فسق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۴٬۶۲۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۱۱: خط ۲۱۱:
#'''[[ترویج]] [[منکرات]]''': کسانی که خود [[اهل]] منکر نیستند، ولی در برابر آن [[سکوت]] می‌‌کنند یا در رسانه‌های به ترویج آن مشغول می‌‌شوند در فرآیندی خود نیز گرفتار فسق و پرده دری می‌‌شوند. به این معنا که نخست ممکن است که در برابر منکرات سکوت کنند، ولی پس از آن در زبان به ترویج آن مانند بی‌حجابی و بدحجابی می‌‌پردازند و در نهایت خود و [[خانواده]] ایشان گرفتار فسق و پرده دری عملی و علنی می‌‌شوند.<ref>توبه، آیه ۶۷</ref>
#'''[[ترویج]] [[منکرات]]''': کسانی که خود [[اهل]] منکر نیستند، ولی در برابر آن [[سکوت]] می‌‌کنند یا در رسانه‌های به ترویج آن مشغول می‌‌شوند در فرآیندی خود نیز گرفتار فسق و پرده دری می‌‌شوند. به این معنا که نخست ممکن است که در برابر منکرات سکوت کنند، ولی پس از آن در زبان به ترویج آن مانند بی‌حجابی و بدحجابی می‌‌پردازند و در نهایت خود و [[خانواده]] ایشان گرفتار فسق و پرده دری عملی و علنی می‌‌شوند.<ref>توبه، آیه ۶۷</ref>
اینها تنها گوشه ای از علل و عواملی است که [[قرآن]] به عنوان علل و عوامل فسق و پرده دری بیان کرده است. همین نمونه‌ها و مصادیق به خوبی روشن می‌‌سازد که چگونه اموری ساده گام به گام [[انسان]] را به [[بی‌پروایی]] و پرده دری سوق می‌‌دهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی میل به گناه در جامعه (مقاله)|چرایی میل به گناه در جامعه]].</ref>.
اینها تنها گوشه ای از علل و عواملی است که [[قرآن]] به عنوان علل و عوامل فسق و پرده دری بیان کرده است. همین نمونه‌ها و مصادیق به خوبی روشن می‌‌سازد که چگونه اموری ساده گام به گام [[انسان]] را به [[بی‌پروایی]] و پرده دری سوق می‌‌دهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی میل به گناه در جامعه (مقاله)|چرایی میل به گناه در جامعه]].</ref>.
==هنجارشکنی [[فاسقان]] از نظر [[قرآن]]==
[[فسق]] به معنای جداشدن پوست خرما از گوشت آن است به طوری که جنبه حفاظتی پوست از میان می‌‌رود و نوعی [[نابهنجاری]] رخ می‌‌می دهد. پس [[فاسق]] کسی است که با هنجارشکنی دراجتماع و [[رفتار]] [[ضد ارزشی]] و [[ناپسند]]، گویی پوسته حفاظتی را دریده و طعم و مزه [[زندگی]] ارزشی و هنجاری را تخریب کرده است.
از نظر قرآن، فاسق گرفتار انواع [[انحرافات فکری]]، [[روحی]]، روانی، [[رفتاری]] و کرداری است. کنش و واکنش‌های او بر خلاف [[ارزش‌ها]] و هنجارهای معروف و [[پسندیده]] [[اجتماعی]] است. [[مردم]] اگر در برابر او [[سکوت]] می‌‌کنند، به سبب [[ترس]] از دریدگی اوست؛ زیرا چنان بی‌حیا و بداخلاق است که به هیچ اصل [[اخلاق]] [[فطری]] – [[انسانی]] وقعی نمی‌نهد و با [[بی‌عفتی]] و [[بی‌حیایی]] به تخریب انسان‌های [[اخلاقی]] می‌‌پردازد.
