هواپرستی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۳۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۳
خط ۲۷: خط ۲۷:
همچنین خداوند مزه [[مرگ]] را به همه نفوس [[انسانی]] می‌‌چشاند و نفس انسانی نیست که بخواهد از کالبد بیرون رود بی‌آنکه [[تجربه]] مرگ را یک بار نداشته باشد؛ چراکه انتقال از این نشاة به نشاة دیگربا مرگ شدنی است.<ref>{{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}«هر کسی مرگ را می‌چشد و جز این نیست که در رستخیز پاداش‌هایتان تمام داده خواهد شد؛ آنگاه هر که را از دوزخ دور کنند و به بهشت درآورند به راستی رستگار است و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵.  {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ}} «هر کسی (مزه) مرگ را می‌چشد و شما را با بد و نیک می‌آزماییم و به سوی ما بازگردانده می‌شوید» سوره انبیاء، آیه ۳۵. {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ}} «هر کسی مرگ را می‌چشد سپس به سوی ما باز گردانده خواهید شد» سوره عنکبوت، آیه ۵۷.</ref>
همچنین خداوند مزه [[مرگ]] را به همه نفوس [[انسانی]] می‌‌چشاند و نفس انسانی نیست که بخواهد از کالبد بیرون رود بی‌آنکه [[تجربه]] مرگ را یک بار نداشته باشد؛ چراکه انتقال از این نشاة به نشاة دیگربا مرگ شدنی است.<ref>{{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}«هر کسی مرگ را می‌چشد و جز این نیست که در رستخیز پاداش‌هایتان تمام داده خواهد شد؛ آنگاه هر که را از دوزخ دور کنند و به بهشت درآورند به راستی رستگار است و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵.  {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ}} «هر کسی (مزه) مرگ را می‌چشد و شما را با بد و نیک می‌آزماییم و به سوی ما بازگردانده می‌شوید» سوره انبیاء، آیه ۳۵. {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ}} «هر کسی مرگ را می‌چشد سپس به سوی ما باز گردانده خواهید شد» سوره عنکبوت، آیه ۵۷.</ref>


به هر حال، برای [[شناخت]] ماهیت نفس با نگاهی به ویژگی‌های آن می‌‌توان دریافت که نفس انسانی از ظرفیت بی‌نهایتی برخوردار می‌‌باشد و با آنکه در حالت [[تعادل]] و استوا قرار دارد<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا}}«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت،» سوره شمس، آیه ۷</ref>، با این همه براساس نسبت [[دنیوی]] به جای این که بر [[فطرت الهی]] خود باقی بماند؛ چون از [[روح الهی]] به شکل نفس در کالبد دمیده شده است<ref>انفال، ایه ۵۳ و آیات دیگر</ref>،‌ اما به جای پذیرش [[فطرت]] و حتی [[الهامات]] تقوایی،‌به سوی الهامات فجوری می‌‌رود و فطرت [[پاک]] نفس و [[ایمان]] آوری و متاله و خدایی شدن را [[دسیسه]] و [[دفن]] می‌‌کند. <ref>{{متن قرآن| وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}}«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰.</ref> از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ}}<ref>«و همانا ما انسان را آفریده‌ایم و آنچه درونش به او وسوسه می‌کند می‌دانیم و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم» سوره ق، آیه ۱۶.</ref> از انگیزش‌های منفی و مرموز [[نفس آدمی]] [[سخن]] می‌‌گوید و کارهای ناروا را توجیه، [[تزیین]] و تسویل می‌‌کند و [[زیبا]] جلوه می‌‌دهد.<ref>{{متن قرآن|قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي}}«(سامری) گفت: من چیزی دیدم که دیگران آن را ندیدند؛ مشتی از جای پای آن فرستاده  برداشتم و آن را (در کار تندیس در آتش) افکندم و بدین‌گونه، نفس من (کارم را) در نظرم آراست» سوره طه، آیه ۹۶.</ref> در حالی که می‌‌تواند تجلی گاه [[اسمای الهی]] باشد و متاله و خدایی شود و در [[مظهر]] [[ربوبیت الهی]] قرار گیرد و [[خلیفه الله]] گردد.<ref>{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}} «به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[از پرستش حق تا پرستش نفس (مقاله)|از پرستش حق تا پرستش نفس]]</ref>
به هر حال، برای [[شناخت]] ماهیت نفس با نگاهی به ویژگی‌های آن می‌‌توان دریافت که نفس انسانی از ظرفیت بی‌نهایتی برخوردار می‌‌باشد و با آنکه در حالت [[تعادل]] و استوا قرار دارد<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا}}«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت،» سوره شمس، آیه ۷</ref>، با این همه براساس نسبت [[دنیوی]] به جای این که بر [[فطرت الهی]] خود باقی بماند؛ چون از [[روح الهی]] به شکل نفس در کالبد دمیده شده است<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}«آن، از این روست که خداوند نعمتی را که به گروهی بخشیده است نمی‌گرداند  تا آنان آنچه در خود دارند بگردانند  و بی‌گمان خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۵۳</ref>،‌ اما به جای پذیرش [[فطرت]] و حتی [[الهامات]] تقوایی،‌به سوی الهامات فجوری می‌‌رود و فطرت [[پاک]] نفس و [[ایمان]] آوری و متاله و خدایی شدن را [[دسیسه]] و [[دفن]] می‌‌کند. <ref>{{متن قرآن| وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}}«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰.</ref> از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ}}<ref>«و همانا ما انسان را آفریده‌ایم و آنچه درونش به او وسوسه می‌کند می‌دانیم و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم» سوره ق، آیه ۱۶.</ref> از انگیزش‌های منفی و مرموز [[نفس آدمی]] [[سخن]] می‌‌گوید و کارهای ناروا را توجیه، [[تزیین]] و تسویل می‌‌کند و [[زیبا]] جلوه می‌‌دهد.<ref>{{متن قرآن|قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي}}«(سامری) گفت: من چیزی دیدم که دیگران آن را ندیدند؛ مشتی از جای پای آن فرستاده  برداشتم و آن را (در کار تندیس در آتش) افکندم و بدین‌گونه، نفس من (کارم را) در نظرم آراست» سوره طه، آیه ۹۶.</ref> در حالی که می‌‌تواند تجلی گاه [[اسمای الهی]] باشد و متاله و خدایی شود و در [[مظهر]] [[ربوبیت الهی]] قرار گیرد و [[خلیفه الله]] گردد.<ref>{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}} «به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[از پرستش حق تا پرستش نفس (مقاله)|از پرستش حق تا پرستش نفس]]</ref>


==نفس در [[مقام]] [[آزمون]] و [[امتحان]]==
==نفس در [[مقام]] [[آزمون]] و [[امتحان]]==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش