جز
جایگزینی متن - 'پرده دری' به 'پردهدری'
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'پرده دری' به 'پردهدری') |
||
| خط ۱۶۸: | خط ۱۶۸: | ||
اینها تنها گوشه ای از تحلیل و [[تبیین قرآن]] از [[فسق]] و آثار آن در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] است. همین مطلب کوتاه به خوبی بیانگر وضعیت بد و سخت [[شهروندان]] [[فاسق]] در [[جامعه اسلامی]] و [[جهان آخرت]] است. باشد با [[تقوا]] و [[پرهیزگاری]] از دام فسق و [[فجور]] برهیم و راه [[سعادت]] را دنیا و آخرت برای خود برگزنیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|فسق چیست فاسق کیست]].</ref>. | اینها تنها گوشه ای از تحلیل و [[تبیین قرآن]] از [[فسق]] و آثار آن در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] است. همین مطلب کوتاه به خوبی بیانگر وضعیت بد و سخت [[شهروندان]] [[فاسق]] در [[جامعه اسلامی]] و [[جهان آخرت]] است. باشد با [[تقوا]] و [[پرهیزگاری]] از دام فسق و [[فجور]] برهیم و راه [[سعادت]] را دنیا و آخرت برای خود برگزنیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|فسق چیست فاسق کیست]].</ref>. | ||
==[[فسق]]، | ==[[فسق]]، پردهدری آشکار از [[گناه]] و [[زشتی]]== | ||
یکی از [[اصطلاحات قرآنی]] فسق است. [[فاسق]] کسی است که [[میل به گناه]] داشته و آن را علنی میسازد و آشکار برخورد میکند. شاید بارهای شنیده باشید که کسی بگوید: تیغ زدن ریش فسق است یا فلان [[زن]] فاسق است. | یکی از [[اصطلاحات قرآنی]] فسق است. [[فاسق]] کسی است که [[میل به گناه]] داشته و آن را علنی میسازد و آشکار برخورد میکند. شاید بارهای شنیده باشید که کسی بگوید: تیغ زدن ریش فسق است یا فلان [[زن]] فاسق است. | ||
| خط ۱۷۴: | خط ۱۷۴: | ||
فسق در [[زبان عربی]]، در اصل به معنای «خروج هسته خرمای تازه از پوست خود» است. فسقت النواة، زمانی رخ میدهد که رطب از شاخه درخت [[نخل]] [[سقوط]] میکند، هسته از درون آن به خارج میپرد. | فسق در [[زبان عربی]]، در اصل به معنای «خروج هسته خرمای تازه از پوست خود» است. فسقت النواة، زمانی رخ میدهد که رطب از شاخه درخت [[نخل]] [[سقوط]] میکند، هسته از درون آن به خارج میپرد. | ||
البته برخی گفتهاند که فسق به معنای برآمدن پوست خرماست؛ برخی از خرماها به طوری است که پوست از گوشت آن بر میآید و به [[سادگی]] پوست از گوشت جدا میشود و ارتباط خود را با خرما از دست میدهد یا به تار مویی به آن متصل است. کسی که فاسق است این گونه | البته برخی گفتهاند که فسق به معنای برآمدن پوست خرماست؛ برخی از خرماها به طوری است که پوست از گوشت آن بر میآید و به [[سادگی]] پوست از گوشت جدا میشود و ارتباط خود را با خرما از دست میدهد یا به تار مویی به آن متصل است. کسی که فاسق است این گونه پردهدری میکند و یا هسته از گوشت بر میآید یا پوست از گوشت. | ||
این که به شخصی فاسق میگویند به سبب آن است که همانند خرما پوست خویش را میاندازد و [[باطن]] [[زشت]] خویش را آشکار میکند؛ پس به تمام کسانی که [[لباس]] [[طاعت]] [[پروردگار]] را از تن در آورده و از [[راه و رسم]] [[بندگی]] خارج شدهاند فاسق گفته شده است. در [[حقیقت]] همانگونه که هسته خرما به هنگام بیرون آمدن، آن قشر شیرین و مفید و مغذی را رها میسازد، آنها نیز با [[اعمال]] خود تمام [[ارزش]] و [[شخصیت]] خویش را از دست میدهند؛ یا این که همانند خرمایی است که پوست و [[جامه]] و [[پوشش]] خود را رها کرده و گوشت عریان و لخت خود را آشکار میکند به طوری که هر حشره ای به [[سادگی]] به آن گوشت دسترسی پیدا کرده و خاک و کثافت بر آن مینشیند. | این که به شخصی فاسق میگویند به سبب آن است که همانند خرما پوست خویش را میاندازد و [[باطن]] [[زشت]] خویش را آشکار میکند؛ پس به تمام کسانی که [[لباس]] [[طاعت]] [[پروردگار]] را از تن در آورده و از [[راه و رسم]] [[بندگی]] خارج شدهاند فاسق گفته شده است. در [[حقیقت]] همانگونه که هسته خرما به هنگام بیرون آمدن، آن قشر شیرین و مفید و مغذی را رها میسازد، آنها نیز با [[اعمال]] خود تمام [[ارزش]] و [[شخصیت]] خویش را از دست میدهند؛ یا این که همانند خرمایی است که پوست و [[جامه]] و [[پوشش]] خود را رها کرده و گوشت عریان و لخت خود را آشکار میکند به طوری که هر حشره ای به [[سادگی]] به آن گوشت دسترسی پیدا کرده و خاک و کثافت بر آن مینشیند. | ||
پس این واژه درباره [[انسان]]، در [[حقیقت]] بیانگر خروج [[گنهکار]] از مدار [[اطاعت]] و [[بندگی]] خداست که با [[گناه]] خود را [[حریم]] و حصار [[فرمان الهی]] را بیرون آورده و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است. کسی که چون خرما | پس این واژه درباره [[انسان]]، در [[حقیقت]] بیانگر خروج [[گنهکار]] از مدار [[اطاعت]] و [[بندگی]] خداست که با [[گناه]] خود را [[حریم]] و حصار [[فرمان الهی]] را بیرون آورده و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است. کسی که چون خرما پردهدری میکند و پوست خودش را از دست میدهد، بیجامه و لباسی است که بر اساس [[آموزههای قرآنی]] هم عامل [[حفظ]] و نگه داری است و هم موجب [[زیبایی]].<ref>{{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}} «ای فرزندان آدم! برای شما جامهای را فرو فرستادهایم که شرمگاههای شما را میپوشاند و (نیز) جامهای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ این از آیات خداوند است باشد که آنان در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref> | ||
بر اساس [[آیات قرآنی]]، [[تقوا]] همانند [[جامه]] ای است که انسان بر تن میکند و موجبات حفظ و نگه داری خود، [[پوشیدن]] [[زشتیها]] و [[بدیها]] و زیبایی و [[آراستن]] خویش را فراهم میآورد. پس | بر اساس [[آیات قرآنی]]، [[تقوا]] همانند [[جامه]] ای است که انسان بر تن میکند و موجبات حفظ و نگه داری خود، [[پوشیدن]] [[زشتیها]] و [[بدیها]] و زیبایی و [[آراستن]] خویش را فراهم میآورد. پس پردهدری موجب میشود تا همه اینها را از دست دهد. | ||
پس اگر بخواهیم برای واژه واژه معادلی ارائه دهیم شاید بتوان گفت که | پس اگر بخواهیم برای واژه واژه معادلی ارائه دهیم شاید بتوان گفت که پردهدری بهترین واژه در [[زبان فارسی]] است؛ زیرا این معنا همانند افتادن پوست خرما و کنار رفتن پرده ای است که بر آن افتاده است. بنابراین کسی که [[فسق]] میورزد نسبت به [[اصول اخلاقی]] و قانونی پردهدری روا میدارد و زشتیهای [[اعمال]] خویش را بیهیچ پوششی، آشکار میسازد. | ||
در اصطلاح [[قرآنی]] فسق به معنای خروج از اطاعت، [[دین]]، [[استقامت]] و [[راه مستقیم]] [[الهی]] به کار رفته است. پس شخص [[فاسق]] کسی است که با [[رفتار]] ضداستقامت و [[راستین]] خویش، و [[خروج از دین]] و [[اطاعت خدا]]، چهره [[زشت]] [[معصیت]] و [[تباهکاری]] خویش را آشکار میکند. | در اصطلاح [[قرآنی]] فسق به معنای خروج از اطاعت، [[دین]]، [[استقامت]] و [[راه مستقیم]] [[الهی]] به کار رفته است. پس شخص [[فاسق]] کسی است که با [[رفتار]] ضداستقامت و [[راستین]] خویش، و [[خروج از دین]] و [[اطاعت خدا]]، چهره [[زشت]] [[معصیت]] و [[تباهکاری]] خویش را آشکار میکند. | ||
| خط ۱۸۷: | خط ۱۸۷: | ||
از تعریفی که راغب به دست داده میتوان دریافت که فاسق در حوزه [[رفتار]] [[مسلمانان]] [[سست ایمان]] بروز و ظهورمی کند؛ به این معنا که افراد و [[جامعه]] ای به اموری [[اعتقاد]] دارند ولی بر خلاف آن عمل میکنند. پس رفتار [[کافران]] و [[مشرکان]] را نمیتوان رفتار فاسقانه دانست؛ زیرا آنان اگر [[رفتاری]] زشت و بد انجام میدهند بر اساس اعتقاد خودشان است؛ اما کسی که [[مسلمان]] است و برخلاف اعتقاد خود رفتار میکند و به [[نابهنجاری]] و زشت کاری و [[گناه]] به طور علنی و آشکار میپردازد در [[حقیقت]] چون خرمایی است که پوست و [[جامه]] تقوایی خود را کنار انداخته است. | از تعریفی که راغب به دست داده میتوان دریافت که فاسق در حوزه [[رفتار]] [[مسلمانان]] [[سست ایمان]] بروز و ظهورمی کند؛ به این معنا که افراد و [[جامعه]] ای به اموری [[اعتقاد]] دارند ولی بر خلاف آن عمل میکنند. پس رفتار [[کافران]] و [[مشرکان]] را نمیتوان رفتار فاسقانه دانست؛ زیرا آنان اگر [[رفتاری]] زشت و بد انجام میدهند بر اساس اعتقاد خودشان است؛ اما کسی که [[مسلمان]] است و برخلاف اعتقاد خود رفتار میکند و به [[نابهنجاری]] و زشت کاری و [[گناه]] به طور علنی و آشکار میپردازد در [[حقیقت]] چون خرمایی است که پوست و [[جامه]] تقوایی خود را کنار انداخته است. | ||
اما از آیاتی چون ۸۱ و ۸۲ [[سوره آل عمران]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم * بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۱-۸۲.</ref> به دست میآید که [[اهل کتاب]] و [[کافران]] و مشرکانی که به [[تکذیب]] [[دعوت پیامبر]]{{صل}} میپردازند نیز [[فاسق]] هستند؛ همچنین از [[آیه]] ۵۵ [[سوره نور]] به دست میأید که [[مرتدان]] نیز از مصادیق [[فاسقان]] هستند. با این همه بیشترین کاربرد [[فسق]] درباره مسلمانانی است که با [[اعتقاد]] به [[راستی و درستی]] [[اسلام]] و [[حقانیت]] آن بر خلاف [[آموزههای وحیانی اسلام]] عمل و | اما از آیاتی چون ۸۱ و ۸۲ [[سوره آل عمران]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم * بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۱-۸۲.</ref> به دست میآید که [[اهل کتاب]] و [[کافران]] و مشرکانی که به [[تکذیب]] [[دعوت پیامبر]]{{صل}} میپردازند نیز [[فاسق]] هستند؛ همچنین از [[آیه]] ۵۵ [[سوره نور]] به دست میأید که [[مرتدان]] نیز از مصادیق [[فاسقان]] هستند. با این همه بیشترین کاربرد [[فسق]] درباره مسلمانانی است که با [[اعتقاد]] به [[راستی و درستی]] [[اسلام]] و [[حقانیت]] آن بر خلاف [[آموزههای وحیانی اسلام]] عمل و پردهدری میکنند | ||
