←پاسخ های دیگر
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
::::::[[امام مهدی]] {{ع}} تمام اینها را بیرون میآورد و به [[سید حسنی]] نشان میدهد، آنگاه عصای [[پیامبر خاتم|پیغمبر]]{{صل}} را گرفته و به سنگ سختی میزند، فی الحال، سنگ مانند درخت سبز میشود، و شاخ و برگ درمیآورد. مقصود [[سید حسنی]] این است که بزرگواری [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} را به اصحاب خود نشان دهد، تا حاضر شوند که با وی [[بیعت]] کنند. آنگاه [[سید حسنی]] عرض میکند: اللّه اکبر! یابن رسول اللّه! دست مبارک را بده تا با شما بیعت کنیم، [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} هم دستش را دراز کرده و [[سید حسنی]] نخست خود و سپس سایر لشکریانش با او بیعت میکنند، مگر چهل هزار نفر، که قرآنها با خود دارند و معروف به زیدیه میباشند که از [[بیعت]] امتناع میورزند.<ref> مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۱۱۶۳</ref>»<ref>[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹.</ref>. | ::::::[[امام مهدی]] {{ع}} تمام اینها را بیرون میآورد و به [[سید حسنی]] نشان میدهد، آنگاه عصای [[پیامبر خاتم|پیغمبر]]{{صل}} را گرفته و به سنگ سختی میزند، فی الحال، سنگ مانند درخت سبز میشود، و شاخ و برگ درمیآورد. مقصود [[سید حسنی]] این است که بزرگواری [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} را به اصحاب خود نشان دهد، تا حاضر شوند که با وی [[بیعت]] کنند. آنگاه [[سید حسنی]] عرض میکند: اللّه اکبر! یابن رسول اللّه! دست مبارک را بده تا با شما بیعت کنیم، [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} هم دستش را دراز کرده و [[سید حسنی]] نخست خود و سپس سایر لشکریانش با او بیعت میکنند، مگر چهل هزار نفر، که قرآنها با خود دارند و معروف به زیدیه میباشند که از [[بیعت]] امتناع میورزند.<ref> مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۱۱۶۳</ref>»<ref>[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹.</ref>. | ||
== پاسخ نخست== | |||
[[پرونده:1402.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | |||
::::::''پژوهشگران «[[مرکز تخصصی مهدویت]]»'' در پاسخ به این پرسش در کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' آوردهاند: | |||
::::::«از مجموع روایات چنین استفاده میشود که اصل وجود شخصی با نام حسنی یقینی است. در برخی روایات ویژگیها و قضایایی برای ایشان نقل شده است که از اعتبار چندانی برخوردار نیستند و ما به اشارهای اجمالی، اکتفا میکنیم. | |||
::::#'''در روایات سه تن بعنوان حسنی معروف شدهاند:''' اولی از دوستداران حضرت است؛ [[امام]] از خدا درخواست اجازه ظهور میکنند حسنی از این موضوع با خبر شده و اقدام به خروج میکند اهل مکه به او هجوم برده، او را کشته و سرش را به نزد شامی- سفیانی - میفرستند پس از این واقعه ظهور [[امام مهدی|صاحب الامر]]{{ع}} صورت میگیرد و مردم با ایشان بیعت میکنند ظاهرا این شخص همان [[نفس زکیه]] خواهد بود که بحث آن گذشت<ref>ر ک: کافی، ج۸، ص۲۲۴و۲۲۵، ح۲۸۵ ؛ نعمانی، الغیبه، ص۲۷۰، ح۴۳.</ref>؛ دومی شخصی است که با سپاه سفیانی - اموی در شام درگیر میشود و سرانجام مغلوب خواهد شد؛ و سومین حسنی همان شخصی مورد بحث است که از بلاد شرق - دیلم - خروج کرده و با یارانش در کوفه مستقر خواهد شد<ref>بحار الانوار، ج۵۳، باب۲۸، ص۱۵و۱۶.</ref>. | |||
::::#'''مکان خروج و استقرار حسنی:''' در ضمن روایتی بسیار طولانی [[مفضل بن عمرو]] نقل کرده که [[امام صادق]]{{ع}} فرمود:"... سپس حسنی آن جوانمرد خوشرو از جانب دیلم خروج خواهد کرد وی با صدای فصیح میگوید: ای آل احمد غمگین محزون و ندا کننده از مکه یعنی [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} را اجابت کنید. پس گنجهایی از طالقان که از جنس طلا و نقره نیستند بلکه مردانیاند بسان پارههای آهن سوار بر اسبهای ابلق در مسیر خود به سمت کوفه با ستمگران جنگیده، آنان را کشته تا وارد کوفه شده... و آنجا را قرارگاه خود قرار میدهند<ref>بحار الانوار، ج۵۳، باب۲۸، ص۱۵و۱۶.</ref> | |||
::::#'''زمان و مکان ملاقات حسنی با [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}}:''' از روایت فوق استفاده میشود که خروج حسنی همزمان یا بعد از ظهور حضرت خواهد بود زیرا در ادامه روایت فوق [[امام]]{{ع}} میفرماید:"... پس از ورود [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} و اصحابشان به کوفه حسنی با خبر شده؛ یارانش به او میگویند: یابن رسول الله کیست که به ساحت و منطقه ما وارد شده است؟ حسنی در پاسخ آنان میگوید بیرون شویم و ببینیم او کیست و چه میطلبد. به خدا قسم او میداند که او [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} است و او را میشناسد و از این سخن غرضی جز اینکه [[امام]] را به اصحاب خود بشناساند ندارد پس حسنی با سپاه خود نزد حضرت میآیند و ..."<ref>بحار الانوار، ج۵۳، باب۲۸، ص۱۵و۱۶.</ref> | |||
::::#'''صداقت حسنی:''' پس از ملاقات حسنی با [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} گفتگویی جالب بین آنان صورت میگیرد [[امام صادق]]{{ع}} در ادامه همان روایت میفرماید:" حسنی به [[امام]] عرض میکند: اگر تو مهدی آل محمدی آثار جدت [[پیامبر]]{{صل}} عصا، انگشتر، عمامه و... و [[مصحف علی]]{{ع}} کجاست؟ حضرت همه آنها را به او عرضه میکند سپس حضرت یا حسنی عصا را برداشته و در سنگ سختی فرو میبرد بلافاصله عصا سبز شده و برگ در میآورد و... پس از آن میگوید: الله اکبر یابن رسول الله دست خود را دراز کن تا با تو بیعت کنم و به این ترتیب او و سپاهیانش با حضرت بیعت میکنند..."<ref>بحار الانوار، ج۵۳، باب۲۸، ص۱۵و۱۶؛ برای اطلاع بیشتر در این زمینه به کتاب « تأملی نو در نشانه های ظهور۱ » تقریرات درس آیت الله نجم الدین طبسی پیرامون قیام حسنی، با تحقیق و تقریر آقای محمد شهبازیان، مراجعه شود.</ref>»<ref>[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]، ج۱، ص ۲۲۰-۲۲۳.</ref>. | |||
== پاسخ های دیگر== | == پاسخ های دیگر== | ||
{{یادآوری پاسخ}} | {{یادآوری پاسخ}} | ||