عصمت حضرت داوود: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۳۵۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ سپتامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:


== توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت داوود{{ع}} ==
== توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت داوود{{ع}} ==
=== آیات 23 تا 25 سوره صاد ===
=== آیات ۲۳ تا ۲۵ سوره صاد ===
'''تبیین شبهه'''
{{اصلی|آیا آیه ۲۳ تا ۲۵ سوره ص بر عدم عصمت حضرت داوود دلالت می‌کند؟ (پرسش)}}
ظاهر برخی [[آیات]]، حکایت از آن دارد که [[حضرت داوود]] {{ع}} در [[رفتار]] خود دچار [[لغزش]] شده است<ref>ر.ک: جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۶۷.</ref>؛ آن هنگام که دو [[فرشته]] در چهره دو [[متخاصم]] در [[محراب]] آن حضرت به طرح دعوای خود پرداختند، حضرت هم بر پایه ظاهر امر، بین آنان [[قضاوت]] فرمود؛ اما پس از آن به عجولانه بودن قضاوت خود [[آگاه]] شد و به درگاه الهی [[توبه]] کرد. [[خداوند]] هم [[آمرزش]] خود را بر او ارزانی داشت و روشن است که توبه آن حضرت و [[آمرزش الهی]]، گویای وجود لغزش است. [[قرآن]] در گزارش داستان آن حضرت چنین می‌فرماید: {{متن قرآن|وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ * فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ}}<ref>«و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار* آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود» سوره ص، آیه ۲۴-۲۵.</ref>.


ظاهر برخی [[آیات]]، حکایت از آن دارد که [[حضرت داوود]] {{ع}} در [[رفتار]] خود دچار [[لغزش]] شده است<ref>ر.ک: جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۶۷.</ref>؛ آن هنگام که دو [[فرشته]] در چهره دو [[متخاصم]] در [[محراب]] آن [[حضرت]] به طرح دعوای خود پرداختند، حضرت هم بر پایه ظاهر امر، بین آنان [[قضاوت]] فرمود؛ اما پس از آن به عجولانه بودن قضاوت خود [[آگاه]] شد و به [[درگاه الهی]] [[توبه]] کرد. [[خداوند]] هم [[آمرزش]] خود را بر او ارزانی داشت و روشن است که توبه آن حضرت و [[آمرزش الهی]]، گویای وجود لغزش است. [[قرآن]] در گزارش داستان آن حضرت چنین می‌فرماید: {{متن قرآن|وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ * فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ}}<ref>«و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار* آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود» سوره ص، آیه ۲۴-۲۵.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
'''پاسخ: رخ دادن ماجرا در عالم مثال''': برخی از مفسران بر این باورند که این ماجرا، نوعی تمثّل بوده است؛ زیرا خصوصیات داستان (ورود بر حضرت در محراب به گونه‌ای غیرعادی، [[آگاهی]] حضرت به اینکه این ماجرا یک موضوع معمولی نیست، بلکه صرفاً جهت [[امتحان]] است و همچنین [[امر خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ...}}<ref>«پس میان مردم به درستی داوری کن ...» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>، چنین برداشت می‌شود که این امتحان برای آن بوده که آن حضرت آگاه‌تر شود و امر [[خلافت]] و قضاوتش استحکام یابد) مؤید آن است که آن دو نفر از [[فرشتگان]] بودند. پس، از آن جهت که در ظرف تمثل بوده است، تکلیف الهی را در بر نداشته است؛ همان‌گونه که در عالم [[خواب]] تکلیفی وجود ندارد و [[تکلیف]]، تنها در [[عالم شهود]] مادی است. پس خطای [[حضرت داوود]] {{ع}} در این ماجرا بسان ماجرای [[حضرت آدم]] {{ع}} در [[بهشت]] است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۱۹۳.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>
 
'''پاسخ به شبهه'''
 
