فسق در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۴۶: | خط ۲۴۶: | ||
بخش اعظم از [[آموزههای قرآنی]] به قوانینی [[اجتماعی]] پرداخته که تضمین کننده [[نظام سیاسی]] و اجتماعی و [[تمدنی]] است. بنابراین، [[مخالفت با قوانین]] [[اسلامی]] چیزی جز [[مخالفت]] با [[تمدن]] و دولت و حاکمیت نیست و [[فاسقان]] در [[حقیقت]] با [[هرج و مرج]] علیه [[قانون]] دنبال نابودی تمدنی و [[حکومتها]] و کشاندن [[جامعه]] به [[فروپاشی]] درونی است. ملتی که در دام فاسقان گرفتار آید اگر [[خدا]] به [[عذاب]] [[زلزله]] و سیل و [[جنگ]] و مانند آنها آنان را نابود نسازد، خود این [[مردم]] به سبب [[فسق]] [[سرنوشت]] شوم خویش را رقم میزنند و نابودی تمدنی و [[ملت]] را با فسق تحقق میبخشند. بنابراین، از نظر قرآن [[مبارزه]] با فاسقان به معنای صیانت تمدنی و حاکمیتی است و اگر مردمی [[دوست]] دارند که [[تمدن]] و [[ملت]] آنان باقی و برقرار باشد میبایست [[مبارزه]] با [[فاسقان]] و هنجارشکنان را در دستور کار قرار دهند؛ زیرا بدون مبارزه با آنان نه ملتی میماند و نه امتی و نه دولتی.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق عامل نابودی جوامع (مقاله)|فسق عامل نابودی جوامع]].</ref>. | بخش اعظم از [[آموزههای قرآنی]] به قوانینی [[اجتماعی]] پرداخته که تضمین کننده [[نظام سیاسی]] و اجتماعی و [[تمدنی]] است. بنابراین، [[مخالفت با قوانین]] [[اسلامی]] چیزی جز [[مخالفت]] با [[تمدن]] و دولت و حاکمیت نیست و [[فاسقان]] در [[حقیقت]] با [[هرج و مرج]] علیه [[قانون]] دنبال نابودی تمدنی و [[حکومتها]] و کشاندن [[جامعه]] به [[فروپاشی]] درونی است. ملتی که در دام فاسقان گرفتار آید اگر [[خدا]] به [[عذاب]] [[زلزله]] و سیل و [[جنگ]] و مانند آنها آنان را نابود نسازد، خود این [[مردم]] به سبب [[فسق]] [[سرنوشت]] شوم خویش را رقم میزنند و نابودی تمدنی و [[ملت]] را با فسق تحقق میبخشند. بنابراین، از نظر قرآن [[مبارزه]] با فاسقان به معنای صیانت تمدنی و حاکمیتی است و اگر مردمی [[دوست]] دارند که [[تمدن]] و [[ملت]] آنان باقی و برقرار باشد میبایست [[مبارزه]] با [[فاسقان]] و هنجارشکنان را در دستور کار قرار دهند؛ زیرا بدون مبارزه با آنان نه ملتی میماند و نه امتی و نه دولتی.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق عامل نابودی جوامع (مقاله)|فسق عامل نابودی جوامع]].</ref>. | ||
==[[فسق]]، پرده دری== | |||
[[جامعه]] سالم، جامعه ای است که [[قوانین]] و مقررات [[عقلانی]] و عقلایی و [[شرعی]] در آن از سوی همه [[شهروندان]] به دقت مراعات میشود و کسی به شکل آشکار از [[اطاعت]] آن بیرون نمیرود، هر چند که ممکن است در لایههای پنهان، [[قانون]] را دور بزنند و یا برخلاف آن عمل کنند و یا با شیوههای دقیق و ریز، اهداف و مقاصد قانون را زیر پا گذارند. | |||
البته جامعه صددرصد سالم شاید هرگز تحقق نیابد. و لذا جامعهای، سالم است که در آن بیشتر [[مردم]] در مسیر کمالی حرکت میکنند و قوانین را مراعات کرده و برپایه آن عمل میکنند. بنابر این در هر جامعه ای میتوان افرادی را [[مشاهده]] کرد که برخلاف حرکت کلی و اصلی جامعه حرکت میکنند و به خروج از قانون و اطاعت از آن [[عادت]] دارند. گروهی از آنها انسانهای فاجری هستند و گروهی دیگر انسانهای فاسقی میباشند که قوانین را نادیده میگیرند و از عمل بدان تخطی میکنند. | |||
