باطل: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[باطل در قرآن]] - [[باطل در فقه سیاسی]] - [[باطل در معارف دعا و زیارات]] - [[باطل در معارف و سیره سجادی]] - [[باطل در جامعهشناسی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[باطل در قرآن]] - [[باطل در فقه سیاسی]] - [[باطل در معارف دعا و زیارات]] - [[باطل در معارف و سیره سجادی]] - [[باطل در جامعهشناسی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''باطل''' به معنای «ضایع» و «هدر شدن» و موجود متصف به وصف باطل، غیر منطبق با طبیعت و [[خلقت]] اصلی خود است. این واژه و مشتقات آن در آیات بسیاری به کار رفته که در بیشتر موارد با کلمه [[حق]] و یا در برابر حق استعمال شده است. حق و باطل از دو جهت با هم تقابل دارند. یک جهت اینکه حق و باطل نقیض هم هستند و برای آن وجه سومی نیست. وجه دیگر تقابل حق و باطل آن است که حق و باطل هرگز نمیتوانند با هم جمع شوند. برخی از مهمترین جلوههای باطل در [[زندگی]] عبارت است از: [[شرک]]؛ [[استکبار]]؛ [[تجاوزگری]]؛ حرام خواری؛ [[رشوه]]؛ غنا؛ [[غلو در دین]] و ... . [[قرآن کریم]] به بیان ویژگیهای هر یک از [[حق و باطل]] پرداخته است که برخی از آنها عبارت است از: بد فرجامی باطل؛ درآمیختگی و فرو رفتن در [[پوشش]] [[حق]] و [[پیروی]] نابخردان از باطل. | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۲: | ||
== علل و عوامل باطلانگاری [[حق]] == | == علل و عوامل باطلانگاری [[حق]] == | ||
خداوند در آیاتی از [[قرآن]]، چند عامل را به عنوان علل و عوامل اصلی باطلانگاری حق در [[انسان]] معرفی میکند: | خداوند در آیاتی از [[قرآن]]، چند عامل را به عنوان علل و عوامل اصلی باطلانگاری حق در [[انسان]] معرفی میکند: | ||
# مهر شدن [[دلها]]: از نظر قرآن، [[قلب]] قوه ادراکی [[بشر]] است. به این معنا که ابزارهای [[معرفتی]] چون [[حواس]] [[انسانی]]، [[حقایق]] هستی را به قوه ادراکی بشر میرساند و انسان با قلب خویش حقیقت [[درک]] کرده و آن را از باطل جدا میکند<ref>سوره نحل، آیه ۷۸.</ref>. از همین روست کافران که دلهایشان مهر و مختوم شده نمیتوانند حق را بشناسند و بدان [[گرایش]] یابند بلکه باطل به جای حق قرار میگیرد و بدان گرایش مییابند. | # '''مهر شدن [[دلها]]:''' از نظر قرآن، [[قلب]] قوه ادراکی [[بشر]] است. به این معنا که ابزارهای [[معرفتی]] چون [[حواس]] [[انسانی]]، [[حقایق]] هستی را به قوه ادراکی بشر میرساند و انسان با قلب خویش حقیقت [[درک]] کرده و آن را از باطل جدا میکند<ref>سوره نحل، آیه ۷۸.</ref>. از همین روست کافران که دلهایشان مهر و مختوم شده نمیتوانند حق را بشناسند و بدان [[گرایش]] یابند بلکه باطل به جای حق قرار میگیرد و بدان گرایش مییابند. این فواد و [[قلب]] [[آدمی]] که مرکز قوه ادراکی و فهم [[بشر]] است، وقتی از کار بیافتد دیگر نمیتواند [[مسئولیت]] خویش را انجام دهد. خداوند در [[آیه]] ۱۷۹ [[سوره اعراف]] میفرماید: {{متن قرآن|...لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«... دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>. | ||
# '''[[جهل و نادانی]]:''' از دیگر علل و عواملی که موجب میشود تا [[انسان]] دچار وارونگی شود و [[حق]] را باطل و باطل را حق بداند، جهل و نادانی است. این [[جهل]] هم میتواند به معنای فقدان [[علم]] باشد و هم میتواند به معنای فقدان [[عقل]] و [[خرد]] باشد. | |||
# [[جهل و نادانی]]: از دیگر علل و عواملی که موجب میشود تا [[انسان]] دچار وارونگی شود و [[حق]] را باطل و باطل را حق بداند، جهل و نادانی است. این [[جهل]] هم میتواند به معنای فقدان [[علم]] باشد و هم میتواند به معنای فقدان [[عقل]] و [[خرد]] باشد. | # '''[[کفر]]:''' خداوند همچنین به کفر به عنوان یکی از علل مهم در [[اتهام]] باطل انگاری [[حق]] از سوی [[کافران]] اشاره کرده است. پس میتوان گفت که کفر، از عوامل متهم ساختن پیامبر{{صل}} و مؤمنان به ارائه امور موهوم و عاری از [[حقیقت]] از سوی کافران است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اعمال باطل از نظر قرآن (مقاله)|اعمال باطل از نظر قرآن]].</ref>. | ||
# [[کفر]]: خداوند همچنین به کفر به عنوان یکی از علل مهم در [[اتهام]] باطل انگاری [[حق]] از سوی [[کافران]] اشاره کرده است. پس میتوان گفت که کفر، از عوامل متهم ساختن پیامبر{{صل}} و مؤمنان به ارائه امور موهوم و عاری از [[حقیقت]] از سوی کافران است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اعمال باطل از نظر قرآن (مقاله)|اعمال باطل از نظر قرآن]].</ref>. | |||
== ویژگیها و نشانههای باطل == | == ویژگیها و نشانههای باطل == | ||
[[قرآن کریم]] به بیان ویژگیهای هر یک از [[حق و باطل]] پرداخته است. | [[قرآن کریم]] به بیان ویژگیهای هر یک از [[حق و باطل]] پرداخته است. | ||
# بد فرجامی باطل: [[حق]] همواره اصیل است و باطل از هیچگونه [[ثبات]] و استقراری برخوردار نیست: {{متن قرآن|إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«بیگمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref>.<ref>التبیان، ج ۶، ص۵۱۲.</ref>؛ در آیهای دیگر از بیریشگی و نافرجامی باطل یاد شده: {{متن قرآن|قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ}}<ref>«بگو: حقّ آمد و باطل، نه (آفرینش چیزی را) میآغازد و نه باز میگرداند» سوره سبأ، آیه ۴۹.</ref>.<ref>التبیان، ج۸، ص۴۰۷؛ مجمعالبیان، ج۸، ص۶۸۰.</ref> که بر بطلان و بیاثر بودن آن در روند کلی هستی دلالت دارد.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۸۹.</ref>. | # '''بد فرجامی باطل:''' [[حق]] همواره اصیل است و باطل از هیچگونه [[ثبات]] و استقراری برخوردار نیست: {{متن قرآن|إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«بیگمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref>.<ref>التبیان، ج ۶، ص۵۱۲.</ref>؛ در آیهای دیگر از بیریشگی و نافرجامی باطل یاد شده: {{متن قرآن|قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ}}<ref>«بگو: حقّ آمد و باطل، نه (آفرینش چیزی را) میآغازد و نه باز میگرداند» سوره سبأ، آیه ۴۹.</ref>.<ref>التبیان، ج۸، ص۴۰۷؛ مجمعالبیان، ج۸، ص۶۸۰.</ref> که بر بطلان و بیاثر بودن آن در روند کلی هستی دلالت دارد.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۸۹.</ref>. | ||
# درآمیختگی و فرو رفتن در [[پوشش]] [[حق]]: باطل، آبروی خود را از حق و [[دروغ]] نیروی خود را از [[راستی]] میگیرد<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص۴۴۱، «حق و باطل».</ref>. [[اهل باطل]] برای جلوه دادن باطل خود، آن را با حق درآمیخته، [[لباس]] حق بر آن میپوشانند و در مقابل، حق را باطل جلوه میدهند، چنان که قرآن کریم بارها سخن [[کافران]] و [[مشرکان]] را نقل میکند که سخن و [[رسالت]] [[پیامبران الهی]] را باطل میشمردند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ}}<ref>«و بیگمان ما در این قرآن برای مردم هر گونه مثلی زدهایم و اگر برای آنان نشانهای بیاوری کافران خواهند گفت: شما تباهاندیشانی بیش نیستید» سوره روم، آیه ۵۸.</ref>. | # '''درآمیختگی و فرو رفتن در [[پوشش]] [[حق]]:''' باطل، آبروی خود را از حق و [[دروغ]] نیروی خود را از [[راستی]] میگیرد<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص۴۴۱، «حق و باطل».</ref>. [[اهل باطل]] برای جلوه دادن باطل خود، آن را با حق درآمیخته، [[لباس]] حق بر آن میپوشانند و در مقابل، حق را باطل جلوه میدهند، چنان که قرآن کریم بارها سخن [[کافران]] و [[مشرکان]] را نقل میکند که سخن و [[رسالت]] [[پیامبران الهی]] را باطل میشمردند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ}}<ref>«و بیگمان ما در این قرآن برای مردم هر گونه مثلی زدهایم و اگر برای آنان نشانهای بیاوری کافران خواهند گفت: شما تباهاندیشانی بیش نیستید» سوره روم، آیه ۵۸.