'''پاسخ نخست: رخ دادن ماجرا در [[عالم مثال]]''': برخی از مفسران بر این باورند که این ماجرا، نوعی [[تمثل]] بوده است؛ زیرا خصوصیات داستان (ورود بر حضرت در محراب به گونه‌ای غیرعادی، [[آگاهی]] حضرت به اینکه این ماجرا یک موضوع معمولی نیست، بلکه صرفاً جهت [[امتحان]] است؛ و همچنین [[امر خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ...}}<ref>«ای داوود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت خواهند داشت» سوره ص، آیه ۲۶.</ref> و از آن چنین برداشت می‌شود که این امتحان برای آن بوده که آن حضرت آگاه‌تر شود و امر [[خلافت]] و قضاوتش [[استحکام]] یابد) مؤید آن است که آن دو نفر از [[فرشتگان]] بودند. پس، از آن جهت که در ظرف تمثل بوده است، [[تکلیف الهی]] را در بر نداشته است؛ همان‌گونه که در عالم [[خواب]] تکلیفی وجود ندارد و [[تکلیف]]، تنها در [[عالم شهود]] مادی است. پس خطای [[حضرت داوود]] {{ع}} در این ماجرا بسان ماجرای [[حضرت آدم]] {{ع}} در [[بهشت]] است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۱۹۳.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
 
'''پاسخ دوم: گفتار حضرت نوعی مجاز [[عرفی]]، نه [[حکم شرعی]]''': گفتار حضرت داوود {{ع}} با دو نفر متخاصم، نوعی مجاز عرفی است و در [[مقام اثبات]] حکم شرعی نیست (مجاز عرفی، این است که با رویکرد عرفی به موضوع نگاه شود. اگر در این ماجرا [[ظالم]] بودن و [[مظلوم]] بودن مطرح شده، بر اساس نگاه و [[قضاوت]] عرف است و از نظر [[شرعی]] چیزی را [[اثبات]] نمی‌کند).
بنابراین با ثابت نشدن [[حکم]]، [[اطاعت]] و [[معصیت]] نیز موردی نخواهند داشت؛ بدین معنا که این کار [[حضرت داوود]] {{ع}} در ظاهر و تنها نزد عرف خلاف شمرده می‌شود، ولی از وجود [[گناه]] خبر نمی‌دهد. اگر [[خداوند]] از [[ستمکاری]] [[انسانی]] خبر دهد، وی بی‌تردید [[ستمگر]] خواهد بود؛ ولی اگر این نسبت را از گفتار دیگران نقل فرماید، جای تردید در آن هست و بر معنای [[عرفی]] و شرعی مجاز حمل خواهد شد<ref>ر.ک: علی بن احمد بن حمیر، تنزیه الانبیاء عما نسب الیهم حثاله الاغبیاء، تحقیق محمد رضوان الدایه، ص۳۶.</ref>.
ایراد این توجیه در آن است که این [[ستم]]، به دلیل درخواست [[آمرزش]] از خداوند، به ستم شرعی انصراف می‌یابد. پذیرفته شدن این درخواست {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ}} خود [[شاهد]] این برداشت است. در پاسخ نخست شواهدی چند، حکایت از مثال بودن آن عالم داشت؛ اما در این پاسخ دلیلی بر مجاز عرفی بودن اقامه نشده است.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
 
'''پاسخ سوم: واکنش [[حضرت]] به برخورد غیرعادی آنان''': این ماجرا به صورت غیرعادی رخ داده است و این خود شاهد آن است که افراد طرف [[نزاع]]، در واقع قصد [[ترور]] حضرت داوود {{ع}} را داشته‌اند؛ زیرا این چنین به نزد [[قاضی]] در آمدن، شیوه‌ای ناشناخته و مردود است. حضرت هم در [[انتقام]] گرفتن از آنان جزم می‌یابد، ولی با در نظر گرفتن [[مقام پیامبری]] و [[بزرگواری]] خود، ره [[عفو]] و [[بخشش]] در پیش می‌گیرد و دست نیاز به [[درگاه الهی]] دراز می‌کند و برای [[عزم]] پیشین خود آمرزش می‌طلبد<ref>ر.ک: احمد مصطفی مراغی، تفسیر المراغی، ج۲۳، ص۱۱۰.</ref>.
این توجیه نارساست؛ چراکه اولاً هیچ دلیلی ندارد؛ و ثانیاً اگر آنان سزاوار [[کیفر]] دیدن بودند، [[تصمیم]] نخست حضرت هیچ ایرادی در بر نداشته است و اگر سزاوار نبوده‌اند، عفو و بخشش دلیلی نداشته است.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
 
'''پاسخ چهارم: حکم حضرت به صورت تعلیقی، نه تنجیزی''': از ظاهر ماجرا چنین برداشت می‌شود که [[حضرت داوود]] {{ع}} پیش از آنکه به سخن طرف مقابل [[نزاع]] گوش دهد، وارد مرحله [[قضاوت]] شده است و این خود، کاری [[ناپسند]] بود که انجام شد؛ ولی این برداشت و نتیجه‌گیری از آن، در صورتی پذیرفته است که [[حکم]] حضرت داوود {{ع}} تنجیزی و مطلق بوده باشد؛ در حالی که اگر حکم [[حضرت]]، تعلیقی و مشروط بوده باشد، به این صورت که حضرت به شخص شاکی گفته باشد: «اگر جریان کار همان است که تو می‌گویی، وی در [[حق]] تو [[ستم]] روا داشته است»، هیچ محذوری در بر نخواهد داشت و لغزشی برای آن [[پیامبر الهی]] به شمار نمی‌آید<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج۷، ص۲۴۳.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۲۱ و ۲۲۲.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
این پاسخ این سان [[نقد]] می‌شود که اولاً [[مقام]] قضاوت، با [[حکم تعلیقی]] و مشروط ناسازگار است. [[قضا]] در لغت به مرحله پایانی کار گفته می‌شود و [[هدف]] دو طرف نزاع که در محضر [[قاضی]] حضور می‌یابند، آن است که به حکمی [[قاطع]] و جزمی دست یابند؛ ثانیاً در ظاهر گفتار حضرت داوود {{ع}} هیچ‌گونه شاهدی بر تعلیقی بودن حکم وجود ندارد. حضرت پس از شنیدن مدعای شخص اول، اظهار داشت او بر تو ستم روا داشته است و بسیاری از شریکان نیز بر یکدیگر ستم می‌کنند: {{متن قرآن|وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ}}<ref>«(داوود) گفت: بی‌گمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میش‌های خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا می‌دارند جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۴.</ref>. با چه دلیل و شاهدی، می‌توان این گفتار را از ظاهر جزمی آن، به حالت تعلیق منصرف ساخت؟!<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
 
'''پاسخ پنجم: ظهور [[فرشتگان]] به صورت [[متخاصم]] برای [[آزمایش]] حضرت''': بنا بر قرائن و شواهد، این ماجرا نزاع [[واقعی]] نبوده است، بلکه [[خداوند]] دو [[فرشته]] را [[مأمور]] کرده بود به صورت دو [[انسان]]، یکی [[شکایت]] خود را بر [[ضد]] دیگری [[تسلیم]] آن [[حضرت]] کند تا با این برنامه، [[حضرت داوود]] {{ع}} در بوته [[آزمایش]] قرار گیرد. پس آن حضرت در [[قضاوت]] خود [[شتاب]] کرد و از آنجا که [[پیامبران]] در جایگاه بلند [[معنوی]] قرار دارند، از این شتاب، با عنوان [[گناه]]، و از [[پوزش]] از آن، با عنوان [[استغفار]] یاد شده است؛ در حالی که گناه اصطلاحی وجود ندارد تا عنوان [[لغزش]]، درست باشد<ref>ر.ک: علی مشکینی، تفسیر سوره صاد، ص۱۰۰؛ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیام قرآن، ج۷، ص۱۳۳؛ محمدهادی معرفت، تنزیه انبیا، تهیه کننده خسرو تقدسی نیا، ص۳۳۴؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۲، جزء ۲۶، ص۱۶۹؛ سمیح عاطف زین، التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم، ج۲، ص۵۳۲.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۲۱ و ۲۲۲.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
این توجیه نارساست؛ زیرا اولاً شتاب در قضاوت، به ویژه در [[حکم]] تنجیزی و [[قطعی]] را نمی‌توان در حد [[ترک اولی]] دانست. آیا پای‌مال ساختن [[حق]] (حتی به این مقدار که سخن طرف مقابل را نشنیده، قضاوت کند) می‌تواند تنها ترک اولی شمرده شود؟ ثانیاً با روایاتی که این گونه قضاوت را مردود، و [[قاضی]] را [[اهل دوزخ]] می‌دانند، ناسازگار است: {{متن حدیث|وَ رَجُلٌ قَضَى بِجَوْرٍ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ فَهُوَ فِي النَّارِ}}<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۲.</ref>؛ کسی که قضاوت ناحق داشته باشد، گرچه [[نادان]] باشد، اهل دوزخ است».<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
 
'''پاسخ ششم: غیررسمی بودن قضاوت''': این قضاوت، یک قضاوت رسمی نبود که به دلیل و [[بینه]] نیاز داشته باشد؛ یعنی حضرت داوود {{ع}} نمی‌خواست به واقع [[مالی]] را از کسی بگیرد و به دیگری بدهد. قضاوت در صورتی نهایی می‌شود که بر اساس آن، انتقالی صورت بگیرد و ملکی که مورد [[مشاجره]] و [[مخاصمه]] است، به یکی از دو طرف واگذار شود؛ ولی در این ماجرا چنین اتفاقی نیفتاد و فقط یک گفت و گوی ساده بین آنها واقع شد<ref>ر.ک: محمد تقی مصباح، معارف قرآن: راه و راهنما‌شناسی، ص۳۲۸.</ref>.
ایراد این [[تفسیر]] در این است که فاقد دلیل است.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
 
'''پاسخ هفتم: [[شتاب]] در [[قضاوت]]؛ همان [[گناه صغیره]]''': [[حکم]] بر [[حضرت داوود]] {{ع}} این بود که در قضاوت [[عجله]] نکند تا از مدعی علیه بپرسد؛ اما او این کار را نکرد و این گناه صغیره بود که باید به جهت ارتکاب آن به [[درگاه الهی]] [[توبه]] می‌کرد و او هم این کار را انجام داد<ref>ر.ک: محمد بن محمد بن نعمان مفید، مصنفات الشیخ المفید، ج۲ (الفصول المختاره)، ص۱۰۲.</ref>.
ایراد این تفسیر در این است که به [[صراحت]]، [[گناه]] را بر آن [[حضرت]] روا می‌داند و این امر با [[ادله]] گوناگونی که بر [[عصمت پیامبران]] دلالت دارد، در تضاد است.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
 
'''پاسخ‌های ناروا'''
 
گذشته از پاسخ‌های فوق، سخنان عجیبی در توجیه آیه و پاسخ بدان از برخی [[مفسران]] نخستین [[اسلام]] در [[منابع اهل سنت]] نقل شده است [که نه تنها مشکلی را حل نمی‌کنند بلکه متاسفانه نسبت‌های ناروایی را نیز به آن حضرت نسبت می‌دهند]. برای نمونه از [[ابن عباس]]، [[سدی]]، [[حسن بصری]] و [[محمد بن اسحاق]] نقل شده که این [[آیه]] مربوط به داستان روزی است که کبوتری وارد [[محراب]] [[حضرت داوود]] {{ع}} شد.
آن [[حضرت]] به تعقیب کبوتر پرداخت تا آنکه بر فراز خانه‌ای آمد، و چشم آن حضرت به زنی افتاد که مشغول [[غسل]] کردن بود. حضرت داوود {{ع}} شیفته آن [[زن]] شد و چون دانست که وی شوهردار است، و شوهر او اکنون در کنار مبارزان مشغول [[نبرد]] است، به [[فرماندهان جنگ]] دستور داد تا ترتیبی دهند که آن مرد کشته شود، و او بتواند با آن زن [[ازدواج]] کند. هنگامی که [[خداوند متعال]] چنین عملی را از حضرت داوود {{ع}} دید، با فرستادن دو [[ملک]] در قالب کسانی که درباره مسئله گوسفندانشان [[نزاع]] دارند و در پی [[شتاب]] آن حضرت در صدور [[حکم]]، وی را متوجه [[اشتباه]] خود کرد، و آن‌گاه او [[توبه]] و [[انابه]] کرد<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۲۳، ص۹۳-۹۷.</ref>. گفتنی است که در متون [[تفسیری]] [[اهل سنت]]، روایتی نیز از [[انس بن مالک]] نقل شده است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره این آیه چنین مضمونی را بیان کرده‌اند<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۲۳، ص۹۳-۹۷؛ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدر المنثور، ج۵، ص۳۰۱.</ref>.
 
درحقیقت این داستان حتی از نظر برخی [[مفسران اهل سنت]] نیز از [[اسرائیلیات]] است<ref>اسماعیل بن عمرو بن کثیر قرشی دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص۵۱؛ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدر المنثور، ج۵، ص۳۰۱.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۶۹-۷۲.</ref>


=== آیات 78 و 79 سوره انبیا ===
=== آیات 78 و 79 سوره انبیا ===
۱۳۰٬۳۴۶

ویرایش