درباره معنای فسق گفتهاند که فسق، در اصل به معنای خروج هسته خرما از پوست خود میباشد. این که به شخصی [[فاسق]] میگویند به سبب آن است که همانند خرما پوست خویش را میاندازد و [[باطن]] [[زشت]] خویش را آشکار میکند. این واژه درباره [[انسان]] در [[حقیقت]] بیانگر خروج [[گنهکار]] از مدار اطاعت و [[بندگی]] خداست که با [[گناه]] خود [[حریم]] و حصار [[فرمان الهی]] را شکسته و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است. بررسیها نشان میدهد که این واژه و مشتقات آن ۵۴ بار در [[قرآن]] به کار رفته است. | |||
فسق، عمل و [[رفتار]] [[نابهنجاری]] است که زمینهساز بسیاری از [[گناهان]] و [[اعمال]] ضداخلاقی و [[دینی]] میباشد. از این برخیها آن را از دیگر واژگانی که شباهت معنایی به این واژه دارد، جامعتر دانستهاند؛ زیرا خروج شخص از مدار اطاعت و بندگی [[خداوند]] انسان را به سوی انواع و اقسام نافرمانیها میکشاند. در این باره [[تفسیر نمونه]] ذیل [[آیه]] ۴۹ [[سوره انعام]] میگوید: [[فسق]]، معنای وسیعی دارد و هرگونه [[نافرمانی]] و خروج از [[راه و رسم]] [[بندگی خدا]] حتی [[کفر]] را شامل میشود. | |||
در تمامی کتابها و [[فرهنگ]] نامههای [[عربی]]، فسق را به معنای خروج از [[اطاعت]]، [[دین]] و [[استقامت]] معنا کردهاند. به این معنا که واژه فسق در جایی به کار میرود که چیزی از مسیر درست و [[راستین]] خود خارج شده و به سوی [[فساد]] و [[تباهی]] [[گرایش]] یافته باشد. بر این اساس خروج از [[اطاعت خدا]]، [[قانون]]، [[حقیقت]] و مانند آن، معنای دقیق فسق میباشد. شخص [[فاسق]] با [[رفتار]] ضداستقامت و راستین خویش، چهره [[زشت]] [[معصیت]] و [[تباهکاری]] خویش را آشکار میکند. | |||
چنان که گفته شد، فسق میتواند به معنی هرگونه خروج از وضعیت صحیح و مطلوب چیزی باشد. به این معنا که اگر چیزی به سوی فساد و [[نقص]] گرایش یافت، در حقیقت فسق ورزیده است. بر این اساس هر [[گناه]]، [[خطا]]، ترک [[حق]] و حقیقت، خروج از استقامت، [[خروج از طاعت]] و اطاعت به شرط آنکه آشکار باشد، به معنای فسق شمرده میشود. | |||
اگر بخواهیم برای این واژه معادلی ارائه دهیم شاید بتوان گفت که پرده دری بهترین واژه در [[زبان فارسی]] است؛ زیرا این معنا همانند افتادن پوست خرما و کنار رفتن پرده ای است که بر آن افتاده است. بنابراین کسی که فسق میورزد نسبت به [[اصول اخلاقی]] و قانونی پرده دری روا میدارد و زشتیهای [[اعمال]] خویش را بیهیچ پوششی، آشکار میسازد. | |||
البته عده ای فسق را به معنای خروج از [[اطاعت خداوند]] با [[ارتکاب گناهان]] بزرگ دانستهاند و گفتهاند کسی که به سوی [[معاصی]] و گناه کشش دارد و در انجام و گسترش آن تلاش میکند [[انسان]] [[فاجر]] است. البته این تفاوت از سوی همگان پذیرفته نشده است. | |||
برخی دیگر گفتهاند که فسق با [[ترک واجبات]] و [[ارتکاب محرمات]] تحقق مییابد و کسی که مکروهی را انجام دهد و یا مستحبی را ترک کند، [[فاسق]] نامیده نمیشود. برخی دیگر نیز [[کفر]] و [[ظلم]] و [[گناه]] را از مصادیق [[فسق]] دانستهاند. | |||
در [[قرآن]]، قمار و تقسیم گوشت قمار با ازلام به عنوان فسق دانسته <ref>مائده آیه ۳</ref> و در برخی دیگر از [[آیات]] [[مصرف]] گوشت میت و [[خون]] ریخته شده و خوردن گوشت خوک نیز به عنوان فسق معرفی شده است. <ref>انعام آیه ۱۴۵</ref> در برخی از آیات نیز، هم جنس [[بازی]] و دیگر رفتارهای بیرون از دایره [[غریزه]] و [[فطرت]] مانند لواط و مساحقه به عنوان فسق مطرح شده است. | |||
