فسق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۹٬۰۶۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۲۶: خط ۳۲۶:
#برحذر باش از دوستی و همراهی با احمق، چون که او می‌‌خواهد به تو نفع برساند ولی بجای آن، ضرر می‌‌رساند.
#برحذر باش از دوستی و همراهی با احمق، چون که او می‌‌خواهد به تو نفع برساند ولی بجای آن، ضرر می‌‌رساند.
#بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[قاطع]] رحم، چون که من <ref>امام می‌‌گوید</ref> سه بار او را مورد [[لعن]] در [[قرآن مجید]] یافتم<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۴۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>.
#بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[قاطع]] رحم، چون که من <ref>امام می‌‌گوید</ref> سه بار او را مورد [[لعن]] در [[قرآن مجید]] یافتم<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۴۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>.
==[[فسق]]، خروج از دایره [[محرمات]] و ورآمدگی و دریدگی [[هنجارها]]==
واژه فسق در اصل برای خرمایی گفته می‌‌شود که پوسته آن جدا شده و «ور آمده» و «برآمده» باشد به طوری که پوست دیگر به گوشت و اصل خرما نچسبیده و [[پیوستگی]] اجزایی خود را از دست داده و نوعی فاصله میان پوست [[محافظ]] با [[مغز]] و اصل خرما پدید آمده باشد. در [[فرهنگ]] [[عربی]] آمده است: {{عربی|فسقَ الرُّطبُ إذا خرج عن قِشره}}؛ خرمای تازه [[فاسق]] شد؛ یعنی از پوستش خارج شد. پس کسی که گرفتار فسق می‌‌شود، گویی [[لباس]] زیبای خود را کنار زده و زشتی‌های درون خویش را آشکار کرده است.
بر اساس همین معنای لغوی است که راغب [[اصفهانی]] در تبیین معنای [[قرآنی]] آن می‌‌نویسد:{{عربی| فَسَقَ فلانٌ: خَرَجَ عن حَجر الشرع}}؛ فلانی فاسق شد؛ یعنی از محدودیت و سنگ چینی‌های [[شریعت]] بیرون رفت.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۳۸۰، ذیل واژه فسق</ref>
[[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر]] مفهوم فسق در [[آموزه‌های وحیانی اسلام]] می‌‌فرماید: {{متن حدیث|فَكُلُّ مَعصِيَةٍ مِنَ المَعاصِي الكِبارِ فَعَلَها فاعِلُها أو دَخَلَ فيها داخِلٌ بِجَهَةِ اللَّذَّةِ والشَّهوَةِ والشَّوقِ الغَالِبِ، فَهُوَ فِسقٌ وفاعِلُهُ فاسِقٌ خارِجٌ مِنَ الإيمانِ بِجَهَةِ الفِسقِ}}؛ فسق عبارت است از هر نوع [[نافرمانی خدا]] و معصیتی که از [[معاصی]] بزرگ باشد و فاعل آن یا کسی که داخل آن [[معصیت]] شده، به جهت [[لذّت]] و [[شهوت]] و [[غلبه]] [[تمایلات]] به این عمل مبادرت کرده است. این فعل، فسق و فاعل آن فاسق است که به جهت فسق از [[ایمان]] خارج است.<ref>تحف العقول: ص۲۲</ref>
بر همین اساس [[خداوند]] در [[آیه ۳ سوره مائده]] محرمات را بیان کرده و سپس عمل به این محرمات را به عنوان فسق معرفی می‌‌کند که [[رفتاری]] برخاسته از [[کفر]] است؛ یعنی وقتی [[انسانی]] گرفتار کفر باشد و [[وحی]] و شریعت را نپذیرد، دچار نوعی برآمدگی می‌‌شود که پوست و گوشت از هم جدا می‌‌شود و ارتباطی میان آن باقی نمی‌ماند که اصل [[حفاظت]] را هم چنان به عهده گیرد. هم مطلب در [[آیه]] ۱۲۱ و ۱۴۵سوره انعام و ۱۶۳ و ۱۶۵ [[سوره اعراف]] به روشنی با اشاره به برخی از [[محرمات]] روشن شده است.
پس کسی که [[فسق]] می‌‌ورزد، پوسته مرزها و محدودیت‌های [[شرعی]] را کنار زده و از آن [[تعدی]] و [[تجاوز]] نموده است. از این روست که هر گناهی را مرتکب می‌‌شود و هر [[زشتی]] و [[پستی]] را انجام می‌‌دهد و باکی از هنجارشکنی ندارد. اگر بخواهیم معادلی برای آن در [[زبان فارسی]] پیدا کنیم، شاید واژه «ورآمدگی» بهترین واژه باشد که نتیجه آن «دریدگی» است؛ زیرا این شخص [[جامه]] و [[لباس]] [[زیبایی]] که زشتی‌های بدن و تن را می‌‌پوشاند می‌‌درَد و زشتی‌های تن خویش را آشکار می‌‌کند، از همین روست که انسان‌های «دریده» همه نوع هنجارشکنی دارند.
اگر شما به چیزی که کپک زده و موس کرده توجه کنید می‌‌بیند نوعی جدایی میان اجزای آن است که آن [[پیوستگی]] سابق را ندارد.
البته از [[آیات قرآنی]] از جمله آیه ۴۹ [[سوره انعام]] بر می‌‌آید که این دریدگی به سبب [[انکار]] [[آموزه‌های وحیانی]] و [[تکذیب]] آن است. [[خداوند]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}}<ref>«و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که می‌کردند عذاب می‌رسد» سوره انعام، آیه ۴۹.</ref>
پس کسانی که به [[تکذیب آیات الهی]] می‌‌پردازند، به سبب آنکه به دنبال این تکذیب [[وحی]]، فسق می‌‌ورزند و دریدگی می‌‌کنند، گرفتار [[عذاب الهی]] می‌‌شوند. خداوند در آیه ۵۹ [[سوره بقره]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}}<ref>«امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم» سوره بقره، آیه ۵۹.</ref>
در این آیه مشخص شده که بر خلاف [[فرمان الهی]] سخنی را می‌‌گویند زمینه‌ساز دریدگی و فسق آنان می‌‌شود و بر اساس همین [[فسق]] و دریدگی گرفتار [[عذاب آسمانی]] می‌‌شوند. [[خداوند]] درباره [[اصحاب سبت]] نیز به فسق آنان اشاره می‌‌کند که همان دریدگی محدودیت‌های [[شرعی]] با کلاه شرعی درست کردن و دور زدن [[قانون]] انجام می‌‌گیرد؛ زیرا ماهی را در [[روز]] [[شنبه]] نمی‌گرفتند بلکه در آن روز با بستن سدی در برابر ماهی [[اجازه]] نمی‌دادند تا ماهی‌ها خارج شوند و روزهای دیگر آن ماهی [[اسیر]] را می‌‌گرفتند تا این گونه بگویند ما [[شریعت]] را رعایت کرده و فسق نکردیم؛ در حالی با دریدگی تمام و محدودیت‌سازی برای ماهی‌ها، محدودیت‌های شرعی و [[محرمات الهی]] را می‌‌شکستند و از پوسته قانون عبور می‌‌کردند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز می‌کردند زیرا روز شنبه آنان ماهی‌هاشان نزد ایشان روی آب می‌آمدند و روزی که شنبه‌شان نبود نزد آنان نمی‌آمدند، بدین‌گونه آنها را برای آنکه نافرمانی می‌کردند، می‌آزمودیم * و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند می‌دهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳-۱۶۵.</ref>
خداوند در [[آیات]] ۳۳ و ۳۴ [[سوره عنکبوت]] به [[فسق]] و دریدگی [[قوم لوط]] اشاره می‌‌کند که حدود [[عقلی]] و عقلایی و طبیعی و [[شرعی]] را کنار گذاشته و از مرزهای آن عبور کرده و به هم جنس‌گرایی می‌‌پرداختند و فسق و دریدگی جدیدی را در میان موجودات به جا گذاشتند که در [[تاریخ]] سابقه نداشت. [[خداوند]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}}<ref>«ما بر مردم این شهر برای آن بزهکاری که می‌کردند عذابی از آسمان فرو می‌آوریم» سوره عنکبوت، آیه ۳۴.</ref>
خداوند در [[آیات]] نخست [[سوره قیامت]] روشن می‌‌کند که علت فجورگرایی [[مردمان]] و دریدگی آنان چیزی جز [[انکار]] [[قیامت]] یا شبهه‌سازی در آن نیست؛ وقتی کسی [[معاد]] و [[رستاخیز]] را قبول نداشته باشد و در [[حساب و کتاب]] آن [[روز]] تشکیک و [[شبهه]] کند، به طور طبیعی، در برابر خود هیچ بازخواستی را نمی‌بیند و به خود [[اجازه]] می‌‌دهد تا فسق و [[فجور]] داشته باشد. خداوند می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ * بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ * بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ}}<ref>«آیا آدمی می‌پندارد هرگز استخوان‌های (پوسیده) او را فراهم نمی‌آوریم؟ * چرا، (فراهم می‌آوریم) در حالی که تواناییم که (نقش‌های) سرانگشتان او را (نیز) سامان بخشیم * بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد» سوره قیامه، آیه ۳-۵.</ref>
پس شبهه کردن در اعتقاداتی چون معاد و رستاخیز و حساب و کتاب آن، برای فجور و دریدگی است؛ یعنی می‌‌خواهد «أمام و جلو» و پیش رویش باز باشد و هیچ محدودیت نداشته باشد و با دریدگی و فجور هر کاری را بکند.
البته برخی میان فسق و فجور تفاوتی از نظر لغوی و [[فرهنگ قرآنی]] قایل شده و گفته‌اند: {{عربی|ان الفسق هوالخروج من طاعه الله بكبيره}}؛ «فسق خارج شدن از [[طاعت خدا]] به وسیله انجام [[گناهان کبیره]] است» و اما فجور، به معنای پراکنده شدن درمعاصی و گستردگی درگناه است. همچنین به انجام دهنده «[[گناه صغیره]]، فاجره گفته می‌‌شود».<ref>معجم الفروق اللغویه ص۴۰۵</ref>
باید توجه داشته که واژه [[فجر]] به معنای دریدن است؛ زیرا وقتی [[خورشید]] [[ظلمت]] شب را می‌‌درد و فجر صادق و کاذب خودنمایی می‌‌کند، این واژه بر آن اطلاق می‌‌شود. به هر حال، همان طوری که [[فسق]] ورآمدگی و برآمدگی و از دست رفتن [[پیوستگی]] اجزا هم چون پوست و گوشت است، فجر دریدگی است؛ و شکی نیست که ورآمدگی و برآمدگی پوست از گوشت باعث می‌‌شود تا زمینه آسیب فراهم آید. بر این اساس نتیجه ور آمدگی و برآمدگی در فسق همان دریدگی در [[فجور]] است. از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۷ [[سوره نوح]] از دریدگی و [[فجار]] بودن [[قوم لوط]] به سبب [[کفار]] بودن سخن می‌‌گوید؛ زیرا وقتی نسبت به [[اعتقادات]] [[کافر]] شد، دریدگی در [[رفتار]] طبیعی خواهد شد و شخص هیچ محدودیت و مرزی را نمی‌پذیرد و به [[بی‌بند و باری]] رو می‌‌آورد. از این روست که برخی به لازم فجور توجه کرده و آن را به معنای بی‌بند و باری و [[هرزگی]] تعبیر کرده‌اند.
به نظر می‌‌رسد که [[آیات قرآنی]] می‌‌خواهد به این نکته توجه دهد که [[فاسق]] به گونه ای رفتار می‌‌کند که شخصیتی منسجم و پیوسته ای ندارد؛ زیرا دست به کارهایی می‌‌زند و رفتارهایی دارد که از [[طبیعت]] اصلی و [[فطری]] او به دور است و فسق خویش [[جامه]] [[هدایت فطری]] و [[تکوینی]] را می‌‌کند و تن [[پوشش]] [[هدایت الهی]] را جدا می‌‌سازد و امکان نمی‌دهد تا این جامه [[هدایت]] او را بیاراید و [[محافظت]] نماید در حالی کارکرد هر [[لباس]] و جامه ای حتی [[دین]] محافظت و [[تزیین]] و پوششی در برابر [[زشتی‌ها]] است. از همین روست که لباس را همانند سپر و وقایه در برابر فشارها و [[تهدیدات]] بیرونی معرفی می‌‌کند و می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ}}<ref>«و خداوند از آنچه آفریده است سایه‌بان‌هایی برای شما قرار داد و از کوه‌ها غارهایی برایتان نهاد و تنپوش‌هایی برایتان پدید آورد که شما را از گرما نگه می‌دارد و تنپوش‌هایی که شما را از (گزند) جنگتان نگه می‌دارد؛ بدین‌گونه خداوند نعمتش را بر شما تمام می‌گردا» سوره نحل، آیه ۸۱.</ref>؛ و درجایی دیگر می‌‌فرماید: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! برای شما جامه‌ای را فرو فرستاده‌ایم که شرمگاه‌های شما را می‌پوشاند و (نیز) جامه‌ای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ این از آیات خداوند است باشد که آنان در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref> بر همین اساس، [[زن]] و شوهر نسبت به همچنین حالتی دارند که هم [[حافظ]] از [[سختی]] و [[زشتی]] و هم موجب [[زیبایی]] [[آدمی]] است: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref>
البته باید توجه داشت که [[فسق]] تنها نسبت به [[محرمات]] نیست؛ زیرا ترک [[واجب]] خود نیز محرمات است؛ پس کسی که واجبی را نیز ترک می‌‌کند، یعنی از حدود و مرزهای تعیین شده [[شریعت]] عبور کرده است. از این روست که [[خداوند]] درباره [[ابلیس]] که از [[فرمان]] [[سجده]] سرباز زد و [[استکبار]] ورزید و [[عصیان]] نمود نیز می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمی‌گزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰.</ref>
در [[آیات]] و [[روایات]] مصادیق بسیاری برای [[فسق]] بیان شده که برخی از آنها در همین آیات پیش گفته آمده است. از جمله مصادیق فسق می‌‌توان به [[سبّ]] و [[دشنام]] به [[مؤمن]] اشاره کرد. [[پیامبر]]{{صل}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|سِبابُ المؤمِنِ فُسوقٌ و قِتالُهُ كُفرٌ و أكلُ لَحمِهِ مِن مَعصيَةِ اللّه}}؛ ناسزاگفتن به مؤمن فسق است و [[جنگیدن]] با او [[کفر]] و خوردن گوشت او ([[غیبت]] کردن از وی) [[معصیت]] خداست.<ref>بحار الأنوار، ط-بیروت، ج ۷۲، ص۱۴۸، ح ۶؛ من لایحضره الفقیه ج ۴، ص۴۱۸، ح ۵۹۱۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>.
==آثار فسق==
در [[آیات قرآنی]] و روایات [[معصومان]]{{ع}} آثاری برای فسق و ورآمدگی [[رفتاری]] که نوعی هنجارشکنی است، بیان شده که در این جا به برخی از آنها اشاره می‌‌شود.
#'''طرد [[اجتماعی]]''': [[فاسق]] به سبب آنکه هنجارشکنی می‌‌کند، می‌‌بایست از [[توده]] [[مردم]] دور شود. این طرد اجتماعی به ویژه در کسانی که هنجارشکنی در آنان به عنوان یک رویه و [[منش]] در آمده ضروری است؛ زیرا حضور آنان در [[جامعه]] موجب می‌‌شود تا دیگران نیز [[آلوده]] شوند. از سوی دیگر، طرد اجتماعی موجب می‌‌شود تا شاید آنان به خود آیند و به [[تغییر]] منش و رویه خویش بپردازند. از آن جایی که فسق و [[فجور]] عامل مهمی در نابودی و [[فروپاشی جامعه]] است <ref>{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم» سوره بقره، آیه ۵۹. {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵. {{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان می‌دهیم و در آن نافرمانی می‌ورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب می‌گردد، آنگاه یکسره نابودش می‌گردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶.</ref> [[خداوند]]، نسبت به [[فاسقان]] سخت گیری‌های خاص را [[اعمال]] کرده است. براساس [[آیه]] ۵۹ [[مائده]] می‌‌توان دریافت که [[فسق]]، عامل [[خشم الهی]] و انتقال از فاسقان است؛ زیرا خداوند برخی از [[اهل کتاب]] را به سبب فسق ایشان، در همین [[دنیا]] [[مجازات]] کرده و از آنها [[انتقام]] ستانده است. [[انسان]] [[فاسق]] در [[جامعه]] مطرود است. این طرد [[اجتماعی]] گاه به شکل [[محرومیت]] از برخی از [[حقوق شهروندی]] خودنمایی می‌‌کند. از جمله اینکه در دادگاه‌ها و مانند آن، [[گواهی]] و [[شهادت]] فاسق پذیرفته نمی‌شود و اگر خبری بدهد، متوقف به تحقیق و [[پژوهش]] در [[صحت]] و سقم آن است.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}} «ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کرده‌اید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref> فاسق ازنظر اجتماعی کسی است که شخصیتش ساقط شده و به عنوان یک [[شهروند]] معمولی با او مواجه نمی‌شوند. از این رو وی را همانند دیگر [[مؤمنان]] در یک کفه ترازو قرار نمی‌دهند، بلکه فاسق در کفه ای و [[مؤمن]] در کفه ای دیگر قرار می‌‌گیرد. این مرزبندی میان فاسق و غیر فاسق، به نوعی مرزبندی در حقوق شهروندی و بهره‌گیری از آن است.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref> ازنظر [[اسلام]] کسانی که فاسق هستند، از بسیاری از حقوق شهروندی خود بی‌بهره می‌‌شوند. از جمله اینکه [[خرده‌گیری]] و [[عیب جویی]] از آنها جایز است و [[گناه]] و [[جرم]] حساب نمی‌شود؛ زیرا خود شخص، [[شخصیت اجتماعی]] و [[حقوق]] طبیعی [[اجتماعی]] خودش را از میان برده و [[اجازه]] داده است تا مورد [[طعن]] و خرده‌گیری و عیب جویی دیگران قرار گیرد.<ref>مائده، آیه۵۹ و نیز روح المعانی، ج۴، جزء۶، ص۲۵۳</ref> [[امام صادق]]{{ع}} در این باره می‌‌فرماید: {{متن حدیث|إِذا جاهَرَ الفاسِقُ بِفِسقِهِ فَلا حُرمَةَ لَهُ وَ لا غيبَةَ}}؛ هرگاه شخص [[فاسق]] و [[گنهکار]] آشکارا گناه کند، نه حرمتی دارد و نه غیبتی.<ref>امالی، صدوق، ص۳۹؛ بحارالأنوار، ط –بیروت، ج ۷۲، ص۲۵۳، ح ۳۲</ref> [[فسق]] همچنین موجب می‌‌شود تا [[مؤمنان]] مجاز به خشم‌گیری بر [[فاسقان]] باشند؛ چنانکه [[خداوند]] فسق [[اهل کتاب]] را عامل [[خشم]] و [[غضب]] [[مسلمانان]] نسبت به آنان دانسته است.<ref>مائده، آیه۵۹ و نیز مجمع البیان، ج۳و۴، ص۳۳۰</ref> کسانی که فاسق هستند جایز است که مسلمانان آنان را طرد کرده و روابط خود را با آنها از هم بگسلند. حتی بر [[خویشان]] است که روابط فامیلی خود را با فاسقان کاهش داده و یا قطع پیوند و رحم کنند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن می‌شکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌گسلند و در زمین تباهی می‌ورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷. {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس می‌دارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان می‌کنند و دل‌های آنان (شما را) پس می‌زند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> [[فسق]] عامل بسیاری از بدبختی‌های شخص در [[دنیا]] و [[آخرت]] است؛ زیرا [[فاسق]] ازنظر [[شهروندی]] [[انسانی]] غیرسالم تلقی شده و از بسیاری از [[حقوق]] [[محروم]] می‌‌گردد به گونه ای که در [[جامعه]] نمی‌تواند پست‌ها و مناصبی را در [[اختیار]] گیرد، چنان که در آخرت نیز از [[رضوان الهی]] و [[مغفرت]] محروم خواهد شد<ref>{{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ * أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ * الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که می‌گفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دل‌هایشان بر جای نهاد * آیا نمی‌دانند که خداوند راز آنها و سخنان زیرگوشی آنان را می‌داند و اینکه خداوند بسیار داننده نهان‌هاست؟! * آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقه‌ها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمی‌یابند طعنه می‌زنند و آنان را به ریشخند می‌گیرند، خداوند به ریشخندشان می‌گیرد و عذابی دردناک خواهند داشت * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچ‌گاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شده‌اند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۷۷-۸۰. {{متن قرآن|يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «برای شما سوگند می‌خورند تا از آنان خشنود شوید، اگر هم شما از آنان خشنود شوید بی‌گمان خداوند از این گروه نافرمان خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶. {{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمی‌آمرزد؛ بی‌گمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره منافقون، آیه ۶.</ref> این افراد مورد [[لعن]] و [[نفرین]] قرار می‌‌گیرند<ref>{{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچ‌گاه بدان وارد نمی‌شویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همین‌جا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[ذلیل]] و [[خوار]] خواهند بود.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که [[کافران]] را بر [[آتش]] ([[دوزخ]]) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در [[زندگانی دنیا]] به پایان بردید و از آنها بهره‌مند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در [[زمین]] و آن [[نافرمانی]] که می‌کردید با [[عذاب]] خواری‌آور [[کیفر]] می‌بینید» [[سوره احقاف]]، [[آیه]] ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشه‌های آن وانهادید به [[اذن خداوند]] بود و (چنین کرد) تا [[نافرمانان]] را [[خوار]] گرداند» [[سوره حشر]]، آیه ۵.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} نیز به طرد [[اجتماعی]] [[فاسقان]] اشاره کرده و حتی [[هم نشینی]] و غذا گرفتن از آنان را منع می‌‌کند و می‌‌فرماید: {{متن حدیث|لا تَأْكُلْ طَعَامَ الْفَاسِقِينَ}}؛ غذای [[مردم]] [[فاسق]] را نخور.<ref>مجموعه ورام ج ۲، ص۶۱؛ امالی، طوسی ص‏۵۳۵؛ [[مکارم الاخلاق]]، ص۴۶۶</ref>؛ شاید علت این منع آن باشد که فاسق به [[حلال و حرام]] توجهی ندارد و خوردن [[مال]] ایشان موجب می‌‌شود تا شخص گرفتار [[حرام]] [[خواری]] شود که آثار حرام خواری خیلی سنگین و خطرناک است؛ چراکه [[دشمنان امام حسین]]{{ع}} و [[قاتلان]] ایشان را همین حرام خواران تشکیل می‌‌دادند که [[لقمه‌های حرام]] به چنین شقاوتی کشانده بود.
#'''از دست رفتن [[ایمان]]''': برخی از [[گناهان]] است که ایمان را از [[دل]] [[آدمی]] بیرون می‌‌برد و [[نور ایمان]] می‌‌رود و [[ظلمت]] [[کفر]] جایگزین آن می‌‌شود. [[پیامبر خدا]]{{صل}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اِنَّ المَعَاصِيَ يَستَولي بِهَا الخِذلَانُ عَلَي صَاحِبِهَا حَتَّي تُوقِعَهُ بِمَا هُوَ اَعظَمُ مِنهَا}}؛ به وسیله گناهان، [[خذلان]] و سلب [[توفیق]] بر [[گنهکار]] مستولی می‌‌شود تا جایی که او را در گناهان بزرگ‌تر می‌‌اندازد. از جمله گناهانی که نور ایمان را از دل آدمی بیرون می‌‌برد، [[فسق]] است. [[امام صادق]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|قَدْ يَخْرُجُ مِنَ الْإِيمَانِ بِخَمْسِ جِهَاتٍ مِنَ الْفِعْلِ كُلُّهَا مُتَشَابِهَاتٌ مَعْرُوفَاتٌ الْكُفْرُ وَ الشِّرْكُ وَ الضَّلَالُ وَ الْفِسْقُ وَ رُكُوبُ الْكَبَائِر}}؛ بی‌‏گمان [[بنده]] به سبب یکی از پنج کار که همگی مانند هم و شناخته شده هستند، از [[ایمان]] خارج می‌‌‏شود: [[کفر]]، [[شرک]]، [[گمراهی]]، [[فسق]] و ارتکاب کبائر.<ref>تحف العقول، ص۳۳۰</ref>
#'''جواز [[غیبت]]''': چنان که در طرد [[اجتماعی]] گفته شد، فسق موجب می‌‌شود تا جواز غیبت نسبت به [[فاسق]] صادر شود. اصولا کسی که خودش علنی و آشکار [[گناه]] می‌‌کند و هنجارشکنی می‌‌کند، سر و رازی ندارد که لازم باشد مخفی بماند. بنابراین، چون فاسق [[حرمت]] و [[احترام]] خودش را نگه نمی‌دارد، بر دیگران نیست که حرمت [[حریم]] و احترام او را نگه دارند. از این روست که غیبت پشت سر فاسق و هنجارشکن جایز است؛ زیرا حرمتی برای خود قایل نیست تا دیگران به آن احترام بگذارند. از این روست که [[پیامبر]]{{صل}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَرْبَعَةٌ لَيْسَ غِيبَتُهُمْ غِيبَةً الْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ وَ الْإِمَامُ الْكَذَّابُ إِنْ أَحْسَنْتَ لَمْ يَشْكُرْ وَ إِنْ أَسَأْتَ لَمْ يَغْفِرْ وَ الْمُتَفَكِّهُونَ بِالْأُمَّهَات‏ وَ الْخَارِجُ مِنَ الْجَمَاعَةِ الطَّاعِنُ عَلَي أُمَّتِي الشَّاهِرُ عَلَيْهَا بِسَيْفِهِ}}؛ چهار کسند که غیبت کردن از آنها غیبت نیست: فاسقی که فسق خود را آشکار می‌‌‏سازد، پیشوای [[دروغگویی]] که اگر خوبی کنی، [[سپاسگزاری]] نمی‏‌کند و اگر [[بدی]] کنی، نمی‏‌بخشد، کسانی که از سر [[خنده]] و [[شوخی]] [[فحش]] مادر می‏‌دهند و کسی که از [[جماعت]] [[مسلمانان]] کناره گیرد و بر [[امّت]] من [[عیب]] گیرد و به روی آنها [[شمشیر]] کشد.<ref>بحار الأنوار، ط-بیروت، ج ۷۲، ص۲۶۱، ح ۶۴؛ نوادر، راوندی، ص۱۸، ۱۹</ref>
#'''ترک [[مصاحبت]]''': در طرد اجتماعی به این مورد نیز اشاره شده است. اما برای تاکید بیش‌تر آن را جدا گانه نیز ذکر می‌‌کنیم تا معلوم شود که فسق تا چه اندازه خطرناک است که [[انسان]] باید از هر گونه [[دوستی]] و مصاحبت و هم سخن و [[همراهی]] با این افراد خودداری کند. [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اِحذَرْ مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ و الفُجّارِ و الُمجاهِرِينَ بِمَعاصِي اللّه}}؛از [[همنشینی]] با افراد [[فاسق]] و [[فاجر]] و متظاهر به [[معاصی]] [[خدا]] دوری کن.<ref>تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۴۳۳، ح ۹۸۸۳</ref> [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} در تعلیل این [[فرمان]] و [[نهی]] می‌‌فرماید: {{متن حدیث|إيّاكَ و مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ؛ فإنَّ الشَّرَّ بالشَّرِّ مُلحَقٌ}}؛ از همنشینی با [[فاسقان]] دوری کن؛ زیرا [[بدی]] به بدی می‌‌‏پیوندد.<ref>بحار الأنوار، ط-بیروت، ج ۷۱، ص۱۹۹، ح ۳۶؛ نهج البلاغه، صبحی صالح، ص۴۶۰، نامه ۶۹</ref>
#'''بازداشت و [[حبس]] [[عالمان]] فاسق''': از دیگر آثار و [[احکام]] [[فسق]] و فاسق، [[محبوس]] کردن هنجارشکن است. امیرمؤمنان امام علی{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|يَجِبُ علي الإمامِ أنْ يَحْبِسَ الفُسّاقَ مِن العُلَماءِ، و الجُهّالَ مِن الأطِبّاءِ، و المَفالِيسَ مِن الأكْرِياءِ}}؛ بر [[امام]] [[واجب]] است که علمای فاسق و پزشکان [[نادان]] و کرایه کنندگان بی‌چیز و [[ورشکسته]] را بازداشت کند.<ref>من لا یحضره الفقیه ج ۳، ص۳۱، ح ۳۲۶۶ – تهذیب الاحکام، تحقیق خرسان، ج ۶، ص۳۱۹، ح ۸۵</ref> شاید بتوان گفت که حضور هنجارشکنانی به ویژه کسانی که دانشمند هستند، در [[جامعه]] بسیار خطرناک‌تر از هنجارشکنان و فاسقان عادی است؛ زیرا آنان با [[علم]] خویش به توجیه و شبهه‌سازی [[اقدام]] می‌‌کند و زمینه را برای گسترش [[فرهنگ]] فسق و [[فجور]] و هنجارشکنی فراهم می‌‌اورند. از سوی دیگر، عالمان و [[دانشمندان]] در جامعه از جایگاه و اعتبار [[اجتماعی]] برخوردار بوده و [[مردم]] آنان را به عنوان دیگران مهم و [[سرمشق]] و [[اسوه]] خویش قرار می‌‌دهند و از آنان پیرو می‌‌کنند. بنابراین، بازداشت و حبس آنان می‌‌تواند جلوی تقویت این رویه هنجارشکنی و گسترش آن را بگیرد.
#'''رد شهات و [[گواهی]] فاسق''': در بحث طرد اجتماعی بر اساس [[آیات قرآنی]] بیان شد که [[شهادت]] وگواهی فاسق قبول نمی‌شود. در باره [[خبر فاسق]] آمده است که باید تحقیق شود تا معلوم گردد راست است یا نه؟ در [[حقیقت]] اصل خبر او تنها منشای تحقیق است نه [[حکم]] و اما حکم بر اساس تحقیقی خواهد بود که انجام می‌‌گیرد. پس در اصل [[خبر فاسق]] هیچ [[ارزش]] خبری در جهت [[نفی]] و [[اثبات]] ندارد جز علیه خودش ندارد؛ زیرا {{عربی|اقرار العقلا علي انفسهم جائز}}؛ یعنی اقرار [[خردمندان]] علیه خودشان پذیرفته می‌‌شود. [[امام صادق]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|لا أَقْبَلُ شَهَادَةَ الْفَاسِقِ إِلَّا عَلَي نَفْسِهِ}}؛ [[شهادت]] [[فاسق]] را جز بر ضدّ خودش نمی‌‏پذیرم.<ref>کافی، ط-الاسلامیه، ج ۷، ص۳۹۵، ح ۵؛من لا یحضره الفقیه ج ۳، ص۵۰، ح ۳۳۰۶</ref>
#'''[[عذاب دنیوی]]''': [[خداوند]] در ایات [[قرآنی]] از جمله [[آیات]] ۱۶۳ تا ۱۶۵ [[سوره اعراف]] بیان کرده است که [[فاسقان]] را به سبب [[فسق]] ایشان در همین [[دنیا]] [[عذاب]] کرده که بوزینه شدن [[اصحاب سبت]] یکی از این دسته [[عذاب‌های الهی]] نسبت به فاسقان است.
#'''[[آتش دوزخ]]''': خداوند می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}}<ref>«و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که می‌خواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده می‌شوند و به آنان می‌گویند: عذاب آتشی را که دروغ می‌شمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref> همین [[حکم]] در [[آیه]] ۲۰ [[سوره احقاف]] برای فاسقان بیان شده و به آنان [[وعده]] آتش دوزخ داده شده است.
#'''ترک [[دوستی]]''': همان طوری که در طرد [[اجتماعی]] و نیز [[مصاحبت]] با فاسقان آمده باید از هر گونه ارتباط با این دسته از [[مردم]] خودداری شود. [[لقمان]]{{ع}} نیز می‌‌فرماید: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ مُعَادَاةُ الْمُؤْمِنِينَ خَيْرٌ مِنْ مُصَادَقَةِ الْفَاسِق}}‏؛ ای پسرم! [[دشمنی]] با [[مؤمنان]]، از دوستی با فاسق، بهتر است.<ref>اختصاص ص۳۳۸</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۳۷: خط ۳۷۷:
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل رواج فسق در جامعه اسلامی (مقاله)|'''علل رواج فسق در جامعه اسلامی''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل رواج فسق در جامعه اسلامی (مقاله)|'''علل رواج فسق در جامعه اسلامی''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|'''فاسقان و آثار اجتماعی فسق''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|'''فاسقان و آثار اجتماعی فسق''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|'''فسق خروج از پوسته زیبای هدایت''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۱۵۳

ویرایش