واژه فسق و مشتقات آن ۵۴ بار در [[قرآن]] در همین معنای اخیر که راغب [[اصفهانی]] بیان کرده، به کار رفته است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی میل به گناه در جامعه (مقاله)|چرایی میل به گناه در جامعه]].</ref>. | واژه فسق و مشتقات آن ۵۴ بار در [[قرآن]] در همین معنای اخیر که راغب [[اصفهانی]] بیان کرده، به کار رفته است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی میل به گناه در جامعه (مقاله)|چرایی میل به گناه در جامعه]].</ref>. | ||
==چرایی فسق و | ==چرایی فسق و پردهدری [[مسلمان]]== | ||
چرا یک مسلمان با آنکه اعتقاد به [[قیامت]] و حقانیت [[دین]] و آموزههای آن برای رسیدن به [[سعادت ابدی]] و [[رهایی]] از [[خشم]] و [[دوزخ]] [[الهی]] دارد، باز مرتکب فسق میشود و [[جامه]] [[تقوا]] را از تن بیرون میکند و [[رفتارهای زشت]] و نابهنجار علنی و آشکاری را در پیش میگیرد؟ | چرا یک مسلمان با آنکه اعتقاد به [[قیامت]] و حقانیت [[دین]] و آموزههای آن برای رسیدن به [[سعادت ابدی]] و [[رهایی]] از [[خشم]] و [[دوزخ]] [[الهی]] دارد، باز مرتکب فسق میشود و [[جامه]] [[تقوا]] را از تن بیرون میکند و [[رفتارهای زشت]] و نابهنجار علنی و آشکاری را در پیش میگیرد؟ | ||
قرآن در پاسخ به این [[پرسش]] با بیان علل و عواملی روشن میکند که فسق [[مسلمانان]] به سبب اموری است که بدان گرفتار هستند یا میشوند؛ یعنی برخی از امور است که مسلمانان را به جای پیشه کردن تقوا به فسق سوق میدهد و آنان را دچار آن میکند. | قرآن در پاسخ به این [[پرسش]] با بیان علل و عواملی روشن میکند که فسق [[مسلمانان]] به سبب اموری است که بدان گرفتار هستند یا میشوند؛ یعنی برخی از امور است که مسلمانان را به جای پیشه کردن تقوا به فسق سوق میدهد و آنان را دچار آن میکند. | ||
مهمترین علل و عوامل | مهمترین علل و عوامل پردهدری مسلمانان اموری زیر هستند: | ||
#'''[[رفاه]]''': [[اتراف]] و [[رفاهطلبی]] و سرمستی از امکانات و برخورداری بیش از اندازه از رفاه و [[آسایش]] در [[زندگی دنیوی]]، زمینه فسق ساز است. بسیاری از کسانی که در [[جامعه]] [[نابهنجاری]] را دامن میزنند و بیحجاب و بد [[حجاب]] و | #'''[[رفاه]]''': [[اتراف]] و [[رفاهطلبی]] و سرمستی از امکانات و برخورداری بیش از اندازه از رفاه و [[آسایش]] در [[زندگی دنیوی]]، زمینه فسق ساز است. بسیاری از کسانی که در [[جامعه]] [[نابهنجاری]] را دامن میزنند و بیحجاب و بد [[حجاب]] و پردهدری میکنند و یا [[کارهای زشت]] دیگری را به طور علنی و آشکار انجام میدهند از قشر رفاه زده و متنعم هستند. با نگاهی گذرا به جامعه رفاه زده و به اصطلاح شمال شهریها میتوان دریافت که [[مرفهان]] بیدرد هستند که جامعه را به سمت و سوی پردهدری و [[فسق]] سوق میدهند و به [[تشویق]] و [[ترغیب]] دیگران به [[بیحیایی]] و پردهدری میپردازند. | ||
#'''[[قضاوت]] ناحق''': از دیگر علل و عواملی که موجب فسق و | #'''[[قضاوت]] ناحق''': از دیگر علل و عواملی که موجب فسق و پردهدری میشود، قضاوت ناحق و نادرست در [[حق دیگران]] یا مسایل [[اجتماعی]] است. کسانی که بر اساس [[عقل]] و [[شرع]] [[حکم]] نمیکنند و بر اساس [[سنتها]] و [[رسوم]] به [[داوری]] میپردازند، [[احکام]] ناحق را صادر میکنند. این افراد حتی ممکن است که از [[اهل کتاب]] یا [[اهل]] [[اسلام]] باشند ولی به جای اسلام و کتابهای [[وحیانی]] به منابع دیگری مراجعه کرده و بر اساس آن قضاوت میکنند. این گونه است که دچار فسق شده و مسیر [[نابهنجاری]] را میپیماند و [[جامه]] [[تقوا]] را از تن بیرون میآورند و پردهدری میکنند.<ref>{{متن قرآن|أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «بنابراین آیا به سوی خداوند باز نمیگردند و از او آمرزش نمیخواهند؟ در حالی که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۷۴.</ref> | ||
#'''[[فراموشی]] و نیسان [[خدا]]''': بر اساس [[آموزههای قرآنی]] نیسان و [[فراموشی خدا]]، مایه فسق و [[انحراف از حق]] است. کسی که خدا را فراموش کند دچار | #'''[[فراموشی]] و نیسان [[خدا]]''': بر اساس [[آموزههای قرآنی]] نیسان و [[فراموشی خدا]]، مایه فسق و [[انحراف از حق]] است. کسی که خدا را فراموش کند دچار پردهدری و فسق میشود. این که [[منافقان]] گرفتار فسق میشوند از آن روست که خدا را فراموش کرده و او را در [[زندگی]] و سبک و شیوه زیست خود در [[دنیا]] ندیده میگیرند.<ref>{{متن قرآن|الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «مردان و زنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار ناپسند فرمان میدهند و از کار شایسته باز میدارند! و (در بخشش) ناخن خشکی میورزند، خداوند را فراموش کردهاند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است، بیگمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref> پس کسانی که گرفتار فسق میشوند چه از منافقان یا غیر آنان کسانی هستند که دچار فراموشی و [[نسیان]] خدا در زندگی هستند. | ||
