایشان انتقام ستانده است.
[[انسان]] [[فاسق]] در [[جامعه]] مطرود می‌‌باشد. این طرد [[اجتماعی]] گاه به شکل [[محرومیت]] از برخی از [[حقوق شهروندی]] خودنمایی می‌‌کند. از جمله این که در دادگاه‌ها و مانند آن، [[گواهی]] و [[شهادت]] فاسق پذیرفته نمی‌شود و اگر خبری بدهد متوقف به تحقیق و [[پژوهش]] در [[صحت]] و سقم آن است. به این معنا که اصلا اثری به [[اخبار]] وی مترتب نمی‌شود، بلکه تنها عاملی برای تحقیق و بررسی خبر می‌‌باشد.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}} «ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کرده‌اید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref>
فاسق از نظر اجتماعی کسی است که [[شخصیت]] وی ساقط شده است و به عنوان یک [[شهروند]] معمولی با او مواجه نمی‌شوند. از این روست که وی را همانند دیگر [[مؤمنان]] در یک کفه ترازو قرار نمی‌دهند، بلکه فاسق در کفه ای و [[مؤمن]] در کفه ای دیگر قرار می‌‌گیرد. این مرزبندی میان فاسق و غیر فاسق، به نوعی مرزبندی در حقوق شهروندی و بهره‌گیری از آن است.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref>
از نظر [[اسلام]] کسانی که فاسق هستند، از بسیاری از حقوق شهروندی خود بی‌بهره می‌‌شوند. از جمله این که [[خرده‌گیری]] و [[عیب جویی]] از ایشان جایز است و [[گناه]] و [[جرم]] حساب نمی‌شود؛ زیرا شخص خود، شخصت [[اجتماعی]] و [[حقوق]] طبیعی اجتماعی‌اش را از میان برده است و [[اجازه]] داده تا مورد [[طعن]] و [[خرده‌گیری]] و [[عیب جویی]] دیگران قرا رگیرد.<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما می‌ستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹ و نیز روح المعانی، ج ۴، جزء۶، ص۲۵۳</ref>
[[فسق]] همچنین موجب می‌‌شود تا [[مؤمنان]] مجاز بر خشم‌گیری بر ایشان باشند؛ چنان که [[خداوند]] فسق [[اهل کتاب]] را عامل [[خشم]] و [[غضب]] [[مسلمانان]] نسبت به آنان دانسته است.<ref>مائده، آیه ۵۹ و نیز مجمع البیان، ج ۳ و ۴، ص۳۳۰</ref>
کسانی که [[فاسق]] هستند مورد طرد اجتماعی قرار می‌‌گیرند و مجاز است که مسلمانان آنان را طرد کرده و روابط خود را با ایشان از هم بگسلند. حتی بر [[خویشان]] است که روابط خویش را با [[فاسقان]] کاهش داده و یا قطع پیوند و رحم کنند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن می‌شکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌گسلند و در زمین تباهی می‌ورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷. {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس می‌دارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان می‌کنند و دل‌های آنان (شما را) پس می‌زند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref>
[[فسق]] عامل بسیاری از بدبختی‌های شخص در [[دنیا]] و [[آخرت]] است؛ زیرا [[فاسق]] از نظر [[شهروندی]] [[انسانی]] غیر سالم تلقی شده و از بسیاری از [[حقوق]] [[محروم]] می‌‌گردد به گونه ای که در [[جامعه]] نمی‌تواند [[پست]] و مناصبی را در [[اختیار]] گیرد، چنان که در در آخرت نیز از [[رضوان الهی]] و [[مغفرت]] محروم خواهد شد<ref>توبه، آیات ۷۷ تا ۸۰ و نیز ۹۶؛ {{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمی‌آمرزد؛ بی‌گمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره منافقون، آیه ۶.</ref> این افراد مورد [[لعن]] و [[نفرین]] قرار می‌‌گیرند<ref>{{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچ‌گاه بدان وارد نمی‌شویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همین‌جا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[ذلیل]] و [[خوار]] خواهد بود.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهره‌مند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که می‌کردید با عذاب خواری‌آور کیفر می‌بینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشه‌های آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵.</ref>
بنابراین می‌‌توان گفت که [[فاسق]]، چگونه با این که باوری [[سست]] دارد، ولی با [[اعمال]] خویش سرانجام شوم از [[کفر]] را برای خود رقم خواهد زد<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ}} «و به سوی تو آیاتی روشن فرو فرستاده‌ایم و جز نافرمانان کسی بدان انکار نمی‌ورزد» سوره بقره، آیه ۹۹؛ {{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان می‌آوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰؛ {{متن قرآن|اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچ‌گاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شده‌اند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۸۰.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] خاسر و زیانکار خواهد بود.<ref>بقره،آیات ۲۶ و ۲۷</ref>
اینها تنها گوشه ای از تحلیل و [[تبیین قرآن]] از [[فسق]] و آثار آن در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] است. همین مطلب کوتاه به خوبی بیانگر وضعیت بد و سخت [[شهروندان]] [[فاسق]] در [[جامعه اسلامی]] و [[جهان آخرت]] است. باشد با [[تقوا]] و [[پرهیزگاری]] از دام فسق و [[فجور]] برهیم و راه [[سعادت]] را دنیا و آخرت برای خود برگزنیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|فسق چیست فاسق کیست]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۱۹: خط ۱۷۳:
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|'''فسق اقتصادی از نظر قرآن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|'''فسق اقتصادی از نظر قرآن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق و فاسق از نگاه قرآن (مقاله)|'''فسق و فاسق از نگاه قرآن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق و فاسق از نگاه قرآن (مقاله)|'''فسق و فاسق از نگاه قرآن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|'''فسق چیست فاسق کیست''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۱۵۳

ویرایش