</ref>. | ||
# [[پیروی]] نابخردان از باطل: در برخی از [[آیات]]<ref>سوره ص، آیه ۲۷ ـ ۲۹</ref> [[آفرینش]] از نظر [[کافران]] باطل شمرده شده و در مقابل از [[مؤمنان]] یاد شده که در [[آیات قرآن]] [[تدبر]] کرده، از خردورزان هستند<ref>التحریر والتنویر، ص۲۴۸.</ref>. از سیاق این آیات چنین برمیآید که [[اعتقادات]] باطل و [[فاسد]] بر اثر رویگردانی از [[عقل]] حاصل میشود<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۸۷ ـ ۱۸۸.</ref>. [[قرآن]] بارها [[اهل باطل]] را افرادی [[سفیه]]<ref>سوره بقره، آیه ۱۳۰.</ref>، فاقد [[تعقل]]<ref>سوره حشر، آیه ۱۴.</ref>، فاقد [[ادراک]]<ref>سوره حشر، آیه ۱۳.</ref> و دارای چشم و گوش بدون استفاده و در نهایت، بسته و [[مُهر]] شده<ref>سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref> برشمرده است<ref>[[ابوالفضل خوش منش|خوش منش، ابوالفضل]]، [[باطل - خوشمنش (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۲۸۰-۲۸۲.</ref>. | # '''[[پیروی]] نابخردان از باطل:''' در برخی از [[آیات]]<ref>سوره ص، آیه ۲۷ ـ ۲۹</ref> [[آفرینش]] از نظر [[کافران]] باطل شمرده شده و در مقابل از [[مؤمنان]] یاد شده که در [[آیات قرآن]] [[تدبر]] کرده، از خردورزان هستند<ref>التحریر والتنویر، ص۲۴۸.</ref>. از سیاق این آیات چنین برمیآید که [[اعتقادات]] باطل و [[فاسد]] بر اثر رویگردانی از [[عقل]] حاصل میشود<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۸۷ ـ ۱۸۸.</ref>. [[قرآن]] بارها [[اهل باطل]] را افرادی [[سفیه]]<ref>سوره بقره، آیه ۱۳۰.</ref>، فاقد [[تعقل]]<ref>سوره حشر، آیه ۱۴.</ref>، فاقد [[ادراک]]<ref>سوره حشر، آیه ۱۳.</ref> و دارای چشم و گوش بدون استفاده و در نهایت، بسته و [[مُهر]] شده<ref>سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref> برشمرده است<ref>[[ابوالفضل خوش منش|خوش منش، ابوالفضل]]، [[باطل - خوشمنش (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۲۸۰-۲۸۲.</ref>. | ||
== آثار و پیامدها باطلگرایی == | == آثار و پیامدها باطلگرایی == | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۱: | ||
== شیوههای معرفی باطل == | == شیوههای معرفی باطل == | ||
[[قرآن کریم]] که دستور پرهیز از باطل را داده، آن را نیز به چند گونه معرفی کرده است: | [[قرآن کریم]] که دستور پرهیز از باطل را داده، آن را نیز به چند گونه معرفی کرده است: | ||
# معرفی باطل با نقیض: مهمترین ویژگی و علامت باطل، تقابل آن با [[حق]] است، ازاینرو قرآن کریم با بهرهگیری از شیوه تعریف به نقیض، هر معبودی جز [[خداوند]] را که حق مطلق است باطل دانسته و آنرا شایسته معبودیت نمیداند: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}}<ref>«این بدان روست که خداوند راستین است و اینکه آنچه به جای او (به پرستش) میخوانند نادرست است و اینکه خداوند است که فرازمند بزرگ است» سوره حج، آیه ۶۲.</ref> و هر امری که از مسیر حقْ دور یا مقابل آن باشد، باطل خواهد بود، به همین جهت قرآن کریم، کوششهای غافلان و [[دنیاطلبان]] را به سبب بازماندگی از [[هدف]] اصلی [[خلقت]] و دوری از حق، باطل شمرده است<ref>سوره هود، آیه ۱۵.</ref>. | # '''معرفی باطل با نقیض:''' مهمترین ویژگی و علامت باطل، تقابل آن با [[حق]] است، ازاینرو قرآن کریم با بهرهگیری از شیوه تعریف به نقیض، هر معبودی جز [[خداوند]] را که حق مطلق است باطل دانسته و آنرا شایسته معبودیت نمیداند: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}}<ref>«این بدان روست که خداوند راستین است و اینکه آنچه به جای او (به پرستش) میخوانند نادرست است و اینکه خداوند است که فرازمند بزرگ است» سوره حج، آیه ۶۲.</ref> و هر امری که از مسیر حقْ دور یا مقابل آن باشد، باطل خواهد بود، به همین جهت قرآن کریم، کوششهای غافلان و [[دنیاطلبان]] را به سبب بازماندگی از [[هدف]] اصلی [[خلقت]] و دوری از حق، باطل شمرده است<ref>سوره هود، آیه ۱۵.</ref>. | ||
# معرفی با [[تمثیل]]: تمثیل [[حق و باطل]] در [[سوره رعد]]، به روشنی گویای ماهیت باطل است: {{متن قرآن|أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ}}<ref>«از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی -هر یک به گنجایی خویش- روان شد و سیلاب با خویش کفی انبوه فرا آورد و آنچه در آتش میگدازند تا زینتی یا کالایی به دست آورند، (نیز) کفی همانند آن (کف سیلاب) است؛ بدینگونه خداوند درست و نادرست را مثل میزند؛ باری، کف، کنار میرود اما آنچه مردم را سودمند افتد در زمین باز میماند؛ بدینگونه خداوند مثل میزند» سوره رعد، آیه ۱۷.</ref>.<ref>ر.ک: المیزان، ج ۱۳، ص۳۳۵.</ref> | # '''معرفی با [[تمثیل]]:''' تمثیل [[حق و باطل]] در [[سوره رعد]]، به روشنی گویای ماهیت باطل است: {{متن قرآن|أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ}}<ref>«از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی -هر یک به گنجایی خویش- روان شد و سیلاب با خویش کفی انبوه فرا آورد و آنچه در آتش میگدازند تا زینتی یا کالایی به دست آورند، (نیز) کفی همانند آن (کف سیلاب) است؛ بدینگونه خداوند درست و نادرست را مثل میزند؛ باری، کف، کنار میرود اما آنچه مردم را سودمند افتد در زمین باز میماند؛ بدینگونه خداوند مثل میزند» سوره رعد، آیه ۱۷.</ref>.<ref>ر.ک: المیزان، ج ۱۳، ص۳۳۵.</ref> | ||
# بیان نمونهها: [[قرآن کریم]] برای معرفی باطل به نمونههایی از آن اشاره کرده و در عین حال تأکید میکند که پوچ بودن باطل و زیانکاری باطل گرایان، در [[آخرت]] به طور کامل آشکار خواهد شد<ref>سوره جاثیه، آیه ۲۷.</ref>. [[قرآن]]، داستان رویارویی [[حق و باطل]] را در سرگذشت [[پیامبران]] از زوایای گوناگون بررسی کرده که هر یک از این رویاروییها، بیانگر [[انحراف]] یا انحرافهایی خاص در بین مخالفان پیامبران و مواجهه آنان با آن انحراف است؛ [[عاد]] و [[ثمود]] به [[قدرت]] و [[طغیان]]<ref>پرتوی از قرآن، ق ۲، ج ۳۰، ص۵۷، ۶۲.</ref>، [[اصحاب مدین]] و [[ایکه]] به [[فساد اقتصادی]]، [[قوم نوح]] به [[ظلم]] و طغیان، [[دشمنان]] یوسف به کیدهای پیچیده و بداندیشی و [[قوم فرعون]] به آمیزهای از همه این موارد وصف شدهاند<ref>[[ابوالفضل خوش منش|خوش منش، ابوالفضل]]، [[باطل - خوشمنش (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۲۸۴-۲۸۶.</ref>. | # '''بیان نمونهها:''' [[قرآن کریم]] برای معرفی باطل به نمونههایی از آن اشاره کرده و در عین حال تأکید میکند که پوچ بودن باطل و زیانکاری باطل گرایان، در [[آخرت]] به طور کامل آشکار خواهد شد<ref>سوره جاثیه، آیه ۲۷.</ref>. [[قرآن]]، داستان رویارویی [[حق و باطل]] را در سرگذشت [[پیامبران]] از زوایای گوناگون بررسی کرده که هر یک از این رویاروییها، بیانگر [[انحراف]] یا انحرافهایی خاص در بین مخالفان پیامبران و مواجهه آنان با آن انحراف است؛ [[عاد]] و [[ثمود]] به [[قدرت]] و [[طغیان]]<ref>پرتوی از قرآن، ق ۲، ج ۳۰، ص۵۷، ۶۲.</ref>، [[اصحاب مدین]] و [[ایکه]] به [[فساد اقتصادی]]، [[قوم نوح]] به [[ظلم]] و طغیان، [[دشمنان]] یوسف به کیدهای پیچیده و بداندیشی و [[قوم فرعون]] به آمیزهای از همه این موارد وصف شدهاند<ref>[[ابوالفضل خوش منش|خوش منش، ابوالفضل]]، [[باطل - خوشمنش (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۲۸۴-۲۸۶.</ref>. | ||
== فواید و کارکردهای تشخیص حق از باطل == | == فواید و کارکردهای تشخیص حق از باطل == | ||