#'''[[کفران نعمت]]''': یکی از مهمترین علل و عوامل [[فسق]] در [[جامعه]] [[کفران نعمت]] به ویژه [[نعمت]] [[ولایت]] و [[حکومت]] و [[حاکمیت]] [[مؤمنان]] است. [[خداوند]] به صراحت در [[آیه]] ۵۵ [[سوره نور]] میفرماید [[کفران]] [[حاکمیّت]] مؤمنان، برخاسته از [[روحیه]] فسق و [[تبهکاری]] است و از همین روست که ارتباط تنگاتنگی میان کفران نعمت ولایت و فسق وجود دارد. در جامعه امروز [[اسلامی]] وقتی به [[فاسقان]] نگاه میشود کسانی هستند که [[دل]] به حکومت و حاکمیت اغیار داشته و از حکومت و حاکمیت مؤمنان ناخرسند بوده و کارهایی میکنند که این حکومت یا [[تضعیف]] و از میان برود. جامعه امروز اسلامی دچار نوعی کفران نعمت از نوعی کفران حاکمیت [[ایمان]] و مؤمنان است. از این روست که فسق و [[فجور]] در آن از سوی برخی دامن زده میشود. | #'''[[کفران نعمت]]''': یکی از مهمترین علل و عوامل [[فسق]] در [[جامعه]] [[کفران نعمت]] به ویژه [[نعمت]] [[ولایت]] و [[حکومت]] و [[حاکمیت]] [[مؤمنان]] است. [[خداوند]] به صراحت در [[آیه]] ۵۵ [[سوره نور]] میفرماید [[کفران]] [[حاکمیّت]] مؤمنان، برخاسته از [[روحیه]] فسق و [[تبهکاری]] است و از همین روست که ارتباط تنگاتنگی میان کفران نعمت ولایت و فسق وجود دارد. در جامعه امروز [[اسلامی]] وقتی به [[فاسقان]] نگاه میشود کسانی هستند که [[دل]] به حکومت و حاکمیت اغیار داشته و از حکومت و حاکمیت مؤمنان ناخرسند بوده و کارهایی میکنند که این حکومت یا [[تضعیف]] و از میان برود. جامعه امروز اسلامی دچار نوعی کفران نعمت از نوعی کفران حاکمیت [[ایمان]] و مؤمنان است. از این روست که فسق و [[فجور]] در آن از سوی برخی دامن زده میشود. | ||
#'''مخالف با [[رهبری]] و [[اسلام]]''': از دیگر علل و عوامل رواج و گسترش فسق در جامعه، [[گرایش]] به مکاتب و آیینهایی چون [[لیبرالیسم]] و [[سوسیالیسم]] و مانند آن است. کسانی که دل در گرو [[مکتب]] [[سکولار]] دارند، با هر گونه حاکمیت و [[حکومت اسلامی]] و رهبری مؤمنان مخالف میورزند. از این روست که فسق را در جامعه گسترش میدهند تا به اهداف خود برسند. اینانی که به [[مخالفت]] با اسلام و رهبری میپردازند، نمیخواهند تا [[احکام]] و آیینهای اسلامی و [[ارزشها]] و هنجارهای آن نهادینه شود. خداوند در [[آیات]] ۴ و ۵ سره [[حشر]] میفرماید: جبههگیری در برابر اسلام و مخالفت با [[خدا]] و [[رسول]]{{صل}}، عامل فسق [[آدمی]] است. از آیات ۴۹ تا ۵۳ [[سوره توبه]] و ۲۱ تا ۲۵ [[سوره مائده]] نیز بر میآید که [[تخلف]] از رهبری و فرمانهای ولایت چگونه زمینه و بستر ساز فسق در افراد جامعه میشود و آنان را اندک اندک از مسیر [[هدایت]] و [[صراط مستقیم]] دور میسازد. | #'''مخالف با [[رهبری]] و [[اسلام]]''': از دیگر علل و عوامل رواج و گسترش فسق در جامعه، [[گرایش]] به مکاتب و آیینهایی چون [[لیبرالیسم]] و [[سوسیالیسم]] و مانند آن است. کسانی که دل در گرو [[مکتب]] [[سکولار]] دارند، با هر گونه حاکمیت و [[حکومت اسلامی]] و رهبری مؤمنان مخالف میورزند. از این روست که فسق را در جامعه گسترش میدهند تا به اهداف خود برسند. اینانی که به [[مخالفت]] با اسلام و رهبری میپردازند، نمیخواهند تا [[احکام]] و آیینهای اسلامی و [[ارزشها]] و هنجارهای آن نهادینه شود. خداوند در [[آیات]] ۴ و ۵ سره [[حشر]] میفرماید: جبههگیری در برابر اسلام و مخالفت با [[خدا]] و [[رسول]]{{صل}}، عامل فسق [[آدمی]] است. از آیات ۴۹ تا ۵۳ [[سوره توبه]] و ۲۱ تا ۲۵ [[سوره مائده]] نیز بر میآید که [[تخلف]] از رهبری و فرمانهای ولایت چگونه زمینه و بستر ساز فسق در افراد جامعه میشود و آنان را اندک اندک از مسیر [[هدایت]] و [[صراط مستقیم]] دور میسازد. | ||
#'''[[عهد شکنی]]''': از دیگر عوامل | #'''[[عهد شکنی]]''': از دیگر عوامل پردهدری از سوی برخی در جامعه، [[عهدشکنی]] و [[پیمان شکنی]] است. خداوند در آیات ۲۶ و ۲۷ و ۹۹ و ۱۰۰ [[سوره بقره]] و ۸۱ و ۸۲ [[سوره آل عمران]] و ۱۰۲ [[سوره اعراف]] و نیز [[آیه]] ۸ [[سوره توبه]] [[عهد شکنی]] افراد را مایه [[فسق]] و [[تبهکاری]] آنان معرفی میکند. اینان که حتی به [[اصول اخلاقی]] ابتدایی چون [[وفاداری]] پای بند نیستند و برخلاف تعهدات و التزامات خویش عمل میکنند، [[گرایش]] به پردهدری و فسق و [[فجور]] دارند. از این روست که [[خداوند]] این افراد را در جرگه پرده دران و [[فاسقان]] یاد میکند. | ||
#'''ضرررسانی به دیگران''': از دیگر علل و عواملی که موجب فسق و فجور میشود، عدم مراعات [[حقوق دیگران]] و ضرررسانی به آنان است. این افراد اگر به عنوان نویسنده [[قرارداد]] و [[وصیت]] یا [[شاهد]] و [[گواه]] این امور قرار گیرند، بر اساس [[حق]] نمینویسند و [[شهادت]] و [[گواهی]] نمیدهند. این گونه است که به دیگران ضرر و [[زیان]] میرساند بیآنکه حتی گاه خودشان نیز سودی نبرند. چنین افراد گرایش به | #'''ضرررسانی به دیگران''': از دیگر علل و عواملی که موجب فسق و فجور میشود، عدم مراعات [[حقوق دیگران]] و ضرررسانی به آنان است. این افراد اگر به عنوان نویسنده [[قرارداد]] و [[وصیت]] یا [[شاهد]] و [[گواه]] این امور قرار گیرند، بر اساس [[حق]] نمینویسند و [[شهادت]] و [[گواهی]] نمیدهند. این گونه است که به دیگران ضرر و [[زیان]] میرساند بیآنکه حتی گاه خودشان نیز سودی نبرند. چنین افراد گرایش به پردهدری و فسق و تبهکاری دارند.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> | ||