به نظر میرسد که هرگونه محرماتی که برای [[انسان]] [[زیان]] داشته باشد و [[سلامت روحی]] و جسمی [[بشر]] را به خطر افکند به عنوان فسق تلقی میشود، چنان که رفتارهایی که [[جامعه]] را از مرزهای [[اخلاقی]] بیرون برد و [[خانه]] و [[خانواده]] را [[تهدید]] کند نیز به عنوان فسق [[شناسایی]] و معرفی شده است که از جمله آن لواط و مساحقه میباشد. | |||
فسق در [[قرآن مجید]]، به معنای عام آمده است که شامل [[مجرمان]] ([[گناهکاران]])، [[منافقان]]، [[کافران]] و [[مشرکان]] و [[مستکبران]] و فاسدان و [[ظالمان]] میشود؛ و صفت مشترک همه آن افراد، [[عصیان]] و [[اطاعت]] نکردن از دستورهای [[خدای حکیم]] [[رئوف]] است. | |||
به هر حال، خروج از [[حق]]، [[خروج از طاعت]] [[خداوند]]، پرده دری و بیرون بردن چیزی از وجه صحیح آن به وجه فسادش از معانی فسق است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | |||
==آثار و پیامدهای فسق== | |||
با توجه به [[آیات قرآنی]] میتوان به [[سادگی]] دریافت که فسق یکی از [[موانع ایمان]] و [[محرومیت از هدایت الهی]] است؛ زیرا [[هدایت]] ابتدایی نیز شامل تنها کسانی میشود که [[اهل]] تقوای [[عقلانی]] و عقلایی باشند و زمینه مناسبی برای پذیرش [[قوانین]] و [[آموزههای وحیانی]] در آنان وجود داشته باشد. آیات نخست [[سوره بقره]] تبیین میکند که تنها کسانی که دارای تقوای عقلانی و عقلایی باشند از این [[استعداد]] برخوردارند تا به خداوند و [[قیامت]] و [[معاد]] [[باور]] یابند و در انجام [[اعمال نیک]] و [[صالح]] بکوشند و [[نماز]] به پا دارند و [[زکات]] و دیگر انفاقهای [[مالی]] را انجام دهند. | |||
اما کسی که [[اهل فسق و فجور]] است و به [[سادگی]] مرزهای [[اخلاقی]] را در مینوردد و نسبت به [[قوانین]] [[عقلانی]] و [[فطری]] و عقلایی بیتوجهی میکند و با رفتارهای نا به [[هنجار]] نسبت به قوانین [[عصیان]] میورزد، از این [[آمادگی]] برخوردار نمیباشد تا [[اهل]] [[ایمان]] و [[هدایت]] [[توحیدی]] شود. | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۸۱سوره [[مائده]] تبیین میکند که [[فسق]]، مهمترین مانعی بود که [[اجازه]] نداد گروهی از [[بنی اسرائیل]] به [[پیامبر]] و [[رسالت حضرت محمد]]{{صل}} ایمان آورند و از [[آموزههای وحیانی قرآن]] بهره مند شوند. | |||
آیه۵ [[سوره صف]] نیز فسق را موجب [[محرومیت]] گروهی از آنان از هدایتهای [[الهی]] بر میشمارد و به [[انسانها]] از این طریق هشدار میدهد که از فسق دور شوند؛ زیرا [[اعمال]] فاسقانه و رفتارهای نابهنجار و پرده دریهای ایشان میتواند موجب شود تا از هدایت، [[محروم]] و از ایمان باز مانند و هرگز رنگ [[سعادت]] و [[خوشبختی]] [[جاودانه]] را نبینند. | |||
از دیگر آثاری که [[قرآن]] برای فسق برمی شمارد، [[گرفتاری]] به آزمونهای سخت است. [[جامعه]] ای که دچار فسق شود خداوند آنان را به اموری سخت میآزماید تا معلوم شود ایشان تا چه اندازه در مسیر عصیان و [[نافرمانی]] گام برمی دارند و آن گاه با [[اتمام حجت]]، آنان را در [[دنیا]] و [[آخرت]] به عذابی سخت [[مجازات]] کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | |||
==فسق [[اصحاب السبت]]== | |||