از نظر قرآن، فاسق [[اهل]] [[بدعت در دین]] و رفتار است و با قول خویش با [[نوآوری]] و [[تغییر]] بر آن است تا مسیر [[فکری]] و رفتاری [[توده]] مردم را تغییر دهد و آنان را به سمت و سویی سوق دهد تا با او همراه وهمگام و همسو شوند. گاه این [[بدعت]] را با ظاهری فریبا و گول زننده [[اصلاحات]] [[دینی]] و مانند آنها انجام می‌‌دهد تا بتواند توجیه برای رفتارهای بدعت آمیز خویش داشته باشد. جالب این که برای خویش اصولی را [[ابداع]] می‌‌کند که خود بدان پای بند نیست. از [[انسانیت]] و [[حقوق بشر]] دم می‌‌زند و در همان حال [[حقوق دیگران]] را تضییع می‌‌کند. از [[آزادی]] سخن می‌‌گوید و آزادی دیگران را محدود می‌‌سازد و به چالش می‌‌کشاند. به همان اصول و قواعدی که خود ابداع کرده پای بند نیست.<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref>
از نظر [[قرآن]]، یکی از بدترین بدعت‌هایی که [[فاسقان]] انجام می‌‌دهند، قانون‌سازی [[منکرات]] است. همان طوری که در [[سقیفه بنی ساعده]] فاسقان و [[منافقان]] [[دولت]] [[نفاق]] را ایجاد کردند و قوانینی وضع نمودند تا کسی دنبال [[خلافت الهی]] [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} نروند، در سقیفه‌ها و شوراهای به ظاهر [[اسلامی]] [[شهر]] و روستا و کشوری و جهانی، به نام [[دین]] و [[اسلام]] و [[خدا]]، قوانینی را می‌‌نویسند و اجرایی می‌‌کنند که [[ربا]] و [[زنا]] و آموزش‌های جنسی و [[انحرافی]] را قانونی و هنجاری می‌‌کنند و [[ضد ارزش‌ها]] و ضد [[هنجارها]] و منکرات را به جای معروف و [[ارزش]] و [[هنجار]] به خورد [[مردم]] می‌‌دهند تا جایی که وقتی [[امام زمان]]{{ع}} می‌‌آید مردم [[گمان]] می‌‌کنند که ایشان [[دین جدید]] آورده است، در حالی که این شوراهای به ظاهر اسلامی است که دین را اندک اندک با بدعت‌های نادرست و ناروا [[تغییر]] داده‌اند که مردم گمان می‌‌کنند همین [[قوانین]] [[باطل]] و [[بدعت]] آمیز همان دین است. این مسأله در [[دین یهود]] و [[مسیحیان]] نیز بوده است تا جایی که [[عالمان یهودی]] و [[مسیحی]] با ایجاد [[بدعت‌ها]] در [[شرایع]] [[یهودی]] و مسیحی چنان [[دین اسلام]] را در عصر خودشان تغییر داده و قانونی و اجرایی کرده بودند، که مردم گمان می‌‌کردند که مثلا [[رهبانیت]] و عدم [[ازدواج]] جزیی از دین مسیحی است؛ زیرا مثلا [[مسیح]] ازدواج نکرده است؛ پس هر کسی که به کمال می‌‌خواهد برسد می‌‌بایست دست از [[ازدواج]] بردارد. جالب این که این [[سخت‌گیری]] نادرست و [[بدعت]] آمیز موجب می‌‌شود تا خود همین قانونگذاران برای برطرف کردن نیاز جنسی به لواط و مساحقه رو می‌‌آورند و کشیش‌های ترسا و به قول خودشان [[پارسا]]، گرفتار [[فسق]] هم جنس‌گرایی یا [[زنا]] می‌‌شدند تا نیازهای [[فطری]] خویش از [[شهوت]] را بر طرف سازند.
به هر حال، از نظر [[قرآن]] و [[آموزه‌های وحیانی اسلام]]، [[فاسقان]] استاد بدعت و [[تحریف]] [[دینی]] هستند و کاری می‌‌کنند که [[منکرات]] و امور [[ناپسند]] و خلاف [[شریعت]] به عنوان شریعت قانونی و شناخته شود و [[مردم]] از [[دین]] و شریعت اصلی و [[حقیقی]] دور شوند؛ چنان که همین امر اینک به نام شورهای [[اسلامی]] در بسیاری از کشورها از جمله [[ایران]] در حال تحقق است و قوانینی که مخالف شریعت است به عنوان [[مصلحت]] به خورد مردم داده می‌‌شود و [[رباخواری]] به طور رسمی در بانک اجرایی می‌‌شود و در میان بازاریان به شکل قوی‌تر و محکم‌تر انجام شده و به شکل علنی و رسمی [[اعلان]] [[جنگ]] با [[خدا]] می‌‌کنند. از این روست که [[حضرت امام صادق]]{{ع}} نسبت به [[سقیفه]] کوچکی که در [[شهر]] [[زوار]] یعنی [[تهران]] پدید می‌‌آید و بدعت آمیز [[قوانین اسلامی]] را دگرگون می‌‌کند، هشدار می‌‌دهد و مردم را به زلزله‌ای که پس از این [[فسوق]] قانونی در تهران رخ می‌‌دهد و تهران را نابود می‌‌کند هشدار می‌‌دهد.<ref>منتخب التواریخ، ص۸۷۵</ref>
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، فاسقان نه تنها [[گرایش]] به منکرات و امور ناپسند دارند، بلکه در راستای آشکارسازی و علنی‌سازی [[کارهای زشت]] خویش، به [[ترویج]] منکرات و [[فساد]] می‌‌پردازد و مثلا رباخواری و [[رشوه خواری]] و زنا و بی‌حجابی و بدحجابی را [[تشویق]] و [[ترغیب]] می‌‌کنند و به آسانی و [[راحتی]] بیان می‌‌کنند که [[اهل]] این امور هستند و حتی بر آن هستند که اگر این [[کارها]] را انجام ندهند، از قافله [[تمدن]] و [[زندگی]] و [[خوشبختی]] عقب هستند.<ref>{{متن قرآن|الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «مردان و زنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار ناپسند فرمان می‌دهند و از کار شایسته باز می‌دارند! و (در بخشش) ناخن خشکی می‌ورزند، خداوند را فراموش کرده‌اند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است، بی‌گمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref>
بدترین از این که [[فاسقان]] نه تنها [[منکرات]] را انجام می‌‌دهند و به [[ترویج]] و [[تشویق]] منکرات می‌‌پردازند، بلکه [[مردم]] از [[کارهای نیک]] و ارزشی و هنجاری باز می‌‌دارند و اگر کسی بخواهد [[حجاب]] داشته باشد و از [[رباخواری]] و [[زنا]] و [[رشوه خواری]] و دیگر منکرات خودداری کند، مانع این امور می‌‌شوند و حجاب از سر [[زنان]] با حجاب می‌‌کشند و در بانکها کاری می‌‌کنند تا مردم [[ربا]] بگیرند.
از نظر [[قرآن]]، [[گرایش]] فاسقان به [[خباثت]] و [[پلیدی‌ها]] به جای طیبات است. آنان عاملان خبائث از جمله هم جنس‌گرایی هستند و زشت‌ترین کارهای را انجام می‌‌دهند.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید می‌کردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref>
همچنین از نظر قرآن، فاسقان چون [[اهل بدعت]] و [[قانون]] [[گریز]] [[حقیقی]] هستند و [[قوانین]] [[تغییر]] یافته را [[دوست]] دارند که مخالف [[عقل]] و نقل است، وقتی به قانون [[دعوت]] می‌‌شوند، به شدت با آن [[مخالفت]] می‌‌ورزند و به نوعی [[هرج]] و مرج‌گرا هستند و از قانون و [[نظم]] دلخوشی ندارند، بلکه هنجارشکنی آنان با قانون‌ستیزی همراه می‌‌شود و تن به قوانین و [[قضاوت]] حتی [[پیامبران]] و [[معصومان]] نمی‌دهند.<ref>{{متن قرآن|إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ}} «من می‌خواهم که تو با گناه من و گناه خود (نزد خداوند) بازگردی تا از دمسازان آتش باشی و این کیفر ستمگران است» سوره مائده، آیه ۲۹.</ref>
[[فاسقان]] گروهی از [[انسان‌ها]] هستند که از نظر [[اعتقادی]] هیچ اعتقادی به [[آخرت]] و [[قیامت]]<ref>{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که می‌خواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده می‌شوند و به آنان می‌گویند: عذاب آتشی را که دروغ می‌شمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref>، [[خدا]] و [[آیات الهی]]<ref>{{متن قرآن|وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ * فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ * وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}} «و دستت را در گریبان کن تا سپید (و نورانی) بی‌هیچ آسیب (و بیماری) بیرون آید؛ با نه نشانه به سوی فرعون و قومش (روی آور) که آنان قومی نافرمانند * و چون نشانه‌های ما روشنگرانه نزد آنان رسید گفتند: این جادویی آشکار است * و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۲-۱۴؛ {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم * بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۱-۸۲.</ref> ندارند و به سبب [[رفاه]] و امکانات زیاد مادی [[دنیوی]] و [[دنیاطلبی]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهره‌مند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که می‌کردید با عذاب خواری‌آور کیفر می‌بینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان می‌دهیم و در آن نافرمانی می‌ورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب می‌گردد، آنگاه یکسره نابودش می‌گردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶</ref> اصولا گرایش به عصیانگری علیه خدا و دین و شریعت و قانون داشته و عصیانگری اجتماعی دارند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز می‌کردند زیرا روز شنبه آنان ماهی‌هاشان نزد ایشان روی آب می‌آمدند و روزی که شنبه‌شان نبود نزد آنان نمی‌آمدند، بدین‌گونه آنها را برای آنکه نافرمانی می‌کردند، می‌آزمودیم * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳ و ۱۶۵؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا}} «و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمی‌گزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰.</ref>
از نظر [[قرآن]]، اصولا [[فاسقان]] نسبت به اصول [[اخلاق]] [[فطری]] – [[عقلی]] نیز کنش و واکنش مثبتی ندارند؛ این گونه است که بر خلاف [[حق]] و [[عدالت]] [[رفتار]] می‌‌کنند و عهدشکن هستند و به [[عهد]] و [[پیمان]] [[وفا]] نمی‌کنند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن می‌شکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌گسلند و در زمین تباهی می‌ورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ * أَوَكُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ}} «و به سوی تو آیاتی روشن فرو فرستاده‌ایم و جز نافرمانان کسی بدان انکار نمی‌ورزد * و چرا هر بار پیمانی بستند برخی از ایشان آن را شکستند؟ (نه) بلکه بیشتر ایشان ایمان ندارند» سوره بقره، آیه ۹۹-۱۰۰.</ref> و به هر شکلی شده [[دوست]] دارند به دیگران ضرر برساند و حتی در [[معاملات]] [[شاهدان]] و [[کاتبان]] خوبی نیستند.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>
از نظر [[قرآن]]، چون [[فاسقان]] [[دوست]] دارند تا هنجارشکنی داشته و [[ارزش‌ها]] و [[هنجارها]] را به [[تمسخر]] گرفته و [[سست]] نمایند، افزون بر این که خود [[اهل فسق]] و [[زنا]] و [[گناه]] هستند، برای تخریب [[مؤمنان]] و [[صالحان]]، به انواع [[تهمت]] و [[بهتان]] و حتی [[قذف]] زنا رو می‌‌آورند و [[نیکان]] را متهم به زنا می‌‌کنند.<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و به کسانی که به زنان پاکدامن تهمت (زنا) می‌زنند سپس چهار گواه نمی‌آورند هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز گواهی آنان را نپذیرید و آنانند که نافرمانند» سوره نور، آیه ۴.</ref>
پس [[فاسقان]] به هر شکلی شده با [[اصول اسلامی]] و [[قوانین]] [[خدا]] [[مخالفت]] می‌‌کنند و علیه [[عقل]] و نقل معتبر [[قیام]] می‌‌کنند و [[شریعت]] را به چالش می‌‌کشند.<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ * مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «این از آن روست که آنان با خداوند و پیامبر وی مخالفت ورزیدند و هر کس با خداوند مخالفت ورزد به راستی خداوند سخت‌کیفر است * هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشه‌های آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۴-۵.</ref>
[[اذیت]] و [[آزار]] [[رهبران]] [[اسلامی]] و [[اولیای الهی]] از دیگر کارهایی است که فاسقان انجام می‌‌دهند. آنان به هر شکلی شده [[رهبری]] را به چالش می‌‌کشند تا اهداف شوم و [[پلید]] خویش را تحقق بخشند.<ref>{{متن قرآن|قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ * قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچ‌گاه بدان وارد نمی‌شویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همین‌جا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز! * (خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان می‌شوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۶.</ref>
از نظر [[قرآن]] فاسقان مردمانی قمارباز<ref>{{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>، [[حرام]] [[خوار]]، مردار خوار، [[خون]] خوار، [[نجاست]] خوار<ref>{{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref> هستند و اصولا علیه [[شریعت]] عمل و [[رفتار]] می‌‌کنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق عامل نابودی جوامع (مقاله)|فسق عامل نابودی جوامع]].</ref>.
==نابودی [[تمدنی]] با [[اعمال]] [[فاسقان]]==
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، نابودی [[تمدن‌ها]] و [[ملت‌ها]] و [[اقوام]] به سبب اعمال فاسقان است؛ زیرا این اعمال فاسقان [[نظم عمومی]] را به هم می‌‌ریزد و [[قوانین]] [[عقلی]] و [[نقلی]] [[جامعه]] را به چالش می‌‌کشاند. این گونه است که تمدن‌ها که بر اساس اصول و قوانین عقلی و نقلی شکل می‌‌گیرد، گرفتار [[هرج و مرج]] می‌‌شود و تمدن‌ها وملت نابود می‌‌شوند.<ref>{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم» سوره بقره، آیه ۵۹؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵؛ {{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان می‌دهیم و در آن نافرمانی می‌ورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب می‌گردد، آنگاه یکسره نابودش می‌گردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶؛ {{متن قرآن|إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَلَقَدْ تَرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «ما بر مردم این شهر برای آن بزهکاری که می‌کردند عذابی از آسمان فرو می‌آوریم * و به یقین از آن، نشانه‌ای روشن برای گروهی که خرد می‌ورزند باز نهادیم» سوره عنکبوت، آیه ۳۴-۳۵.</ref>
از نظر [[قرآن]]، اصولا [[تمدن]] و [[حکومت]] و [[حاکمیت]]، چیزی جز در [[سایه]] [[قوانین]] و [[رسوم]] و [[آداب]] و [[سنت‌ها]] شکل نمی‌گیرد؛ زیرا لازمه [[نظم اجتماعی]] و [[تشکیلات]] دولتی و [[حکومتی]] نمی‌تواند بدون قوانین مکتوب باشد. حتی در تمدن‌های [[خرد]] و کوچک و [[دولت]] [[شهرها]] نیز نوعی حاکمیت سنت‌های شفاهی وجود دارد که [[تخلف]] از آن [[مجازات]] سنگین به دنبال داشته است. از نظر [[قرآن]]، تمدن‌های بزرگ تنها در سایه قوانین مکتوب خواه [[فطری]] و خواه ترکیب فطری [[عقلی]] و [[نقلی]] [[وحیانی]] شکل می‌‌گیرد؛ زیرا در چارچوب این قوانین است که [[اقامه عدالت]] قسطی امکان پذیر می‌‌شود و [[تمدن‌ها]] شکل می‌‌گیرد.<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «ما پیامبرانمان را با برهان‌ها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری می‌کند؛ بی‌گمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>
بخش اعظم از [[آموزه‌های قرآنی]] به قوانینی [[اجتماعی]] پرداخته که تضمین کننده [[نظام سیاسی]] و اجتماعی و [[تمدنی]] است. بنابراین، [[مخالفت با قوانین]] [[اسلامی]] چیزی جز [[مخالفت]] با [[تمدن]] و دولت و حاکمیت نیست و [[فاسقان]] در [[حقیقت]] با [[هرج و مرج]] علیه [[قانون]] دنبال نابودی تمدنی و [[حکومت‌ها]] و کشاندن [[جامعه]] به [[فروپاشی]] درونی است. ملتی که در دام فاسقان گرفتار آید اگر [[خدا]] به [[عذاب]] [[زلزله]] و سیل و [[جنگ]] و مانند آنها آنان را نابود نسازد، خود این [[مردم]] به سبب [[فسق]] [[سرنوشت]] شوم خویش را رقم می‌‌زنند و نابودی تمدنی و [[ملت]] را با فسق تحقق می‌‌بخشند. بنابراین، از نظر قرآن [[مبارزه]] با فاسقان به معنای صیانت تمدنی و حاکمیتی است و اگر مردمی [[دوست]] دارند که [[تمدن]] و [[ملت]] آنان باقی و برقرار باشد می‌‌بایست [[مبارزه]] با [[فاسقان]] و هنجارشکنان را در دستور کار قرار دهند؛ زیرا بدون مبارزه با آنان نه ملتی می‌‌ماند و نه امتی و نه دولتی.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق عامل نابودی جوامع (مقاله)|فسق عامل نابودی جوامع]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۱۹: خط ۲۵۴:
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|'''فسق چیست فاسق کیست''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|'''فسق چیست فاسق کیست''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی میل به گناه در جامعه (مقاله)|'''چرایی میل به گناه در جامعه''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی میل به گناه در جامعه (مقاله)|'''چرایی میل به گناه در جامعه''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق عامل نابودی جوامع (مقاله)|'''فسق عامل نابودی جوامع''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۱۵۳

ویرایش