#'''تضییع [[حقوق]]''': تضییع [[حقوق دیگران]]، از عوامل [[فسق]] و [[تبهکاری]] است که [[آیه]] ۲۸۲ [[سوره بقره]] به آن اشاره دارد. در [[حقیقت]] بسیاری از [[مشکلات]] [[جامعه]] و | #'''تضییع [[حقوق]]''': تضییع [[حقوق دیگران]]، از عوامل [[فسق]] و [[تبهکاری]] است که [[آیه]] ۲۸۲ [[سوره بقره]] به آن اشاره دارد. در [[حقیقت]] بسیاری از [[مشکلات]] [[جامعه]] و پردهدریها و نابهنجاریهای علنی ریشه در تضییع حقوق دیگران دارد. به عنوان نمونه بسیاری از [[مردم]] بیتوجه به حقوق دیگران صدای ابزارهای صوتی خود را بلند میکنند و یا بیتوجه به حقوق دیگران کوچه و برزن را با اشغال و زبالهها [[آلوده]] میسازنند. | ||
#'''[[دنیاطلبی]]''': شکی نیست که [[دنیاطلبی]] [[انسان]] را از [[آخرتگرایی]] باز میدارد و زمینه هر گونه [[فسق]] و [[تبهکاری]] و [[فجور]] را فراهم میآورد؛ زیرا برای این افراد [[دنیا]] اصالت دارد و هیچ گرایشی به [[آخرت]] ندارند و اگر هم باشد به عنوان یک [[هدف]] دست چندم مطرح است. [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۰ [[سوره احقاف]] [[دلبستگی به دنیا]] را از عوامل [[تمایل]] [[انسان]] به فسق و | #'''[[دنیاطلبی]]''': شکی نیست که [[دنیاطلبی]] [[انسان]] را از [[آخرتگرایی]] باز میدارد و زمینه هر گونه [[فسق]] و [[تبهکاری]] و [[فجور]] را فراهم میآورد؛ زیرا برای این افراد [[دنیا]] اصالت دارد و هیچ گرایشی به [[آخرت]] ندارند و اگر هم باشد به عنوان یک [[هدف]] دست چندم مطرح است. [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۰ [[سوره احقاف]] [[دلبستگی به دنیا]] را از عوامل [[تمایل]] [[انسان]] به فسق و پردهدری معرفی میکند. خداوند همچنین در آیه ۲۴ [[سوره توبه]] میفرماید [[دنیاطلبی]] و ترجیح تعلّقات [[مادّی]] بر [[محبّت خدا]] و [[رسول]]{{صل}}، زمینه فسق و دوری از [[حق]] در بسیاری از [[مردم]] میشود. | ||
#'''[[بدعت]]''': از دیگر عوامل [[انحراف]] از [[صراط]] حق و [[دین]] و [[گرایش]] و میل به فسق و [[گناه]] و تبهکاری و | #'''[[بدعت]]''': از دیگر عوامل [[انحراف]] از [[صراط]] حق و [[دین]] و [[گرایش]] و میل به فسق و [[گناه]] و تبهکاری و پردهدری میبایست به بدعت اشاره کرد؛ بدعت به معنای نسبت دادن چیزی به دین در حالی که جزو [[احکام دین]] نیست. به عنوان نمونه [[رهبانیت]] در [[مسیحیت]] موجب شد تا [[کشیشان]] و [[راهبان]] و راهبهها به عنوان ترسایی نه تنها از [[خدا]] و دین دور شوند، بلکه گرفتار فسق و فجوری چون [[زنا]] و لواط و مساحقه شوند. امری که اکنون [[جامعه]] [[کاتولیک]] را [[تهدید]] میکند و [[کودک]] آزاری در میان کشیشان [[مسیحی]] به شدت رواج دارد و گزارشهای وحشتناکی به [[میزان]] یک از هزار در این زمینه منتشر شده است.<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> | ||
#'''انحراف جنسی''': [[انحرافات]] جنسی، عامل فسق و تبهکاری است.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref> اگر مرد و زنی گرفتار [[انحراف]] جنسی شود در فرآیندی چنان به [[فسق]] و [[فجور]] گرفتار میشود که نه تنها خود را به [[تباهی]] میکشاند بلکه غیر از [[فساد]] [[مفسد]] نیز میشود و [[جامعه]] را به تباهی سوق میدهد. | #'''انحراف جنسی''': [[انحرافات]] جنسی، عامل فسق و تبهکاری است.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref> اگر مرد و زنی گرفتار [[انحراف]] جنسی شود در فرآیندی چنان به [[فسق]] و [[فجور]] گرفتار میشود که نه تنها خود را به [[تباهی]] میکشاند بلکه غیر از [[فساد]] [[مفسد]] نیز میشود و [[جامعه]] را به تباهی سوق میدهد. | ||
#'''[[ترویج]] [[منکرات]]''': کسانی که خود [[اهل]] منکر نیستند، ولی در برابر آن [[سکوت]] میکنند یا در رسانههای به ترویج آن مشغول میشوند در فرآیندی خود نیز گرفتار فسق و | #'''[[ترویج]] [[منکرات]]''': کسانی که خود [[اهل]] منکر نیستند، ولی در برابر آن [[سکوت]] میکنند یا در رسانههای به ترویج آن مشغول میشوند در فرآیندی خود نیز گرفتار فسق و پردهدری میشوند. به این معنا که نخست ممکن است که در برابر منکرات سکوت کنند، ولی پس از آن در زبان به ترویج آن مانند بیحجابی و بدحجابی میپردازند و در نهایت خود و [[خانواده]] ایشان گرفتار فسق و پردهدری عملی و علنی میشوند.<ref>توبه، آیه ۶۷</ref> | ||
اینها تنها گوشه ای از علل و عواملی است که [[قرآن]] به عنوان علل و عوامل فسق و | اینها تنها گوشه ای از علل و عواملی است که [[قرآن]] به عنوان علل و عوامل فسق و پردهدری بیان کرده است. همین نمونهها و مصادیق به خوبی روشن میسازد که چگونه اموری ساده گام به گام [[انسان]] را به [[بیپروایی]] و پردهدری سوق میدهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی میل به گناه در جامعه (مقاله)|چرایی میل به گناه در جامعه]].</ref>. | ||
==هنجارشکنی [[فاسقان]] از نظر [[قرآن]]== | ==هنجارشکنی [[فاسقان]] از نظر [[قرآن]]== | ||
| خط ۲۴۷: | خط ۲۴۷: | ||
بخش اعظم از [[آموزههای قرآنی]] به قوانینی [[اجتماعی]] پرداخته که تضمین کننده [[نظام سیاسی]] و اجتماعی و [[تمدنی]] است. بنابراین، [[مخالفت با قوانین]] [[اسلامی]] چیزی جز [[مخالفت]] با [[تمدن]] و دولت و حاکمیت نیست و [[فاسقان]] در [[حقیقت]] با [[هرج و مرج]] علیه [[قانون]] دنبال نابودی تمدنی و [[حکومتها]] و کشاندن [[جامعه]] به [[فروپاشی]] درونی است. ملتی که در دام فاسقان گرفتار آید اگر [[خدا]] به [[عذاب]] [[زلزله]] و سیل و [[جنگ]] و مانند آنها آنان را نابود نسازد، خود این [[مردم]] به سبب [[فسق]] [[سرنوشت]] شوم خویش را رقم میزنند و نابودی تمدنی و [[ملت]] را با فسق تحقق میبخشند. بنابراین، از نظر قرآن [[مبارزه]] با فاسقان به معنای صیانت تمدنی و حاکمیتی است و اگر مردمی [[دوست]] دارند که [[تمدن]] و [[ملت]] آنان باقی و برقرار باشد میبایست [[مبارزه]] با [[فاسقان]] و هنجارشکنان را در دستور کار قرار دهند؛ زیرا بدون مبارزه با آنان نه ملتی میماند و نه امتی و نه دولتی.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق عامل نابودی جوامع (مقاله)|فسق عامل نابودی جوامع]].</ref>. | بخش اعظم از [[آموزههای قرآنی]] به قوانینی [[اجتماعی]] پرداخته که تضمین کننده [[نظام سیاسی]] و اجتماعی و [[تمدنی]] است. بنابراین، [[مخالفت با قوانین]] [[اسلامی]] چیزی جز [[مخالفت]] با [[تمدن]] و دولت و حاکمیت نیست و [[فاسقان]] در [[حقیقت]] با [[هرج و مرج]] علیه [[قانون]] دنبال نابودی تمدنی و [[حکومتها]] و کشاندن [[جامعه]] به [[فروپاشی]] درونی است. ملتی که در دام فاسقان گرفتار آید اگر [[خدا]] به [[عذاب]] [[زلزله]] و سیل و [[جنگ]] و مانند آنها آنان را نابود نسازد، خود این [[مردم]] به سبب [[فسق]] [[سرنوشت]] شوم خویش را رقم میزنند و نابودی تمدنی و [[ملت]] را با فسق تحقق میبخشند. بنابراین، از نظر قرآن [[مبارزه]] با فاسقان به معنای صیانت تمدنی و حاکمیتی است و اگر مردمی [[دوست]] دارند که [[تمدن]] و [[ملت]] آنان باقی و برقرار باشد میبایست [[مبارزه]] با [[فاسقان]] و هنجارشکنان را در دستور کار قرار دهند؛ زیرا بدون مبارزه با آنان نه ملتی میماند و نه امتی و نه دولتی.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق عامل نابودی جوامع (مقاله)|فسق عامل نابودی جوامع]].</ref>. | ||
==[[فسق]]، | ==[[فسق]]، پردهدری== | ||
[[جامعه]] سالم، جامعه ای است که [[قوانین]] و مقررات [[عقلانی]] و عقلایی و [[شرعی]] در آن از سوی همه [[شهروندان]] به دقت مراعات میشود و کسی به شکل آشکار از [[اطاعت]] آن بیرون نمیرود، هر چند که ممکن است در لایههای پنهان، [[قانون]] را دور بزنند و یا برخلاف آن عمل کنند و یا با شیوههای دقیق و ریز، اهداف و مقاصد قانون را زیر پا گذارند. | [[جامعه]] سالم، جامعه ای است که [[قوانین]] و مقررات [[عقلانی]] و عقلایی و [[شرعی]] در آن از سوی همه [[شهروندان]] به دقت مراعات میشود و کسی به شکل آشکار از [[اطاعت]] آن بیرون نمیرود، هر چند که ممکن است در لایههای پنهان، [[قانون]] را دور بزنند و یا برخلاف آن عمل کنند و یا با شیوههای دقیق و ریز، اهداف و مقاصد قانون را زیر پا گذارند. | ||
البته جامعه صددرصد سالم شاید هرگز تحقق نیابد. و لذا جامعهای، سالم است که در آن بیشتر [[مردم]] در مسیر کمالی حرکت میکنند و قوانین را مراعات کرده و برپایه آن عمل میکنند. بنابر این در هر جامعه ای میتوان افرادی را [[مشاهده]] کرد که برخلاف حرکت کلی و اصلی جامعه حرکت میکنند و به خروج از قانون و اطاعت از آن [[عادت]] دارند. گروهی از آنها انسانهای فاجری هستند و گروهی دیگر انسانهای فاسقی میباشند که قوانین را نادیده میگیرند و از عمل بدان تخطی میکنند. | البته جامعه صددرصد سالم شاید هرگز تحقق نیابد. و لذا جامعهای، سالم است که در آن بیشتر [[مردم]] در مسیر کمالی حرکت میکنند و قوانین را مراعات کرده و برپایه آن عمل میکنند. بنابر این در هر جامعه ای میتوان افرادی را [[مشاهده]] کرد که برخلاف حرکت کلی و اصلی جامعه حرکت میکنند و به خروج از قانون و اطاعت از آن [[عادت]] دارند. گروهی از آنها انسانهای فاجری هستند و گروهی دیگر انسانهای فاسقی میباشند که قوانین را نادیده میگیرند و از عمل بدان تخطی میکنند. | ||
| خط ۲۵۷: | خط ۲۵۷: | ||
چنان که گفته شد، فسق میتواند به معنی هرگونه خروج از وضعیت صحیح و مطلوب چیزی باشد. به این معنا که اگر چیزی به سوی فساد و [[نقص]] گرایش یافت، در حقیقت فسق ورزیده است. بر این اساس هر [[گناه]]، [[خطا]]، ترک [[حق]] و حقیقت، خروج از استقامت، [[خروج از طاعت]] و اطاعت به شرط آنکه آشکار باشد، به معنای فسق شمرده میشود. | چنان که گفته شد، فسق میتواند به معنی هرگونه خروج از وضعیت صحیح و مطلوب چیزی باشد. به این معنا که اگر چیزی به سوی فساد و [[نقص]] گرایش یافت، در حقیقت فسق ورزیده است. بر این اساس هر [[گناه]]، [[خطا]]، ترک [[حق]] و حقیقت، خروج از استقامت، [[خروج از طاعت]] و اطاعت به شرط آنکه آشکار باشد، به معنای فسق شمرده میشود. | ||