داستان اصحاب السبت و کلاه [[شرعی]] درست کردن و دور زدن قوانین از سوی آنان بسیار معروف و مشهور است. و در قرآن نیز مورد اشاره قرار گرفته است. این گروه از بنی اسرائیل با توجه و [[آگاهی]] از [[قانون الهی]] و [[هدف]] آن نسبت به تعطیل کار در [[روز]] [[شنبه]] و [[وجوب]] [[اشتغال]] به [[عبادت]]، به [[مکر]] و [[حیله]] ای [[متوسل]] میشوند و برای دور زدن قانون الهی، ماهیان را در دام میافکنند ولی از صید آنها در روز شنبه خودداری میکنند تا [[مرتکب معصیت]] و گناهی نشوند. سپس ماهیان محصور در دام را در [[روز]] یکشنبه صید میکنند. این گونه بر پایه [[گمان]] خود هم [[قانون]] را مراعات کرده و آن را زیرپا نگذاشتهاند و هم توانستهاند به آسانی ماهیانی که در روزهای دیگر به [[سختی]] گرد میآمدند صید کنند. | |||
[[خداوند]] در آیاتی چند از جمله [[آیه]] ۱۶۳ [[سوره اعراف]]<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳.</ref> تبیین میکند که [[هجوم]] بیامان ماهیان در روز [[شنبه]] به سوی نهرهای ایشان، از باب [[آزمون]] و [[ابتلا]] بوده است تا معلوم شود ایشان تا چه اندازه قانونمدار هستند و به [[قوانین الهی]] [[پای بندی]] دارند؟ ولی ایشان دچار خودنیرنگی شدند و با دور زدن قانون و نادیده گرفتن [[حکمت]] و [[هدف]] از وضع آن، [[فسق]] کرده و نسبت به [[قانون الهی]] [[عصیان]] ورزیدند. و بخاطر فسقشان گرفتار [[عذاب الهی]] شده و به شکل خوک و بوزینه در آمدند. | |||
از دیگر آثاری که [[قرآن]] برای فسق ورزی و پرده دری [[مردم]] بیان میکند، [[سرگردانی]] در [[زندگی]] است. بسیاری از مردم همواره از خود و یا دیگران میپرسند با همه [[استعداد]] و تلاش چرا هرگز به مقصد نمیرسند و همیشه هشتشان در گرونهشان است. اینان نمیدانند که عامل اصلی این سرگردانی و [[گرفتاری]]، رفتارهای فاسقانه ایشان است؛ زیرا هرگونه فسقی نسبت به [[قوانین]] و [[آموزههای الهی]] موجب میشود تا خداوند آنان را گرفتار سرگردانی کند و راه را از [[چاه]] تشخیص ندهند. | |||
از جمله کسانی که دچار [[سرگردانی]] [[واقعی]] شدند میتوان به [[قوم یهود]] اشاره کرد که حاضر نشدند به آموزهها و [[فرمانهای الهی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} عمل کنند و نسبت به آن [[عصیان]] ورزیدند؛ زیرا هنگامی که آن حضرت [[فرمان]] میدهد برای [[زندگی]] بهتر به درون [[شهر مقدس]] [[بیت المقدس]] درآیند آنان عصیان ورزیده و حاضر نمیشوند تا وارد [[شهر]] شوند و به عنوان یک [[شهروند]] [[بیت]] المقدسی در آن ساکن شوند؛ بلکه خواهان بیرون راندن [[شهروندان]] آن [[سرزمین]] و اشغال آنجا میشوند و حتی به پیامبرانشان دستور میدهند که این کار را میبایست [[خدا]] و پیامبرش انجام دهد و آنان حتی حاضر به [[جهاد]] و [[جنگ]] نیستند. | |||
بدین ترتیب [[فسق]] ایشان موجب میشود تا در مدت چهل سال گرفتار سرگردانی در بیابانهای پیرامون بیت المقدس شوند و [[خداوند]] به آنان [[اجازه]] ورود به شهر مقدس را ندهد. <ref>مائده آیه ۲۵و ۲۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | |||
==شخصیتگرایی== | |||
ریشه این گونه [[اعمال]] و درخواستهای [[بنی اسرائیل]] را میبایست در [[شخصیت]] آنان جست. یکی از مشکلاتی که حضرت موسی{{ع}} در طول [[مأموریت]] خویش با آن مواجه بود مسأله شخصیتگرایی شدید و [[حسگرایی]] [[مردم]] [[یهود]] بوده است. [[یهودیان]] مردمی هستند که به روش [[حسی]] بسیار [[اعتقاد]] دارند. از اینرو اصول فیزیک در نزد ایشان از هر اصل فرازمینی با ارزشتر است. باورهایشان را در دایره امور حسی میگذارند و براساس معیارهای حسی به ارزیابی امور میپردازند. این گونه است که حتی خواهان خدای محسوس میشوند و از حضرت موسی{{ع}} خدایی همانند بتان میخواهند و حتی در [[زمان غیبت]] کوتاه آن حضرت{{ع}} که بیش از چهل شبانه [[روز]] به طول نینجامید گرفتار گوساله پرستی شدند. | |||
پس از بازگشت آن حضرت{{ع}} نیز نه تنها از این [[باورها]] و معیار خویش دست برنداشتند بلکه خواهان دیدن خداوند با همین چشمان ظاهری میشوند که خداوند در آیاتی آن را گزارش میکند و داستان بلند کردن [[کوه طور]] و متلاشی شدن آن و [[مرگ]] همراهان حضرت{{ع}} به تفصیل در آیاتی چند از [[قرآن]] آمده است. | |||
از جمله مهمترین علت رفتارهای [[ناپسند]] و عصیانهای آنان را میتوان در شخصیتگرایی آنان جست و جو کرد. قرآن در [[آیه]] ۹۱ [[سوره طه]] گزارش میدهد که گوساله پرستان [[یهودی]] به جای تامل در گفتههای [[هارون]]{{ع}} به عنوان [[جانشین]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[شناخت]] [[حقایق]] بیان شده از سوی وی، تنها جوابی که به وی میدهند آن است که تا هنگام بازگشت حضرت موسی{{ع}} از [[میقات]] حاضر نیستند از گوساله پرستی دست بردارند و به خدای غیرمجسم [[ایمان]] آورند. | |||
آنان به جای آنکه به استدلالهای [[حضرت هارون]]{{ع}} [[پیامبر]] و جانشین حضرت موسی{{ع}} توجه کنند و در آن بیندیشند، [[توبه]] و بازگشت از [[رفتار]] [[بت]] پرستانه خویش را متوقف بر حضور حضرت موسی{{ع}} میکنند. این رفتار ایشان خود بهترین [[گواه]] این معناست که آنان دچار شخصیتگرایی بودهاند و همین مسأله آنان را به سوی رفتارهای فاسقانه سوق میداد. | |||
بارها و بارها در [[آیات قرآنی]] این معنا گزارش شده است که [[یهودیان]] به جای [[تفکر]] در [[استدلال]] [[پیامبران]]، به [[شخصیت]] زدگی دچار بوده و حاضر به [[عقب نشینی]] از مواضع و رفتارهای فاسقانه خود نبودهاند. | |||
همین مسأله شخصیتگرایی موجب میشود تا برخی از پیامبران را به [[قتل]] برسانند. و حتی جانشین حضرت موسی{{ع}} را [[تهدید]] میکنند و همین تهدید شدید و سخت و عوامل دیگر موجب میشود تا حضرت هارون{{ع}} کوتاه آید؛ زیرا احتمال آن میرفت که [[امت]] دو دسته شوند و به [[جان]] هم افتند و همه زحمات چندین ساله پیامبر از دست برود. | |||
قرآن به جای توجه به شخصیتگرایی، خواهان توجه به حقایق و اصول آن میباشد و آن را معیار سنجش و ارزیابی قرار میدهد. اگر علی{{ع}} به عنوان یک شخصیت درآیات بسیار و [[روایات]] مشهور ماثور بیشمار مورد [[تجلیل]] قرار میگیرد. به سبب دارا بودن ملاک و معیار ارزشگذاری و [[پیروی]] است که همان [[حق]] میباشد. از این رو پیامبر{{صل}} درعلت [[لزوم]] [[همراهی]] دایمی با [[حضرت امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: [[علی مع الحق]] و [[الحق]] مع علی یدور حیثما دار؛ هر جا [[حق]] برود علی میرود و هرجا علی میرود حق آن جاست. براساس همین معیار سنجش و [[داوری]] است که آن حضرت{{ع}} به عنوان [[رهبر]] [[انتخاب]] میشود و در انتخاب وی [[خویشاوندی]] به عنوان یک معیار و ملاک مطرح نمیگردد. | |||
بسیاری از رفتارهای [[مردم]] درجامعه امروز نیز به سبب [[گرفتاری]] به شخصیتگرایی است. | |||
این درحالی است که ملاک میبایست [[حقیقت]] باشد و اشخاص بر اساس آن سنجیده و داوری شوند. شخصیتهای [[اجتماعی]] و [[رهبران]] هر [[جامعه]] ای ممکن است دچار [[اشتباه]] شوند و گرفتار [[خطا]] گردند و [[رفتاری]] فاسقانه انجام دهند. بنابر این جامعه نمیبایست براساس [[شخصیت]] زدگی و شخصیتگرایی همان [[رفتار]] فاسقانه را درپیش گیرد و آن را ملاک رفتار و الگوی هنجارخویش قرار دهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | |||
==[[فسق]] در [[روایات]]== | |||
[[پیغمبر اکرم]]{{صل}} در وصیتی به [[ابوذر]] فرمودند: ای ابوذر [[سب و فحش دادن]] به [[مسلمان]]، فسق است و [[جنگ]] و درگیری با اوکفر است و خوردن گوشتش (با [[غیبت]] کردنش) از [[گناهان]] و [[حرمت]] مالش مثل حرمت خونش است.<ref>مستدرک الوسائل ج ۱۸ ص۲۱۵ و بحارالانوار ج ۷۴ص ۹۱</ref>. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: خروج از [[ایمان]] بسبب پنج جهت یک عمل، که شبیه هم و معروف هستند، تحقق مییابد | |||
# [[کفر]]؛ | |||
# [[شرک]]؛ | |||
# [[گمراهی]]؛ | |||
# فسق؛ | |||
# [[اصرار]] و [[عادت]] به انجام دادن [[گناهان کبیره]].<ref>وسایل الشیعه ج ۱ ص۳۶</ref> | |||
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: کفر بر چهار پایه بنا شده؛ | |||
# فسق، | |||
# [[غلو]]، | |||
# [[شک]]، | |||
# [[شبهه]]؛ | |||
و فسق برچهار شعبه است؛ | |||
#جفاء و [[ظلم]]، | |||
# [[کوری]] (گمراهی)، | |||
# [[غفلت]]، | |||
# [[سرکشی]] و [[عصیان]].<ref>وسایل الشیعه ج ۵۱ص ۳۴۲</ref> | |||
امام صادق{{ع}} فرمودند: [[شهادت]] [[فاسق]] را (در هیچ موردی) قبول نمیکنم مگر شهادت بر ضرر خودش را.<ref>الکافی، ج ۷، ص۳۹۵</ref>. | |||
[[امام زین العابدین]]{{ع}} به فرزندش [[امام محمد باقر]]{{ع}} فرمودند: ای فرزندم با پنج نفر [[دوستی]] و [[همنشینی]] و [[سفر]] نکن؛ گفتم پدرجان چه کسانی هستند؟ آنها را به من معرفی کن: فرمود: | |||
#برحذر باش از دوستی و [[همراهی]] با [[دروغگو]]، چون که او مثل یک سراب میماند که دور را نزدیک وانمود میکند و نزدیک را دور. | |||
#بر [[حذر]] باش از [[دوستی]] و [[همراهی]] با [[فاسق]]، چون که او تو را به یک لقمه غذا یا کمتر از آن میفروشد. | |||
#بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[بخیل]]، چون که او موقع نیاز به مالش (مثل [[قرض]] کردن و غیره) دچار خذلانت میکند. | |||
#برحذر باش از دوستی و همراهی با احمق، چون که او میخواهد به تو نفع برساند ولی بجای آن، ضرر میرساند. | |||
#بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[قاطع]] رحم، چون که من <ref>امام میگوید</ref> سه بار او را مورد [[لعن]] در [[قرآن مجید]] یافتم<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۴۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۵۶: | خط ۳۳۶: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق عامل نابودی جوامع (مقاله)|'''فسق عامل نابودی جوامع''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق عامل نابودی جوامع (مقاله)|'''فسق عامل نابودی جوامع''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل رواج فسق در جامعه اسلامی (مقاله)|'''علل رواج فسق در جامعه اسلامی''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل رواج فسق در جامعه اسلامی (مقاله)|'''علل رواج فسق در جامعه اسلامی''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|'''فاسقان و آثار اجتماعی فسق''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||