اگر بخواهیم برای این واژه معادلی ارائه دهیم شاید بتوان گفت که | اگر بخواهیم برای این واژه معادلی ارائه دهیم شاید بتوان گفت که پردهدری بهترین واژه در [[زبان فارسی]] است؛ زیرا این معنا همانند افتادن پوست خرما و کنار رفتن پرده ای است که بر آن افتاده است. بنابراین کسی که فسق میورزد نسبت به [[اصول اخلاقی]] و قانونی پردهدری روا میدارد و زشتیهای [[اعمال]] خویش را بیهیچ پوششی، آشکار میسازد. | ||
البته عده ای فسق را به معنای خروج از [[اطاعت خداوند]] با [[ارتکاب گناهان]] بزرگ دانستهاند و گفتهاند کسی که به سوی [[معاصی]] و گناه کشش دارد و در انجام و گسترش آن تلاش میکند [[انسان]] [[فاجر]] است. البته این تفاوت از سوی همگان پذیرفته نشده است. | البته عده ای فسق را به معنای خروج از [[اطاعت خداوند]] با [[ارتکاب گناهان]] بزرگ دانستهاند و گفتهاند کسی که به سوی [[معاصی]] و گناه کشش دارد و در انجام و گسترش آن تلاش میکند [[انسان]] [[فاجر]] است. البته این تفاوت از سوی همگان پذیرفته نشده است. | ||
| خط ۲۶۵: | خط ۲۶۵: | ||
به نظر میرسد که هرگونه محرماتی که برای [[انسان]] [[زیان]] داشته باشد و [[سلامت روحی]] و جسمی [[بشر]] را به خطر افکند به عنوان فسق تلقی میشود، چنان که رفتارهایی که [[جامعه]] را از مرزهای [[اخلاقی]] بیرون برد و [[خانه]] و [[خانواده]] را [[تهدید]] کند نیز به عنوان فسق [[شناسایی]] و معرفی شده است که از جمله آن لواط و مساحقه میباشد. | به نظر میرسد که هرگونه محرماتی که برای [[انسان]] [[زیان]] داشته باشد و [[سلامت روحی]] و جسمی [[بشر]] را به خطر افکند به عنوان فسق تلقی میشود، چنان که رفتارهایی که [[جامعه]] را از مرزهای [[اخلاقی]] بیرون برد و [[خانه]] و [[خانواده]] را [[تهدید]] کند نیز به عنوان فسق [[شناسایی]] و معرفی شده است که از جمله آن لواط و مساحقه میباشد. | ||
فسق در [[قرآن مجید]]، به معنای عام آمده است که شامل [[مجرمان]] ([[گناهکاران]])، [[منافقان]]، [[کافران]] و [[مشرکان]] و [[مستکبران]] و فاسدان و [[ظالمان]] میشود؛ و صفت مشترک همه آن افراد، [[عصیان]] و [[اطاعت]] نکردن از دستورهای [[خدای حکیم]] [[رئوف]] است. | فسق در [[قرآن مجید]]، به معنای عام آمده است که شامل [[مجرمان]] ([[گناهکاران]])، [[منافقان]]، [[کافران]] و [[مشرکان]] و [[مستکبران]] و فاسدان و [[ظالمان]] میشود؛ و صفت مشترک همه آن افراد، [[عصیان]] و [[اطاعت]] نکردن از دستورهای [[خدای حکیم]] [[رئوف]] است. | ||
به هر حال، خروج از [[حق]]، [[خروج از طاعت]] [[خداوند]]، | به هر حال، خروج از [[حق]]، [[خروج از طاعت]] [[خداوند]]، پردهدری و بیرون بردن چیزی از وجه صحیح آن به وجه فسادش از معانی فسق است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | ||
==آثار و پیامدهای فسق== | ==آثار و پیامدهای فسق== | ||
| خط ۲۷۲: | خط ۲۷۲: | ||
اما کسی که [[اهل فسق و فجور]] است و به [[سادگی]] مرزهای [[اخلاقی]] را در مینوردد و نسبت به [[قوانین]] [[عقلانی]] و [[فطری]] و عقلایی بیتوجهی میکند و با رفتارهای نا به [[هنجار]] نسبت به قوانین [[عصیان]] میورزد، از این [[آمادگی]] برخوردار نمیباشد تا [[اهل]] [[ایمان]] و [[هدایت]] [[توحیدی]] شود. | اما کسی که [[اهل فسق و فجور]] است و به [[سادگی]] مرزهای [[اخلاقی]] را در مینوردد و نسبت به [[قوانین]] [[عقلانی]] و [[فطری]] و عقلایی بیتوجهی میکند و با رفتارهای نا به [[هنجار]] نسبت به قوانین [[عصیان]] میورزد، از این [[آمادگی]] برخوردار نمیباشد تا [[اهل]] [[ایمان]] و [[هدایت]] [[توحیدی]] شود. | ||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۸۱سوره [[مائده]] تبیین میکند که [[فسق]]، مهمترین مانعی بود که [[اجازه]] نداد گروهی از [[بنی اسرائیل]] به [[پیامبر]] و [[رسالت حضرت محمد]]{{صل}} ایمان آورند و از [[آموزههای وحیانی قرآن]] بهره مند شوند. | [[خداوند]] در [[آیه]] ۸۱سوره [[مائده]] تبیین میکند که [[فسق]]، مهمترین مانعی بود که [[اجازه]] نداد گروهی از [[بنی اسرائیل]] به [[پیامبر]] و [[رسالت حضرت محمد]]{{صل}} ایمان آورند و از [[آموزههای وحیانی قرآن]] بهره مند شوند. | ||
آیه۵ [[سوره صف]] نیز فسق را موجب [[محرومیت]] گروهی از آنان از هدایتهای [[الهی]] بر میشمارد و به [[انسانها]] از این طریق هشدار میدهد که از فسق دور شوند؛ زیرا [[اعمال]] فاسقانه و رفتارهای نابهنجار و | آیه۵ [[سوره صف]] نیز فسق را موجب [[محرومیت]] گروهی از آنان از هدایتهای [[الهی]] بر میشمارد و به [[انسانها]] از این طریق هشدار میدهد که از فسق دور شوند؛ زیرا [[اعمال]] فاسقانه و رفتارهای نابهنجار و پردهدریهای ایشان میتواند موجب شود تا از هدایت، [[محروم]] و از ایمان باز مانند و هرگز رنگ [[سعادت]] و [[خوشبختی]] [[جاودانه]] را نبینند. | ||
از دیگر آثاری که [[قرآن]] برای فسق برمی شمارد، [[گرفتاری]] به آزمونهای سخت است. [[جامعه]] ای که دچار فسق شود خداوند آنان را به اموری سخت میآزماید تا معلوم شود ایشان تا چه اندازه در مسیر عصیان و [[نافرمانی]] گام برمی دارند و آن گاه با [[اتمام حجت]]، آنان را در [[دنیا]] و [[آخرت]] به عذابی سخت [[مجازات]] کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | از دیگر آثاری که [[قرآن]] برای فسق برمی شمارد، [[گرفتاری]] به آزمونهای سخت است. [[جامعه]] ای که دچار فسق شود خداوند آنان را به اموری سخت میآزماید تا معلوم شود ایشان تا چه اندازه در مسیر عصیان و [[نافرمانی]] گام برمی دارند و آن گاه با [[اتمام حجت]]، آنان را در [[دنیا]] و [[آخرت]] به عذابی سخت [[مجازات]] کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | ||
| خط ۲۸۰: | خط ۲۸۰: | ||
[[خداوند]] در آیاتی چند از جمله [[آیه]] ۱۶۳ [[سوره اعراف]]<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳.</ref> تبیین میکند که [[هجوم]] بیامان ماهیان در روز [[شنبه]] به سوی نهرهای ایشان، از باب [[آزمون]] و [[ابتلا]] بوده است تا معلوم شود ایشان تا چه اندازه قانونمدار هستند و به [[قوانین الهی]] [[پای بندی]] دارند؟ ولی ایشان دچار خودنیرنگی شدند و با دور زدن قانون و نادیده گرفتن [[حکمت]] و [[هدف]] از وضع آن، [[فسق]] کرده و نسبت به [[قانون الهی]] [[عصیان]] ورزیدند. و بخاطر فسقشان گرفتار [[عذاب الهی]] شده و به شکل خوک و بوزینه در آمدند. | [[خداوند]] در آیاتی چند از جمله [[آیه]] ۱۶۳ [[سوره اعراف]]<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳.</ref> تبیین میکند که [[هجوم]] بیامان ماهیان در روز [[شنبه]] به سوی نهرهای ایشان، از باب [[آزمون]] و [[ابتلا]] بوده است تا معلوم شود ایشان تا چه اندازه قانونمدار هستند و به [[قوانین الهی]] [[پای بندی]] دارند؟ ولی ایشان دچار خودنیرنگی شدند و با دور زدن قانون و نادیده گرفتن [[حکمت]] و [[هدف]] از وضع آن، [[فسق]] کرده و نسبت به [[قانون الهی]] [[عصیان]] ورزیدند. و بخاطر فسقشان گرفتار [[عذاب الهی]] شده و به شکل خوک و بوزینه در آمدند. | ||
از دیگر آثاری که [[قرآن]] برای فسق ورزی و | از دیگر آثاری که [[قرآن]] برای فسق ورزی و پردهدری [[مردم]] بیان میکند، [[سرگردانی]] در [[زندگی]] است. بسیاری از مردم همواره از خود و یا دیگران میپرسند با همه [[استعداد]] و تلاش چرا هرگز به مقصد نمیرسند و همیشه هشتشان در گرونهشان است. اینان نمیدانند که عامل اصلی این سرگردانی و [[گرفتاری]]، رفتارهای فاسقانه ایشان است؛ زیرا هرگونه فسقی نسبت به [[قوانین]] و [[آموزههای الهی]] موجب میشود تا خداوند آنان را گرفتار سرگردانی کند و راه را از [[چاه]] تشخیص ندهند. | ||
از جمله کسانی که دچار [[سرگردانی]] [[واقعی]] شدند میتوان به [[قوم یهود]] اشاره کرد که حاضر نشدند به آموزهها و [[فرمانهای الهی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} عمل کنند و نسبت به آن [[عصیان]] ورزیدند؛ زیرا هنگامی که آن حضرت [[فرمان]] میدهد برای [[زندگی]] بهتر به درون [[شهر مقدس]] [[بیت المقدس]] درآیند آنان عصیان ورزیده و حاضر نمیشوند تا وارد [[شهر]] شوند و به عنوان یک [[شهروند]] [[بیت]] المقدسی در آن ساکن شوند؛ بلکه خواهان بیرون راندن [[شهروندان]] آن [[سرزمین]] و اشغال آنجا میشوند و حتی به پیامبرانشان دستور میدهند که این کار را میبایست [[خدا]] و پیامبرش انجام دهد و آنان حتی حاضر به [[جهاد]] و [[جنگ]] نیستند. | از جمله کسانی که دچار [[سرگردانی]] [[واقعی]] شدند میتوان به [[قوم یهود]] اشاره کرد که حاضر نشدند به آموزهها و [[فرمانهای الهی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} عمل کنند و نسبت به آن [[عصیان]] ورزیدند؛ زیرا هنگامی که آن حضرت [[فرمان]] میدهد برای [[زندگی]] بهتر به درون [[شهر مقدس]] [[بیت المقدس]] درآیند آنان عصیان ورزیده و حاضر نمیشوند تا وارد [[شهر]] شوند و به عنوان یک [[شهروند]] [[بیت]] المقدسی در آن ساکن شوند؛ بلکه خواهان بیرون راندن [[شهروندان]] آن [[سرزمین]] و اشغال آنجا میشوند و حتی به پیامبرانشان دستور میدهند که این کار را میبایست [[خدا]] و پیامبرش انجام دهد و آنان حتی حاضر به [[جهاد]] و [[جنگ]] نیستند. | ||
بدین ترتیب [[فسق]] ایشان موجب میشود تا در مدت چهل سال گرفتار سرگردانی در بیابانهای پیرامون بیت المقدس شوند و [[خداوند]] به آنان [[اجازه]] ورود به شهر مقدس را ندهد. <ref>مائده آیه ۲۵و ۲۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | بدین ترتیب [[فسق]] ایشان موجب میشود تا در مدت چهل سال گرفتار سرگردانی در بیابانهای پیرامون بیت المقدس شوند و [[خداوند]] به آنان [[اجازه]] ورود به شهر مقدس را ندهد. <ref>مائده آیه ۲۵و ۲۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | ||